* واقعا ممکلت از اين منظم تر و با برنامه تر نميشه. نمره درس هوش مصنوعي من معلوم نيست به چه دليلي توي سيستم کامپيوتري دانشگاه صفر رد شده بود! در حاليکه من امتحان دادم و استاد حتي فرم تغيير نمره هم پر کرده ولي آموزش کل بعد از کلي جلسه و کميته منتخب و اين حرفا تااازه با کمال مساعدت فقط با حذف درس هوش مصنوعي من موافقت فرمودند! حالا من اين ترم دوباره بايد درسي که اينهمه به خاطر پروژه هاش خودمو رو کشتم و اتفاقا نمره ام هم به نسبت کلاس خيلي خوب شد رو دوباره بگيرم!
استاد اين ترم ما آقاي مهندس (يا دکتر؟) ف... هست اجالب اينجاست که آموزش دانشکده مشکلي نداره و من مدارک نمره و آموزش کل و همه رو دارم و امروز رفتم به آقاي ف... گفتم که آيا قبول ميکنن که همون نمره رو بهم بدن و دوباره مجبور نشم بيام سر کلاس؟! که ايشون هم در کمال مساعدت(!!) فرمودند نه! چون من خودم استادتون نبودم، قبول نمي کنم! جالبه بدونين که همين آقا استاد درس Data Structure ما بود و يکي از پسراي ما اون موقع همين مشکل رو با اين درس داشت و ايشون موافقت کرده بودن که اون آقا درس رو غير حضوري بگيرن و نمره استاد قبلي رو قبول کرده بودن! اونوقت امروز به من گفتند که چون خودم استادتون نبودم نميتونم قبول کنم! به نظر شما فرقش چي بوده؟!
من که اونقدر از راي کميته منتخب ناراحت بودم که وقتي استاد هم موافقت نکرد و حالا دوباره بايد اونهمه پروژه و کوفت رو دوباره انجام بدم، همون جا اشکم در اومد! همش ياد پروژه هوش افتادم که با فاطمه دو شب تا صبح توي آز نرم افزار بيدار مونديم! حالا دوباره بايد همون جريانها تکرار بشه:(
خودمونيم اين وسط هر کسي يه جوري از خودش سلب مسئوليت ميکنه و کسي که بايد ضربه ببينه فقط من هستم. ساده ترين جمله اي که هميشه ميشه گفت اينه: اين مشکل شماست! ما از اول هم از شکم مادرمون استاد و مسئول آموزش و آموزش کل و مسئول دانشکده دنيا اومده بوديم و نيازي نداريم اصلا شما رو درک کنيم. به ما چه که وقتتون تلف شده و زحمت کشيدين و پروژه نوشتيد و امتحان دادين و دنبال نتیجه آموزش کل دویدید. بياين يه بار ديگه با اين روحيه داغون سر کلاستون بنشين و روز از نو روزي از نو!
اصلا نميخوام بگم اين وسط استاده مقصره. اين وسط اون مسئول آموزشي که يه ذره مسئوليت نداره که با اين صفر که مال يه درس سه واحدي هست چه اتفاقي ممکنه بيفته! فقط خدا ميدونه من اين مدت چقدر دنبال نمره اين درسم بودم. همش فکر ميکردم که لااقل درست ميشه ولي نشد. از اون طرف با اون سابقه اي که از اين استاده داشتم و ميدونستم که براي يکي از پسرامون رو قبول کرده، فکر ميکردم نمره منم مشکلي نداره. اا حالا عين کسايي که يه درسي رو افتادن بايد دوباره برم از اول جون بکنم! اي کاش اقلا درسش رو افتاده بودم که اينقدر دلم نمي سوخت. وقتي ميگم من امسال خداي خوش شانسي بودم باور نمي کنين که!
يا من خيلي ضعيف و دل نازک شدم که اينقدر راحت اشکم در مياد، يا واقعا اين چيزا طبيعيه...
*

برای همه ی ما آدم ها همينطور است، اگر آن کسی را که دوست داريم برای چند ماه يا هفته يا حتی ساعت متوالی بی آنكه خبری از خود به ما بدهد ناپديد شود، آن وقت مثل ديوانه ها می شويم، و البته من در اين مواقع ديوانه ای آرام و ساكت و تقريبا ً خردمندم. دفترچه ام را بر می دارم و كاغذ هايش را پر می كنم از همه چيز، غيبت ((او)) بر همه چيز ِ زندگيم سايه می اندازد، نوشته هايم، آرايش موهايم، حتی غذائی كه می پزم، اما درست وقتی كه او بر می گردد، هيچ ايرادی حتی در فكر و انديشه ام به او نمی گيرم و بر عكس قلباً سپاسگزارش هستم كه رهايم می كند و من را در بوته ی آزمايش می گذارد، آزمايشی كه نهايتاً به كاغذ های خط خطی مبدلش كرده ام و مهم اين است كه بر می گردد حتی خيالی...
* يک خبر خيلي جالب: مشاجره با شوهر 'برای سلامت زن خوب است'
به گفته محققان زنانی که در جريان درگيری خانوادگی سکوت اختيار می کنند بيشتر با خطر ناراحتی قلبی مهلک مواجه هستند. پژوهشگران معتقدند زنانی که در جريان اختلافات خانوادگی با شوهران خود وارد جر و بحث می شوند کمتر از ساير زنان در معرض خطر ابتلا به بيماری های قلبی و ساير بيماری های مهلک قرار می گيرند. نشريه "انجمن قلب آمريکا" گزارش داده است زنانی که در جريان منازعه با شوهر خود سکوت اختيار می کنند چهار بار بيشتر با خطر مرگ ناشی از ناراحتی قلبی مواجه هستند. به علاوه زنانی که حرفه آنها در بيرون از خانه، زندگی خانوادگی آنها را مختل می کند دو بار بيشتر با خطر ابتلا به بيماری مرگبار قلبی روبرو هستند. محققان 3700 نفر را طی دوره ای 10 ساله در شهر فرامينگهام در ايالت ماساچوست آمريکا مورد مطالعه قرار دادند.
* یکی از آهنگای مورد علاقه من. اینجا میتونین گوش کنین.
all my life been holding on to nothing
all my hopes were castles in the sand
i've read words with no comprehension
i've had dreams i don't understand
here i am falling down
all i want is a comforting hand


