August 2006 (10)
خلاصه مطلب : در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگینی را داخل کلاس درس آورد. وقتی که کلاس رسمیت پیدا کرد استاد یک لیوان بزرگ شیشه ای از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس...چند قلوه سنگ از...
# 29 August 05:27 PM
# 29 August 05:27 PM
خلاصه مطلب : * چقدر سخته نشان دادن اینکه قوی هستی و هیچ چیز نمی تونه تو رو از پای در بیاره!!! اصلا نوع شغلی که من انتخاب کردم نیازمند یه جور توانایی ها و قدرت فکری بالاست و برای آدمی به ضعیفی...
# 27 August 11:24 AM
# 27 August 11:24 AM
خلاصه مطلب : * سلاممن از شمال برگشتم:)جاتون خالی دریا هم رفتیم.از اون مهمتر اینکه شنا هم کردیماز اون مهمتر اینکه با خانواده هم رفتیم:-) * راستی این مکالمه عشقولانه رو هم ببینین:-) فهلن من برم سر كارم. * راستي من دنبال كار...
# 26 August 11:16 AM
# 26 August 11:16 AM
خلاصه مطلب : * درس اول: يه روز مسوول فروش، منشي دفتر، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه......
# 20 August 09:31 AM
# 20 August 09:31 AM
خلاصه مطلب : * دیروز بعد از ظهر علیرغم ترافیک شدید اطراف حسینیه ارشاد ما خودمون رو به کنفرانس سنت و مدرنیته رسوندیم و مثل تقریبا ۹۰٪ جمعیتی که اومده بودن، سر کار موندیم!!! چون نه جناب شریعتی حرف زد و نه دکتر...
# 18 August 06:14 PM
# 18 August 06:14 PM
خلاصه مطلب : * امروز صبح توي مترو ازمون بليط نگرفتن و گفتن به خاطر پيروزيه حزب الله لبنانه! ببينم مگه آتيش بس اعلام نشده؟!! * چقدر ديشب پاي سريال نرگس گريه كردم. يه جورايي اتفاقي كه افتاده بود اصلا باورم نميشد. وقتي...
# 15 August 01:36 PM
# 15 August 01:36 PM
>> دزدكي
خلاصه مطلب : * من فقط تند تند يه چيزيو بگم و برم. بابا من اصلا به كسي راجع به عضويت در سايت SMS ايميل نمي زنم! اگه ايميلي با اين عنوان به دستتون مي رسه مطمئن باشيد كه ويروسه! من ايميلاي خودمم...# 14 August 06:30 PM
>> آبجی کوچیکه
خلاصه مطلب : * سلام. من الان شمال هستم و دارم وبلاگ رو آپدیت می کنم. الان آبجی کوچیکه شیطون بلا کنار من نیشسته و هی داره سرک می کشه که چی مینویسم. به قول خودش اومده اینجا که ببینه من تو کار...# 10 August 05:49 PM
خلاصه مطلب : * سلام خوب دیگه ظهرتون به خیر:) اگه بدونین چقققدر امروز چسبید!!! آخه از ساعت ۹ و خووورده ای برق رفت و تا ۱۲ هم نیومد. بنده هم که خدای وجدان کاری و این مقولات، رفتم حسابی توی اتاق جلسات...
# 6 August 10:02 AM
# 6 August 10:02 AM
>> دوستان قدیمی
خلاصه مطلب : چقدر به دوستان قدیمی تون وفادارید؟!چقدر اصلاً اهل دوستی و زود جوشی هستید؟چقدر دیگران زود با شما صمیمی میشن، یا شما زود با دیگران صمیمی میشید؟آیا تا حالا توی دوستی هاتون سوء استفاده کردید؟ یا مورد سوء استفاده واقع شدید؟آیا...# 3 August 06:03 PM
