زهرا

برای زیبایی با جلب توجه؟

* گلی‌ خوش‌بوی‌ در حمام‌ روزی‌                رسید از دست‌ محبوبی‌ به‌ دستم‌
بدو گفتم‌ كه‌ مشكی‌ یا عبیری                ‌كه‌ از بوی‌ دل‌آویز تو مستم‌
 بگفتا من‌ گِلی‌ ناچیز بودم ‌                      ولیكن‌ مدتی‌ با گُل‌ نشستم‌
كمال‌ هم‌نشین‌ در من‌ اثر كرد                  وگرنه‌ من‌ همان‌ خاكم‌ كه‌ هستم...

* دفترچه کنکور فوق ليسانس رو پست کردم. اين چند روزه همش با اضطراب طي شد. من توي دو تا رشته مهندسي کامپيوتر (رشته اولم) و مهندسي فناروي اطلاعات شرکت کردم. براي همه اونهايي که شرکت کردن آرزوي موفقيت دارم. يکي از دلايلي که کم مينويسم ايميلا رو دير جواب ميدم و شايد از اين به بعد ديگه ننويسم به خاطر همينه. براي منم دعا کنيد:-)

* آدم وقتي توي خيابون حرکت ميکنه عجايب الخلقه زيادي ميبينه! يکي از چيزهايي که هميشه فکر منو مشغول ميکنه اين آرايشهاي عجيب و غريب دختراي هم سن و سال خودم هست! نميدونم شما تا به حال به کشورهاي خارجي سفري داشتيد يا نه؟ اولين چيزي که اونجا توجه شما رو جلب ميکنه ظاهر کاملا ساده و اسپرت و بدون آرايش دخترا و زنان جوان اونجاست. البته خوب اونجام مثل ما پره از مغازه هاي لوازم آرايشي، ولي خوب ۹۹٪ مصرف کنندگانش پيرزنها و اونهايي هستند که به علت بالا رفتن سن زيبايي خودشون رو از دست دادن! عوضش خانومهاي ايراني! مثلا توي همون هواپيمايي که سوارش هستيد به محض بلند شدن هواپيما، خانوماي ايراني تک تک ميرن دستشويي و يه چهره ميره و يه دفعه يه چهره ديگه بر ميگرده (خانومه روسريش رو برداشته و يه ۷ الي ۸ کيلويي به صورتش ماليده!!) جالبه اگه همينا رو چند روز بعد ببينيد ميفهمن که اونجا مثل دهاتي بازار ايران نيست و مجبور ميشن دست از اين عادت زشتشون بردارن. چون با اون ظاهر، قيافه آدم بدجوري غلط انداز ميشه و ممکنه يه فکر ديگه در موردت بکنن! هر چند که اونا زناي اونجوريشونم اينطوري آرايش نمي کنن!!
اين مدل آرايش کردن دختراي ايراني صرفا و صرفا به خاطر جلب توجه هست و بس! من اصلا قبول نمي کنم که کسي بگه من براي خودم آرايش ميکنم و به کسي ربطي نداره! چون آرايشهايي که توي ايران هست صرفا براي زيباتر کردن طرف نيست و يارو چون ميدونه چنين رژ لبي و چنين مدل آرايشي الان مد شده سمتش ميره! صرفا به خاطر اينکه اينطوري احساس جوان بودن ميکنه و ميخواد از بقيه کم نياره! بدون اينکه اينکه يه بار خودش رو توي آينه نگاه کنه و ببينه که آيا اين آرايش بهش مياد يا نه؟!!
مثلا يارو خيلي سبزه است! اونوقت پوستش رو برنزه شديد ميکنه! يه رژ گونه غليظ تيره رنگ هم ميزنه!! اونوقت يه رژ قهوه اي يا مشکي؟! با يک خط لب تابلو هم ميزنه!! بعدش سايه و خط چشم مشکي و بنفش و اينا؟!! بعد يه لاک با يک رنگ تند و جواد!! از همه خنده دارتر اينه که يارو با همه سياه سوختگيش ميره موهاش رو هاي لايت ميکنه! اکثرا که موهاشون رو طلائي ميکنن و قيافه شون اکيدا خنده دار ميشه! الان ۹۹٪ دختراي ما اينطوري آرايش مي کنن! اسم اينو هم ميذارن زيبايي!! به خدا اگه ۹۰٪ اينا آرايششون يک ايپسيلون بهشون بياد! بابا جان براي يک دختر جوان زيباترين چيز همون صورت ساده و معصوم خودش هست نه اينهمه رژ لب و کرم که پره از مواد شيميايي! اينا رو بذاريد براي آخر عمري که رنگ توي گونه تون نيست و پوستتون افتضاحه! نه اينکه الان با اين چيزا پوستتون رو خراب کنيد! تازه کلي از اين مواد تقلبي هستند و در عين حال فروشنده هاشون مطمئنن که بازم براشون بازار مصرف هست.
يه چيز مسخره تر ديگه اينهمه جراحي زيبايي و لاغري و دماغ و اين چيزاست! حتما ميدونين که طبق آمار ايران بعد از کشور بدبخت برزيل (که توي نديد بديد بازي دست همه رو از پشت بسته) دومين کشور از لحاظ آمار تعداد عملهاي جراحي اينطوريه و چون هيچ مرجع رسمي توي ايران به اين وضع سر و سامان نميده کلي پزشک و مواد قلابي و از دست رفتن جان خانومها و ...؟! الان توي ايران هر کسي براي کلاس گذاشتن يه دونه از اين چسبها روي دماغش گذاشته! خيليا حتي دماغشون مشکلي نداره ها! ولي بازم ميرن عمل ميکنن!! جالب اينجاست که طبق معمول توي همه اينها خانومها هزاران برابر جلوتر از آقايان هستند!
متاسفانه بسياري از خانومها هميشه دلشون ميخواد جلب توجه کنند! و براي اينکه حتي حاضرن جونشون هم به خطر بيفته که از ديگران کم نيارن! نه شما بگيد کسي که با اون آرايشهاي ضايع غليظ مياد توي خيابون و لباسش هست ست نيست و شنبه دوشنبه ميزنه، چه هدف ديگه اي ممکنه داشته باشه؟!
به خدا خيلي زشته ها! ما هميشه توي اين چيزا و بازار مصرف بودن اوليم! حالا اگه يکي توي عروسي يا مهموني يا بيرون رفتنش اينطوري باشه بازم ميشه تحمل کرد ولي وقتي ميبيني يارو با همون وضع مياد دانشگاه ديگه واقعا مسخره ميشه! من اصلا خوشحالم که توي دبيرستان و مدارس ما يه مانتو هاي ساده مرسوم شده و همه بايد از اونها استفاده کنند. توي کشوراي خارجي هر چقدرم يارو بيرون لخت و پتي بگرده، توي محيط دانشگاه يا محل کارش سعي ميکنه ظاهرش رسمي و آکادميک باشه. به خدا يکي از دوستام تا قبل از دانشگاه توي آلمان بوده و اصلا محل تولدش هم اونجاست ولي براي دانشگاه اومده ايران و هر وقت با هم توي دانشگاه قدم ميزنيم کلي متاسف ميشه و ميگه اينا چرا اينطوري ميان دانشگاه؟ يکي از دختراي خوابگاه ما هم که خارجيه هميشه وقتي اين چيزا رو ميبينه ميگه اينا محيط آکادميک رو به گند مي کشن!! اصلا بعضيا تصورشون اينه که وقتي دانشگاه قبول شدن ديگه آزادن و هر جوري که دلشون ميخواد ميگردن و ...؟؟؟

* اين شعر زيبا از يک گروپي برام ميل زده شده بود، به نظرم خيلي جالب بود:
و من دریافتم، اما چه دور، اما چه دیر
که باید پاها را برید و در خورجین تجربه جای داد
و شاید هم فرداها را امروز به امانت
در گلستانی به تنهایی خویش سپرد
و من دریافتم که عشق را، به نیلوفران مرداب، باید سپرد
و من دریافتم که دستها را باید برید
و چشمها را به خورشید باید سپرد
و من دریافتم، اما چه دور، اما چه دیر ...

* از دوئل تا حدي خوشم اومد. به نظرم بهتر از اين فيلماي بي محتواي ديگه بود. هر چند چندان جالب نبود ولي خوب اقلا فيلمنامه قابل قبولي داشت. کلي هم روي جلوه هاي ويژه اش کار شده بود و مشخص بود واقعا براش وقت گذاشته بودند. یه چیز جالب در مورد دوئل این بود که بر خلاف تبلیغش که مدام هدیه تهرانی رو نشون میده، این خانوم فقط یک دقیقه توی فیلم حضور داشت که تازه یک کلمه هم حرف نزد!! البته همون بهتر! من که اصلا از چهره سرد و بی احساس هدیه تهرانی خوشم نمیاد! راستي اين فيلم فقر و فحشا ده نمکي رو اگه دوست داشتيد ببينيد ميتونيد توي اين آدرس ببينيد! من که فقط ۵ دقيقه اش رو ديدم و به نظرم خيلي مسخره اومد. يعني به نظرم حتي در حد يک مستند هم نبود!! البته خوب من منتقد سينما نيستم که بخوام صد در صد راجع بهش نظر قطعي بدم ولي به نظر شخصي خودم يک بچه ۱۰ ساله هم ميتونه يه هندي کم بگيره دستش و از اين چيزا فيلم برداري کنه! البته خوب شايد بلد نباشه صورتها رو شطرنجي کنه و شايد اين تنها هنر فيلم بود!!!!

* تا كي بگه: ارنست چگوارا هنوز فقط ۲۳ سالشه و دانشجوي سال آخر دانشكده پزشكيه كه تصميم ميگيره به همراه يكي از دوستاش به يه سفر طولاني با موتورسيكلت به كشورهاي مختلف آمريكاي جنوبي بره و جريان سفرشم بنويسه كه بر اساسش فيلم The Motorcycle Diaries (كه هفته پيش ديدم) رو امسال ساختن. راستش خيلي فيلم جالبي بود، مهمترين نكته فيلم به نظر من تاثيريه كه ديدن اونهمه فقر و رنج و ظلم روي چگواراي جوون (با بازي فوق العاده Gael Garcia Bernal) ميزاره و از يه جوون مهربون و احساساتي و آروم اون آدمي رو ميسازه كه هممون ميشناسيم.

* یک نگاه به این نظرخواهی من بیندازید! فکر کنم لازم نیست کنار اسم هر کدومشون دیگه آی پی ها رو بنویسم که خودتون تشخیص بدید چرا این آدم با اسمهای مختلف کامنت میذاره و مدام سعی داره حرفهای تکراری بزنه. البته شناختنش هم اصلا سخت نیست! کافیه به دو سه ماه گذشته فکر کنید و ببینید که کی توی وبلاگش در تمجید از من چنین حرفهایی زده بود و الان سعی میکنه با عامیانه کردن ادبیاتش رد گم کنه و شناسایی نشه! جالبه که هر روزم همون طوری که اذعان کرده بود میاد اینجا رو میخونه و میره یه نظرخواهی من که بازه در افشانی میکنه! حالا اینکه چرا با اسمهای مختلف میاد در حالیکه من شماره آی پیش رو میبینم شاید براتون جالب باشه نه؟ خوب از آدمهایی که توی تلفنها و ایمیلاشونم عادت دارن پشت کسی بگن و یا اینکه دوستانشون توی قرار کوهشون علیرغم همه تظاهرشون به فمنیست بودن و حقوق زنان؟! (که ملعبه خوبی شده توی دست اینا) با دیدن همکلاسی من در مورد من می پرسن و دروغهای شاخداری تحولیش میدن نباید انتظار زیادی هم داشت! مثل اینکه شما اصلا کاری به کارش ندارید و حتی وبلاگش رو هم نمی خونید و اون بگه زهرا خیلی با من بده؟! و چند بار به من لینک داده و به من فحش داده و بد و بیراه گفته:) اصلا شما تا حالا دیدید من به اینجور آدمها لینک بدم؟! و تازه فحش بدم؟! خوب البته جالبه که توی همون متن سوالایی که من پرسیدم رو بخونید و ببینید که چه جوابهای درخوری هم به من داده! البته فکر نکنید من ناراحت میشم ها! دیگه عادت کردم. و تازه تا باشه از این دشمنای کم مغز البته اگه در حد دشمن باشند که عمرا نیست:)
هوم؟؟

:: نوشته شده توسط زهرا

November 30, 2004 11:00 AM | از جاهای ديگر (4)