زهرا

آرشیو

خلاصه مطلب : * توي چهاراه همين نزديکي بود. همه ماشينا پشت چراغ قرمز گير کرده بودن، من کنار دوستم نشسته بودم و هر دومون کلي خسته بوديم چون ۲ ساعت تمام بايد توي يه جلسه اي حرف ميزديم و اون خنگا رو...
# 29 January 12:36 PM
خلاصه مطلب : * این سیمرغ کجاست که آبیاری کند نهال رادر زمانه ای که زور گیران، آخرین برگه های خویش راچکیده بر کمان کرده انداین مهر کجاست که رنگین کندهفت سین هفت شهر عشق رااین داد کجاست که بستاند غرور مرده ی-...
# 29 January 11:28 AM
خلاصه مطلب : * زهرا خيلي دلتنگه ...زهرا پره از تشویشه ...زندگی زهرا همش پره کار و پروژه و درس شده ...زهرا اخمو و بد اخلاقه ... * يک کار خيلي خيلي قشنگ: نويد مژده تصميم گرفته که براي همه معلولين که وبلاگ...
# 26 January 05:21 PM
خلاصه مطلب : * يک صبح خنده رو وقتی که با بهار گل افشان فرا رسیدر باز کن، به کلبه خاموش من بيابگذار تا نسيم که در جستجوی توستاز هر که در ره است، بپرسد نشانه هاآنگاه با هزار ناز برچين دو...
# 25 January 02:25 PM
خلاصه مطلب : *اگر قرار باشد بايستي و به طرف هر سگي که پارس ميکند سنگ پرتاب کني، هيچ گاه به مقصد نخواهي رسيد ... * يه بار در مورد خاله زنکي به شيوه مدرن نوشته بودم! باور کنين هنوز توي وبلاگستان هستن...
# 25 January 12:00 AM
خلاصه مطلب : * از صدها پله بايد فراز آيمبايد فراز آيم و فريادهاتان را بشنومچه سختي تو ... مگر از سنگيم ما بايد بر آيم بر صدها پلهو هيچ كس نميخواهد پله اي باشد ... * در باب تحريم انتخابات: از اونجايي...
# 21 January 02:06 PM
خلاصه مطلب : * مردی به مرد ديگری گفت : مدتی پيش هنگام شب که آب دريا بالا آمده بود با نوک عصايم روی ماسه ها چيزی نوشتم مردم مدت ها ايستادند تا بخوانند و کسانی هم مراقب بودند تا هيچ کس خرابش...
# 21 January 01:02 PM
خلاصه مطلب : Updating ... ......
# 21 January 11:19 AM
خلاصه مطلب : * آی ارگ! ويرانه های تو هزاران سالبه شهر من نگريستند و آنقدر نگريستندتا شهر من هم به ويرانه ای تبديل شد....آی ارگ! هنوز بيداری ؟ ... * از اونجايي که امتحان دارم و من اصولا دختر لوسي هستم و...
# 19 January 11:28 AM
خلاصه مطلب : * گفته بودم تنهايي فكرت را باز مي كندباور داشته باشگاهي بايد بشيني. فكر كني و بفهمي بفهمي كه موضوعات كوچكارزشي براي اهميت دادن ندارند ...آزاد باش و بيشتر از آن آزاده … * از اونجايي که امتحان دارم اين...
# 16 January 12:11 PM
خلاصه مطلب : * در جستجو چراغي در دست مي گيري و حرکت مي کني، مي خواهي گمشده اي را بيابي.. از کجا شروع کنم؟ هميشه اولين سوال است و آخرين جواب: يافتم گم شده ام را ... سر راه چيزهايي مي بيني...
# 11 January 06:01 PM
خلاصه مطلب : * هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است.پنجره، فکر، هوا، عشق ،زمين مال من استچه اهميت دارد گاه اگر می رويند قارچهای غربت؟ ... * ديروز توي اتوبوس با يه دختره اشنا شدم که انگار مدتها بود دلش ميخواست...
# 11 January 09:06 AM
خلاصه مطلب : * نه غمي نه غمگسارينه به انتظار ياري ، نه ز يار ، انتظاري غم اگر به كوه گويم ، بگريزد و بريزدكه دگر بدين گراني نتوان كشيد باري ... * نميدونم چرا هر وقت اين عکسه رو ميبينم بي...
# 9 January 02:18 PM
خلاصه مطلب : * براي خوب بودن، براي خوب ديدن             چه بي‌صفاست قلبي، چه بي‌فروغ ديده،كه كشته‌هاي بسيار تواندش گشودن         دو چشم بسته‌اش را، ز خواب آرميدهبگو كجا تو بودي؟ در آن دمي كه بودم          غمين و دل فسرده، به زانوي خميدهبگو...
# 7 January 11:48 AM
خلاصه مطلب : * باران عشق ناصر چشم آذر رو حتما گوش کنين. من ديشب چند بار اين نوار رو که فقط صداي پيانو بود رو گوش دادم و واقعا لذت بردم. * خوش به حال خودم که اينقدر دختر منظم و پر...
# 7 January 09:29 AM
خلاصه مطلب : * کوچک نازنینم ... آرام بخواب ...اینجا دیگر زمین نمی لرزد ...به تو قول می دهم آرام تر از دیروز برایت لالایی بخوانم ...کوچک مهربانم ... دستان کوچک یخ کرده ات ،زیر آوار دیوار شب دیگر آرام آرام است ،و...
# 4 January 12:38 PM
خلاصه مطلب :  لطفا کامل بخونين :  يک جورهايي الان خيلي ناراحتم، ديروز همش اين موضوع فکرمو مشغول کرده بود. راستشو ميگم: من از آدمهايي که فقط بلدن شعار بدن، واقعا بدم مياد! آدمهايي که اصلا خودشون هم نميدونن با موضوعي که بيان...
# 2 January 03:29 PM