زهرا

دختره بی جنبه !!!

 * این مطلب واقعا علمیه ها. سعی کنین مثل من بی جنبه بازی در نیارید و ۱ ساعت نخندید:) خدا وکیلی به جرات میتونم بگم یکی از بامزه ترین مطالبی بود که طی این دو سه ماهه خوندم. واقعا محشره. بازم تاکید میکنم این مطلب کاملا جدی و علمی هست. حالا من دختر بی جنبه ای هستم شما نیاشید:)

* امشب ما توی خونه مون احیا داریم. یعنی بابام زنگ زد اینو گفت. فکر کنین چقققدر زور داره آدم توی خونه شون احیا باشه و غذای مورد علاقه شم مامانش بپزه و (قیمه) اونوقت خودش بشینه اینجا حلیم بخره و بخوره!!! اونهم آدمی به شیکمویی من!!!
حالا من هی میگم شیکموام شما باور نکنین. این عکسهای مینی ژوپ رو که میدیدم از این خوردنیهای خوشششمزه شمالی، واقعا قیافه ام شکل اون شکلک یاهو مسنجر شد که دهنش داره آب میاد و اطراف و اکنافش آب میباره :دی یعنی واقعا محشره ها اممممممممم...

* گفتم خونه... دیشب آبجی کوچیکه ام زنگ بود میگفت که حرفای خصوصی بابا و مامان رو شنیده. میگفت اونا همش نگران توان و مامانم یه خواب بد راجع به تو دیده بود... میگفت همش میگفتن زهرا چیکار میکنه؟ چرا کاراش گیره؟! چرا اینقدر نگرانه و این حرفا... هیچوقت فکر نمیکردم باعث نگرانی مامانم بشم اونم تا این حد که بخواد برام خواب ببینه و نگرانم بشه...
طفلی مامانم سنی نداره. توی دهه چهارم زندگیش هنوزم باید نگران ماها باشه:((

* گفتم آبجی کوچیکه؟! این صابخونه ما چن تا نوه داره که خیلی ریزه میزه اند. وقتی هم میان خونش قدشون نمیرسه زنگ بالای آیفون رو بزنن و همیشه زنگ منو میزنن. این وسط یه دخمله هست که من خیلی دوستش میدارم. ۵ سالشه. صداشم کپی آبجی کوچیکه من هست. البته آبجی کوچیکه من راهنمایی میخونه ولی خوب اونم قدش کوتاهه. واسه همین هر وقت این نخمله زنگ میزنه و گوشی رو برمیدارم یه لحظه دلم هوایی میشه که ای وای آبجی کوچیکه ام اینا اومدن و برم خونه رو مرتب کنم. یا اینکه هی هوس میکنم ای کاش الان مامان اینا اومده بودن و آبجی کوچیکه زودتر از اونا دویده بود و زنگو زده بود :((

* راستی اولین شب قدر ما فقط رفتیم توی یه مسجدی و چون  پر پیرزن بود و مام جز معدود جوونایی بودیم که اونجا رفته بودیم مامور شدیم که واسه شون چایی بذاریم و چایی ببریم. حالا چون همه شونم از قضا ترک بودن مگه سیر می شدن؟! منه بیچاره به همراه یه دختره دیگه فقط کارمون شده بود سینی سینی چایی بردن. اون طفلیم ترکی حالیش نمیشد و کلا نمیفهمیدیم بالاخره از چایی خوششون اومده یا نه؟! تازه آخر شب فرصت کردیم مراسم رو به جا بیاریم اونم در حالیکه داشتیم از گرما و خستگی خفه می شدیم. فکر کنم بهتره من برم ترکی رو در حد محاوره یاد بگیرم. چون زن صابخونه مون هم اصلا فارسی بلد نیست و نه من میفهمم اون چی میگه و نه اون طفلی میتونه فارسی حرف بزنه:)
ولی دیشب خداییش خیلی خوب بود. هر چند دیشب هم اکثرا توی مسجد ترک بودن ولی ما برای خودمون رفتیم یک گوشه ای و خلوت کردیم و امر خطیر چایی آوردن افتاده بود گردن دو تا خانوم دیگه:)
با اینکه من خودم چایی خور حسابیم ها ولی واقعا در مقابل اینها کم آورده بودم:-) به جرات میتونم بگم هر کدوم از اون پیرزنا به طور متوسط 15 استکان چایی خوردن!!! اونم استکانای بزرگا!!

* از سایت آوای آزاد:  اگر شوهر آدم برنامه نويس باشد...
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer

* از وبلاگ مرد رمانتیک با کلنگ: کمپانی نفتی نروژی "ستت اویل" که در بورس نیویورک لیست شده است با پرداخت 21 میلیون دلار جریمه برای حل و فصل اتهام آمریکا مبنی بر رشوه دادن به یک مقام دولتی ایران موافقت کرد. این کمپانی در ماه جون 2002 وژانویه 2003 یعنی در دوره ی ریاست جمهوری اصلاح طلب کبیر سید محمد خاتمی بیش از پنج میلیون دلار به یک مقام ناشناس ایرانی که "در بسته شدن قرارداد های نفت و گازدر ایران نفوذ داشته" پرداخت کرده و در میان دو این دو پرداخت برنده ی مناقصه ای در پروژه ی پارس جنوبی گردیده بود.
آقای مایکل گارسیا دادستان جنوب نیویورک از این حرکت بسیار راضی و شنگول شده و فرموده:
محافظت از بازارهای سرمایه ی آمریکا در مقابل فعالیت های تجاری فاسد از اصول بنیادین قانون فعاليت های خارجی فاسد است.
خوشبختانه علی رغم جریمه و رشوه این کمپانی نروژی از برنده شدن در مناقصه ی مربوطه صدها میلیون دلار سود خواهد برد و بنابراین برای سرمایه داران عزیز نروژی زیاد جای نگرانی نیست.
اصل خبر را ببینید...

* این عکسهای نیوشا توکلیان برنده جایزه  National Geographic  شده. نمیدونم با سوادی که من دارم بسیاری از این عکسا مثل اینهایی میمونه که یه دوربین دستشون گرفته اند و مخفیانه از دخترا عکس گرفتن!!! شایدم من اشتباه میکنم خواهشا فحش ندید حتی شما دوست عزیز!!! 

:: نوشته شده توسط زهرا

October 14, 2006 12:03 PM | نظر بديد (20)