زهرا

اين غير كامپيوتري ها

* سلام
فکر کنم يه ۲۰ ساعتي تا تحويل سال نو مونده اگه اشتباه نکنم:) اميدوارم که سال خوبي داشته باشيد. راستش الان که اومدم وبلاگ دوستامو نگاه کنم اکثرا آپديت نکرده بودند؟ خبري شده؟!

*  يه بار يادمه رامتين خسروي (استاد درس مهندسي نرم افزار ما سر کلاس گفت که غير کامپيوتري ها اصولا درک کامپيوتري ندارند. البته اميدوارم همه اين نوشته منو به خودشون نگيرن.
من چند تا نمونه مثال ميزنم که ميدونم شماهام باهاش سرو کار داشتيد. يه نمونه اش باباي خودمه که اين چند روزه هر وقت من با اين کامپيوترم ور رفتم و مشکلي پيدا کرده و بيشتر اوقات که با لينوکس (Suse) کار ميکنم و Segmentation Fault ميده و من ميگم که اين چقدر خنگه، بابام که ميبينه من حرص ميخورم ميگه: زهرا اگه ناراحتت ميکنه بذاريمش کنار و يه کامپيوتر نو بخريم فوقش يه ميليون ميشه ديگه (!) انگار هر وقت من از نظر نرم افزاري دچار مشکل شدم کامپيوتره بايد عوض بشه:)

نمونه ديگه اش توي شرکت ماست. خيلي از مواقع غير کامپيوتري ها چيزاي ساده رو هم نميدونن و ما مجبور به يادگيري کامپيوترشون ميکنيم. مثلا شرکت ما وابسته به سازمن گسترش صنايع هست و يه شرکت نفتي هست. قسمت انفورماتيکش معمولا به سوالاي ساده کارمندا جواب نميدن. اما از اونجايي که وقتي کسي سوالي از من داره دلم نمياد بيچاره سرگردون بشه، خودم رو ملزم ميدونم که وقتي کسي زنگ ميزنه برم سوالاشون رو جواب بدم.
چند روز پيش رييس بخش مالي شرکت به من زنگ زد و ميگفت که کامپيوترش مدت زياديه که اين مشکلو داره که وقتي خاموشش ميکنه دوباره روشن ميشه و برعکس! منم از طريق LAN ميتونم کامپيوترا رو ببينم و با يه برنامه اي خاموش يا روشن کنم و وقتي براي کامپيوترش انجام دادم مشکلي نديدم! گفتم حالا شايد مشکل از پاور کامپيوتر باشه و وقتي حضوري رفتم و ديدم بازم مشکلي نداشت! آخر سر گفتم که شما چه جوري خاموش ميکني که آقاي محترم مديريت شرکت و مسئول بخش ... وزارت صنايع دستش رو برد روي دگمه Reset! خوب يعني فکرشو بکنين که کامپيوتر ايشون اينهمه مدت روشن ميمونده و کسي جوابش رو نميداده...

يا مثلا اينجا يه بخشي دارن که از شرکت ايرالکو پروژه گرفتن و انجام ميدن. براي هر کدوم از اين بچه هاي فني دايرکتوري هاي جداگانه اي در نظر گرفته شده. چند روز پيش يکي از بچه هاي اونجا زنگ زد و گفت که وقتي فايلي رو ذخيره ميکنه اونجا نيست و پيداش نميکنه! ترجيح دادم اين يکي رو هم حضوري برم و وقتي رفتم با صحنه جالبي روبرو شدم. در حاليکه خانومه اجازه Write توي چندين درايو رو داشت همه فايل هاش رو توي يک درايو و بدون هيچ فولدر ساختي ريخته بود! يعني وقتي درايو H اش رو باز کردم يه ليست طويلي از فايل هاي هم اسم با يه شماره اختلاف اونجا گذاشته بود و انتظارم داشت که حالا فايلش رو پيدا کنه:)
والا من ترجيح دادم به جاي اون آموزش ICDL پيشرفته که قراره براي اينها بذارم، بعد از عيد يه دوره ويندوز مقدماتي براشون بذارم:) فقط مسئله اينجاست که اينا همه شون خودشون رو رييس ميدونن و اصلا نميتونن حضور فرد تازه واردي رو بپذيرن.
دکتر يزداني (استاد راهنماي من توي پروژه اينترانت) توي آخرين جلسه اش با ماها گفت که شما بچه هاي انفورماتيک بايد اين کارو بکنين و اون کارو بکنين و حالا خودش قول داده يه جلسه توجيه IT براي اين شرکت بذاره.

* يه چيز جالبي که من کشف کردم اينه که اصولا مديإ