حس نوستالژیک + یک سوال چالش برانگیز؟

* این حس نوستالژیک یکی از بدترین و در عین حال بهترین حس های دنیا هست. و شاید همین پارادوکس هست که قشنگش میکنه! بدترین به خاطر اینکه هر وقت میاد سراغ آدم، بدون شک دلتنگ میشی و حس غریبی پیدا می کنی. و بهترین به خاطر اینکه مشخص میکنه هنوز انسان خوبی هستی و وفادار. هنوز خاطرات گذشته، آدمهای گذشته، مکانهای گذشته و حتی خود گذشته ات برات مهمه و هر وقت بهشون فکر میکنی دلت براشون پر می کشه… این یعنی اینکه انسان اصیلی هستی و به قول شازده کوچولو اهلی هستی. حتی بدیش هم خیلی از مواقع دلنشینه. کدوم حس رو پیدا می کنین که از این نظر باهاش برابری کنه؟…
اصلا تا به حال شده به خاطره ای از گذشته تون فکر کنید و دلتون برای اون لحظه خاص، برای اون آدمها و برای اونی که خودتون بودید تنگ نشه و هوس اون لحظات رو نکنید؟ نمیدونم چرا این حس برگشت به مبدا چرا اینقدر غریب هست…

* یک سوال مهم که این چند روزه داره منو واقعا دیوونه می کنه از بس که بهش فکر کردم و واقعا نمیدونم چیکار کنم:
فرض کنید شما یک دوستی دارید که از دوره دبیرستان باهاش دوست بودید و هستید. این دوستتون با یک آقایی دوسته و باهاش رابطه داره. طوری که به شما و سایر دوستان مشترک تون گفته که قصد ازدواج دارن و همه این دو نفر رو اینطوری می شناسن. حالا این وسط اگه اون آقا به صورت پنهانی به شما پیشنهاد بده شما چیکار می کنید؟ واضحه که جواب من بی برو برگرد و بدون لحظه ای درنگ، منفی بوده ولی مسئله اینجاست که به نظر شما نیازی هست به اون دوستم بگم؟ یعنی بگم که کسی که اینهمه دوستش داره و میگه میخواد باهاش ازدواج کنه همچین کاری کرده؟ اگه رابطه شون بهم خورد چی؟ اگه ازدواجشون بهم خورد میترسم یک عمر پشیمون بشم چون دوستم واقعا عاشق این پسره است. از طرفی میترسم رابطه اش با منم بهم بخوره و بی جهت من رو مقصر بدونه.
باور کنید از وقتی که این موضوع پیش اومده خیلی وقته که توی جمع دوستانمون نرفتم چون این دو نفر هم هستند و این موضوع من رو واقعا ناراحت می کنه! دوستم اونقدر به من اعتماد داره که خیلی وقتا که دوتائیی میخوان برن بیرون به منم میگه تو هم بیا ولی من هیچوقت باهاشون نرفتم حتی قبل از اینکه این موضوع پیش بیاد. واقعا کلافه شدم…

* این جورج بوش می مرد توی سفرش به خاور میانه یه سری هم به نوار غزه برنه؟! به نظر شما واقعا علت رفتار دوگانه نهادهای به اصطلاح حقوق بشر چیه؟! اگه توی کشورهایی که ضد اونها هستن کوچیکترین اتفاقی رخ بده اینهمه بوق و کرنا میکنن که اینها مخالف حقوق بشر و آزادی ندارن و این حرفا. اونوقت اینهمه آدم داره توی نوار غزه قتل عام میشه هیشکی صداش درنمیاد. اگه اینها غیر مسلمون بودن بازم اوضاع اینطوری بود؟ یا اگه اینها متعلق به کشور دیگه ای بودن؟!!! اونوقت چه اتفاقی می افتاد؟!

* راجع به پاراگراف اول من تقصیری ندارم. آدم وقتی اول صبحی نوستالژیک بیهوده Jamie Cullum رو گوش کنه بهتر از این نمیشه:

Ain’t thinking ‘bout love today
Lost in the sunlight
Walking down memory lane

Ain’t thinking ‘bout you today
People from the past that I knew
Are slowly slipping away
Seems so long ago
Since we were carefree

Photographs lost in time are all I see
A pointless nostalgic-
That’s me
That’s me

Thoughts running round my head today
Times from the past popping up where they’re from I don’t know
Reminiscing my cares away
Wishing I could go back and change the points that were low
Till I’ve realised what life’s meant to be
It’s all I’ll ever be
Cause that’s me

۷۰ نظر

  1. دانیال ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    مطمئن باشید اگه شما هم یهودی بودین با فلسطینی ها همین برخورد رو داشتید(حد اقل)

  2. ehsan ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۱۲:۲۲ ب.ظ

    about link; فوتبالیست‌های مسلمان
    they mostly are not muslim, for instance; KAKA,
    after each goal he show up his shirt, writing “I belong to Jesus”

  3. روژ ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۱۲:۴۷ ب.ظ

    من اگر بودم و رابطه ام با این دونفر در این حد از دوستی بود قبل از هر چیز وقتی اون آقا همچین پیشنهادی می داد صراحتاً از خودش می پرسیدم چرا؟ و در شرایط فعلی هم حتماً به دوستم می گفتم. یعنی به نظر شما این دوستتون می خواد این رابطه ادامه پیدا کنه و می ره سراغ کس دیگه؟ می خواد با این خانوم ازدواج کنه اما می ره از کس دیگه ای هم درخواست می کنه؟ و یا اصلاً اگر هم اینکار رو کنه، آدمی که زیر بار قول و تعهد به یک نفر می ره و بعد بدون اینکه اون توافق رو به هم بزنه و به طرف مقابلش اطلاع بده (و حتی بدتر، اون رابطه رو ادامه هم بده) به کس دیگه ای پیشنهاد می ده قابل اطمینانه؟
    مگر اینکه یک حالت سومی هم وجود داشته باشه و اینکه تصمیم ازدواج فقط رویای این خانم بوده باشه که باز هم دو چیز غیرقابل قبوله: اول اینکه این آقا در این رابطه نزدیک از این رویا مطلع نبوده باشه و سعی نکنه دوستش رو از این خیال در بیاره و دوم اینکه به هر حال وقتی کسی رابطه ای به این نزدیکی داره (گیرم که هدفی برای ازدواج نداشته باشه) چطوری به خودش اجازه می ده بدون بیرون اومدن از این رابطه یه رابطه دیگه رو شروع کنه؟
    و در آخر یه چیز دیگه. می دونم مثال کاملی نیست. اما هیچ پدر و مادری بوده که موقع اشتباه بچه اش صرف اینکه اون ناراحت می شه از تذکر، تنبیه و… پرهیز کرده باشه؟

  4. امیر ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۱۲:۵۶ ب.ظ

    ۱- من تصور میکنم این شخص حتی لیاقت دوستی رو نداره چه برسه به ازدواج احتمالا این پیشنهادش هم در راستای هوس بوده .
    ۲- جواب شما به او کاملا خردمندانه بوده منتهی میماند موضوع دوستتان ، اگر او در وضعیت احساسی و عشق باشه ممکنه که برای زمان کوتاهی حرف شما رو باور کنه اما بعد از گذشت مدتی هم پشیمون میشه و هم ممکنه اون شخص مقابل با توجیهات مثل حسادت و دوروغگویی شما اوون رو خام کنه .
    ۳- کار خوب همین فاصله گرفتن تدریجی از اوونهاست .
    ۴-کار خوب بعدی اینکه عاقلانه بذر بدبینی رو تووی ذهن دوستتان بریزید به این معنی که ماهرانه بگید بنظرتوون طرف قابل اعتماد نیست و برید بسمت امتحان کردنش از طریق زنگ زدن یا اس ام اس ناشناس با این ایرانسلهای موجود تا خودش پی ببره اما بسیار حساب شده
    ۵- واقعیت اینه که سرشت مردها همینه ! مرد خوبش هم دنبال تنوع و دوستی پنهانی خواهد بود ، اما نکته غیر قابل درک برای خانومها اینه که مرد میتونه با همه رابطه داشته باشه اما فقط یکی نفر دوست اشته باشه ….که به موضوع بحث ما بر نمیگرده ….مساله مهم اینه که اگه برای دوستتون ارزش قائلید و احتمال میدید که این رابطه یک سوء استفادست باید ظریفانه کمکش کنید..اصلا شاید دوست شما براش این رابطه تفننی باشه و به عاقبتش فکر نکنه شما چرا خودت رو خراب کنی؟ اینه که اول از موضع دوستتون مطمئن بشو بعد میرسه که چطوری کمکش کرد و…

  5. رها ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۱:۵۴ ب.ظ

    مطمئن باش که دوستت و اون آقاهه با هم ازدواج نمی کنند !
    تو هم چیزی به دوستت نگو ، زمان خودش مسئله رو حل می کنه ….

  6. روژ ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۲:۳۲ ب.ظ

    خانوم رها درست می گه، احتمالاً دوستت و این آقا با هم ازدواج نمی کنند. اما اگر هرکدوم از شماها در شرایط اون خانم بود ترجیح می دادین واقعیت رو از زبان دوست ده ساله اتون بشنوید یا وقتی که یه روزی زنگ زدین به این آقا و بعد از کلی جواب تلفن ندادن فهمیدین با یکی دیگه ازدواج کرده؟ (خوب آدمی که رابطه اش رو با یک نفر حفظ می کنه و همزمان تصمیم می گیره با یکی دیگه ازدواج کنه چند وقت دیگه که گزینه دیگه ای پیدا کرد باز این حرکت رو تکرار می کنه و احتمالاً اون گزینه دیگه دوست ده ساله این خانم نخواهد بود).
    این واقعیتی که آقای امیر راجع به سرشت مردان نوشت هم یک واقعیت نیست. صرفاً یک تربیت اجتماعی و تلقینه.
    واقعیت اینه که هر آدمی (چه زن و چه مرد) می تونه انتخابش “رابطه با همه” باشه. راجع به درستی یا غلطیش هم اینجا هیچ بحثی نمی کنیم، اما اخلاقی و طبیعی جلوه دادن اون برای یک جنس (و اینکه این یک واقعیت که خانم ها نمی تونن درکش کنن!) و منعش برای جنس دیگه مطمئناً غلطه.

  7. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۲:۵۲ ب.ظ

    آخه مسئله اینجاست که دلم براش میسوزه
    در نظر بگیرید که بالاخره اونم غرور داره اگه بهش بگم عملا داغونش میکنم ممکنه باعث بشه به کل رابطه اش با منم قطع بشه…

  8. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۲:۵۵ ب.ظ

    به امیر:
    منظورتون از واقعیت دقیقا چیه؟ یعنی میخواین بگین ذات همه مردها اینکه و باید پذیرفت؟ مثلا همونطوری که می پذیریم مردها ماهیچه ای تر هستند اینم بپذیریم؟
    به نظر من چنین چیزی نمیتونه ربطی به ذات و یا حقیقت اونها داشته باشه.

    وفاداری و تعهد صفات برجسته ای هستند که چه زنان و یا مردان باید در خودشون تقویتش کنن نه اینکه به فرض اینکه کسی مرد هست بگه که خوب بله پس من میتونم با چندین نفر همزمان باشم خوب این حقیقت منه!

  9. روژ ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۳:۰۰ ب.ظ

    خیلی وقت ها آدم ها اونقدرها هم که ما فکر می کنم نیاز به دلسوزی ما ندارن، کمک شاید. اما دلسوزی نه. خودت اگر جای دوستت بودی و اون به جای تو ترجیح می دادی اون چه رفتاری با تو داشته باشه؟
    و آیا دوستت بعد از این همه سال اونقدر راجع به تو در اشتباهه که بعد از شنیدن واقعیت تو رو مقصر بدونه؟ اگر اینطور باشه فکر نمی کنی لازم باشه حداقل راجع به سطح دوستیت با این شخص تجدید نظر کنی؟ آدم تو این شرایط خاصه که دوستاش رو می شناسه.
    مهم اینه که ما یاد بگیریم بی لیاقتی دیگران رو نشانه ضعف خودمون ندونیم. دوستت هم اگر اینو یاد بگیره غرورش لطمه ای نمی بینه و اگر یاد نگیره فردا که بالاخره این اتفاق افتاد بیشتر دچار مشکل می شه. بهترین کمکی که می تونی بهش کنی اینه که کمک کنی محکم باشه. اما تو الان اون رو در موضع ضعف می بینی

  10. coral ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۶:۵۳ ب.ظ

    شما چندم هستین؟ تبریک می گم..

  11. ارکیده ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۶:۵۷ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    خوبی
    مشکلی دارم که گفتم شاید شما بتونی کمکم کنی
    من وبلاگم ارشیو موضوعی دارد
    می خواهم که تعداد عدد های هر موضوع جلویش نمایش داده شود
    یعنی مثلا موضوع اجتماعی (۳) یعنی اینکه این موضوع دارای ۳ پست است . شما می تونید کمکم کنید.
    متشکرم

  12. ملودی ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۷:۰۹ ب.ظ

    اگه به دوستت نگی که بد میشه ولی اگه بگی و بینشون بهم بخوره میگه که تقصیر تو بوده و با تو هم بهم میزنه. ولی فکر کنم برای دوستت بهتره که از الان نامزدشو بشناسه. اون حق داره بدونه که می خواد آینده اش را با کی تقسیم کنه.

  13. گیلاث ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۷:۲۳ ب.ظ

    همین طور زل زدم به این مانیتور و دارم فکر می کنم که اگه واسه من اتفاق می افتاد چی کار باید می کردم؟اگه به دوستت نگی یه جوره ،اگه بگی هم یه جور دیگه!! آدم بعضی وقتا وااااقققعاااا نمی دونه باید چیکارکنه.

  14. مهدی ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۷:۲۵ ب.ظ

    من میگم حتما به دوستت بگو

  15. Farinaz ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۷:۳۹ ب.ظ

    In my opinion, you should tell your friend the whole story. If she did not believe a word you say, then stop seeing them as a couple.
    Sooner or later he ‘ll cheat on your friend. I truly believe ‘once a cheater, always a cheater. So better tell her the truth about her fiance before they get married.

  16. آرمین گیله‌مرد ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۸:۰۸ ب.ظ

    سلام …بشر با بشر متفاوت هست یا بهتر بگویم طرز فکرش، من که هروقت به گذشته و خاطرات فکر میکنم (چه بدش و چه خوبش) با خوشی و خنده دلگرمی بهش فکر میکنم. امکان دارد هروقت دلتنگ شوم بیاد بیاورم و دلشاد شوم اما هرگز بفکرشان دلتنگ نمیشوم …
    *اگر عاشق باشد گفتن فایده‌ای ندارد مگر میان شما بهم بزند اگر هم نگی حتما یارو دوستت را گرفتار میکند و اگر روزگاری درآمد که میدانستی چه جانوری هست، بازم دوستی بهم خواهد خورد. البته که من شخصیت و روان هیچکدامشان نمیشناسم اما خب چونکه فضولم: … یارو را نصیحتی کن . البته نباید حالت تهاجمی داشته باشی که اینهم ممکن هست به دوستی شما (منظور تو و رفیق ت هست و نه تو و یارو …) صدمه بزند!!!. بد مسئله‌ای هست.
    *هرچیزی امروزه به کالایی تبدیل شده است و بنا به اصل سرمایه‌داری، هرچه بی ارزش‌تر شود میشود گرانتر فروختش تا سود کلان زد. بخاطر همین دارند حقوق بشر را به کالایی کاملا بی ارزش تبدیل میکنند ….

  17. maryam ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۹:۳۹ ب.ظ

    مطمئن باش اگه به دوستت هم بگی حرفه تو رو باور نمی کنه آخه عزیزم عشق آدمو کور می کنه بعد دوستت میره به دوست پسرش میگه این زهرا خانم چی میگه .دوست پسرش هم میگه واه واه اون زهرا با اون قیافه ضایعش من یه تار مو تو رو به صد تای اون نمیدم بعد تازه لاو میترکونن و روسیاهی به زغال برای شما میمونه تازه اگه دوستت خیلی با مرام باشه و نره به دوستای دیگتون بگه زهرا به عشق من نظر داره میخواد رابطه مارو به هم بزنه خودش باهاش دوست بشه.
    قربونت بای

  18. AliReza ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۹:۵۴ ب.ظ

    ُسلام
    با یه نرم افزار برای جلوگیری از بیماریهای چشمی کار با کامپیوتر بروزم.
    بابت لینکی هم که به دانلود۴کتاب عاشورایی بلاگم دادید متشکر.

  19. چهار ستاره مانده به صبح ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    درباره آن دوستتان و پارتنرش، به او بگویید بهتر است. به نظر می رسد این داستان ازدواج بیشتر تخیل و خواسته آن دختر باشد حالا که آن آقا به شما هم پیشنهاد رفاقت داده است. این طوری اگر مسکوت بماند قضیه بیشتر به ضرر آن دوست شما تمام می شود.

  20. gharibe ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۱۰:۴۸ ب.ظ

    Hi
    If you tekk the truth, your friend wouldn’t believe you andwould say: ” you are telling these because you are jealous.” but you should do whatever yo think is the best way no matter what others think or she may or may not tell you. If she gets heartbroken because of you is better than spending more time with such a person like that who is cheating on her with her best friend. What is important to you? your relationship may hurt but at least you would be happy at last.
    Good luck

  21. آرش ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱:۲۳ ق.ظ

    من فکر میکنم بهتره تو این مورد شما دخالتی نداشته باشین و بزارین دوستتون خودش تصمیم بگیره. چون این ازدواج میتونه براشون تجربه ای باشه که بعدها با هر کسی دوست نشن.
    اگه به دوستتون بگین و دوستتون هم باور کنه و با اون آقا ازدواج نکنه قطعا بعدها دچار همین مشکل خواهد شد.
    البته میدونم ممکنه کمی بی رحمی در حق دوستتون باشه ولی خوب به نظرم لازمه

    ————–
    در مورد پراگراف اول با شما موافقم، چند قدم برگشتن به خاطرات خوب/بد گزشته انرژی عجیبی رو درونمون ایجاد میکنه که قابل توصیف نیست !!؟؟

    شاد باشید

  22. نوید ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۳:۱۷ ق.ظ

    چقدر کارشناس مسائل خانواده این جا هست! راستی دوست شما این وبلاگ رو نمی خونه؟!

  23. روزبه ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۴:۴۵ ق.ظ

    سلام .. بابت تبریکتون ممنونم زهزا خانوم … باعث افتخار بندست که بلاگری چون شما برای من کامنت گذاشته … میبخشید که دیر پاسخ میدم … چون به اصطلاح این وبلاگ دیگه واسه من وبلاگ نمیشه ! و دیر به دیر بهش سر میزنم به هر حال ممنونم … در مورد اتفاقی هم که افتاده واقعا نمی دونم چی بگم …. خیلی گیج کنندست … اما معتقدم آدم باید تصمیمی بگیره که بعدها هر اتفاقی افتاد .. اصلا خودشو سرزنش نکنه … من خودم هم این روزا درگیر داستان جالب دیگه ای هستم … این داستان برای خود من خیلی جالبه … نحوه پایانش هم فقط دست خداست . یا حق و باز هم ممنون.

  24. ناشناس ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۴:۴۹ ق.ظ

    اوه اوه …
    چه شیر تو شیری می شه بگی …
    نگی بهتره … خودتو فقط خراب می کنی

  25. farangis ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۶:۳۳ ق.ظ

    به نظر من اصلا نباید چیزی به دوستت بگی ولش کن موضوع مهمی نیست خیلی از آقایون الکی به یک نفر پیشنهاد میدن بعد هم هنوز جواب نگرفتن یادشون میره میرن سراغ یکی دیگه البته یه درصدی هم جدی هستند. ولی این مورد رو به روی خودت نیار و رابطه ات را هم با هاشون ادامه بده اگه ازدواج کردند هم انشاالله خوشبخت بشن اگر هم نکردن باز هم چیزی به دوستت نگو

  26. ایلیا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۷:۲۹ ق.ظ

    سلام
    از حس نوستالژیک هیچی نمیفهمم یعنی چه ؟ یعنی اینکه یاد گذشته افتادن یاد قدیم ندیما اگه اینه چرا اینطوری نمیگی فکر میکنی بی کلاسیه !!!
    در مورد غزه هم خیلی خوشم اومد عین اخلاق و انسانیت خودت رو نشون دادی ای واللا .
    راجع به اون وسطی هم چی بگم نکنه خودت … .. نه بابا ولش چه فکرها!! بهترین راه حل اینه که حتما جواب منفی بدی چون کلاهی که سر رفیقت رفته گشادترش سر خودت نره به رفیقت هم نمیدونم اما اگه یه طوری حالیش کنی بد نیست ناسلامتی رفیقین اما خیلی ظرافت میخواد گاهی در اولین قدم همه چی خراب میشه
    این اقاهه رفتارش چه جوریه اخلاقش چی یعنی نمیشه اصلا تشخیص داد که ادم بوالهوسیه

  27. حسین کلامی (پیام آشنا) ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۷:۳۵ ق.ظ

    سلام علیکم ؛

    در مورد موضوع اول شما باید به دوستتون اطلاع بدهید اخلاقا” و شرافتا” مسئول هستید . زودتر وجدان خودتون را راحت کنید ضمنا” به اون آقا هم بگید که از خدا بترسه .

    در خصوص شرارتهای نچندان تازه اسراییل ما با دوستامون قرار گذاشتیم هر شب سوره حشر را به نیت آزادی فلسطین بخونیم شما هم این کاررا بکنید .

    التماس دعا

  28. اعظم ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۸:۰۵ ق.ظ

    سلام زهرا جون
    می خواستم بدونم این دوستت وبلاگ تو رو نمی خونه اکه بخونه که همه چی لو می ره
    راستی این آقا به تو این پیشنهاد رو داده اگه این کار رو کرده تو چرا سرزنشش نکردی بعضی مردا که شورشو درآوردن
    به نظر من کم کم رابطه دوستیت رو قطع کن
    راستی کسی رو می شناسی روی student modeling یا pedagogical agent کار کرده باشه

  29. زهره ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۸:۰۸ ق.ظ

    ببین! آدرس اینجا رو بده به دوست پسره دوستت. خودش جساب کار میاد دستش.

  30. پرهام ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۸:۳۷ ق.ظ

    یکی می زنند تو گوش اون پسر گستاخه بی چشم و رو !

    بدون هم آدم بدرد بخوری نیست ، همونطور که با دوست دخترش اینکارو کرده با تو هم همین کارو میکنه ، کسی که به این راحتی کسی را بفروشه تو رو هم می فروشه !

  31. Jamileh ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۸:۴۸ ق.ظ

    Hi dear ,

    What is the friendship all about ? For a healthy and real friend ship some times you might been bothered for a while ,I strongly believe that you should tell to your friend as soon as possible. You are right, maybe she will misjudge you, but it is worth of doing . You need to go a head with a good logic and wise action to decrease the possibility of her miss judge .For sure time will solved it and even change the miss judgment of your friend. This guy is not worth of being with, even for a second

  32. دوست پسر سابق دوستت ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۹:۰۷ ق.ظ

    از نوستالژی حرف زدی اینجا رو بخون آخر نوستالژی است

    http://dariyoosh.blogspot.com

  33. Davood ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۹:۰۸ ق.ظ

    Zahra jaan
    motmaeni ke to hich cheraghi be oon taraf nemidadi? yani hich zamineyi barash dorst nakarde boodi ke betoone in pishnahado be to bede? albate ageh chizayi dige ham vasat boode hatman nemigi,vali khoda kone mozoo hamin bashe ke gofti!!!!!!
    merci
    Davood

  34. محسن ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۹:۳۴ ق.ظ

    ک… خلی دیگه …..!به دوستت بگو حالش رو بگیره.اگه ازش خوشت میاد میتونی بهش حال بدی.

  35. سحر ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۹:۳۶ ق.ظ

    سلام این مطلب را جایی شنیدم تقریبا تو این مضمون که اگر میخوای بدانی کاری که انجام می دهی خوب است یا بد؟ تصور کن که اعمالت را با حضور خودت روی پردة میخواهند نمایش دهند احساسی که در آن موقعیت داری میتونه مشخص کنه که تو از انجام اون کار راضی بودی یا نه و از اینکه دیگران تماشاچی اعمال تو باشند خوشحالی یا نه؟
    وضعیت پیش آمده دو حالت داره اول اینکه تو این موضوع را به دوستت گوشزد میکنی و او موضوع را به دوستش منتقل خواهد کرد و او در کمال آرامش خواهد گفت که می خواستم تمامی دوستان همسر آینده ام را محک زده و بدانم که همسر آینده ام با چه افرادی در رفت و آمد است تا تداوم زندگیم را تضمین کنم عزیزم!!!! در حالتی دیگر شاید بگوید اینها چشم ندارند عشق من و تو را ببینند و این جمله معرف آقایان که کرم از خودش بود و بارها جلوی من اعمال منافی عفت انجام داد تا مرا تحریک کند نیز باعث خواهد شد دوستت که فعلا چشم و گوش بسته است و تو را نیز خیلی دوست دارد به دشمن جانی و خانی تو تبدیل گردد چون میدانی که مرز بین تنفر و عشق یک خط بسیار بسیار باریک تر از موست! یک حالت دیگر نیز وجود دارد که این شاید خوشایند باشد دوستت با دوست مورد نظر بهم میزند و خوشحال از داشتن دوستی مثل تو به آینده ای روشن فکر میکند ولی خدا نکند آینده ای که تصور کرده وفق مراد نباشد آنگاه هرگاه آهی از نهاد خود بالا بیاورد چهره منحوس تو به ذهنش خطور میکند و تو را نفرین میکند و …… در ضمن اگر این مطلب را به او نگفتی هیچگاه حتی اگر این رابطه پایان گرفت نیز به او نگو چون در آن صورت دوستت خواهد گفت مگر لال بودی که آن موقع به من نگفتی این ماجرا سر دراز دارد داستانهای دیگر را خودت بساز چون در حوصله این کامنت نیست.
    ولیکن اینها را گفتم که بدانی کاری را بکن که در هر حالت و در هر شکل و موقعیت خودت را راضی نگه دارد. حالا خود دانی.(صلاح کار خویش خسروان دانند و بس)

  36. سحر ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۹:۴۴ ق.ظ

    راستی یادم رفت بهت بگم روابط خودتو با دوستات محدود نکن چون اگر دوستت بعدها متوجه این موضوع بشه شواهد دقیقا بر علیه تو خواهد بود نه اون!

  37. شیرازی ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۰:۵۴ ق.ظ

    به نام اولین
    دیدید گفتم قدرخودرا نمی دانید
    ازکلامتان مشخص است شما نیز به آن آقا متمایل هستید
    پس درخود کنکاش کنیدچرااورا می خواهیدو چه بعدی از
    محبت تورا راضی می کندو او چه جازبه ای دارد و بدان
    اگربا ازدواج به دنبال او هستی که برسی پس در اشتباهی
    انتخاب با خودت ولی اسیر بازی نفست مشو اگر آن خانم
    احساس خوشبختی لحظه ای می کند پس بگذار این آن ها
    بیشتر باشدو اگرآن مرد عشق توست به خوب کسی اورا
    سپردی تو نیز می رسی
    یاحق

  38. شیوا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    دوست عزیز ۶ سال بیش این شرایط برای من بیش اومد..دوست بسر صمیمیترین دوستم به من بیشنهاد ازدواج داد و شدیدا مصر بود که با من ازدواج کنه…ازش برسیدم چرا اینکارو کردی؟؟؟گفت با اولین نگاه عاشق تو شدم و برام مهم نیست اون چی فکر خواهد کرد….و من هم تصمیم گرفتم هیچوقت به دوستم نگویم…دوستم با کسی دیگه ازدواج کرد من هم ازدواج کردم…ولی بیچاره دوستم هنوز فکر میکنه که اون عاشقش بوده…من هم از تصمیمی که گرفتم (که به دوستم نگم)بسیار خوشحالم…چون رابطمون حتی بهتر هم شده..مطمعنم اگه بهش گفته بودم رابطمون به این خوبی حفظ نمیشد…به نظر من بهتره شما به دوستت نگی با مرور زمان همه چی حل میشه….

  39. دخترک ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    ۱ - این دوست صمیمی وبلاگ تو نمیخونه؟ اممم عجیبه! نه؟
    ۲ - نگی بهتره . ازدواج کنن یا نکنن، اگه بگی تو خراب میشی . بی خیال باش

  40. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    به جناب شیرازی:
    ۱- از سوء تفاهم به دست اومده معذرت میخوام من نمیدونستم با سمیه شوخی کردم ظاهرا شما جدی گرفتید و ناراحت شدید

    ۲- در مورد این کامنت شدیدا اشتباه می کنید! من تحت هیچ شرایطی از اون آقا که به عبارتی نامزد دوستم محسوب میشه خوشم نمیاد و هیچ وقت هم نخواهم آمد! چون چنین آدم خیانتکاری به هیچ وجه به درد رابطه دائمی و سالم نمی خوره

    نمیدونم از کجای این متن فکر کردید من به اون آدم علاقه مندم؟! من هیچ وقت ارتباط خاصی با این آدم و یا اصلا سایر پسرها نداشتم به عبارتی دیگر اعتقاداتم به من اجازه این کار رو نمیده!

    اینکه من این مطلب رو اینجا نوشتم فقط خواستم از تجربیات سایرین استفاده کنم. منم به طرز وحشتناکی میترسم که دوستم به من شک کنه در حالیکه رابطه من با نامزدش فقط در حد سلام و علیکه اونم توی جمع و همین

    از طرفی میترسم حرفای من رو به پای حسادت و بهم زدن رابطه و این حرفا بذاره! برای مثال اگه پسره زیر بزنه چی؟ تنها کسی که بدنام میشه منم

    سوال من این بود که ایا ارزشش رو داره من این مسئله رو به دوستم بگم و همه بدنامیش رو بپذیرم که مثلن آینده اون خراب نشه؟ در هر صورت ارتباط دوست آدم با چنین فردی واقعا مشمءز کننده است

    امیدوارم واضح حرف زده باشم…

  41. مرتضی ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۱:۴۹ ق.ظ

    سلام
    آیا دوست شما این حق رو خودش به خودش داده که اون آقا رو همسر آینده خودش بدونه یا این که اون آقا رسما ابراز علاقه کرده؟
    به نظر من شم کار درستی کردی که ردش کردی. اگر به دوستی با دوستت هم پابندی و صمیمی هستید به صورتی غیر مستقیم بهش برسون. اگه پیشنهادی از طرف اون آقا نداشته بهش حالی کنید که تو توهم نباشه. اگه داشته یه جوری مثلا از طریق این وبلاگ یه جوری بهش حالی کنید ( احتمالا همین کار رو میکنید ) . اگه بهش نگید و این ازدواج سربگیره که احتمالش قوی نیست بازهم نمیتونید رابطه راحتی با دوستتون داشته باشید.
    اصلا این آقا رو مثبت ارزیابی میکنید یا منفی؟ بد نیست تو جمع هایی که اون آقا هست کمتر حضور پیدا کنید البته اگه واقعا اقا رو تایید نمیکنید.
    خلاصه که تو کامنت های بالا نکته های جالبی در مواجهه با همچین شرایطی بود. از بلاگر و کامنت گزارها باید تشکر کنم.
    و این که خیلی سخته بفهمی کسی که نمیخوای باهاش ازدواج کنی میخواد باهات ازدواج کنه.

  42. آرام ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    زهرا نظر من را بخواهی به نظرم درستش این است که به دوستت بگویی صادقانه و بدون حواشی و قضاوت راجع به مرد. فقط به دوستت بگو چنین چیزی پیش آمده و واکنش خودت را بگو. اگر فکر می کنی که آرامش می کند بعدش بغلش کن. ولی اگر دیدی خیلی برایش سنگین بوده خیلی پیشش نمان که از تو خجالت بکشد (البته ممکنه خودش بخواهد پیشش بمانی).
    ممکن است در کوتاه مدت دوستت نخواهد تو را ببیند چون تو یک یاداوری برای مصیبتش خواهی بود (و نه این که تو را بد بداند) اما وقتی این قضیه برایش به تاریخ پیوست (ممکنه چند ماه یا یکی دو سال طول بکشد) اگر باهاش تماس بگیری دوباره باهات صمیمی می شود.
    مطمئن باش روزی که دوستت به این نتیجه برسد (یا حتی شک کند) که ممکن بوده دیگرانی به او احتمال عدم خواست ازدواج مرد را با او به او گوشزد کنند اما به او نگفتند، در دل شما را دوست نخواهد داشت که خود می دانستید ولی به او نگفتید.

  43. آرام ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۲:۰۹ ب.ظ

    در مورد نگرانی ات از انکار مرد می توانی به دوستت بگویی که نمی دانی چرا این پیشنهاد را به تو داده ولی حقیقت چیزی است که رخ داده. در اینطورت این دیگر انتخاب دوست تو است که حقیقت تو را باور کند.
    باز انتخاب انتخاب تو است.

  44. arash ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۲:۲۲ ب.ظ

    سلام دوست عزیز
    بهتره به دوستت بگی به نظر من به هر حال اون اقا با دوستتون نمیخواد ازدواج کنه و در صورت ازدواج هم وفادار نخواهد بود به عنوان یک دوست واقعی باید بهش بگی و بهتره که رابطشو با اون اقا کات کنه …. البته مواظب باش چوب دو سز طلا نشی و به خودت تهمت نزنن

  45. دوست ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۲:۲۶ ب.ظ

    زهرا جان سلام ، خوبی ، جواب ما رو ندادی که رفیق ….
    چنین مردی به احتمال زیاد به خیلی های دیگر هم پیشنهاد داده ….
    آدم بوالهوسی ، عشق رو نمی شناسه … و شابد به دوستهای دیگر دوستت هم گفته باشه !!!!! مسلما اون دختره زیاد برای پسره مهم نیست چون پسره با علم به اینکه تو ممکنه به دوستت بگی این حرف رو زده …. و ناراحت شدن و نشدن دوستت هم برای اون پسره فرقی نمی کنه … اگر با تو شروع کنه با تو هم همین کار را خواهد کرد …. باید با پسره برخورد می کردی …. و می گفتی اگر خیلی مردی و جرات داری این مساله رو جار بزن مرتیکه هوسران کثافت …. و البته هیچ وقت پیشنهادشو قبول نمی کردی … بهتره دوستتو نصیحت کنی و بگی که بهتره روابطشون رو به سرانجام برسونن … و ببینه اون آقاهه قصد ازدواج داره یا نه … و تکلیفشو مشخص کنه و بگو در غیر این صورت رابطشون به جاهای باریک می کشه … شرایط رو طوری محیا کن که دوستت خودش بفهمه نه اینکه تو بهش بگی به اون مرده هم بگو متاسفی که از برخورد و رفتارت همچین برداشتی کرده و به شدت از اون مرد حذر کن این مردان تعداد دخترانی را که فتح می کنند جزو رشادتهای خود می دانند . مگر اینکه دوستت هم اهل حال باشه و این رابطه رو صرفا برای دوستی بخواد نه ازدواج که در این صورت باید از اون هم حذر کنی چون ممکنه به خاطر رفتار دوستت روی تو هم همون طور قضاوت کنند . در هر حال از مرتیکه دوری کن ……

  46. آرام ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۲:۴۳ ب.ظ

    فقط یک سوال برای من پیش آمده این مرد اگر تو را بشناسد و بداند چه اصول شخصی برای خودت داری قائدتا باید بداند واکنش تو “نه” است و اصلا نباید پای تو را وسط بکشد. نمی فهمم چرا چنین کاری کرده آن هم قبل از این که رابطه اش با دوست تو به هم خورده باشد.

    یک بازی این است که جلو دوستت و احیانا (نمی دانم این یکی را) آن مرد قضیه را از دید دوستت مطرح کنی و ببینی عکس العمل آن دو چیست؟ آیا دوستت می گوید که ترجیح می دهد در شرایط مشابه چنین چیزی را بشنود یا نه. حتی بازی سناریویی که یکی از کامنتها گفته اند برای این منظور خوب است. به هر حال یک طوری به دوستت حالی کن ولی مراقب باش این مرده قضیه اش بو داره! مستقیم ولی بهش نگو!!! بهش بگو که آخرش اگر تو بودی ترجیح می دادی دوستت قضیه را غیرمسقیم بهت بگوید که مثلا خجالت نکشی. (و البته مزیت رو در رو نشدن علنی با مرد را هم دارد ولی خوب تو لازم نیست این مزیت را به دوستت بگویی) این طوری مرد نمی تواند از تو بد بگوید و تو هم غیر مستقیم به دوستت هشدار داده ای. مطمئن باش هر دو قضیه دستشان می آید، دیگر بعدش انتخاب دوستت است.
    اگر قرار باشد چنین جمع دوستانی علیه تو حرف راه بیاندازند همان بهتر ازشان دور بشوی چون ی رساند که خیرت را نمی خواهند. دوستانی که خیر نخواهند با دشمن فرقی ندارند. غریبه حداقل بدخواه نیست.

  47. آرام ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۲:۵۰ ب.ظ

    البته به دوستت می توانی اصلا قضیه را نگویی و فقط بهش پیشنهاد کنی که رک و مستقیم از مرد بخواهد به خواستگاری اش در نزد خانواده برود و قضیه را رسمی کند. اصلا یکی از سناریو ها را انتخاب کن و بگو اگر تو بودی و چنین قضیه ای را می شنیدی چنین کاری می کردی و از مرد می خواستی قضیه را رسمی کند. (البته در این صورت بازگویی سناریو ها نباید در حضور مرد باشد چون دیگر نقشه تان برای رو کردن دستش لو می رود) و حتی اگر مرد قضیه عقد کرد و بعدش مهلت خواست اصلا برای برقراری روابط ویژه! بهش اعتماد نمی کردی و اگر اصلا یک مرحله مهلت خواست برای عقد کلا می گفتی بای بای!!!! این مدت مهلت جدا باشیم (و جدا حتی همدیگر را ملاقات یا تماس تلفنی و ایمیل برقرار نمی کردین) هر کی آزاد برای تصمیم گیری. اگر قسمت بود در پایان مهلت بیاد اگر هم نه که لا اقل زودتر قضیه روشن شده و به تاریخ پیوسته.

  48. آرام ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۲:۵۳ ب.ظ

    راستی به کلمه “بازی” گیر نده منظورم بازیگوشی و کم اهمیت بودن موضوع نیست یک چیز درمایه های بازی زندگی است!!! نمی دونم فهمیدی منظورم را یا نه!

  49. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱:۱۹ ب.ظ

    مرسی از همه و به خصوص
    مرسی آرام جان که اینقدر با حوصله و دلسوزی حرفاتو نوشتی
    مطمئنا اینها تو تصمیم من در مورد اینکه چطوری با دوستم حرف بزنم تاثیر خواهد داشت

    فعلن فقط تصمیم دارم فقط در همین حد بهش بگم که این پسره قابل اعتماد نیست حالا نمیدونم همینم چطوری بهش بگم چون پسره از نظر دوستم موقعیت بسیار مطلوبیه!

    چون بقیه دوستام اینجا رو میخونن من راحت نیستم که بیشتر توضیح بدم چون ممکنه بفهمن کدوم دو نفرن. به هرحال من نمیخوام آبروی اون دوستم بره یا پیشمون شرمنده بشه
    ممنون

  50. sara ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱:۴۵ ب.ظ

    سلام .
    من با صبر و حوصله نظر همه رو خوندم . راستش من جای تو بودم حتمابه دوستم می گفتم . اما نظر آرام درباره سناریو هم بد نیست . جالبه و عاقلانه .
    زهرا جون . یه کمکی می خواستم . کسی می شناسی ( یا خودت حتی ) که با ns2 یا omnet یا opnet++ یا jsim کار کرده باشه ؟‌
    یه پروژه روی WSN می خوام انجام بده . با هر هزینه یی . اگه OK بود می شه خبرم کنی . آدرس یاهوم رو می ذارم اینجا .
    مرسی
    بوس

  51. مریم ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۲:۲۴ ب.ظ

    واییییی خیلی وضعیت پیچیده ایه.من اگه بودم هنگ می کردم.کامنت ها هم زیاده بازم پیچیده تر میشه.ولی از قدیم ندیم گفتن:دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی؟الان ولی یه دوست کم داریم.

  52. تقویم ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۲:۴۲ ب.ظ

    سلام…راجع به پسوال اول باید بگم …منم دقیقا همین کار را میکردم……………

  53. مریم ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۴:۲۸ ب.ظ

    الان یکمی فکر کردم.اگه جای تو بودم یه جوری انزجار خودمو از آقاهه بهش نشون می دادم.اصلن هم به روی دوستم نمیوردم.دلیلی نداره اگه بفهمه دوستش از تو خواستگاری کرده ناراحت بشه.تو که خواستگاری نکرده بودی.دلیلی هم نداره هر کی میاد خواستگاریت بری براش توضیح بدی.اگه دوستت آدم منطقی باشه قاعدتا نباید از دستت ناراحت بشه

  54. دوست ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۴:۵۶ ب.ظ

    به مربم :
    پیشنهاد دوستی با خواستگاری زمین تا آسمون فرق داره

  55. شیخ الشیوخ ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۵:۴۷ ب.ظ

    بهتره یه اعترافی بکنم
    من این کا را کردم
    و دختر مورد نظر هم به سرعت پیشنهاد مثبت داده!
    این روزها وقتی یاد اون روزها میوفتم
    فکر می کنم عجب کار زشتی من کردم
    و عجب کار زشتری دوست دوستم!
    واقعا عجیبه!!

  56. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۶:۱۳ ب.ظ

    ای بابا
    شما که شیخ الشیوخی دیگه چرا ؟
    از شما بعیده :دی

  57. مهدی ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۶:۵۱ ب.ظ

    اصلا چه معنی می ده تو با دختری که دوست پسر داره دوست باشی؟

  58. یکی از همین آرش‌ها ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۷:۰۵ ب.ظ

    سلام حاج خانم

    اولاً ماه تولد‌تون مبارک! انشالا صد سال زنده باشید و وبلاگ‌تونو بنویسید و ما حالشو ببریم.

    ولی بعد،

    عرض به حضورتون در مورد اون مسئله مهم‌تره که همه نظر دادند می‌خواستم منم یه چیزایی بگم (منظورم همون دوست‌تونه، نوار غزه و بوش کیلویی چنده؟)

    یه چندین سال پیش من با یه دختر خانومی دوست بودم که بعداً فهمیدم خیلی دوسش می‌دارم. ظاهراً، ظاهر قضیه هم طوری بود که دوستانم فکر می‌کردند دیگه ما ازدواجی هستیم و کار تمومه ولی در اصل من به ازدواج فکر نمی‌کردم روابطمون هم فقط در حد دوستی بود و وارد معقولات (!) هم نشده بودیم. یه روز یه دوست بهمنیم بهم گفت: آرش! اگه تو یه روز بفهمی کسی رو که خیلی دوسش داری مادرش اوضاعش خرابه و کلاً خانوادهء درست و حسابی‌ای نداره چه کار می‌کنی؟ باز هم باهاش ازدواج می‌کنی؟
    حالا با جواب من کاری نداریم، ولی من حتی کوچکترین شکی هم به اون دختر نکردم و فکر کردم یه جنین مسئله‌ای برای خود دوستم اتفاق افتاده و رفتم بالا منبر که فلان و بیسار. بعدش کم‌کم بهم حالی کرد که بعله قضیه این طرفه، نه اون طرف. حال من و ایناش بماند ولی من چون این دوست چندین چند ساله‌م رو می‌شناختم می‌دونستم که دروغ نمی‌گه بخصوص از مدل گفتنش هم می‌شد اینو فهمید ولی خب ازش پرسیدم که تو از کجا فهمیدی و آیا مطمئنی و می‌تونی ثابت کنی و اینا. تازه گفتم که من تو فکر ازدواج نبودم، حداقل تا اون موقع نبودم.

    حالا در مورد سئوال تو، کار درست یه چیزه، چطوری انجام دادنش یه چیز دیگه است. تو خودت هم می‌دونی که کار درست اینه که به دوست چندین و چند ساله‌ت باید کمک کنی از این خواب و ررویا بیاد بیرون (اگه تا حالا بیرون نیومده باشه!) و اصولاً واسه همین هم این مسئله رو اینجا مطرح کردی والا اگه نمی‌خواستی بگی و این کار رو هم درست می دونستی برای چی بیای اینجا مطرحش کنی به عنوان یه مسئله؟

    اما چطوری گفتنشه که مهمه. و راز این هم در این نکته نهفته که اول باید برای این دوستت زمینه‌چینی لازم رو در مورد خودت که چطور آدمی هستی فراهم کنی. بهتره یه کمی هم با خاطرات‌تون نوستالژیک‌بازی دربیارید! اگه می‌تونی چند تا خاطره‌ای که تو در اون‌ها حسن نیت نشون دادی نسبت به او و همین طور او برای تو کاری انجام داده رو پیش بکشی.

    بعدش از همون طریق غیرمستقیم سناریو رو تعریف کنی که اگه یه همچین برنامه‌ای برای تو پیش میومد تو چه کار می‌کردی یعنی نقش خودت و اونو عوض کنی توی داستان.
    منتها یادت باشه که اگه ازت مدرک خواست چطوری باید بهش ثابت کنی؟
    فکر کن که اگه همون جا جلوی اون دوستت به اون پسره زنگ بزنی و باهاش یه قرار بزاری اون قبول می کنه؟ یا می‌تونی پشت تلفن ازش حرف بکشی _که البته با شناختی که ازت دارم، تو این کاره نیستی).

    در هر حال نشون دادن حُسن نیت و اینکه تو سابقه‌دار نیستی در قُر زدن دوست پسر مردم بهترین کمکت خواهد بود.
    ولی کار درست گفتنه، اگه واقعاً دوستت است.

    یه سناریوی دیگه هم اینه که شاید اون دوتا با هم این نقشه رو کشیدن تا تو رو امتحان کنند و ببینند میگی یا نه. حالا ممکنه به تحریک اون پسره باشه (حیفه بگم آقاهه).

    ولی زودتر تصمیم بگیر این تو رو می‌خوره.

  59. وحید ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۰:۰۰ ب.ظ

    قبل تر ها برای من هم پیش اومده که به خاطره ای از گذشته فکر کنم بعد دلم برای اون چیزهایی که نوشتی تنگ بشه.
    اما الان دیگه فرق می کنه. الان اکثریت قریب به اتفاق خاطراتم برام معمولی هستن. به طوری که فکر می کنم جزئی از زندگی ان و هر آدمی اینها رو ممکنه تجربه کنه.
    —————-
    در مورد مطلب دوم هم که مشخصه. اصلا فکر کردن نداره و اصلا مهم نیست دوستت درباره ت چی فکر می کنه. من اگه جای تو بودم فوراً پتهء طرف رو می ریختم روی آب.
    کسی که راحت به دیگران خیانت می کنه، با خود آدم هم حتماً می تونه این کار رو بکنه.

  60. یاسر ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۱:۲۹ ب.ظ

    در مورد حس نوستالژیک منم باهات موافقم . بعضی وقتها برای منم که اتفاق میافته ممکنه اونقدر شدید بشه که عکس العمل نشون بدم مثلا برم جایی که خاطرات رو بهتر برام زنده کنه یا با آدما تماس بگیرم یا sms بزنم حتی ممکنه اشکمم در بیاد .
    ولی در مورد این دوستت کا رندارم که بهش میگی یا نه چون به نظرم عکس العمل مناسب این بود که وقتی بهت پیشنهاد داد چنان قشقرقی به پا میکردی که همه دنیا به حالش خبردار شن تا دیگه از این غلطا نکنه ( شایدم تقصیر نداشته باشه مثلا تو عمل ناخواسته قرار گرفته باشه ) ولی نکته جالب برام اینه که از لطفا کاملا مبسوط توضیح بدید از چی شما خوشش اومده بود که به شما پیشنهاد داد !!!!!

  61. ;kobra ۱۳۸۶-۱۱-۴، ۸:۳۶ ق.ظ

    salam

  62. ;kobra ۱۳۸۶-۱۱-۴، ۸:۳۹ ق.ظ

    man az shomalam
    mazandaran
    shahsavar
    moafagh bashid

  63. نسرین ۱۳۸۶-۱۱-۴، ۱۲:۰۷ ب.ظ

    “ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم.” – سام کین
    زهرا جان، من نه کارشناس خانواده ام نه رونشناس اجتماعی- خانوادگی ولی به نظر من باید از خود اون آقا بپرسی که چرا این کارو کرده و اون دختر بیچاره رو امیدوار نگه داشته اگه دوستش نداره بهتره بهش بگه و تو هم باید بهش بفهمونی که دوستت برات خیلی اهمیت داره و تو بهش خیانت نمی کنی

  64. naaraam ۱۳۸۶-۱۱-۴، ۱:۴۸ ب.ظ

    من اگه بودم شاید به دوستم می‌گفتم، یعنی فکر می‌گنم به‌تر بود این کار رُ می‌کردم

  65. نرگس ۱۳۸۶-۱۱-۴، ۱۱:۴۵ ب.ظ

    خیلی ….. اگر نگی، خیانت کردی. وظیفه تو هم نیست بفهمی هدف این آقا چی بوده، یا ارشادش کنی! می توانی اما منطقی و ملایم با دوستت حرف بزنی و به ش بگی و ازش بخوای با این آقا صحبت کنه. به هر حال حالا رابطه شون به هم بخوره بهتره تا چند سال دیگر!

  66. لافکادیو ۱۳۸۶-۱۱-۵، ۸:۱۸ ق.ظ

    اگر نگویید به دوستتان ظلم کرده‌اید، چگونه گفتنش با خودتان.
    (من اگر بودم یک sms می‌زدم می‌گفتم فلانی به من پیشنهاد ازدواج داد)

  67. payam ۱۳۸۶-۱۱-۵، ۳:۱۶ ب.ظ

    سلام
    این اتفاق ممکنه برای هر کسی پیش میامد. حتی برای این دختر بجای پسره!
    وقتی که زمان دوستی از حد میگذره، این مسائل هم بیشتر پیش میاد تا زمانیکه باهم ازدواج کردند و کنار هم دیگه هستند.

    بهترین راه حل اینه که با یک ایمیل ناشناس بهش این مطلب را بفهمونی تا بیاد خودش پسره را امتحان کنه. بعدش هم یا زودتر ازدواج کنن یا جدا بشن و اینطوری ادامه ندن.

  68. sf ۱۳۸۶-۱۱-۶، ۱:۳۶ ب.ظ

    اگر میخواهی تو ازدواج کنی به این سایت بیا ونظرتو بکو ونام سایت خود را بنویس یا دختر دیگه را به من بکو saba29 blogfa

  69. KoYoTe ۱۳۸۶-۱۱-۱۳، ۱:۳۰ ق.ظ

    u doost dariiiii ke fardaaa in doostet ezdevaj kooono bad az ye moodat basooratee khonii biyad zange daretoonoo bezaneee bad u azash bepoorsii chiishoode on bege shooharam saram havoo ovord manam bahash dava kardam onvagt vageean u vejdanetoo mitoonii saket kooniiii???? albate midoonam diir be matlab resiidam valii khob man boodam 100%behesh migooftam albatee ba madrak chon eshg adamoo kor mikonee age u hamiinjoorii berii behesh begiii on fekr mikoone u be on hasoodiii mikoniiii ba u am shayad gahr kooone beharhal kheylii doost daram bedoonam akharesh chii mishee

  70. امیر حاکان ۱۳۸۶-۱۱-۱۶، ۱۱:۰۲ ب.ظ

    سلام وبلاگتون عالی بود ۰۹۳۶۳۶۷۴۴۳۸ این شمارمه اگه اس.ام.اسی داشتید واسم بفرستید ممنون بای.

نظر شما