April 2005 (14)
خلاصه مطلب : * و ما همچنان دودره مي کنيم، شب و روز راهنوز را:) * من هر وقت کارام زياد بشه همون موقع هام ضريب دودر کردن کارام ميره بالا! مثل امروز که کلا شرکت رو دودر کردم و به بهانه عدم...
# 30 April 01:07 PM
# 30 April 01:07 PM
خلاصه مطلب :
# 28 April 11:32 PM
# 28 April 11:32 PM
خلاصه مطلب : - یک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم!و کمی بعد گفت:- خودت که میدانی... وقتی آدم خیلی دلش گرفته باشد از تماشای غروب لذت میبرد.- پس خدا میداند آن روز چهل و سه غروبه چهقدر دلت گرفته...
# 27 April 02:06 PM
# 27 April 02:06 PM
خلاصه مطلب : * بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک...شاخه های شسته، باران خورده پاک...آسمان آبی و ابر سپيد...برگهای سبز بيد... عطر نرگس، رقص باد... نغمه ی شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوتر های مست... نرم نرمک می رسد اينک بهار... خوش به...
# 24 April 07:28 PM
# 24 April 07:28 PM
خلاصه مطلب : * «هر آدمي دو قلب دارد، قلبي که از بودن آن با خبر است و قلبي که از حضورش بي خبر. قلبي که از آن با خبر است، همان قلبي است که که در سينه مي تپد، همان که گاهي...
# 22 April 07:54 PM
# 22 April 07:54 PM
خلاصه مطلب : آن وقت بود كه سر و كله روباه پيدا شد. روباه گفت: ـ سلامشازده كوچولو برگشت اما كسي را نديد. با وجود اين با ادب تمام گفت: ــ سلام.صدا گفت: ــ من اينجام، زير درخت سيب ...شازده كوچولو گفت: ــ...
# 21 April 11:55 AM
# 21 April 11:55 AM
خلاصه مطلب : * من به شدت دلم لینکدونی میخواد؟ کسی حاضره ثواب کنه؟:-) * وقتي آدم پاي مدير عامل جديدش را لگد کند:-)ساعت اتاق ما خواب رفته بود و همه مون خواب مونديم. حالا بماند که با چه بدبختي ساعت ۹:۳۰ رسيدم شرکت...
# 20 April 12:21 PM
# 20 April 12:21 PM
خلاصه مطلب : * روزي شيوانا پير معرفت يكي از شاگردانش را ديد كه زانوي غم بغل گرفته و گوشه اي غمگين نشسته است. شيوانا نزد او رفت و جوياي حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بي وفايي يار صحبت...
# 17 April 04:01 PM
# 17 April 04:01 PM
خلاصه مطلب : * بهار بهار صدا همون صدا بود صداي شاخه ها و ريشه ها بودبهار بهار چه اسم آشنايی صدات مياد اما خودت كجايیوا بكنيم پنجره ها رو يا نه تازه كنيم خاطره ها رو يا نهبهار اومد لباس نو تنم ...
# 16 April 06:20 PM
# 16 April 06:20 PM
خلاصه مطلب : * وقتی که من بچه بودممن نبودم.تا گرفتار اين تن نبودم،غم بود،اما کم بود. * کسي از شما CD تصويري از آهنگهايي که جواد يساري ميخونه داره؟ من به شدت بهش احتياج دارم:) ميتونم الان قيافه دوستام با خوندن اين...
# 14 April 02:54 PM
# 14 April 02:54 PM
خلاصه مطلب : * معشوق من چنان لطيف استکه خود را به «بودن» نيالوده است که اگر جامه وجود بر تن ميکرد نه معشوق من بود.معشوق من، منتظري که هيچ گاه نمي رسد. انتظاري که همواره پس از مرگ پايان مي گيردچنانکه اين...
# 12 April 12:10 PM
# 12 April 12:10 PM
خلاصه مطلب : شازده کوچولو::۱- هيچ چيزی را تا اهلی نکنند، نميشود شناخت. ۲- آدمها چيزهای ساخته و پرداخته از دکان می خرند و چون کاسبی نيست که دوست بفروشد، آدمها بدون دوست ماندهاند. ۳- آدم بزرگها اصلا به زيبايی جنگل، برق ستاره...
# 11 April 07:40 PM
# 11 April 07:40 PM
خلاصه مطلب : * رمه ام گم شده است شب سنگین بیابان گویا رمه ام را دزدید رمه ام: آن همه شعری که برایت گفتم، ناگهان گم شد و رفت... حرف مردم شد و رفت من شبان رمه ی خود بودم و کسی آن بالا خود...
# 8 April 06:32 PM
# 8 April 06:32 PM
خلاصه مطلب : * به خدا، من کاری نکرده ام، فقط لای نامه هایی به ری راگلبرگ تازه ای کنار می بوسمت جا نهاده و بسیار گریسته امچرا از این که به رويای آن پرنده خاموشخبر از باغات آینه آورده ام، سرزنشم می...
# 6 April 03:50 PM
# 6 April 03:50 PM
