خبرنامه امیرکبیر و تحریف اخبار

* این اولین بار نیست که خبرنامه امیرکبیر (نمیدونم با چه پشتوانه ای) خبرهای مهم روز رو به نفع خودش تحریف میکنه و باعث میشه یه فضای پرتنش بی خود ایجاد بشه. در این مورد خاص فکر می کنم اکیدا باید خبرنامه امیرکبیر از خودش دفاع کنه. چند روز پیش خبرنامه امیرکبیر یک تیتر زده بود که: خودکشی دو دانشجو در حراست دانشگاه های لاهیجان و سیستان و بلوچستان!!!!!

و حالا بخونید این مطلب رو: خودکشی دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان

دیروز یکی از دوستان صادق خبر خودکشی دختر دانشجو را در دانشگاه آزاد لاهیجان را به اطلاع رساندند. منم سریع با شنیدن این خبر تو فرندفید نوشتم و برای مطمئن شدن این خبر رو سرچ کردم. دومین خبری که تو گوگل لیست شد مربوط به خبرنامه امیرکبیر بود! با این مضمون:
دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد
بحث در مورد اینکه عکسی که تو خبرنامه امیرکبیر زده شده قدیمی بوده و مال یه سال پیش و واقعی نیست بالا گرفت و بهانه ای شد که از خواهرشوهر گرامی که تو همون دانشگاه تحصیل می کنند اطلاعاتی کسب کنم، که این دانشجو چه لباسی پوشیده بودن. من محتویات اس ام اس های رد و بدل شده رو می نویسم شما بخونید و قضاوت کنید!!!! چرا خبر رو اینجوری میپیچونن و جو رو متشنج میکنن؟
سلام. دختره کی بود خودکشی کرده؟! دیدیش؟
من اون روز اونجا بودم، آمبولانسم از پیشم رد شد ولی نذاشتن دختره رو ببینیم، از کجا فهمیدی؟
سایت خبرگذاری. مُرد؟
آره در جا مُرد. دختره لنگرودی بود، یه پسره رو میخواست! مثل اینکه پسر محلش نمی کرد به خاطر اون خودکشی کرد.
جدا؟  چه احمقی بوده  وا! پسره تو همون دانشگاه بوده؟
آره هم کلاس بودن. دختره دانشجوی زبان بود ترم پیش تموم کرده بود! یکی از استاداشون وقتی پسره رو می بینه یه سیلی می خوابونه بیخ گوشش!
بیچاره پسره الان چه عذاب وجدانی داره. مرسی خبر دادی.
خواهش میکنم، امروز رفتیم قشنگ جایی رو که دختره افتاده بود رو بررسی کردیم، همه رو آب و جارو کرده بودن، میگن مغزه دختره بیرون ریخته بود.
یه سوال دیگه؟!! از تو حراست خودشو انداخته بود پایین؟
نه. از روی طبقه چهار، آزمایشگاهه تو اون طبقه.
داری تو وبلاگت وارد می کنی؟
آره.
بنویس حول و حوش ۱۱ و نیم ، ۱۲ ! بعدش از پشت ساختمون خودشو انداخت چون حیاط پشتی خلوته.

* این هم بخشهایی از وبلاگ دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجانه:
خبر اول:
خودکشی یک دانشجوی دختر تایید می شود. این شخص از پنجره راه پله بین طبقه چهار و پنجم ساختمان فنی به بیرون پریده. علت خودکشی مشخص نیست. هویت شخص نامعلوم است. لطفاً شایعه پراکنی نکنید. از درج مطالب بیشتر و عکس معذوریم.

خبر دوم:
روزنامه اعتماد با درج خبر خودکشی یک دانشجوی دختر در دانشگاه آزاد لاهیجان، محل خودکشی را دفتر حراست این دانشگاه عنوان کرد. این خبر قویا تکذیب می شود. محل خودکشی راه پله ساختمان فنی بوده است نه دفتر حراست. از احضار این دانشجو به دفتر حراست خبری در دست نیست.

خبر سوم:
دانشجوی ترم ۷ زبان، بدون سابقه انضباطی، مسئله هیچ ربطی به حراست نداره.

* در مورد قضیه دانشگاه زنجان هم به همین ترتیب بود. این خبرنامه امیرکبیر بود که اولین بار هوچیگری رو شروع کرد! و با یک عنوان غلط انداز و با استفاده از شهرتش مسئله رو کاملا تحریف کرد. میدونین که گرایش خبرنامه امیرکبیر به طرف انجمن اسلامیه و اکثر نویسنده هاش اونا هستند.
همون شب که اون خبر کذایی داغ شد، من با دو تا از دانشجویان دانشگاه زنجان و همین طور همدانشکده ای زنجانیم چت کردم! در اخبار برای اثبات بی گناهی این دختر نوشته بودند که این دختر به خاطر ۳ ترم مشروطی داشت اخراج میشد و همون طور که میدونین قانون آموزش عالی برای اخراج ۴ ترم مشروطی هست و نه ۳ ترم! تازه سر ۴ ترم هم کلی کمیسیون آموزشی باید تشکیل بشه و باتوجه به معدل کل و معدل دروس تخصصی و … اینها تصمیم میگیرن که آیا به دانشجو فرصت بدن یا نه؟! بگذریم که اون دانشجویان در مورد اون خانم چیا گفتن!
توجه شما رو هم به این نکته جلب میکنم که اون آقایی که فیلم گرفته بود (پیرهن مشکیه) اسمش سورنا ست و یکی از اعضای اصلی انجمن اسلامی و سردسته اوناست که دکتر مددی دشمن درجه یک شون بوده! جالب اینجاست که توی خبرها اومده بود که این آقای مددی دو ساعت تشریف برده خوابگاه دخترونه با اون خانم حرف زده!!! داشته باشید من خوابگاه دخترونه بودم ورود هرنوع جنس مذکری کاملا ممنوعه چه برسه به وارد شدن به اتاق و دو ساعت حرف زدن!!!  اصلا این وسط هیچ کسم از خودش نپرسید چطوری مسوول خوابگاه اجازه داده که یه مرد وارد اتاق یه دختر دانشجو بشه و دو ساعت باهاش حرف بزنه؟ این مسوول رو باید دار زد اصلا!!!

* بگذریم! همه چیز در هجو سیاسی قضیه گم شده! حتما از درگیری های بین بچه های بسیج و انجمن اسلامی همه مون باخبریم! دیگه از دانشگاه تهران که بالاتر نداریم؟! من بیشتر متمایل به انجمن اسلامی بودم اما با بعضی از بچه های بسیج هم دوست بودم حتی سر کوچیکترین پوستر و مراسم و اردو دعواشون میشد و به فکر تخریب هم بودن چه برسه به همچین چیزی! من وقتی میگم دید باز سیاسی یاد این جریانات می افتم و میگم این هوچیگریهای ظاهری رو نباید باور کرد!

۶۱ نظر

  1. پدرام ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۶:۱۰ ب.ظ

    یکبارم من اولم بشم ببینم چه حالی داره

  2. پدرام ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۶:۱۱ ب.ظ

    وای چه خوبس حج آقا ! حالا بخونم ببینم جریان چیه

  3. nafiseh ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۶:۲۰ ب.ظ

    البته عزیزم همونجور که شما دانشجو بودی ما هم دانشجوییم!قانون وزارت علوم فکر نمی کنم این باشه!توی دانشگاه ما(صنعتی شریف)بعد ۳ ترم مشروطیت اجازه اخراج هست ولی کمیسیون تشکیل می دن براش!نه بعد ۴ترم!درسته ممکنه قضیه دانشگاه زنجان به این شوری نبوده باشه!ولی شما کلا قبول نداری این فسادا توی دانشگاه ها و کلا همه جا زیاده؟من توی این مدت که وبلاگتو می خونم از نوشته هات فهمیدم که روی همه چی شدیدا حکم کلی صادر می کنی یه ذره از این تندرویت کم کن!البته بعضی از حرفات درسته شکی درش نیست!

  4. بولوت ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۶:۳۷ ب.ظ

    بابا تو رو خدا بسه! دیگه همه راجع به این قضیه دانشگاه زنجان و دکتر مددی نوشتیم! تو رو خدا به یه موضوع دیگه بپردازیم! خسته شدیم از بس هر وبلاگ و خبرگزاری و گوگل ریدر و فید و فرندفید و دیدیش و … هرجا رفتیم به کلمات کلیدی این حادثه برخوردیم! باور کنین اگه ما راجع به سایر امورات اتفاق افتاده در مملکتون و یا سیار ممالک مرتبط با ما، اگه اینقدر حساس و پیگیر و صاحاب نظر بودیم، تا حالا اقلا نصف مشکلاتمون برطرف شده بود!!!

    آشنا نیست ؟

  5. صادق الحسینی ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۶:۴۴ ب.ظ

    در مورد دانشگاه لاهیجان، تصور می کردم که خودکشی بر اثر فشار حراست درست است که فهمیدم این گونه نیست. مرسی
    اما مشکل غالب رسانه ها در ایران یا دولتی بودن است یا مخالف بودن. یعنی آنهایی هم که دولتی نیستند، ضد دولت اند و جهت گیری خاص و بعضا رادیکال سیاسی دارند. همین سبب می شود که اخبار بسیار تورش دار بدست مخاطب برسد. که البته فضای مجازی تا حدی این عارضه را کاهش داده(مثلا همین گوه اطلاع رسانی ها) و سبب بالا رفتن ریسک رسانه ها در اعلام خبرها شده است. این بالارفتن ریسک در بلند مدت سبب می شود که رسانه ها به سمت خبر پراکنی بدون تورش زیاد حرکت کنند.

  6. شبستان ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۶:۴۷ ب.ظ

    ما هم این وسط باید درگیر این افراطی کاری ها بشیم. متاسفانه فقط استفاده کننده این وسط لطمه میخوره.

  7. سها ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۶:۵۸ ب.ظ

    درسته که بچه های انجمن اسلامی دقیق شدن رو این قضیه که مددی رو خراب کنن اما به هر حال فیلمه که بود …… طرف که واقعا همچین کاری داشت می کرد…….. ضمنا من هم توی دانشگاهمون دیدم از این قضایا. هم حراست هم اساتید !!!! پس هست همچین چیزهایی حالا شاید یه خورده هم خبرنامه امیرکبیر شلوغش کرده باشه اما خیلی وقتها این خبرنامه خیلی کارهای مفیدی می کنه.

  8. 78med ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۷:۲۴ ب.ظ

    خیلی ممنون از اطلاعات خوبتون
    تا جایی که وبلاگتون رو می خونم تقریبا منصفانه می نویسین (به استثنای اون پست کدهای زنانه ;) )

    در ضمن ما ریاضیمون قوی نیست…مجبوریم برای یه کامنت نوشتن بریم دنبال ماشین حساب!

  9. saee:Dsharif ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۷:۳۷ ب.ظ

    اوه ، بازم که برگشتی سر خونه اول .
    اولا هر اتفاقی که توی این مملکت می افته هیچ ربطی به ماجرای دانشگاه زنجان نداره .
    بعدش هم همین که میگی ” خبر نامه ا م ی ر ک ب ی ر ” تابلوست که باید منتظر چی بود ، منتظر یه ذره واقعیت و یه عالمه اغراق ، امیر کبیره دیگه ;-)
    اون چیزی که شما مشکل داشتی باهاش این بود که اون رفتار با اون فرد خاطی و بردن آبروش اصلا منصفانه نبود و اصلا جرم با مجازات هم خونی نداشت که من تا حدود بسیاری باهاش موافقم ولی با این که بالاخره یه آبروریزی شدید این جوری لازم بود تا بعضی از افراد مسئول که سر و گوششون می جنبه ، یه ذره دست و پاشون رو جمع کنن موافق بودم ( البته با این پیش فرض که توی این مملکت راه دیگه ای برای محدود کردن رئیس و روسا وجود نداره )
    در انتها هم این خبر رو به هم لاهیجانی ها تسلیت می گم ، چون شوک بزرگی یه که توی شهرشون یه اتفاق این جوری بیفته ، ما هم یه ماجرای این جوری توی شهرمون داشتیم و تا مدت ها مامانم هی زنگ می زد به خواهرم و هی چک میکرد که زنده است یا نه ؟؟ قصد خودکشی داره یا نداره ؟؟
    در انتها هم یه پیامی برای داووووود دارم که اگه خواستی بیای و دوباره بنویسی ، سعی کن منصفانه بنویسی ، به چشم و گوش مخاطبان این وبلاگ (منظورم شعورشونه ) توهین نکن ، به شعور نویسنده محترم وبلاگ هم ایضا

  10. esfandiar ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۰۰ ب.ظ

    ye chizo az in postet nafahmidam
    pas to migy madady hich gonahy mortakeb nashode hamash lapooshiye? ino ye tozih bede
    albate ba nazaret mokhalefam
    dar morede daneshgahe lahijan az doostam shenidam dokhtare nomreye ghaboly darse azmayeshgahishoo ghabool nashode bood dast be khod koshy zade na be khatere doost pesaresh to ham ke manbahat movasagh nist

    ye bar dige tahghigh kon benazaram
    valy ba nazaret dar morede daneshgahe zanjan 100 darsad mokhalefam hala ye vaghty shod migam

  11. ... ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۰۵ ب.ظ

    Zahra jun khabarnameye amrikabiram ke khabarnegar ke nadare az rooznameye etemad khabaro gerefte onam hamontory neveshte bode ke alan ro site amirkabir hast az khodesh ke dar nayovorde bode benazaram bi ensafy jedan neveshty

  12. جامعی ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۰۶ ب.ظ

    سلام ، خوبی
    با مطلبی با عنوان ” مادر ” به روزم .
    خوش باشی .

  13. آرش ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۱۱ ب.ظ

    tavalod fateme zahra va roze zan bar shoma mobarak.

  14. زهرا ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۱۷ ب.ظ

    به نفیسه قانون مشروطی مال وزارت علومه و برای تمامی دانشگاههای دولتی اعمال میشه اینطوری نیست که هر دانشگاه برای خودش تصمیم بگیره:)
    چون سرنوشت حرفهای و علمی یک دانشجو در میانه و مسئله شوخی ای نیست…

  15. زهرا ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۲۰ ب.ظ

    به نفیسه:
    من اصلا منکر این نیستم که توی دانشگاه ها فساد نیست. نه من کی گفتم نیست؟! اتفاقا هست شدیدش هم هست اما نباید با دروغ و اغفال خواننده هدفهای خودمون رو دنبال کنیم.
    درسته؟
    این یک نوع توهین به شعور خواننده است

  16. ARDESHIR ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۲۴ ب.ظ

    AVALIN BARE BE WEBSLOGET SAR MIZANAM, FEKR MIKONAM WEBLOGE KHOBY DARY VA BENAZAR MIRESE KHANANDE HAM ZIYAD
    DAR MOREDE DANESHGAHE LAHIJAN VAGHAN CHIZY NEMIDONAM PAS NAZAR NEMIDAM VALY DANESHGAHE ZANJAN HATA RAYISE DANESHGAH AGHAYE NADAF AZ ENTESABE AGHAYE MADADY PASHIMONE MAN NEMIDONAM CHERA BARAT SAKHTE BAVAR KONY EMKANE INKE AGHAYE MADADY GHASDE TAJAVOZ DASHTE VOJOD DARE
    NAKONE FAMILID :D SHOKHY KARDAM KHOSH BASHI

  17. sssss ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۸:۳۰ ب.ظ

    mavafag bashi

  18. خرمگس ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۹:۴۶ ب.ظ

    من خوندم که اون پسره رو هم که فیلم گرفته دادستان حکم دستگیریش رو داده! به جرم افشای گناه، دادستان گفته افشای گناه جرمش سنگین تر از گناهه. البته من با دادستان موافقم! اصلا اگه دقت کنی همه مدارک از وقتی ه که دختره سر لخت تو اتاق معاونه هست، اصلن معاونه می تونه بگه دختره بهم پیشنهاد داد، حق قانونی اش هم هست. دو تا شون به یک اندازه شاهد داردند، اونم دمشونه!
    دختره به نظر من مشکل اخلاقی داره که رفته مقنعه اشو در آورده، دیوانه! اون هم فکر کنم گرفتند.
    اون پسرا هم که فیلم گرفتند احمق بودند، دختره رو انداختند تو دردسر، مردم تا چه اندازه احمق اند!
    یک فکر شیطانی: با اون فیلمه می دونی چه می شد کرد؟ هر روز می رفتند اساسی معاونه رو کتک می زندند، می گفتند صدات در بیاد فیلمو پخش می کنیم! مولانا می گه:
    ترس ما همه از بیم بلا بود/اینک ز چه ترسیم که در عین بلاییم
    حماقت کردند معاونه رو اندختند تو عین بلا، تو ترس بلا چه کارایی که نمی شد کرد، اصلا می شد با چوب بهش تجاوز کرد، جرات نمی کرد به کسی بگه! :))

  19. خرمگس ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۹:۴۷ ب.ظ

    دارند*

  20. امیر موسوی ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۹:۵۸ ب.ظ

    تعجب می کنم ، این چه جانبداری بی موردی که داری؟
    همه جای دنیا مرسومه که اگه جرمی از طرف یک فرد دارای منسب دولتی واقع بشه، منجر به یک رسوایی میشه و کل حزب و دولت متبوعشو زیر سئوال می‌بره. هیچ رسانه‌‌ای هم کم نمی‌زاره.
    در مورد دانشگاه زنجان هم مسلما جرمی واقع شده، حالا تله جنسی بوده یا نه؟ دیگه زیاد تأثیری تو کل ماجرا نداره. مهم اینه که یه استاد دانشگاه به حرمت و قداست دانشگاه توهین کرده. حالا دختره می خواد روسپی باشه یا دانشجو فرقی به حال کل موضوع نمی‌کنه.
    یادمه همین آقای وزیر علوم عزیز به دانشجوهای پلی‌تکنیک که بخاطر جرایم سیاسی احضار شده بودند تهمت زده بود که اینها به نوامیس مردم تجاوز کردن، به هیمین علت بازداشت شدن، کسایی که خودم به شخصه می شناختم.
    حالا همین آقای وزیر عزیز در مورد وقایع دانشگاه زنجان می گه که جرمی ثابت نشده فقط خانومی روسری نداشته!!!!!!
    تعجب می‌کنم بی شرمی تا به کی ؟؟؟؟؟
    همشهری، همومون باید یه روز جوابگو باشیم ، حداقل به وجدان خودمون. خیانت و جفایی که داره به ملت ایران میشه بی‌سابقه‌ست. اگه یه نگاهی سرسری به اطرافت بندازی می‌بینی که چطور داره از دین استفاده ابزاری میشه و با همین دین ساختگی انسانیت رو سلاخی می‌کنن.
    اخبار شبکه یک (شبکه ملی) رو ببین، ببین چقدر دروغ و تهمت می زنن ، چقدر سانسور می‌کنن. آیا این سیستم استبدادی قابل دفاع‌ست؟ کسانی که الان نمی‌بینند در آینده حقیقت رو خواهند فهمید. ولی خدا کنه دیر نشده باشه.
    پیروز باشی

  21. مهرداد ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۱۰:۱۶ ب.ظ

    از بار اول که خبرنامه امیرکبیر را دیدم به نظرم مشکوک آمد. راستش خیلی کنکاش نکردم. خوشحالم که این مقاله را با دقت بیشتری نوشته اید و درست روی نکاتی اشاره کرده اید که جنجالی بودن این سایت را تایید می کند.

  22. پدرام ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۱۰:۴۰ ب.ظ

    تقریبا کمی بعد از اکران فیلم تراژدی - انتقادی شخصی به نام « عباس آقا » , به فاصله ی چند روز « مددی جون » مددی کرد و با بازی در فیلمی پر اضطراب - هیجانی و اکشن دومین بمب بزرگ اینترنتی - دانشگاهی را منفجر کرد . ولی گویا انفجار بمب جاذبه ی ج ن س ی , در اذهان دانشجویان , گیراتر , سحر آمیز تر , پر فاجعه تر و اندوهبارتر از انفجار اولین بمب , تلقی گردید .
    ژرفکاوان روح پر تلاطم انسانی , همواره اخطار کرده اند که :
    هرگاه میل یا امیالی چند , در جهان درونی ما , میل ها ونیازمندی های دیگر ما را , تحت تاثیر خود قرار دهند _ هرگاه اندیشه ی خودکام و هوسی خام و بی لگام _ یک تنه بر اریکه ی ذهن ما فرمانروا گردد , و با ترکتازی یغماگر خویش , عرصه ی زندگی و تکاپو را , بر سایر رغبت ها و توانایی های ما تنگ سازد , آن هنگام خطری بزرگ , سلامت روح , شادکامی و توازن درونی ما را تهدید خواهد کرد . در چنین هنگامی , میل ستمگر و اندیشه ی مسلط و خودکامه ی ما , بیش از هر زمان دیگر , به مهاری سخت و لگامی نیرومند نیازمند است که آن را , با نیازها و توانایی های دیگر ما , هماهنگ سازد و از افراط و تفریط های سهمگین و آزمند آن , بکاهد و توازن از دست رفته ی روحی را , دوباره بر قرار گرداند .

  23. ساتین ۱۳۸۷-۰۴-۳، ۱۰:۵۰ ب.ظ

    برای اون ساده لوحانی که میگن قربانی دانشگاه زنجان راه شکایت را بر می گزید:
    اگه بی رحم بودم می گفتم امیدوارم یه روز پاتون در مقام کسی که در معرض تجاوز و تعدی قرار گرفته و شکایت داره به دادگاه ها ی امروزی باز بشه تا ببینید اونجا چه خبره .اما حیف که دلم نمیاد حتی برای دشمنم هم اینو آرزو کنم.
    این مطلب خانم شادی صدر رو حتما بخونید این پاراگراف آخرشه:
    .”….زنان به فکر جمع کردن مدرک و افشا افتاده‌اند زیرا از دستیابی به عدالت در نظام حقوقی موجود ناامید شده‌اند. شما می‌توانید به این اقدام هر نامی بدهید، می‌توانید بگویید ، می‌توانید همان‌طور که تلویحا گفته‌اید تکرار کنید یا حتی آن طور که از ما بهتران نوشته‌اند، مساله اساسا یک توطئه سیاسی بوده است! اما آقای دادستان محترم زنجان! واقعیت این است که دختر دانشجویی که هم‌اکنون در حبس شماست، بین قضاوت جامعه و قضاوت دستگاه قضایی، اولی را انتخاب کرده است! این شمایید که باید از خود بپرسید چرا؟”

    http://www.roozna.ir/Negaresh_site/FullStory/?Id=62194

  24. فاطمه ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۱۲:۵۰ ق.ظ

    یعنی یکبار که یک چیزی جواب داده باشه باید دائم ازش استفاده کنی دیگه نه ؟ یک بار اومدی با اسمون و ریسمان بافتن با یک عده ای مخالفت کردی و به اصطلاح اپوزیسیون وبلاگستان شدی!! جواب داد و یک عالم بازخورد و کامنت و جاروجنجال…ادم خاله -زنکی هم که هستی دوباره هی موج درست می کنی تا حوصله ات سرنره…نه؟ ببین دخترجان در اینکه تو در زمینه های خاله زنک ی متخصصی که شکی نیست .این بابایی که این خبرو تنظیم کرده باید بیاد پیش تو کلاس بگذرونه …مثل همین چیزایی که تو این پستت سرهم کردی… می بینم باز داری سنگ دکتر مددی رو به سینه می زنی! دختره خراب بوده؟-از نظر تو البته۰بوده .خوب کرده بوده. دلش خواسته باشه. حالا دکتر مددی جونتون باید می اومد و بهش تجاوز می کرد؟! یعنی توی با نمک می گی چون یک نفر اهل روابط باز جنسیسه هر خری می تونه بیاد و ازش سکس بخواد؟!!! اگه بخوایم با معیارهای امثال تو قضاوت کنیم نصف جهان بشریت فاسد فی الارضند!!! واقعا بامزه ای.این اعتماد به نفست منو کشته.. باور کن به تو بیشتر همین خاله-زنکیهای مرسومت میاد… اصلا مال نوشتن حرفهای جدی سیاسی و اجتماعی نیستی…

  25. محمد ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۲:۴۰ ق.ظ

    خوب تو که می بینی انجمن اسلامی ها اینقدر دروغ گو هستن چرا به بسیج گرایش نداری و به اینها داری؟ چی کار کردن با ما که رومون نمیشه بگیم تو دلمون رو؟ خجالت می کشی؟ نکش زهرا خانم. یه کم به خودت مطمئن باش.

  26. ایلیا ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۶:۵۶ ق.ظ

    سلام
    روز زن مبارک شما خواهر عزیز باشد

  27. Maryam ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۷:۰۰ ق.ظ

    سلام زهرا جان متاسفانه اینروزها همه چیز سیاسی شده از همه جهت و همه و همه فقط به فکر ماهی گیری هستند راستی خانوم روز زن مبارک

  28. من ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۷:۱۳ ق.ظ

    تو احمقی وبی آبروتر از اون مرد ! دلم میخواد این بلا سرت بیاد تا دست از این چرندیاتت برداری

  29. Vahid ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۷:۲۹ ق.ظ

    salam zemne tabrike eid , man dar in mored kamelan ba shoma movafegham

  30. مهدی ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۷:۴۹ ق.ظ

    آره این خبرنامه امیرکبیر خبر راست خیلی کم توش پیدا میشه

  31. Silence ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۷:۵۰ ق.ظ

    بر فرض «محال» فرضیه شما درست باشه و خبرنامه امیر کبیر تحریف کنه…
    از کجا معلوم نوشته شما درست باشه…یا همین sms های رد و بدل شده…
    خیلی های دیگه هم می تونن با نوشتن چند خط…به عنوان sms و کسب خبر از خانواده اون دختر بیان و یه سری ادعا کنن…
    شما که این قدر «ظاهراً» به اصول پایبند هستید…بهتره تیتر نوشته تون رو اصلاح کنید…چون این یه جور تهمت محسوب می شه تا وقتی که سند قانونی برای اثبات ادعاتون ندارید…
    قضیه دانشگاه زنجان هم مشمول این ضرب المثل می شه…”آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است”…
    من نمی دونم شما چرا نمی خواید قبول کنید که همچین اتفاقی در دانشگاه زنجان افتاده…

  32. nafiseh ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۸:۰۹ ق.ظ

    من منظورم این نبود که هر دانشگاه واسه خودش یه قانون داره!خواستم بگم شریف که یه دانشگاه دولتی است در نتیجه از قوانین وزارت علوم تبعیت می کنه اینجوریه پس همه دانشگاههای دولتی هم قاعدتا باید اینجوری باشن!حالا نمی دونم چرا شما میگی بعد ۴ ترم تازه کمیسیون تشکیل می دن!

  33. nafiseh ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۸:۲۲ ق.ظ

    البته الان بحث سر مشروطیت یا عدم مشروطیت نیست!حرف شما هم درسته ولی باید این فسادها گفته بشه حالا چه هدفدار چه غیر هدفدار ولی خوب دروغ و اغراق خیلی روش درستی نیست!

  34. یک علیرضا ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۸:۲۵ ق.ظ

    اولا که خودت میگی چقدر در مورد قضیه زنجان می نویسن بعد خودت دوباره می نویسی. دوما اینکه من این قضیه که خبرنامه امیرکبیر اغراض سیاسی داره رو رد نمی کنم. خودم قبلا مسوول انجمن اسلامی بود. اسمایلی شرمساری و ندامت.
    سوم اینکه شما که دانشجو بودی حتما می دونی تو هر دانشگاهی اداره خوابگاه ها زیر نظر معاونت دانشجویی هست. یعنی رئیس خوابگاه کارمند دکتر مددی بوده. پس ورود به اتاق دخترک خیلی عجیب نمیتونسته باشه. گرچه با صحت و سقم اون کاری ندارم. چهارما فرض کنیم دختره اصلا ۵ ترم مشروط شده بوده. این مساله با اینکه در کمیته انضباطی مشکلات اخلاقی داشته فرق داره. و پنجما تمام این مسائل در صورت اثبات دلیل نمیشه آقای مددی قصد تعرض داشته باشه و به جاش دختره بازداشت بشه. ششما از نظرات اون پستی که در مورد دانشگاه زنجان نوشتی کاش درس عبرت می گرفتی تا دوباره به طرفداری از مددی متهم نشی.

  35. یک علیرضا ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۸:۲۷ ق.ظ

    راستی یادم رفت بگم روز زن مبارک

  36. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۹:۱۸ ق.ظ

    پس خبر تابناک رو هم بخونید!
    http://tabnak.ir/pages/?cid=12735

  37. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۹:۳۷ ق.ظ

    ان شاءا… تو هم گیر امثال مددی می افتی و ترتیبت رو میدن

  38. شکوفه سیب ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۱۰:۵۲ ق.ظ

    دوستان به شما نگفتن دانشگاه لاهیجان الا ماشا… یکی دوتا ساختمون نداره !؟ دوستان شما در اقصا نقاط ایران و در انواع دانشکده ها هستند چه خوب اما این عزیزانی که لاهیجان هستن در مورد اون عمامه به سر که شرم دارم نام روحانی یا آقا رو به اون بگم چه پلیدی !؟ دوست داری من اسمشون رو بهت بگم از دوستانتون دقیق تر بپرسید ؟! اگرچه در بسیج همون دانشگاه خانم خوبی هست بنام خسروانجم که من از اینجا چنین روزی رو به این خانم تبریک می گم.

  39. نازی ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۱۱:۰۵ ق.ظ

    سلام روزت مبارک
    دختر تو کی میخواهی بزرگ بشی……
    تروخدا یه ذره فکر کن…خسته شدم از بس این یه کلمه رو بهت گفتم…

  40. آشنا ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۱:۳۶ ب.ظ

    اول این که همون طور که گفتید خبر اولیه خودکشی به خاطر فشار حراست متعلق به روزنامه اعتماد بوده و نه خبرنامه امیرکبیر و دیروز هم خبرنامه اخبار تکمیلی رو زد. دوم اگر حداقل تجربه خبرخوانی داشته باشید خیلی ساده می تونید بفهمید که برای اخبار از عکس های تزئینی زیاد استفاده می شه و نیازی به این همه کارآگاه بازی نبود. سوم تا به حال تجربه ثابت کرده که بیش از ۹۰ درصد اخبار خبرنامه درسته و همین هم باعث شده این قدر پر طرفدار بشه. شما یا کینه شخصی نسبت به خبرنامه داری که از هر چیزی استفاده کردی تا به اش اتهام وارد کنی. یا جزء برادران یا خواهران گمنام هستی. در حالی که اطلاعات در به در دنبال کسانی می گرده که از اون یارو بی شرف مددی فیلم گرفتن نوشتن اسم طرف خواسته یا ناخواسته به وضوح گرای امنیتی دادن به اطلاعات هست، یعنی این آقا بود بیایید بگیریدش. اگه خودتون جزء نیروهای حراست و اطلاعات نیستید، امیدوارم هیچ وقت پاتون به این نهادها باز نشه، ولی اگر باز شد و خدای نکرده بلایی که سر زهرا بنی یعقوب آوردند سر شما هم بخوان در بیارن امیدوارم همین سایت ها و افرادی که شما کد امنیتی علیه شون دادید تا اون موقع از چنگ اطلاعات جون سالم به در برده باشن و بیان از حق شما دفاع کنند.

  41. هستی ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۵:۱۳ ب.ظ

    تو دوباره شروع کردی؟ بچه چرا راجع به چیزایی که بلدی نمی نویسی؟تو مهندسیتو بکن(والا من کم کم دارم به مهندس تو بودن تو شک می کنم)اخه تو چرا انقدر خنگی؟ چرا فکر نمی کنی؟ تو با این قدرت تحلیل و استدلال تو کدوم اداره دولتی کار می کنی؟
    تجاوز یا تهدید به تجاوز بدترین اتفاقیه که ممکن برای هر زنی بیفته.اون دختر در چنان حال بدی بوده که اولین کاری که به ذهنش رسیده که بتونه خودشو از مخمصه نجات بده انجام داده. در مورد خبر نامه هم احتمالا چون خبر هاش با تصویر گل و بلبلی که از مملکت گل و بلبل داری نمی خونه به نظرت دروغ رسیده.

  42. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۵:۵۳ ب.ظ

    من در دانشگاه امیرکبیر تحصیل کرده ام و هنوز هم با دوستان هم دانشگاهی ارتباط نزدیک دارم، دیدم مطلب جالبی در مورد سایت خبرنامه امیرکبیر نوشته بودین، حیفم اومد نظرم رو نگم.
    بنده با دوستان تحریریه ی این نشریه که بچه های انجمن اسلامی گذشته ی امیرکبیرند ارتباط نزدیکی داشته ام. این رو هم توضیح بدم که اینا جریان افراطی ای بودن که جریان دومشون رو حذف کرده بودن و حالا هم خودشون حذف شدن.
    می تونم بگم هرکدومشون شخصن تو دنیای رفاقت آدمای بامرامی بودن و هستن، اما از همون اول وقتی پای مسائل سیاسی پیش می اومد به طرزی باورنکردنی رفتارشون عوض می شد، و الان اگر بپرسد از اونها تو کارای سیاسی چه چیزی به یاد دارم باید بگم: پشت هم اندازی، دورویی، دروغ و بی حیایی.
    جالب اینجا بود که وقتی رل یک انجمنی رو بازی می کردن اینطور بی قید و بی اخلاق می شدن و انجام هر کاری و گفتن هر حرفی ازشون بعید نبود.
    البته اخیرن به دلایلی که یکی از اونا رفتار ناشایست مدیریت دوره جدید با اونهاست موضعشون جدن عوض شده. تازه الان دارن مظلوم بازی در میارن و کلی قیافه حق به جانب دارن، حالا خودتون بگیرید وقتی قدرت داشتن و از طرف مدیریت وقت حمایت می شدن چه رویه ای داشتن!

  43. مهران ۱۳۸۷-۰۴-۴، ۹:۵۶ ب.ظ

    بهره برداری سیاسی از اقدام به خودکشی دانش آموخته دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان

    در پی اقدام به خودکشی فارغ التحصیل رشتة مترجمی زبان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان رسانه ها و سایت های خبری ضمن بزرگنمایی و اظهارات کذب، مسئولین دانشگاه را عامل این خودکشی دانستند و جالب تر اینکه تعدادی از رسانه های معتبر نیز بدون اطلاع و تحقیق از صحت موضوع اقدام به درج خبر نمودند.

    … و اما حدود ساعت ۱۳ روز شنبه ۱/۱/۱۳۸۷ در مسیر لاهیجان از واقعه اسفباری مطلع شدم که به محض ورود به دانشگاه صحت آن آشکار شد. دختری دل زا دنیا بریده از پاگرد پله ما بین طبقه چهارم و پنجم ساختمان مجتمع فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان خود را به بیرون انداخت و با اصابت به کف بتنی پشت ساختمان مذبور در دم جان سپرد. جمعی مرکب از برخی از مسئولین دانشگاه با فواصل اطراف جسد که با پارچه پوشانیده شده بود جمع شده بودند. هر دو و یا چند نفر با هم مشغول گفتگو بودند. برخی نیز به تنهایی سر در گریبان داشتند و به فکر فرو رفته بودند. فضای تأسف بار و جو سنگینی در آنجا حاکم بود. آمبولانس و ماشین آژیر دار پلیس نیز در کنار دیگر ماشینها در همان اطراف پارک شده بود. لحظه ای بعد متوجه شدم خانمی از پزشکی قانونی همراه با بنز الگانس آگاهی سر رسیدند و پس از انجام معاینات فنی و پلیسی دستور حمل جنازه را صادر کردند. اغلب افراد تا لحظه حمل جسد نیز از شوک رهایی نیافته بودند. تا آن لحظه افراد متعددی از مدیران و کارشناسان گروه های مختلف آموزشی جهت شناسایی دختر متوفی حاضر شدند. برخی تاب دیدن جسد را نداشتند با این حال دخترک همچنان مجهول الهویه بود. صورت و دستان وی بر اثر خونریزی شدید کاملا بی روح و سفید شده بود. با این حال صورت او متلاشی نشده بود و کاملا چهره ریز نقشش او را کم سن و سال جلوه میداد (حدود بیست و یکی دوسال) ، بهرحال ذهنم بلافاصله اصل این حادثه تأسف بار را به حاشیه کشاند و به فکر سوء استفاده هایی که ممکن بود از این واقعه چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه روی دهد ، افتادم. و منتظر داستان سرایی های متعددی در ارتباط با این واقعه ماندم. این انتظار به سرعت تحقق یافت و سایتهای متعدد خبری با عنوان خودکشی دانشجو در حراست دانشگاه … را انتشار دادند و جالب اینکه منبع خبر آنان روزنامه اعتماد بود که روز بعد از واقعه در صفحه اجتماعی خود (صفحه ۱۸) اقدام به درج خبری نمود که در اجزای آن به توجه به اطلاعاتی که اتفاقاً بعداز درج خبر از متوفی به دست آمد قابل تأمل میباشد. چرا که در خبر مربوطه آمده بود :

    - فرد خودکشی کننده یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان معرفی شده بود!

    - متوفی به دلیل نامشخص به دفتر حراست مراجعه کرده بود!

    - متوفی دقایقی پس از مراجعه به دفتر حراست خود را از پنجره اتاق حراست واقع در طبقه چهارم به پایین انداخت !

    - هنوز از علت احضار یا مراجعه دختر دانشجو به حراست خبر موثقی در دست نیست!

    - از یکی از دانشجویان دوست و همکلاسی متوفی نقل و قول میکرد!

    - دوست متوفی !! اظهار داشته که ما هم اطلاعی از علت حضور دوستمان در حراست نداریم !

    - دوست متوفی !!! ادامه میدهد که طبق اطلاعات ما ایشان امروز در جلسه امتحان حضور نداشته بود!

    حال با توجه به اطلاعاتی که حدود ساعت ۹ صبح روز یکشنبه از متوفی به دست آمد، مروری بر این وقایع که در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده بود داشته باشیم :

    ۱- متوفی در حال تحصیل و یا دانشجو نبوده بلکه وی در سال ۱۳۸۳ در رشته مترجمی زبان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان قبول شده بود و طی هفت ترم با معدل ۹۸/۱۴ فارغ التحصیل گردیده بود.

    ۲- متوفی هیچ مراجعه ای به هیچ یک از بخشهای دانشگاه (نه فقط حراست) نداشته است و در طول دوران تحصیل خود نیز هیچگاه به دفتر حراست و یا دفتر دیگری مراجعه نکرده بود. (چنانچه برخی از سایتهایی که منبع خود را همین روزنامه اعتماد قرار داده بودند مدعی شدند) به کمیته انضباطی نیز احضار نگردیده بود.

    ۳- متوفی از پنجره اتاقی خود را به بیرون پرت نکرد بلکه از پنجره پاگرد را پله مابین طبقه چهارم و پنجم اقدام به خودکشی نموده بود.

    ۴- اصولاً نیازی به مراجعه یا احضار وی (به خاطر فراغت از تحصیل آن هم طی هفت ترم که نشان از مطلوبیت شرایط تحصیلی وی دارد) به دفتر حراست و یا هر بخش دیگری از مدیریت دانشگاه (دفتر رئیس، دفتر فرهنگ اسلامی، معاون اداری و مالی، معاون دانشجویی، معاون عمرانی، دفتر حراست، امور اداری و کارگزینی) که در طبقه پنجم متمرکز میباشد نبوده است.

    ۵- وقتی متوفی دانشجو نبوده طبیعتاً رفیق دانشجوی همکلاسی هم نمیتوانسته داشته باشد. مضافاً متوفی تا آن لحظه یعنی نه صبح روز بعد از واقعه شناسایی نشده بود تا دوستان وی در عصر روز حادثه منبع خبر روزنامه اعتماد قرار گیرند.

    ۶- دوست متوفی !!!! تأکید بر حضور متوفی در حراست بدون اطلاع از دلیل آن دارد. به عبارت دیگر این قسمت از خبر از شخصیت خیالی (دوست متوفی) حضور در حراست را (بدون اقامه دلیل برای آن) به مخاطب القاء میکند.

    ۷- متوفی حدود چهار ماه پیش یعنی اسفند ۱۳۸۶ فارغ التحصیل شده و حتی گواهینامه فراغت از تحصیل خود را نیز دریافت نموده بود. و حال دوست متوفی مدعی عدم حضور وی در جلسه امتحان میشود!!!!! (کدام امتحان ؟! خدا میداند)

    قضاوت با شما

  44. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۵، ۱۱:۰۷ ق.ظ

    امیدوارم و از ته دل از خدا می خواهم روزی یکی مثل همین مددی جونت ترتیبت رو بده که ما هم از ته دل به موجود احمقی مثل تو بخندیم .شرمسارم از زن بودنم که تو همجنس منی و انقدر استاد در بیرون کشیدن کثیف ترین احساسات و آرزوها برای خودت.واقعا احمقی و واقعا لجن و اگر خدایی وجود داشته باشه مطمعن باش به آرزوت می رسی و یکی از همینایی که خیلی دوستشون داری و سنگشون رو به سینه می زنی ترتیبت رو می دن فقط امیدوارم ما هم بشنویم بلکه یه خورده دلمون خنک شه دختره احمق عوضی

  45. بهنام ۱۳۸۷-۰۴-۵، ۱۱:۲۹ ق.ظ

    سلام زهرا

    به نظر بنده ما حقیقت آنچه در زنجان اتقاق افتاد رو نمیدونیم و شاید هم هیچ وقت مشخص نشود (مگر اینکه یکی از طرفین مکالماتشان را ضبط کرده باشد) ولی من یک حدس میزنم:

    فرض رو بر این میگذارم که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم این مرد زن رو تهدید کرده بوده که اگر قبول نکنی آزارت میدهم یا مثلا اخراجت میکنم. این فرض احتمالش کم نیست با توجه به مقام مرد در کمیته انضباطی.

    وقتی مسولی در این سطح به یک زیر دستی یا دانشجو پیشنهاد رابطه میدهد حتی اگر مستقیما هم تهدیدی در کار نباشد معلوم است که جواب منفی به درخواستش میتواند تبعات بدی داشته باشد.

    اگر این فرض صحیح باشد به نظر من زن دانشجو بهترین و مناسبترین و عملی ترین کار ممکن را انجام داد. اجازه بدهید بگم چرا. چند سناریو را میشود تصور کرد:

    فرض کنید مرد را به تله نمی انداخت. در آن صورت فشارها ادامه میافت و شاید مرد او را از دانشگاه اخراچ میکرد. در ضمن به احتمال قوی مرد میماند تا دانشجویان دیگری را هم تحدید کند که باهاش رابطه جنسی برقرار کنند.

    فرض کنید که زن جوان به مقامهای بالاتر شکایت میکرد. در چنین صورتی به علت عدم وچود مدرک حرفش را باور نمیکردند. و بعد مرد به خاطر انتقام جویی یا زندگی زن را جهنم میکرد یا از دانشگاه اخراجش میکرد.

    فرض کنید زن در اتاق این فرد داد و فریاد راه میانداخت . آنوقت نتیجه اش همان میشد: مرد او را متهم به صحنه سازی میکرد مقامات حرفش را باور نمیکردند و مرد او را تحت فشار انظباطی میگذاشت. شاید اخراچ هم میشد.

    خلاصه من نمیتوانم راه بهتری از کاری که آن زن کرد تصور کنم. مرد دنبال یک برده جنسی بود. اگر این زن نه زن دیگری را در نظر میگرفت. اگر به تله نیفتاده بود این بلا را سر دیگران میاورد. همه مدیون زن دانشجو هستیم که نگذاشت مرد به تهدیداتش ادامه دهد و سعی کند از زنان دیگر هم سو استفاده کند.

    * * *

    در ضمن یعضی از دوستان ظاهرا فکر میکنند که مشکل پیشنهاد رابطه جنسی بوده. نه خیر این به خودی خود علامت فساد نیست و الزاما غیر قانونی و غیر شرعی هم نیست (مثلا میتواند در چارچوب ازدواج باشد چه دایم چه موقت).

    مشکل سو استفاده از قدرت هست برای اجبار کسی به رابطه جنسی.

    با تشکر و احترام. ومن الله التوفیق.

    بهنام

  46. مهاجر ۱۳۸۷-۰۴-۶، ۱۱:۳۵ ق.ظ

    سلام زهرا خانم
    عجب آرزو هایی برات می کنند این خلق
    به نظر من دو حالت وجود داره یعنی تهدید مرد و یا اینکه حیله دختره و پسرای انجمن اما باید دید شواهد دیگه چی می گند چون فیلم اصلا چیزی را نمی گه
    من دخترم ولی نمی خوام احساسات دخترانه را وارد کنم اگه با یک فیلم این هم اینطوری بشه کسی را متهم کرد خوب کارمون که در اومده
    تصور کنید خانمی وارد مغازه ای مشه و جنس یا پولی بر می داره و از مغازه فرار می کنه و مرد مغازه دار هم به دنبال خانم و در حین فرار خانم مقنعه خودش را می کشه و یقه اش را هم پاره می کنه تا صاحب مغازه تا میاد متوجه بشه چی شده به در مغازه می رسه و جمعیتی را مشاهده می کنه که متحیر زن وحشتزده وسط خیابان را نگاه می کنند و از ان طرف مرد خمشگین دم در مغازه را
    یا اصلا خانم بیاد وسط مغازه غش کنه و حجاب کامل نداشته باشه صاحب مغازه بد بخت هم میاد بالای سرش، زن که از قبل فکر عریانی خودش را کرده بوده سریع بی حجاب می شه بعد کسی هم با موبایل وارد می شه و فیلم می گیره چه فیلمی؟ هیچی فیلمی به نام حمله مرد مغازه دار به زنی و زدن وی و فریاد های زن و التماس های وی.
    من نمی خوام از مرد دفاع کنم من می خوام از قانون دفاع کنم شما دلایل دفاع از متهم داستانهای من را می توانید برای دفاع از مددی به کار ببرید.
    چه طور می توانید یک طرفه به قاضی بروید در حالی که برای اثبات گناهکاری هیچکدام دلیلی نیست لااقل توی فیلم.
    اینکه مردانی متجاوز هستند حرفی نیست ولی تا حالا فکر کردید زنان متجاوز هم داریم!!
    بی بندوباری خود زنان هست که وضع جامعه را اینطور کرده زنان با بی حجابی در جامعه به آرامش روحی و سلامت روحی مردان تجاوز می کنند و مردان هم به جسم زنان تجاوز می کنند

  47. efsha ۱۳۸۷-۰۴-۸، ۱۲:۵۹ ق.ظ

    گه تو دهنتون دروغگوها …سگ صفتهای سگ سان شیعه نما

  48. سروش ۱۳۸۷-۰۴-۹، ۹:۰۷ ق.ظ

    با خواندن به قول خودت منابع دست اول در دانشگاه زنجان و لاهیجان مطمعن هستم یا دختر آخوند یا خواهر و یا زن یه آخوند مفت خور هستی و یا نماینده و یا یه دزد دیگه تو کشور و از ترس بابات و یا بردار یا شوهرت چیزی رو که ندیدی داری اینجوری نسبت بهش قضاوت میکنی . یاد بگیر همیشه وقایع رو اونجوری که هست ببینی

  49. علی ۱۳۸۷-۰۴-۱۳، ۱۰:۴۰ ب.ظ

    تا یه مشت آدم گوسفند و احمق تو یه مملکت نباشند که از پیش پا افتاده ترین حقوق خودشون آگاه نباشند یه مشت آهنگر بی سر وپایی مثل احمقی نژاد باید رئیس جمهورشون نمیشه.
    به آمید روزیکه گوسفندهای این قلعه ی حیوانات از حماقتشون آگاه یابند.

  50. علی ۱۳۸۷-۰۴-۱۳، ۱۰:۴۰ ب.ظ

    تا یه مشت آدم گوسفند و احمق تو یه مملکت نباشند که از پیش پا افتاده ترین حقوق خودشون آگاه نباشند یه مشت آهنگر بی سر وپایی مثل احمقی نژاد رئیس جمهورشون نمیشه.
    به آمید روزیکه گوسفندهای این قلعه ی حیوانات از حماقتشون آگاه یابند.

  51. شادی ۱۳۸۷-۰۴-۱۶، ۴:۳۴ ب.ظ

    راستی محض اطلاع: من دانشگاه آزاد درس خوندم و ورود آقایون به خوابگاه همچین هم ممنوع نبود. وقتی بچه‌ها شکایتی از وضعیت خوابگاه‌ها داشتند مسئول خوابگاه‌ها که آقا هم بود میومد برای بررسی. حتی داخل اتاق‌ها هم می‌شد. حتی‌تر وقتی حوصله نداشتیم مانتو و مقنعه بپوشیم وقتی میومد رو تخت دراز می‌کشیدیم و لحاف رو هم می‌کشیدیم رو سرمون که مثلا خوابیم!

  52. مرگ شیرین ۱۳۸۷-۰۴-۱۹، ۱۱:۱۱ ب.ظ

    واقعا خجالت اوره تو به خودت میگی دختر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حیف که دلم نمیاد برات ارزو کنم جای اون دختره باشی
    از نوشته هاتم کاملا مشخصه که بسیجی هستی لازم نیست خودتو به انجمن اسلامی بچسبونی انجمن اسلامی های کل کشور به افراد ترسویی مثه تو نیاز ندارن برو به همون بسیج بچسب که تو این دوره زمونه نونم توشه اینم که میگی هیچ اقایی اجازه نداره وارد خوابگاه دخترا بشه جونم برات بگه که عزیزم درسته که نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم چرا فکر میکنی فقط تو دانشجو بودی؟ من تو دانشگاه کرمان درس میخونم تو خوابگاه دانشگاه ما ازمسئول خوابگاه گرفته تا خیلی از نظافت چیا و تاسیساتیا مردن که مدام تو خوابگاه رفت و امد دارن تازه واسه تحصنیم که چند وقت پیش تو دانشگامون شده بود معاون دانشگاه به خاطر اینکه بچه ها رو…کنه اومده بود تو خوابگاه .تمام کادر پزشکیم که برای مداوای بچه ها اومده بودن مرد بودن حالا نمیدونم چطور به نظر تو امکان نداره معاون یه دانشگاه با تمام اختیارایی که داره نتونه وارد خوابگاه بشه من واقعا برای این افراد ساده لوحی که به جای واقعیت که توی فیلم بودبه حرفای ادم نماهایی مثه تو که خودشونو علامه ی دهر میدونن و طرفدار حقوق بشر معرفی میکنن وسعی دارن دیگران رو دروغگو نشون بدن تا خودشون به پست و مقامی برسن متاسفم معلومه که خیلی از اینکه اون دختر بی پناه برای گرفتن حقش به بچه های انجمن اسلامی رو اورده و به این بسیجی های خائن اعتماد نکرده ناراحتی!!!اصلا از کجا معلوم تو دروغ نگی؟اون اس ام اس های به قول یکی از دوستام کذایی تم ارزونی خودت تویی که داری فیلمو تکذیب میکنی دیگه تکذیب نوشته که برات کاری نداره خلاصه اینکه بچه اخونددست از سر ما بردار به اندازه ی کافی فک و فامیلات عصاره ی وجودمونو کشیدن تو دیگه ولمون کن اگه به شماها باشه فردا تجاوز به کسی که چادری نیست رو هم از واجبات عینی میدونید.

  53. مرگ شیرین ۱۳۸۷-۰۴-۲۰، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    پستی ،وقاحت و بی شرمی تاچه حد!!!!!!!!!
    هی با تو ام به اصطلاح مهاجر!
    به نظر من هم دو حالت وجود داره تو یا زیادی فیلم نگاه می کنی یا اینکه ریاد به این موضوع که چطوری می تونی از مردا اخاذی کنی فکر کردی چون این اراجیف هیچ وقت نمیتونه حتی به ذهن یک زن عفیفه هم راه پیدا کنه
    به نظرم تو هم مثه اون مددی سگ صفت هستی شایدم پست تر چون که داری از یه همچین جرثومه ای حمایت میکنی واقعا شرم اوره،حیفه اسم دختر که رو توئه
    من نمیفهمم یعنی واقعا به نظر تو اگه مددی جونت بی گناه بود تا الان ساکت مونده بود
    یا اون دختره بیچاره انقد بی کیس مونده بوده که اومده به مددی ازگل پیشنهاد داده ؟
    در ضمن باید بگم حیله و نیرنگ کاره همیشه ی بسیجیاس نه انجمنیا من فکر میکنم تو و اون زهرا جونت عاشق یه پسره ی انجمنی بودین چون طرف تحویلتون نگرفته حالا میخواین از همه ی انجمنیا انتقام بگیرین شماهاخودتون سر تا پاتون دروغه اونوقت میرین میگردین دنبال دروغهای این و اون
    تو راس میگی زن متجاوز هم داریم نمونشم خودت که با این اراجیفت به فکر و ذهن مردم تجاوز میکنی

  54. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۲۰، ۶:۲۴ ب.ظ

    تو به خودت میگی انسان؟به نظر من تو کمتر از اون جاسوسایی که بین دانشجوها میندازن،اون مزدور ها،که فقط می خوان افکار عمومی رو تخریب کنن.شایدم خودت از اونایی.حتما یه چیزی بت میرسه وگرنه این اراجیف رو سر هم نمیکردی سر مردمو کلاه بذاری.باید واسه خودت پیش بیاد،وگرننه همین طور سبک مغز و نفهم میمونی.جدی میگم یه فکری به حال خودت بکن.دروغگو.

  55. علی، تورنتو ۱۳۸۷-۰۴-۲۴، ۹:۰۳ ب.ظ

    خب نکته همینه که این مردک چه جوری تونسته بره خوابگاه؟ برای چی رفته؟ و چقدر سماجت کرده که تونسته با پارتی بازی بره تو؟
    تو هم یک طرفه می نویسی.
    از وبلاگت خوشم نیومد.

  56. علی، تورنتو ۱۳۸۷-۰۴-۲۴، ۹:۰۵ ب.ظ

    کاملاً مشخصه چی کاره ای و آب به آسیاب کی می ریزی.
    نسل شما ها رو خدا از روی زمین برداره.

  57. یک پی کی ۱۳۸۷-۰۴-۲۸، ۲:۳۵ ب.ظ

    موافقم، متاسفانه قشر دانشجو و جوان ما که حداقل اونها باید روی این مسائل تامل و تعقل کنند، چشم بسته به شنیده هاشون اکتفا می کنند.

  58. من ۱۳۸۷-۰۵-۱، ۳:۲۵ ق.ظ

    خوب یک انسانی یک اشتباهی کرد که به سزاش هم باید برسه.
    تو این مملکت بس که همه چیز رو سیاسی می کنیم خودمون هم یادمون رفته که انگیزه اصلی مون از حرفمون چیه. بابا به مملکت برسیم بهتر نیست؟ همش سیاسی کاری. این دنبال آتو گرفتن از اونه و اون هم دنبال آتو گرفتن از این.
    این استاد در دوران قبل هم زنده بوده و صاحب کرسی استادی هرچند با پستی پایین تر و بعد از این هم ممکنه باشه. یا خودش یا مشابهش.
    پس کی می خوایم به جای اهداف جناحی، از خود یک واقعه ناراحت باشیم و به دنبال از بین بردن دلیلش که دوباره رخ نده یا کمتر رخ بده.

  59. امید ۱۳۸۷-۰۵-۱۷، ۷:۴۹ ق.ظ

    با اینکه منم مثل شما معتقدم نفس ایراد گرفتن به هر خبر کذبی کار درستیه ولی در عمل من اصلا نوشته های شما را منصفانه و مستدل نیافتم. اگر انتقاد پذیرید به موارد زیر توجه کنید

    ۱- تمام دلایل شما از منابع خبریتون سرچشمه گرفته. منابع خبری که شامل شنیده های دوستانتون، شنیده های خودتون و متن پیامک ها است. در صورتی که خودتون می دونید و هیچ انسان منصف و عاقلی استدلال و حکمی که صرفا بر مبنای “شنیده ها” باشد نمی پذیرد. من هم مثل شما دانشجو شستم. شاید شما هم بسیار با بعضی “شنیده ها”ی دروغ برخورد کرده باشید. پس من مثل شما به شنیده هام که موئید خبر خبرنامه ی امیرکبیره استناد نمی کنم:

    ۲- عکس خودکشی در دانشگاه لاهیجان در خبرنامه ی امیرکبیر چندین بار پیش از اون در خبرنامه استفاده شده بود و مثل عکس هایی که برای اعتصابات دانشجویی، جنبش زنان و تحصن های کارگری به کار می ره، عکس خبری نبوده، بلکه حالت نمادین دارد. می توان به خبرنامه ی امیرکبیر اعتراض کرد که چرا آن را ننوشته ولی نمی توان به یک باره زیر همه چیز زد و گفت:”پس همه ی خبرهاشون دروغه”

    ۳- من هم اون خبر را در روزنامه ی اعتماد و چندین سایت دیگه خوندم و همون طور که خودت هم نوشتی، روزنامه ی اعتماد هم خبر را به این صورت درج کرده: محل خودکشی ساختمان حراست بوده. وقتی یک روزنامه ی رسمی در کشور که نه مانند خبرنامه ی امیرکبیر یک نشریه ی اینترنتی، بلکه پاسخ گو در مقابل وزارت ارشاد و دادگاه است این خبر را نقل می کند و هیچ تکذیبیه ایی از طرف حضرت کیهان و شیپور صدا و سیما صادر نمی شه؛ پس تکذیب خبر از سمت شما و با توصل به متن پیامک ها فکر نمی کنم منطقی باشه و فکر نمی کنم پیامک های شما قابل استناد تر و محکم تر از خبر یک روزنامه ی رسمی کشور و عدم تکذیب اون از طرف دیگران باشه.

    ۴- “اون آقایی که فیلم گرفته بود (پیرهن مشکیه) اسمش سورنا ست و یکی از اعضای اصلی انجمن اسلامی و سردسته اوناست که دکتر مددی دشمن درجه یک شون بوده!”.مگر عضو انجمن اسلامی بودن جرمه!!؟
    بله اتفاقا حجت الاسلام مددی عزیز طبق خود اخبار خبرنامه ی امیرکبیر حکم غیرقانونی انحلال انجمن اسلامی را داده. این که خبر جدیدی نیست. این که انسان شریفی! مثل جناب مددی با انجمن اسلامی بد بوده، فکر نمی کنم امتیاز منفی برای یک تشکل دانشجویی برخاسته از رای دانشجویان و نه انتصابی مثل بسیج باشه.

    ۵- پیشنهاد می کنم اگر بازهم می خواهی به افشاگری! ادامه بدی مطلبی که در هفته نامه ی اصلاح طلب “شهروند ” به سردبیری محمد قوچانی نوشته شده را هم بخون و تکذیبیه صادر کن. در اون متن هم به مطالبی شبیه به هفته نامه ی امیر کبیر اشاره شده و این که آقای مددی به خوابگاه دختران رفته و با اون دختر در همون جا صحبت کرده. یک نشریه ی اصلاح طلب با وجود دفاع سپاه و کیهان از آقای مددی، اگر کذب نوشته بود در دم سپاه و آقای شریعت مداری علیهش طرح شکایت می کرد و توقیف می شد.
    نمی دونم چه طور هیچ عنصر ذکوری به خوابگاه شما وارد نمی شه . در دانشگاه ما مسولین تاسیسات با هماهنگی قبلی وارد اتاق ها میشند و طبیعتا تعمیر خرابی های اتاق ها، برطرف کردن مشکلات برق و مشکلات دستشویی های سوییت و اتاق ها به عهده ی خود بچه ها و یا مسولین تاسیسات و سیم کش ها و لوله بازکن ها ی خانوم! نیست.در خوابگاه شما چه کسی این تعمیرات را انجام می دهد!!؟
    ضمن اینکه خواهر عزیز، معاون ریاست دانشگاه مثل سایر عناصر ذکور که شما فرمودید نیست، مخصوصا اگر از سر شهوت رانی بخواهد به هر قیمت ی شده، خود را به آن دختر برساند از همه ی نفوذ خود استفاده می کند.

    ۶- روند رسیدگی به پرونده ی حاج آقا مددی و دستگیری شاکیان پرونده و آزادی جناب مددی، مثل پرونده ی سردار زارعی و موارد مشابه دیگر خود نشان دهنده ی دست داشتن یک قدرت پشت پرده در دفاع از آقای مددی و همه ی مسوولینی دلسوز! از این دست چه در دانشگاه زنجان و چه در سهند و تربیت معلم و کرمانشاه و پلی تکنیک است.
    من نمی توانم مثل شما خودم را به راحتی قانع کنم که قضیه اصلا به این شکل نبوده و یک انسان پاک! مثل دکتر ممدی بی قصد سوءاستفاده ساعت ۷ بعد از ظهر دختری را به اتاق خود فراخوانده. بلکه با استناد به دلایل بالا، معتقدم دست درازی به هر دختری، هر که که باشد - حتی اگر آن دختر بد باشد، حتی اگر به قول شما سه ترم مشروطی باشد - امری قابل دفاع نیست. گرچه دولت و وزیر علوم، گماشتگان خود را در گناهشان تنها نگذاشت و مثل دانشگاه سهند و کرمانشاه از مامور حراست که اقدام به هتک حرمت و دست درازی به دختران مردم کرده اند دفاع کرد.

    ۷- از همه ی این مسایل گذشته، من نیز مانند شما معتقدم هیچ چیز توجیهی برای خبر پراکنی های دروغ و شایعه سازی نیست، گرچه خود این امر بایستی با دلایل قابل قبول بررسی شود و گرچه این امر بارها و بارها در مطبوعات رسمی کشور رخ داده است.
    اما نکته ی مورد نظر من نقش کلیدی خبرنامه ی امیرکبیر در شکستن فضای یکجانبه و انحصاری خبررسانی در دولت نهم است. آنچنان که خود شما اشاره کردید، به شهرتی نیز رسیده که خود شاید بتواند بیانگر تلاش مستمر دست اندرکاران آن باشد. من به شخصه از دانشجوی آزاده ایی که جرات کرد در مقابل رییس دولت نهم به ایستد و از تمام دانشجویان مظلوم دیگه چه احمد قصابان و احسان منصوری و مجید توکلی و چه دانشجویان آزاده در سراسر ایران و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران دفاع کرد تا جایی که بتونم دفاع می کنم و پشت سر اون می ایستم و سعی نمی کنم مثل شما تیشه به ریشه اش بزنم و تضعیفش کنم.
    ضمن اینکه امیدوارم پشت نوشته های شما یک دفاع متعصبانه، مغرضانه و هدفمند از حتک حرمت کنندگاه دانشجو و دانشگاه نباشد چرا که توجیه گناه گناهکار و دفاع از او، از خود گناه بدتر است.

    در پایان قصد نداشتم بنویسم ولی به خاطر ارزشی که برای تو به عنوان یک دانشجو و وبلاگ نویس قایل بودم، سعی کردم بدین شکل به این شکل به حرف هات اعتراض کنم. کاش روزی می رسید که هیچ کدوممون جیره خور هیچ کس نمی شدیم و منصفانه همه ی واقعیت ها را می دیدیم.

  60. حسین ۱۳۸۷-۰۵-۱۸، ۹:۴۶ ب.ظ

    سلام . متاسفانه دانشجوهای ما کاسه ی داغ تر از آش هستند . فکر می کنیم که هر چی یک عده “الیت” انجام میدن درسته ، نه بابا بی خیال .

  61. مرگ شیرین ۱۳۸۷-۰۵-۲۳، ۷:۲۷ ب.ظ

    ای ول امید …………
    خیلی قشنگ و با دلیل و مدرک نوشتی امیدوارم با خوندن مطالب منتقدان این وبلاگ که از طرفداران در پیتش خیلی بیشتره این خانم عقل کل هم کمی به خودش بیاد و دست از این دفاع های مسخره اش برداره

نظر شما