* «هر آدمي دو قلب دارد، قلبي که از بودن آن با خبر است و قلبي که از حضورش بي خبر. قلبي که از آن با خبر است، همان قلبي است که که در سينه مي تپد، همان که گاهي مي شکند، گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد. گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه؛ و گاهي هم از دست مي رود. با اين دل مي شود دلبردگي و بيدلي را تجربه کرد. دل سوختگي و دل شکستگي هم توي همين دل اتفاق مي افتد. سنگدلي و سياه دلي هم ماجراي اين دل است. با اين دل است که عاشق مي شويم، با اين دل است که دعا مي کنيم و گاهي با همين دل است که نفرين مي کنيم و کينه مي ورزيم و بد دل مي شويم.
اما قلب ديگري هم هست. قلبي که از بودنش بي خبريم. اين قلب اما در سينه جا نمي شود؛ و به جاي آن که بتپد، مي وزد و مي بارد و مي گردد و مي تابد. اين قلب نه مي شکند و نه مي سوزد و نه مي گيرد. سياه و سنگ نمي شود. از دست هم نمي رود. زلال است و جاري. مثل رود و نسيم و آن قدر سبک که هيچ وقت، هيچ جا نمي ماند. بالا مي رود و بالا مي رود و بين زمين و ملکوت مي رقصد. آدم هميشه از اين قلبش عقب مي ماند.
اين همان قلب است که وقتي تو نفرين مي کني، او دعا مي کند. وقتي تو بد مي گويي و بيزاري، او عشق مي ورزد. وقتي تو مي رنجي او مي بخشد... اين قلب کار خودش را مي کند. نه به احساسات کاري دارد، نه به تعلقت. نه به آن چه مي گويي و نه به آن چه مي خواهي.
و آدم ها به خاطر همين دوست داشتني اند. به خاطر قلب ديگرشان . به خاطر قلبي که از بودنش بي خبرند.»
* مامان نیلوی عزیزم، خیلی دوستت دارم، امیدوارم که هر چه زودتر حال فراز عزیزت خوب بشه. باور کن با خوندن این متنت و از اتفاقی که برای فراز کوچولوت افتاده، همونقدر ناراحت شدم که مطمئنم تو شدی...
* اولش بگم که بنده شدیدا آدم غیر فرهیخته و غیر روشنفکری هستم که هنوز از این چیزا بسیار خجالت میکشم! و حتی حرف زدن در موردش برام سخته! ولی خوب یه سری چیزا رو لازمه آدم بگه!
یکی از بدترین چیزای دنیا اینه که ملت شهید پرور، بدون توجه به رضایت و اجازه و مهمتر بدون توجه به محلی که توی داری ازش ایمیلت رو چک میکنی (دانشگاه و محل کار) برات ایمیلهای اونورکی بفرستند! یعنی ایمیل هایی که شامل مقادیر متنابهی عکس بانوان و آقایان تمام و یا نیمه لخت باشه و در حال عبادت (!) و انجام امور مشابه دیگه!
من که واقعا فلسفه فرستادن و فروارد کردن ایمیلای اینطوری رو نمیفهمم! و اصلا درک نمیکنم حالا که چی این عکسا لزوما باید توسط فلان گروپی که اعضاش بچه های فلان دانشگاه هستند و ... فرستاده بشه! اگه منظورشون طنز هست، بازم نمیفهمم چنین عکسایی دیدنشون چه خنده و یا طنز نهفته ای داره که من درکش نمی کنم؟!
یکی از بدیهای ایمیل اینه که راحت توسط روباتهای و یا آدمهای بیکار در اینترنت کشفیده میشه و اونوقت سیل ایمیلهای الکی و غیر آدمیزادی طرف اینباکس آدم سرازیر میشه. البته خوب شایدم من اشتباه میکنم که فکر میکنم برای اینکه کسی تو رو عضو یک گروپی بکنه و هر روز برات میل بفرسته، قاعدتا باید از آدم اجازه بگیره! حالا گروپاش به کنار بعضی از اینایی که همین طوری توی ارکات و جدیدا گزگ (قزاق؟!) آدم رو به لیستشون اضافه کردن و همین طوری واسه آدم ایمیلهای اینطوری میفرستن!
والا یه خانومی هست که شاید باور نکنین روزی چندین بار عکسهای وحشتناکی واسه من میفرسته که حتی ایگنور کردن ایمیل ایشون هم فایده نداره! چون مثل اینکه خیلی مهمه لزوما عکسایی که ایشون میبینه رو همه ببینن! چون چندین تا ایمیل داره که با هر کدوم که اراده کنه، اینباکس این حقیر رو اشغال میکنه! اولین باری که ایمیل فرستاد (من معمولا فایلهای افرادی رو که نمی شناسم باز نمیکنم) فکر کردم خوب حالا خانومه دیگه! اشکالی نداره ولی چشمتون روز بد نبینه! به محض کلیک کردن روی عکس، یک عکس وحشتناک (واقعا وحشتناک) به پهنای دسکتاپ بنده ظاهر شد، طوری که من چاره ای جز ری استارت کردن کامپیوتر نداشتم چون با هیچ چیزی هم بسته نمیشد!!!
حالا واقعا دیدن این عکسا و دنبال کردن چنین سایتهای مسخره ای در اینترنت چه فایده ای به حال اینجور آدما داره رو واقعا درک نمی کنم! من که واقعا چندشم میشه وقتی چنین چیزهایی رو اینقدر باز و بی پرده نشون میشن...
* پر کن پیاله را، کین جام آتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها که در پی هم می شود تهی _
دریای آتش است که ریزم به کام خویش،
گرداب می رباید و آبم نمی برد!
من با سمند سرکش و جادویی شراب،
تا بی کران عالم پندار رفته ام
تا دشت پرستاره ی اندیشه های گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریزپا،
تا شهر یادها...
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد...
* اين ملا حسني در کانادا واقعا خداست:) من امروز کلي از خوندن وبلاگش خنديدم::
احکام پينگ کردن:
مسئله ۲۲۳۴ - پينگ کردن از نوافل مستحبی وبلاگ نويسی است و انجام آن بعد از نوشتن هر مطلب جديد بسيار سفارش شده است. در روايتی از ابو بلاگر گوگلی (رحمت الله علیه) نقل شده هر کس چهل شب جمعه پينگ کند ” وجب له الجنه“ يعنی بهشت بر او واجب ميشود و بدون برو برگرد بايد به بهشت برود(حتی اگر دلش هم نخواست بايد برود).
مسئله ۴۵۶۷/۵- بنابر احتياط واجب بر هر وبلاگ نويس مسلمان و غير مسلمان واجب است بعد از پينک اول مدتی را ” عده“ نگه دارد و هی زرت زرت پينگ نکند!
مسئله بعدی- اگر پينک گزار بعد از عمل پينگ، شک کند که يکبار کرده يا دوبار، بنا را بر بار اول بگذارد و به شک اعتنا نکند ليکن اگر بعد از پينک کردن متوجه شد که حدثی از او سر زده يا شلوارش را خيس کرده در اينصورت پينکش باطل است و دوباره بايد پينک کند
پ.ن: ملا جان هم مثل بنده موقع نوشتن مطلب کلي غلط املايي دارند که انشاءالله به زودي رفع ميشه :)


