به نظرم مشکل کامنتها جدیه!

* فضای وبلاگستان و دنیای مجازی طوری شده که دیگه کسی جرات نمی کنه از اعتقاداتش بگه. از چیزهایی که براش به عنوان ارزش محسوب میشه… اصلا دیگه مهم نیست طرف چی میگه؟ بلکه مهمه که کی میگه! میدونین که هیچ کسی راحت اعتقادی رو به دست نمیاره (نظر من اینه) غیر از خرافات و مهملات، سایر اعتقادات انسانی چیزی نیست که فرد راحت بهشون رسیده باشه و راحت از دستشون بده.
الان فضای دنیای مجازی طوری هست که یا دیگه کسی رغبت نمی کنه از اعتقاداتش بنویسه، و یا اگه بنویسه اگه با بدترین فحشا و توهین ها مواجه نشه، بدون شک کاری می کنن که ناخودآگاه اون فرد به انزوا کشیده بشه… براحتی ازش اسم میبرن، بهش توهین می کنن، و خیلیام به اسم دموکراسی و آزادی و باکلاسی تحقیرش می کنن و احساس باحالی هم می کنن. خوب همه ما انسانیم و احساس داریم. حتی اگه فردی بخشی از این برخوردها رو ببینه و یا به گوشش برسه، متاثر میشه و ناخودآگاه احساس میکنه در جمع جایی نداره و همین یعنی انزوا یعنی سرکوب یعنی دیکتاتوری یعنی همون کاری که همون گروهی ازش می نالن. مگه یک فرد چقدر پتانسیل داره که مدام از خودش دفاع کنه؟! سوء تعابیر رو پاسخ بده و سعی کنه دیدگاههای منفی راجع به خودش رو عوض کنه؟ مخصوصا در فضایی که همه ساز مخالفت می زنن؟
جالب اینجاست بیشترین برخوردهای تند هم از طرف کسانی هست که داعیه آزادی بیان و دموکراسی و مفاهیم خود ساخته اینطوری دارن! نه خوب واضحه که این مفاهیم در اصل خودساخته نیستن، من فکر میکنم بشر و به خصوص بشر از نوع ایرانیش اونها رو Customize خودش کرده.

* میدونین توی دنیای واقعی چون ماها تعاملاتمون با دوستامون بیشتره اصلا اینطوری نیست. مثلا من خودم، از هر طیف و تیپی که فکرشو بکنین دوست دارم، با هم میریم بیرون، مهمونی، سرکار، ولی هیچ مشکلی باهم نداریم. اصلا بعضیاشون به هیچی اعتقاد ندارن ولی خیلی راحت باهم بحث می کنیم. اونا میدونن دیدگاه من از نظر سیاسی و یا اعتقادی چطوریه و منم میدونم اونا چطورین؟ منتها بازم رفتارامون با هم کاملا دوستانه است. توی دنیای مجازی به خاطر اینکه تراکنشهای اینطوری خیلی کم هست اینقدر بدبینی وجود داره.

* اصلا دلم نمیخواد این اصطلاح “ایرانی بازی در نیارید” رو بکار ببرم! ولی ناچارم بگم هنوزم فکر میکنم بسیاری از ما ایرانیها هنوز هم جنبه آزادی و دموکراسی رو نداریم! همون بهتر که زور بالای سرمون باشه! تو تا زمانی که تاب خوندن (و فقط خوندن) نظری رو مخالف با خودت نداری و به محض خوندن، اینقدر آمپرت میزنه بالا، چطور میتونی بگی طرفدار دموکراسی هستی؟ تا زمانی که با قضاوت منفی پیشفرض میری وبلاگی رو میخونی و نویسنده اش رو متهم می کنی… تو اصلا میدونی تعریف دموکراسی چیه؟ تو به چه حقی فکر میکنی حالا که شخصی مخالف تو هست، و دیدگاهش مثل تو نیست باید مسخره اش کنی، یا بهش فحش بدی؟

* هیچکس از اینکه مخالف داشته باشه خوشش نمیاد. ولی خوب اینم طبیعیه که همه با نوشته های آدم موافق نیستن. طبیعیه چون دیدگاههای افراد به زندگی با هم فرق می کنه. برخیا معتقدن، برخیام به هیچی اعتقادی ندارن، واضحه که وقتی پستی مینویسی ممکنه با یکی از این دو دسته در بیفتی! اما مشکل چیز دیگه ایه! اینکه مخالف فکر میکنه، فقط به خاطر اینکه چیزی رو خونده که باهاش موافق نیست، پس مجازه هر طور که دلش خواست با اون نوشته توی کامنتا برخورد کنه! بدتر از اون! من دیدم حتی دامنه کامنتا رو به وبلاگایی که داری باهاشون به اصطلاح بحث می کنی هم می کشونه و حتی برای دیگران هم تکلیف تعیین میکنه که با کی بحث کنن؟ به کی لینک بدن؟ به کی لینک ندن و چرا؟! عجیب نیست؟!

* وبلاگ حریم خصوصی محسوب نمیشه چون ماهیتا در یک محیط عمومی قرار میگیره، اما جز حریم شخصی فرد هست. درست مثل بازتاب ما در دنیای واقعی. اینکه من در اجتماع فعالیت می کنم، خصوصی محسوب نمیشه اما در همون اجتماع برای خودم حریم شخصی قائل هستم که انتظار دارم دیگران بهش احترام بذارن همین طوری که خودم باید این احترام رو برای دیگران قائل باشم.
قرار نیست ما با همه موافق باشیم، اما مهمه بهشون احترام بذاریم. مهمه با احترام و با حفظ حریم شخصی برای دیگران حرف بزنیم، و کامنت بذاریم! من میتونم با دیدگاهی مخالف باشم و به شیوه ای بیانش کنم اما این شیوه نباید به هیچوجه مستقیم یا غیر مستقیم شخصیت اون فرد رو زیر سوال ببره! من میتونم بگم با این متن و یا این حریان مخالفم. با اعتقادات و یا آموخته های من سازگار نیست، نمیتونم به این بهانه اسم نویسنده وبلاگ رو ببرم و هرچی دلم خواست به نویسنده اش بگم! اصلا ارزشش رو نداره به خاطر یک نوشته دهنم رو به فحاشی باز کنم و در وهله اول خودم رو ضایع کنم.

* آیا کسی حق داره کامنت من رو سانسور کنه؟ و یا ویرایش کنه؟!
بله! داره! و من به شخصه این حق رو به هر وبلاگنویسی میدم که از کامنت من ناراحت شده باشه! که کامنت من رو به کل حذف کنه! و یا اگه حاوی فحشی بود که خوشش نیومد ویرایشش کنه! طرف انسانه! وبلاگ هم حریم شخصیش هست. به هر دلیلی شاید اصلا دوست نداره من وبلاگش رو هم بخونم چه برسه به کامنت گذاشتن اونم از نوع فحاشی! طبیعیه که سانسورش کنه.
چرا من باید هر روز برم وبلاگی رو بخونم که روی اعصاب منه و هر روز هم بهش فحش بدم؟! طبیعیه دیدن وبلاگهایی که هم عقیده با من نیستن و اجتناب ناپذیره که مطالبی رو بخونیم و شاخ در بیاریم ولی خوب who cares؟!
وقتی مطلبی من رو ناراحت میکنه چند راه داره. یا میتونم کامنت بذارم و بگم برداشتت ناصحیح غیر منطقی غیر معقوله! مخالفم و یا هر چیز دیگه ای. یا اینکه وقتی میبینم بحث طولانی میشه برم توی وبلاگ خودم یه پستی بزنم که من با این جریان سازی اینطور عقیده به این دلیل مخالفم. من کاری به دلایل مطرح شده ندارم اما میگم روش مودبانه تری از فحش یا توهین به طرف هست.

* خیلی از مواقع توی بحثایی که تو فضای مجازی پیش بیاد، طرف به جای اینکه راجع به اون مطلب و یا اون کتگوری خاص صحبت کنه، مستقیم میره سراغ شخص نویسنده! و زیر سوال بردن شخصیتش! بابا جان وبلاگ یک رسانه شخصی هست، هیچکس به خاطر وبلاگنویسی پول نمیگیره! هیچکس به خاطر وبلاگنویسی نفعی در دنیای واقعی بهش نمیرسه! که اگه میرسید ماها اینقدر خودمون رو نمی کشتیم که هویت مجازیمون مخفی بمونه که راحت بنویسیم! پس لطفا توهین رو ول کنیم! نگاه کنیم ببین اصل مطلب چی گفته و نویسنده هدفش از بیان اون مطلب چی بوده و راجع به اینها صحبت کنیم!
یک چیز دیگه ای هم هست. وبلاگ یک محیط استاتیک هست! خیلی از بحثهایی که توش نوشته میشه اونقدر داینامیک نیست که بشه به صورت آنلاین از تمامی دیدگاههای نویسنده خبردار شد! مگه اینکه نویسنده از صبح تا شب پای کامنتهاش باشه که این هم عملا کار ناممکنی هست!
ما همیشه فقط از یک بخش دیدگاه نویسنده خبر داریم! ولی اکثر بخش دوم رو هم خودمون نتیجه میگیریم! اگه کسی نوشت آمریکا حق دخالت و یا جنگ رو در ایران (و یا هر کشور دیگه ای) نداره، معنیش این نیست که با تمامی اعمالی که در این کشور انجام میشه موافق باشه! و یا به قول شما مزدور باشه! اگه کسی نوشت با حجاب موافقه معنیش این نیست که چه میدونم با گشت ارشاد و یا سانسور یا سرکوب یا فیلترینگ یا هر چیز دیگه ای موافق باشه! اگه یه نفر گفت آمار دانلود فایرفاکس مشکوکه، معنیش این نیست که به کل ایران و ایرانیها توهین کنه. ای کاش عکس اینها هم صادق بود! یعنی برای مثال، اگه کسی نوشت با کارای گشت ارشاد مخالفه معنیش این نباشه که به زور بخواد حتی از سر کسی نمیخواد حجاب رو برداره!
اگه به من باشه میگم هر کسی میتونه با هرچیزی مخالف باشه. ولی نحوه مخالفت و یا انتقادش مهمه. باید منصفانه و بدون توهین و یا فحش باشه تا بشه بحث کرد. در غیر اینصورت اون مخالفت فاقد ارزش هست!

* انگیزه من برای نوشتن این متن، این پست بامدادی بود: آزادی بیان یا خشونت کلامی؟ جالب اینجاست که در یکی از کامنتهای همین پستش، باز هم یک نفر کامنتی حاوی چند تا توهین گذاشته که بامدادی یک پست جدید گذاشتن با عنوان: نگذارید این صدا خاموش شود، گذاشته…

۳۷ نظر

  1. پدرام ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۳:۵۸ ب.ظ

    فقط برای لجبازی

  2. حمید ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۳:۵۸ ب.ظ

    زهرا؟! سلام؟! بزار اینجوری روشنش کنم! به قول بابام هر کسی یه جوری عقدش رو خالی میکنه دیگه، نمیدونم متوجه میشی چی میگم؟! مثال: که میگن آخوندا خودشون فلان اصلا خوده ماهیت آخوند و البته بحثش لوس شده ولی واقعا من با این موجودات مشکلی ندارنم ولی نمیتونم بیان کنم! از موضوع پرت شدم نه؟! ولی بعضی وقتا فکر میکنم اونهایی که به این بنده های خدا ایراد میگیرند از ما هم نه! از من هم مذهبی ترند چون چشم ندارند آخوند رو ببدون نعلین ببینند! نمیدونم متوجه شدی!؟ گرامی؟!

  3. زهرا ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۴:۲۴ ب.ظ

    حمید:
    فکر می کنم اشتباه متوجه شدید:)
    هدف این پست اصولن چیز دیگری هست :)

  4. سرگیجه ها ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۴:۴۷ ب.ظ

    سلام
    چند تا مطلب قبلیتون رو هر کار کردم نصفه باز شد و نتونستم براتون کامنت بذارم
    حالا اصلا کاری کنید بشه کامنت گذاشت تا بعد در موردش حرف بزنیم
    اما …
    در مورد خصوصی کردن و ویرایش کردن کمی هم بر می گرده به روحیات نویسنده
    اگر با روحیاتش سازگار نبود به نظر من حق ویرایش و عدم تایید داره اما کلا از ادمهایی که روحیاتشون با همه چیز سازگاره بیشتر حال می کنم
    موفق باشید

  5. ناشناس ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۶:۲۶ ب.ظ

    با اینکه مردم ایران هنوز جنبه آزادی و دموکراسی رو ندارن کاملاً موافقم. اونچه که تو کشور در جریانه برایندی از مردم همین کشور. در همه موارد دولت، سیاست، جامعه …

  6. بامداد ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۸:۳۰ ب.ظ

    زهرا جان، ممنون از توجهی که به موضوع داشتی. خودمونیم سریع می‌نویسی‌ها! هنوز مطلب اخیر من مرکبش خشک نشده بود که دیدم اینو نوشتی. کارت درسته :)

  7. زهرا ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۸:۴۰ ب.ظ

    اوهوم موافقم.
    و اما اصطلاح ایرانی بازی یک حقیقت هست که تا زمانی که اینهمه مورد خارجی داره، اوضاع ما همینه که همینه!

  8. سها ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۸:۴۲ ب.ظ

    نکته ی اول اینه که کاملا من هم با فحش دادن و حرف های نامربوط مخالفم. آدم باید همیشه شخصیت خودش رو حفظ کنه و عقایدش رو با رعایت احترام بیان کنه.

    نکته ی دوم این که مساله ی شما از وقتی شروع شد ( البته به نظر من ) که اون پست رو در مورد امشاسپندان نوشتی. وگرنه من که یادم نمی آد قبلش مشکل جدی با وبلاگت داشته باشی !!! قضیه ی اون پست هم به نظر من بیشترش ( تاکید می کنم همه اش نه و فقط بیشترش ) تقصیر خودت بود !!!! ببین من هم از اون پست ها خوشم نمی آد اما شما بد جوری نظرت رو نوشتی و اخلاق و اعتقادات این قبیل نویسنده ها رو زیر سوال بردی و تازه به همین جا هم اکتفا نکردی و پای فمنیست و کشیدی وسط و به کمپینگ گیر دادی و …. ( حالا درسته بعدش هی گفتی : “من منظوری از کفتن کلمه ی فمنیست نداشتم و …. ” ولی خب مهم اصل نوشته هست که باید جوری تنظیم بشه که جای این حرف ها رو باقی نذاره)
    ببین الان خودت این جا نوشتی که ” من میتونم با دیدگاهی مخالف باشم و به شیوه ای بیانش کنم اما این شیوه نباید به هیچوجه مستقیم یا غیر مستقیم شخصیت اون فرد رو زیر سوال ببره! ” اما به نظر من این کار رو خودت توی اون پست کردی !!! برای همین هم جو این جوری شد و بر اساس این استدلال که شما آزادی اون ها رو ندید گرفتی اشخاص دیگه ای که خوانده های وبلاگ شما هستن هم داره مقابله به مثل می کنن !!! و همون جوری که شما گفته بودی که : “چرا اون ها این پست ها رو می نویسن و نباید بنویسن و …..” در صورتی که اون بلاگر هم حق خودش می دونه که چیزی رو که دوست داره بنویسه.حالا یه عده هم می گن :” پس خودت هم نباید چیز هایی که ما دوست نداریم بنویسی”. در صورتی که اگه شما به آزادی اون ها احترام می ذاشتی الان این جوری نبود اوضاع !!!! ضمن این که هنوز هم دیر نشده !!! همیشه می شه تغییر رویه داد. البته حساب اون هایی که با فحش حرف هاشون رو می زنن جدا هست ها.

    نکته ی سوم هم این که صاحب وبلاگ هم حق داره بعضی از نظرهای خواننده ها رو برای خودش نگه داره و از دید بقیه پنهان کنه البته نه این که فقط اون کامنت های لطیف و محبت آمیز دوستانش تایید بشه.

    چهرم این که : آقای حمید خب یه جوری می گفتی ما هم بفهمیم. ارتباط مذهبی بودن با نعلین چیه؟؟؟؟؟؟؟؟ آخوند مگه نماد مذهبه؟؟؟؟؟؟؟ اصلا چی بود قضیه؟

  9. زهرا ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۸:۵۹ ب.ظ

    سها جان میشه دقیقا بگی کجای اون پست من از شخصی که شما نام بردی اسم بردم؟!!!

    من الان به خودم شک کردم و یه دور دیگه اون پست رو خوندم همچین اسمی توش نبود! من هیچ کدوم از پست ها رو دستکاری نکردم! خوبه اون موقع خیلیا این متن رو کپی کردن اگه به من شک داری برو مال اونا رو بخون!

    اصلا دلم نمیخواد دوباره اون بحثهای کذایی شروع بشه! ولی اگه تکمیل اون رو بخونی من دقیقا ارجاع دادم به یکی از همون فمنیستها که نوشته بود یکی از کسانی که در دنیا داعیه سردمداری از کمپین رو داره و کلی جایزه هم برده از کجاها ساپورت میشه!
    anyway
    بی خیال!
    بحث من در اینجا اصلا کلی بود! فقط خودم نبودم! ضمن اینکه من اصلا خودم رو توی این جریان مدتهاست سهیم نمیدونم چون دیگه به اینجور کامنتا عادت کردم. منظورم یکسری وبلاگ نویسان با ارزشی بود که متاسفانه دارن فدای اینطور توهین ها میشن…

    ضمن اینکه من توی همین پست هم راه دوم رو نوشتم نوشتن پستی که بگه با این جریانات به این دلایل مخالفه. اون پستم به نظرم حاوی چنین چیزی باشه. ضمن اینکه توش فحش خار و مادر هم نبود!

  10. مریم ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۹:۰۰ ب.ظ

    به پدرام…ای من قربوست برم که باز اول شدی{قهر مال بچه هاست.تازشم کلی زهرا رو دعوا کردم}

  11. مجید ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۹:۲۰ ب.ظ

    http://15mordad.blogfa.com/ روز همبستگی با کمپین ۱ میلیون امضا

  12. علی ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۹:۲۷ ب.ظ

    سلام،

    اینکه گاه گداری تو متنت از کلمات انگلیسی استفاده می کنی، جالبه،

    به هر حال!!

    من با دیدگاهت موافقم، یعنی فکر می کنم توسعه یه مساله فرهنگیه که اونم وقت می بره و ناگهانی و با زور ایجاد نمی شه. همین نمونه ترکیه رو نگاه کن که هنوز هم بعد از تقریبا صد سال نمی تونن بصورت مسالمت آمیز طیفای مختلفش کنار هم زندگی کنن! مساله ما که جای خود!! خیلیا از این مساله سر سری می گذرند، اما حقیقت امر همینه، باید صبر کرد، تمرین کرد و تمرین داد!

    البته امیدوارم که پیامت رو گرفته باشم!!

  13. 0098 ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۱۱:۰۱ ب.ظ

    bayad goft mer30
    ke harfe deleman ra mizanid

  14. سروش ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۱۱:۱۶ ب.ظ

    اینطور که به نظر میاد اصلی ترین مساله اینه که به خاطر توهینها و مخالفت های شدید و احیانا بی ادبانه به طرح اعتقادات کار داره برای وبلاگنویس سخت میشه.
    باید عرض کنم که ایراد از کامنت گذار بی ادب نگیر , ایراد از طرح سست بنیاد گونه ی اعتقادت در وبلاگ بگیر. چرا که اگه اعتقاد و مساله رو محکم , روشن و خوبی در نوشته طرح کنی بازیچه ی کامنت گذار بی ادب نمیشی , حتی اگه نوشته ات خیلی تابو شکنانه باشه.
    البته که اگه شخصی قصد توهین به هر نحو رو داشته باشه با وجود این باز هم در کامنت توهین می کنه. اما در صورت رعایت این مطلب برای انتشار نوشته , به خودی خود در چشم خواننده های دیگه نا مرئی میشه.
    من فکر می کنم موج گلایه از کامنت های توهین آمیز یا هــرزه که در وبلاگستان راه افتاده بیشتر یه جور ژست سوسولیه //:×

  15. مریم ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    واقعیتش من وبلاگ نویس معروفی نیستم که حالا بخواد پست ها اینقدر وافق مخالف داشته باشه اما همیشه سعی می کنم از چیزهایی که برام مهمه تو وبلاگم ننویسم تا یه وقت اگر کسی بهشون بی حرمتی نکنه که حالا بخوام ناراحت بشم.اما همیشه از کامنت گذارای دو سه تا وبلاگ خیلی تعجب می کنم.یکیش همین وبلاگ بامدادی یا وبلاگ کمانگیر.تقریبن همه پست ها شون منطقی و بدون پیش زمینه است و عجیبه برام یه عده اینقدر راحت بر چسب می زنن به این نوشته ها.به هر حال با متن بالا موافقم

  16. زهرا ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۱۱:۲۷ ب.ظ

    سروش:
    نباید اینطوری قضاوت کنی
    همین الان یه پستی بنویس که مثلا کمی روی خط قرمزهای دنیای مجازی پا گذاشته باشی. هر چند محکم و مستدل و با مدرک و بعدش کامنتهای اون پست رو نگاه کن!

    من میگم هر کس به زبانی اعتقاداتش رو مینوسه دیگران نباید با زبان فحش و سرکوب و توهین باهاش برخورد کنن.

  17. خانوم میم ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۱۱:۳۲ ب.ظ

    زهرا جون یادمه چند وقت پیش بهت میل زدم گفتم مشکل کامنت دونیت واقعا” جدیه و اگه بتونی تائیدیش کنی خیلی بهتره (تائیدی به این معنا نیست که فقط کامنت اونایی که به به چه چه کردن رو منتشر کنی کسانی هم هستن که مودبانه و منطقی انتقاد می کنن که به نظرم نظراتشون خیلی ارزشمنده)
    اون پستت که در مورد گم شدن برادرت نوشتی وقتی من کامنتهاش رو می خوندم واقعا” متاسف شدم.
    امیدوارم فرهنگ بحث کردن رو یاد بگیریم

  18. مهدی ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۱۲:۰۷ ق.ظ

    شاید این حرفی که می زنی درست باشه. شاید که نه. حتما درسته. ولی خیلی تکراری. خیلی خیلی تکراری شده. جالبی اش اینجاست که همیشه خدا زمانی که پستی انتقادی در مورد مسئله ای خلاف نظر جمع نوشته میشه، نظرات اون پست پر میشه از همون بد و بیراه هایی که اینجا درباره اشون نوشتی. بعد زمانی که نویسنده از این موضوع دلخور میشه و توی پست بعدی اش از این رفتار انتقاد میکنه و دقیقا پستی شبیه همین پست خودت می نویسه، کامنت های این پست اینبار برعکس پر میشه از نظرات کاملا همخوان و موافق و اینکه اصولا ایرانی ها اینجوری و ایرانی ها اونجوری.
    می خواستم بگم که با این پستت موافقم. فقط از خوندن چنین پست به این شدت تکراری خسته شدم. به خصوص پستی به این بلندی. حرف نویی ندیدم.
    موفق باشی

  19. سروش ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    یه نیمچه مزخرفی در این باب نوشتم. عملا همین کامنت رو کامل تر کردم. بعدا اگه خواستی این لینک رو از اینجا پاک کن

    http://sohbat.wordpress.com/2008/07/28/28july/

  20. DANG3R ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۱۲:۴۶ ق.ظ

    سلام زهرا جان …
    وبلاگ خیلی خوب و باحالی داری …
    آقا لینکدونی واسه سایت ما هم راه افتاد و خدا رو شکر تا الآن پیشرفتش خوب بوده و کلی تو گوگل ایندکس شده …
    دوست عزیز با تبادل لینک موافقید !؟

  21. حمید ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۵:۲۸ ق.ظ

    به سها اینا: آقا غلط کردم، رک وراست بگم،اشتباه کردم! شما از موضوع به حاشیه نرو قربونش

  22. .... ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۶:۰۰ ق.ظ

    دادستان زنجان در اقدامی عجیب مدعی شد میان دکتر مددی و دانشجوی دختری که مدیدی قصد تعرض به وی را داشته، صیغه محرمیت جاری شده است

  23. سینا ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۱:۵۵ ب.ظ

    خیلی خیلی متشکر تبریکتون . امیدوارم مانی کوچولو قدر محبتهای خاله‌های اینترنتی اش رو بدونه.

  24. محمد ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۲:۲۸ ب.ظ

    شما یه مسئله ای رو اگر در پست دادنتون مد نظر داشته باشید هیچ گاه با انبوهی از نظرات مخالف مواجه نخواهید شد .

    * وقتی میخواید از چیزی انتقاد کنید و صحبت کنید و میدونید که ۲۰۰۰ تا نظر مخالف خواهید داشت ، سعی کنید از احساسات خودتون بکاهید تا به صفر برسه . بعد تکلیف مخاطب رو هم روشن کنید ! مثلا اگر حجاب صحبت میکنید ، هیچ نکته مبهمی رو برای مخاطب باقی نگذارید . اینطوری یه سری برداشت بهتری از مطالبتون خواهند داشت.

    * در مورد دموکراسی و آزادی و این حرفها ! والا ملت ایران همین الانش هم آزادن ! تا دید یه نفر نسبت به آزادی چی باشه . زمان رضا شاه و محمد رضا با اینکه آزادی پوششی و رفتاری و … بود خیلی از مردم بخاطر فرهنگ و اعتقادات دینیشون هرگز تن به اون آزادی ها نمیدادن . در حدود ۶۰ درصد مردم ایران یجوریایی بخاطر فرهنگی که با اعتقاداتشون درامیخته شده تن به برخی آزادی ها مثل آزادی پوشش و روسپی گری و مشروب خوردن ندادن ، نمیدن و نخواهند داد . و اگر اینطور نبود رضا شاه هیچ وقت کشف حجاب نمیکرد . ( اصلا موقعیتش پیش نمیومد ).

    * ولی این نکته رو مد نظر داشته باشید که اون ۴۰ درصد مردم خودشون رو سزاور هر نوع آزادی میدونن و بر این عقیده هستن که هیچ فرقی با مردم دیگر کشور ها ندارن و باید از حقوق خودشون بهره مند بشن . کمترین آزادی که میتونن بهمون بدن ، آزادی بیان هست تا حرف دلمون رو بزنیم. ( فحش ندیدم ! درست و منطقی و با کمال ادب از مشکلات صحبت کنیم . )

    همین.

  25. سروش ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۴:۰۲ ب.ظ

    تاکید رو کامنت محمد

  26. فاطمه ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۶:۲۹ ب.ظ

    من تا حالا به خاطر همین کامنت های بد صدق کلامم رو از دست داده ام…! همش دروغ گفتن به خاطر اینکه حریم شخصی ات در وب لو نرود…!
    اصلن من نمیدونم این ایرانی جماعت عقده داره؟! ت یکی میاد درباره نکات مثبت جامعه ایرانی مینویسه و از نقش معنویان در جامعه و یا از روحانیت می نویسه به باد ناسزا گرفته میشه…! مگه فلانی با تو هستم…! مگه روحانیت چه عیبی داره…!؟
    میخوای ناموست رو ببرند…و… . تو اصلاً در جامعه آمریکا نقش پدر روحانی رو جدی بگیر بعد..!

    ممنونم زهرا جون… .

  27. سها ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۶:۴۱ ب.ظ

    اول جواب حمید عزیز رو بگم که کوتاه هست
    آقا حمید اختیار داری. من فقط می خواستم ببینم منظورن چی بود. وگرنه شما راحتی هر نظری دوست داری داشته باشی . فقط لطف می کنی اگه وقتی نظر می دی یه جوری بنویسی که من هم بفهمم D: گرچه اصل قضیه اینه که زهرا بفهمه چون برای ایشون می نویسی.

    حالا برای زهرا
    نه سوء تفاهم نشه لطفا. من کی گتم به شما شک دارم یا شما دروغ می گی؟ من گفتم شما این پست رو که زدی درست همزمان بود با نوشته های فرناز در همین موارد که البته درسته که شما اسم نبردی اما خب مثلا وقتی مایلی کهن می گه:”آقا قلدره” همه می فهمیم داره دایی رو می گه. البته برداشت من هست که فرناز مد نظر شما بوده یادمه توی کامنت ها بقیه هم به فرناز اشاره کرده بودن اما خب شما می گی نبوده ما هم می گیم خب درست می گه نبوده اما اصلا قضیه این نیست که اسم کسی رو بیاریم یا بهش اشاره کنیم یا …. مساله اینه که به هر حال یه کسایی مد نظر شما بودن که این پست رو نوشتی دیگه. بالاخره یه عده بودن این نویسنده ها. حالا می گیم ما نمی دونیم شما منظورت کی ها بودن. اما فرقی نمی کنه. چند نفر بودن که این جوری نوشتن و شما گفتی:” چرا؟؟؟ چرا توی وبلاگشون این چیزها رو نوشتن؟؟؟ این ها نمی فهمن که این کار گناه کبیره هست؟؟اون ها از روی بیکاری و حماقت و عقده هست که این جوری می نویسن” خب من هم مثل شما به خط قرمز در روابطم معتقدم اما دلیل نمی شه بقیه هم مطابق خطوط قرمز من بنویسن که.
    منظورم اینه که با این که هممون می دونیم باید آزادی های بقیه رو توی این محیط مجازی رعایت کنیم اما گاهی پیش می آد کهخودمون هم به این آزادی بقیه بی توجه می شیم (برای همه هم می تونه پیش بیاد. شاید شما شاید من یا هر کس دیگه ای) که با تمرین بیشتر این مشکل حل می شه. یعنی شما یه همچین چیزی می نویسی بعد خواننده هات می آن می گن :” این جوری آزادی بقیه در نظر گرفته نمی شه و نباید این رو بنویسی” بعد شما هم توی پست های بعدی رعایت می کنی و همین طور بقیه ی وبلاگ نویس ها.این جوری پیش می ره تا ما ایرانی ها یاد بگیریم بیشتر به آزادی های بقیه توجه کنیم.

    ولی این که شما پستت رو تغییر ندادی و می شه با بقیه مطابقت داد و …… اصلا نیازی نیست چون صحبت شما رو ما قبول داریم . از همون اول هم می دونستم اسم نیاوردی اما برداشت من فرناز بود که اصلا هم فرقی نمی کنه کی بوده .

    اعضای کمپینگ هم مثل بقیه هستن. می تونن آدم های خوب داشته باشن و بد هم داشته باشن. مثل مسلمون ها که آدم خوب دارن و تروریست هم دارن !!!!!! ولی می گن:” مسلمون ها تروریست هستن !” پس ما نگیم که فمنیست ها فلان هستن !!! بگیم فلانی که فمنیسته و فلان و فلانه این جوریه !!! این بهتر باشه شاید.

    فحش هم اعم از ناموسی و عادی ( ! ) کار موجودات سطح پایین هست که نه از شما انتظار همچین مساله ای می ره ( ضمن اینکه توش فحش خار و مادر هم نبود!) نه کسی برای نظر این جور افراد اهمیتی قایل می شه. پس چیزی نیست که بخواد یه وبلاگ نویس رو قربانی (منظورم یکسری وبلاگ نویسان با ارزشی بود که متاسفانه دارن فدای اینطور توهین ها میشن…) یا حتی ناراحت کنه. این جور نظرات ناشایست خودش به مرور زمان کم می شه پس نباید بهشون توجه کرد.

    ضمنا من اصلا نمی خواهم ناراحت بشی از چیزهایی که من می گم (البته این چیزهایی که گفتم رو اگه کسی به خودم بگه اصلا ناراحت نمی شم برای همین هم برای شما نوشتمش ) هدف فقط اینه که با مشارکت هم جامعه ی بهتری داشته باشیم.
    مرسی

  28. بهروز ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۷:۰۶ ب.ظ

    با نوشته های شما کاملا موافقم .

    آزادی بیان ، چه کلمه مسخره زیبایی

  29. Pat.Riot | MohammadAli's Persian Weblog ۱۳۸۷-۰۵-۸، ۸:۴۸ ب.ظ

    وبلاگستان خط خطی…

    http://www.zahra-hb.com/1387/05/07/its-serious-about-comments/
    ……

  30. Amir ۱۳۸۷-۰۵-۹، ۱۲:۱۹ ق.ظ

    به طور کلی با حرفهای که تو این پست زدی موافقم . امل خیلی خوب میشه اگر شما هم به همین عقاید پایبند باشید.

  31. دل‌زده ۱۳۸۷-۰۵-۹، ۸:۱۲ ق.ظ

    مطلب بسیار جالبی بود. سرکوب دموکراسی به بهانه دموکراسی! این است منطق مخالفان!

  32. مریم ۱۳۸۷-۰۵-۹، ۸:۵۶ ق.ظ

    بازهم بشدت باهات موافقم ، این خصوصیت لعنتی ما که دوست داریم فقط آنچه ما می خواهیم گفته بشه کار دستمون میده

  33. محمدرضا ۱۳۸۷-۰۵-۱۰، ۴:۱۷ ق.ظ

    اکثر نوشته هایی که ازش دفاع میکنی مطالبی هستند که فرد نظر و عقیده اش رو به خواننده تحمیل میکنه و یا جوری مینویسه که انگاری خودش استاد همه چیز دان است و بقیه شاگرد تنبل_.
    نه دوست عزیز تا وقتی که شما وبلاگ نویسانی که اینگونه مینویسند و البته تعدادشان هم کم نیست، باشید نباید در مورد کامنت هایتان بیشتر از این توقع داشته باشید.
    از دموکراسی گفتی و نوشتی که:”تا زمانی که با قضاوت منفی پیشفرض میری وبلاگی رو میخونی و نویسنده اش رو متهم می کنی… تو اصلا میدونی تعریف دموکراسی چیه؟”
    من پست قبلی شما در مورد کتاب “کافه ستاره” را هنوز خاطرم است که چه جوری در آن به نویسنده اش توهین کردی و گفتی که آدمی تقلیدکار است که از ادبیات و نویسندگی هم چیزی سرش نمیشه”. واقعا اگه شما به تعریف خودتون از دموکراسی اعتقاد دارید، چرا پس بهش عمل نمیکنید و فقط در حد حرف زدن هست؟ یا شاید هم دموکراسی از نظر شما اینگونه باشد.
    در مورد حذف یا تحریف کامنتها گفتی که من به شدت این قضیه رو محکوم میکنم. کامنت هایی که شامل حرف های زشت باشند تکلیفشان روشن است و باید حذف شوند ولی در مورد کامنت های منطقی ولی انتقادی.
    اکثر وبلاگ هایی که خود من براشون کامنت گذاشتم طاقت دو کلمه انتقاد رو ندارند و فقط کامنت هایی که به تعریف و تمجیدشون گفته شده، نشون میدند و بقیه رو حذف میکنند. اگه کسی اینقدر در مقابل انتقاد حساس میباشد، بیخود میکنه اصلا نظردهی میذاره تو بلاگش. واقعا در همچین بلاگهایی رو باید گِل گرفت تا آبروی بلاگ بیشتر از این برده نشه.

  34. یک نفز ۱۳۸۷-۰۵-۱۰، ۹:۴۸ ق.ظ

    اول سلام. بعد هم اینکه مدتهاست که وبلاگت رو می خونم و با سبک نوشته هات تقریبن آشنام. ولی این یکی نوشته ات بد جوری منو یاد ضرب المثل:” رطب خورده منع رطب چون کند ” انداخت. تا جاییکه من از نوشته های مختلفت برداشت کردم تو هر وقت دلت خواسته به سنگین ترین و خشن ترین وجه ممکن به مطالب وحتی نویسندگانی که نظری مخالف تو داشته اند تاخته ای…و صد البته این روشی است که قدمتش به تاریخ برمیگردد و امروز بسیاری از روزنامه ها و جراید وحتی افراد برجسته سیاسی نیز پیش گرفته اند. خواهر من یک سوزن به خودت بزن بعد یک جوالدوز به مردم.

    خداوند همه را به راه راست هدایت کند…

  35. موسوی ۱۳۸۷-۰۵-۱۰، ۲:۳۷ ب.ظ

    سام
    جالب بود و به واقعیت بسیار نزدیک
    لینکش کردم
    راستی با چند مطلب جدید به روزم

  36. سرباز ۱۳۸۷-۰۵-۱۱، ۲:۴۵ ق.ظ

    به هر فنری فشار بیاری و بعد رها کنی صورت فشار دهنده را زخمی میکند . در جامعه ما اینقدر فشار دیکتاتوری زیاد که بعضی وقتها نمیشود عکسل العملی جز ناسزا گفتن به نوکر دیکتاتور چیزی گفت .

  37. ناشناس ۱۳۸۷-۰۵-۱۳، ۱۲:۴۸ ب.ظ

    “اصلا دلم نمیخواد این اصطلاح “ایرانی بازی در نیارید” رو بکار ببرم! ولی ناچارم بگم هنوزم فکر میکنم بسیاری از ما ایرانیها هنوز هم جنبه آزادی و دموکراسی رو نداریم! همون بهتر که زور بالای سرمون باشه! تو تا زمانی که تاب خوندن (و فقط خوندن) نظری رو مخالف با خودت نداری و به محض خوندن، اینقدر آمپرت میزنه بالا، چطور میتونی بگی طرفدار دموکراسی هستی؟ تا زمانی که با قضاوت منفی پیشفرض میری وبلاگی رو میخونی و نویسنده اش رو متهم می کنی… تو اصلا میدونی تعریف دموکراسی چیه؟ تو به چه حقی فکر میکنی حالا که شخصی مخالف تو هست، و دیدگاهش مثل تو نیست باید مسخره اش کنی، یا بهش فحش بدی؟”…

    فکر نمیکنی همین پاراگراف بالا مصداق خیلی از کارای خودت باشه

نظر شما