۱۳۸۵-۱۰-۱۷
برق روندگی محقق بی دقت
* نخست وزیر فلسطین تایید کرد ایران ۲۵۰ میلیون دلار کمک بلاعوض به فلسطین کرد.
ما پول غذا را ز شما می گیریم هر چیز کذا را ز شما می گیریم
صدام اگر مرد و سیه پوش شدیم ما خرج عزا را ز شما می گیریم.
و اینهم شعر یکی از کامنت گذاران در همین مورد:
هستند بسی خلق-گرسنه، اینجا کردند بسی کمک به مردم،آنجا
آیا بود این حق و عدالت -علی،ساکی جان؟ خلقی که ندارند غذایی اینجا،
پاسش بدهیم به گشنگان در آنجا؟؟؟؟ با کمی جنیفر لوپز در خدمت هستم:-)
* خوب از اونجایی که الان برق رفت و منم مترصد فرصتی برای دودر کردن کارم هستم اومدم بلاگم. خوب حتما الان میگید بابام جان برق که رفته پس تو چطوری اومدی پای وبلاگ و اینترنت؟!
خوب جوابش خیلی ساده است: بابا برق رفته! اینترنت که نرفته!!!!
هه هه! بیمزززه!
میدونم الان پای یه گمان دیگه هم در میانه و اونم اینکه دختره حسابی خل شده! خوب البته بیراه هم فکر نکردید! از صبح تا حالا هر چی کار کرده بودم ناغافل پرید! توجه داشته باشید که امروز از معدود روزهایی بود که وقتی اومدم اینجا بنای چایی و صبحانه راه نینداختم و عین بچه آدم نشستم سر کارم و اینم نتیجه اش! خدا ایشالا بیل گیتس و مایکروسافت رو نیامرزه! البته خوب مثل اینکه اشتباه کردم!!! چون اساسا داشتم توی لینوکس و با Open Office کار میکردم! ولی خوب اشکالی نداره، از اونجاییکه توی این مملکت همه مشکلات اقتصادی و غیر و ذلک تقصیر آمریکاست منم مشکلات کامپیوتریمو میندازم گردن بیل گیتس و دار و دسته اش :دی
دعا کنین این بابا Recovery داشته باشه وگرنه همه تحقیقات سوپر فوق پیشرفته من باد هوا میشه!!!
* آهاااا گفتم تحقیقات؟! چهارشنبه یه چیزی حدود نیم ساعت توی یک جلسه کاملا رسمی توی دلم خندیدم. از اینکه فهمیدم سمت من اونجا محقق هست!!! یعنی منه نیم وجبی اونجا محقق شناخته میشم!!! البته اونجا محققان زیادی داره ولی خداییش همه شون آدم حسابین. فکرشو بکنین اونم مننن، اون وسط به معنای واقعی کلمه وصله ناجورم. دیگه بابا شما که اراجیف منو میخونین و دیگه منو میشناسید که:-) خدا وکیلی هیچ رقم این عنوان به قیافه من نمیاد:-)
* عجایب هفتگانه جهان!
معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته های آن ها را جمع آوری کرد. با آنکه همه جواب ها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، کلیسای سن پیتر، دیوار بزرگ چین و…. در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می خورد. معلم پرسید: ‘این کاغذ سفید مال چه کسی است؟’ یکی از دانش اموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: ‘دخترم چرا چیزی ننوشتی؟’ دخترک جواب داد: ‘
عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم.’ معلم گفت:’بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو ، شاید بتوانم کمکت کنم.’ در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: ‘ به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از :
لمس کردن، چشیدن، دیدین، شنیدن،احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.
پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت. آری عجایب واقعی همین نعمت هایی هستند که ما آن ها را ساده و معمولی می انگاریم….
* … دلم می خواهد قصه هایی بنویسم که با تمام چیزهایی که تا به حالا نوشتهام فرق کند. دلم می خواهد از آدم هایی بنویسم که رویایی در سر دارند و در آرزوی روشنایی، منتظرند شب تمام شود تا بتوانند عزیزانشان را در آغوش بگیرند …
هاروکی موراکامی
شیرینی عسلی
مجموعه خوبی خدا
* خوب اگه دقت کنین میبینین که بیش از نصف لینکهای این بغل هیچ وقت آپدیت نمیشن و بعضیاشونم اصلا پاک شدن. ولی تنها دلیل عدم رسیدگی به این و اضافه کردن لینکهای محبوبم اینه که بلاگرولینگ واسم فیلتر شده و از اون بدتر اینکه نام کاربری و رمز عبور خودمم گم کردم! یعنی اصلا یادم نمیاد. به نظر شما چکار میتونم بکنم؟
