زهرا

شلوار پاچه کوتاهم آرزوست!

* در حالیکه بنده موجودی جیبم نزدیک صفر هست و نمیدونم 70 هزارتومنی رو که باید به جایی رو بدم رو از کجا کش برم، (محل کار سابقم هنوزم حقوقم رو نداده!!) دیروز توی مترو یه خانومه کنار من نشسته بود که توی دفترچه بانک صادراتش 320 میلیون تومان داشت!! جالبه بدونین که خانوم بسیار مسن بود و دستش میلرزید! خیلی دلم میخواست بهش بگم که خانوم اگه 3000/1 پولت رو بهم بدی یه عالمه از مشکلات بنده در حال حاضر حل میشه :دی

* به قول عادل فردوسی پر: چه می کنه این عشق (!!!)
علت حملات رايس به ايران به شكست وي در رابطه عشقي بايك جوان قزوینی مربوط است:
شكرالله عطارزاده، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم، گفت: تحقيقات يك نماينده زن مجلس هفتم نشان مي‌‏دهد علت حملات و تاخت و تازهاي خانم رايس به مقامات ايراني، به شكست وي در رابطه عشقي با يك جوان ايراني مربوط است.
نماينده بوشهر در جمع خبرنگاران پارلماني گفت: يكي از خانم هاي نماينده مجلس هفتم تحقيقاتي را در خصوص علت رفتارهاي نامناسب و موضع‌‏گيري‌‏هاي كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا با مقامات مسوولين ايراني انجام داده كه طي آن مشخص شده است؛ خانم رايس در زمان دانشجويي خود در دانشگاه با يك جوان قزويني(!) ارتباط عشقي داشت كه با ناكامي مواجه شده بود. عطار زاده افزود: خانم رايس جواب دهد علت ناكامي در اين ارتباط چه بوده و چرا با مردم ايران لجبازي مي كند. عضو فراكسيون اصول گرايان مجلس هفتم خاطرنشان كرد: اگر خانم رايس در اين قضيه به نوعي آسيب روحي ديده‌‏اند ما حاضريم در دادگاه صالحه، در مورد اين مسئله، رفع مشكل كنيم. عطارزاده از افشاي نام نماينده زني كه چنين تحقيقي را انجام داده است خودداري كرد! (خبرچین)

* وضعیت پروژه!!
خیلی جالبه که سه چار تا از استادای کله گنده دم در پله ها هی بهم تعارف کنن که: دکتر بفرما! پروفسور بفرما! استاد گرام بفرما، سوپر فوق پروفسور بفرما!! اونوقت شما هم در نهایت اعتماد به نفس در حالیکه اونا منتظرن یکدومشون بره بالا، از وسطشان رد شید:) خدا میدونه پیش خودشان چه فکر کردن! به هر حال وقتی آدم پروژه داره و همه چیز رو به روز آخر واگذار کرده نباید ازش انتظار دیگه ای هم داشت!
جالبه بدونین که یکی از اون استاتید دکتر جبه دار بود:) این آدم کلا از من حساب میبره (بابا اعتماد به نفس) چون یه بار بدون توجه به مقامش باهاش دعوای شدیدی گرفتم! البته به کشت و کشتار نرسید ولی اونقدر عصبانی شد که فکر کرد من دانشجوی اینجا نیستم و نمی شناسمش:) برای همین از من کارت دانشجویی خواست و منم با کمال پررویی گفتم: باید نشون بدم؟!! بعدش که کارت رو دید از من عذرخواهی کرد:) میخواست ماها از آزمایشگاه نرم افزار بریم بیرون و کارمندان وزارت راه بیان اونجا (چون پول داده بودند!!) منهم فردائیش باید معماری نرم افزار رو به استاد مهندسی نرم افزارمون تحویل میدادم برای همین عمرا از جام بلند نمیشدم و خیلی هم عصبانی بودم! تازه من باعث شدم که چند تای دیگه از بچه ها هم بمونن!! حالا از اون به بعد این آقای جبه دار هر وقت منو میبینه با احترام و حساب بری نگاه میندازه

* این عکسها را تا آخر دنبال کنین. عجب ماشین توپی بوده:)

* توجه:: این آخرین مطلب انتخاباتی این وبلاگ است!!
من واقعا نمی فهمم چرا اکثرا از روی ظاهر احمدی نژاد بهش ایراد میگیرن؟ به نظر من خیلی غیر منطقیه! مگه ماها همه مون ظاهرمون خوبه که ازش ظاهر اوشان ایراد میگیریم؟! حالا من ظاهرم خوبه ولی مگه مال شمام هست؟ (الکی ) این رو از اونجایی میگم که من چند تا کامنت اینطوری رو کلا پاک فرمودم و به همین خاطر عذر میخوام! راستش اگه میخواین از ایشان ایراد بگیرین، ایرادات منطقی و مدیریتی زیادی میتونین بگیرین که ظاهرشان اصلا چیزی نیست!!

* این نوشته نرگس را تا آخر بخوانید. چون با تک تک جملاتش موافق بودم متنش را اینجا میارم:
برام خیلی جالبه که همه فکر میکنند که اگه ما از رو ناچاری رفسنجانیو میخواستیم برای این بود که آزادی داشته باشیم و شلوار پاچه کوتاه بپوشیم و بی حجابی باشه و با دوست پسرمون بریم بریم کافی شاپ و ازین حرفها. کسانیکه اینجور فکر میکنن فقط مسایلو از دیدگاه خودشون بررسی میکنن. بابا ما با اونهایی که رفتن کارناوال راه انداختن فرق داریم لااقل قیافمون فرق داره!!
عزیز، من نه عشق شلوار برمودا دارم نه یکدونه صندل دارم نه موهامو عجیب غریب بیرون میذارم. درسته من در خانواده به اصلاح حزب اللهی نبودم و تو فامیلمون هم دو مورد بیشتر ندیدم ولی توی یک خانواده مذهبی بزرگ شدم ولی ازینکه می بینم یه مذهبی افراطی تندرو که میخواد جاده برای ظهور امام زمان *بکشه و بقول دانشجوش وسط کلاس موقع اذان چفیه زمین پهن کنه و نماز بخونه خوشم نمیاد. اینکه چنین شخصی بخواد سیاستمدار مملکتم بشه ناراحتم. حالا هی تو بیا نا امیدی منو توجیه کن، هر چند که دلخوری این چند روزه منم فایده نداره و باید عادت کنیم، ولی حق اینو داریم که ناامید بشیم لااقل چند روزی!
من از هر چی افراطه بدم میاد. این آقا نوه دایی صمیمیترین دوست منه، خیلی بیشتر از اون چیزهایی که شما بدونی من از زندگی خصوصیش با خبرم، بله آدم ساده ایه، حقوقشو از دولت نمیگیره، ساده زندگی میکنه، عکس ازش میندازن که سر سفره در حالیکه تسبیح کنار دستشه داره نون سنگگ با پنیر میخوره و پیکان مدل پایین داره و ازین حرفها. من نمیگم چنین شخصی بده اصلا فرشته، ولی من نمیخوام همه چیزم بشه مذهب، اونم مذهبی که تو این سالها بین سیاست و عمامه و فرصت طلبیها گم شد. بقول آقای ابطحی بالاخره وقتی کسیکه دارای عقایدیه و در جامعه رییس جمهور میشه کسانیکه عقاید مشترک باهاش دارن قدرت میگیرن و البته بنظر من روشون زیاد میشه. حالا عده ای از کسانیکه با ایشون اتفاق نظر دارند کیا هستند؟ خودتون میدونید همین بسیجیا و لباس شخصیها و کسانیکه گاهی برای فهموندن حرفشون از باتوم استفاده میکنن.
این بسیجی اون بسیجی ای نیست که استادمون تعریف میکرد برای اسم نوشتن توی یه عملیاتی که میدونستن برگشتی در کار نیست سر و دست میشکوندن، حالا کاری ندارم که بخاطر اعتقاد مذهبیشون بوده یا دفاع از وطن، هر چی بوده هر دوش خیلی ارزشمند بوده چون از جونش داشته میگذشته و منم خیلی براش حرمت قایلم، ولی بسیجی امروزی ای که من دیدم میخواد حرف زور بزنه، از کارت عضویتش برای صد جوره امکانات داره استفاده میکنه و شغل و پور سانت میگیره، نمونه شو از نزدیک دیدم. بعدشم تو خیابون جریت پیدا میکنه که بخواد منو امر بمعروف کنه یا تو کوه گیر بده به دختر فامیلمون که این کیه باهاش اومدی و بیا بریم بالا یه اتاقک داریم که بهتون اجاره میدیم و اگه نخواید خودمون هستیم واگه نیای ال میکنیم و بل میکنیم. 4ساعت هم نگهشون میداره و بعدش بخاطر اینکه اسم پسره علیه ولشون میکنه برن!
خودتون زیاد شنیدید ازین قبیل... میفهمی چی میگم من از اینکه چنین آدمهایی میخوان جریت و قدرت پیدا کنن میترسم، چون قانونی هم نیست و قانونی هم از خلافهاشون انتقاد نمیکنه. همین الانشم احساس امنیت نمیکنم چه برسه به وقتیکه ... من اینو دیو نمیبینم ولی کسی هم نمیبینم که بخواد کاری بهتر از خاتمی برامون بکنه. حداقلش اینه که شاید صدامون در بیاد! همون یکذره اعتمادم به دولت و سیاست دود شد رفت، بقول فخری برزنده:
اعتماد، یاسهای سپیدی بود که باد با خودش برد...
*اگه ادعای ساده زیستی و برنامه های ازین قبیل دارن جاده رو بیخیال بشن، جلوی خرید ماکسیما بعنوان اموال شخصی برای جمکرون وازین قبیل کارها رو بگیرن! این گوی و این میدون تا ببینیم چه میکند. ایشالا که موفق باشه وگرنه دودش تو چشم هممون میره. هی میخوام سیاسی ننویسم ولی نمیشه، یه چیزایی میخونی جوش میاری، آروم میشیم هممون، آروم و آرومتر...

:: نوشته شده توسط زهرا

June 29, 2005 03:43 PM | نظر بديد (65)