* زنی که تنهاست
زیبا هم اگر باشد
خاطر جمع!
تنها
تکیه میدهد
به دیوار ِ زمان
و آواز میخواند...
*میگم ها ماه رمضان مبارک:) امیدوارم همه ما از این ماه بیشترین استفاده رو ببریم و بیشترین مقدار بامیه و زولبیا و شعله زرد و از همه مهمتر حلیم رو نوش جان کنیم:-)
شوخی کردما:) من یکی دم افطاری بیشتر اشتهام میره و کم میخورم. نه ولی واقعا شوخی کردم. قبل از اذان مغرب دارم از گشنگی میمیرم و فکر می کنم یه گاو رو درسته میخورم و دقیقا موقع افطار سیر میشم:(
ولي جداي از شوخي خواهشا حتما ديگران رو دعا كنيد ميدونين كه واضحه كه منظورم خودمم :دي
من كه مطمئنم از اين به بعد بايد بدون سحري روزه بگيرم. چون بعيد ميدونم سحرا بلند شم مگه اينكه روزايي كه ميرم شمال و يا خونه خاله ام:-) خدا وكيلي سحر بلند شدن و چيزي درست كردن خيلي سخته. مامانم از ساعت 2 بلند ميشه و آشپزي مي كنه و معتقده كه توي سحري غذاي تازه پخت از همه چيز بهتره. تازه بماند كه چه مخلفاتي هميشه سر سفره آماده است. اي كاش منم انرژي مامانم رو داشتم:)
* من از اون زن و شوهری که برنامه جزر و مد دیروز (یعنی سه شنبه) آورده بود خیلی خوشم اومد. همون آقایی که موقع جنگ از هلی کوپتر سقوط کرده بود و کاسه سرش شکافته شده بود و خانومش می گفت که حاضره همه دنیا رو بده و شوهرش رو داشته باشه. خیلی صمیمی و صادق بودن من خیلی خوشم اومد...
* واي خدا جوووونم:) عجب سايت خوشگل موشگلي پيدا كردم اين دم افطاري:-) واقعا ناززززه:)
* اين قضيه افتخارات باعث شد من امروز بشينم بخشهايي از وبلاگ كورش ضيابري رو بخونم. حقيقتش اينكه به نظرم اين ادبيات از يك نوجوان 12 ؟! ساله و يا اين حدودا بعيد اومد. البته ممكنه اين به خاطر نقص ادبي خود بنده باشه و يا حسن ادبيات ايشان! به هر حال ما واسه مون سوال پيش اومد.سوالم كه واسه جوانان عيب نيست؟!
* تنها بركهاي كه در آن برهنه ميشوم
تنهايي است
آن جا تن ميشويم
آوازهايي ميخوانم كه واژههاشان را نميدانم
تنهايي
و آن گوزن ناآرام
با شاخهاي پيچخورده
كه آهسته آهسته در غروب راه ميافتد
سر بالا ميگيرد
شامهي قوياش مسيري بر ميگزيند
شاخهايش
شاخههاي خشك و باكرهي بيشه را كنار ميزند
تنهايي
و بيدار كردن انعكاس آب در چشمان درشت و گياهخوار گوزن
شايد جنگلها جنگل دور
قرنها قرن فاصله
تنهايي
و خواندن آواز
آوازي كه
گوزني وحشي
با شاخهاي پيچخورده را
در بيشهاي دور
بيخواب كرده...
PROSPERO'S SPEECH


