۱۳۸۷-۰۲-۱۲
یادداشتهای یک دختر چپرچلاق طرفدار زیبایی طبیعی
* جدی جدی من موندم اگر برخی از اختراعات بشری نظیر رژ لب و رژگونه و ریمیل و سایه و مداد و به خصوص سفید کننده و سرخ کننده و برنز کننده و پن کیک نبود، احتمالا قیافه برخی ها چه شکلی میبود؟! آیا؟
پ.ن: جواب این سوال که آیا من زیبا هستم یا نه؟ ربط مستقیمی به جواب خودتان و ارزیابی خودتان از خودتان دارد و نه دیگران! مادامیکه خودتان از شخصیتتان، موفقیتهای قبلی و فعلی تان، موقعیت اجتماعی تان و نحوه پذیرفته شدنتان در جمع راضی نیستید، هرچقدر دیگران بگن چقدر خوشگلی چقدر جیگری شما رو راضی نمی کنه که هیچ صرفا فکر می کنید دارن دلداریتون میدن. اما اگه ارزیابی شما از خودتون فردی مثبت و فعال و موفق باشه که در اجتماع به خوبی پذیرفته میشه و بهش توجه و تحسین میشه خیلی نیازی ندارید به صورت مستقیم جمله آره تو خوشگلی رو از طرف دیگران بشنوید.
پ.ن۲: دانشگاه، محل کار و مکانهای عمومی جای مناسبی برای داشتن آرایش شب و مجلسی نیست!
پ.ن۳: کمی هم به فکر پوست بیچاره خود و تنفس کشیدن آن باشید. همین طور اینکه به هیکل خودتان هم برسید. مثلا هیچوقت یک چهره با آرایش هرچند غلیظ، جای یک کمر باریک را نمی گیرد:)
پ.ن۴: باور کنید یک آرایش ملایم که چهره شما رو طبیعی نشون بده خیلی خیلی بهتر از آرایشی است که پس از اتمام شباهت شما را به گوجه فرنگی و غورباقه فرانسوی بیشتر کند:)))
پ.ن۵: اگر دارای دماغی دراز و یا عقابی هستید، باور کنید نیازی نیست چشمانتان را شبیه جادوگران کنید تا توجه ملت معطوف چشمتان شود تا دماغ. به هر حال همه باهوشند حتی شما دوست عزیز:)))
پ.ن۶: لزوما اگر موهایتان را مش کنید، چهره تان شیک نخواهد شد. مش کردن و زیبایی پس از آن کمی هم به ترکیب چهره تان بستگی دارد!! وگرنه ممکن است در ۱۸ سالگی شبیه زنهای ۳۵ ساله بشوید! پس نیازی نیست از زن و دختر بقال و چقال گرفته تااااا دکتر و مهندس همه تان موهایتان را مش کنید. کمی تنوع گاهی اوقات خوبست.
پ.ن۷: زیبایی با مد خیلی فرق دارد! اینکه صرفا از مد تبعیت کنید شما را زیبا نخواهد کرد!
پ.ن۸: حالا فکر نکنید که من آنجلینا جولی هستما (اه اه اصلا ازش خوشم نمیادا خیلی متظاهره فقط به خاطر شهرتش نوشتم) نه اتفاقا من خیلی خیلی زشت و بیریخت هستم (امیدوارم خیالتان راحت شده باشد) صرفا میخوام بگم من طرفدار زیبایی طبیعی هستم!
* نمیدونم من چرا اینقدر علاقه دارم به اینکه خشن و جدی جلوه کنم!!! باور کنین این موضوع کاملا آگاهانه و کنترل شده و دست خودم هست… یعنی به صورت خودآگاه دلم میخواد بقیه اینطوری در موردم فکر کنن:
وای این دختره چقدر خشنه! چقدر با خشانت حرف میزنه!!! این دختره چرا اینقدر جدی و اخموئه؟! واه واه اصلا نمیشه به این دختره اکپیری نزدیک شد و الخ…
* جدای از شوخی (و یا شایدم جدی) اصلا در حالت کلی، آدمهای لوس و سوسول و کسانی که براحتی خودشون رو در اختیار دیگران قرار میدن، به نظرم بی اتیکت و نا اصیل و نا مستقل به نظر میان! منظورم آدمهایی ان که براحتی (حالا چه از لحاظ فیزیکی/جسمی و یا از لحاظ روحی/اعتقادی) خودشون رو به دیگران عرضه میکنن و در اختیار دیگران قرار میدن! و بدست آوردن آنان آسان هست! راستش من بیشتر دلم میخواد یک کسی رو کشف کنم نه اینکه کسی که هزاران نفر بهش دست یازیده اند رو تحسین کنم و در موردش به به و چه چه بگم و تائیدش کنم! واضحه که زن و مرد برام فرقی نمی کنه دیگه؟
به نظرم کلا اینجور آدمها یا فاقد اعتماد و ایمان به نفس هستند و یا اینکه این اعتماد به نفس به قدری نیست که فکر کنن اگه خودشون باشند و راه خودشون رو برند خیلی بهتر و جذابتره و لزوما قرار نیست عالم و آدم تائیدشون کنن! برای همین فکر می کنند در اختیار قرار دادن و یا عرضه “خود به طور کامل” راه خوبی برای جلب توجه دیگران هست و وقتی توجهی جلب شد (ولو موقتی) کمی اعتماد به نفسشون زیاد میشه و احساس جذابیت می کنند. در این حالت فرد چاره دیگری نداره جز جلب متعدد توجهات. وقتی جلب توجه دائمی وجود نداره چاره ای جز تعدد ولو کوتاه مدت نیست!
یه چیز دیگه هم هست تحویل گرفتن موقتی دیگران لزوما به معنای تائید دائمی شما از طرف اونها نیست! فرد مقابل رو بسنجید و ببینید چقدر منافع شخصیش براش مهم هست و چقدر منافع شخصیش در بردارنده حقوق مادی و معنوی دیگران هست؟ مثلا برای خودم رو میگم که فکر میکنم اگه از نظر روحی و یا مادی به کسی ضربه ای (حالا در هر سطحی) وارد کنم گناه کردم و با اعتقاداتم در تضاده.
باور کنید هرکس همون طوری که هست خوبه و جالبه که همون طورش خودش رو معرفی کنه. گاهی اوقات تقلید کورکورانه (از هر جریانی که حالا فکرشو بکنید)، باعث میشه اصالتتون زیر سوال بره. تاکید میکنم که لزوما راهی که همه دارن میرن درست نیست! همین طور الزاما راهی که در حال حاضر تعداد زیادی طرفدار داره درست نیست! اینکه شبیه جمع اکثریت صحبت نمی کنید، و با اکثریت مخالفید هم لزوما غلط نیست پس واقعا نیازی نیست بدون آگاهی از چیزی و یا کسی و یا بدون تحقیق صرفا موافق جمع باشید! باور کنید اگه خودتان باشید و به اصالت و ذات خودتان وفادار بمونید زیباترین چیزیه که در دنیا وجود داره! باعث میشه همیشه آدمهای متنوعی دوروبرمون باشند و با آدمهای مختلفی از طیفهای فکری مختلف مواجه باشیم. اینطوری حداقلش اینه که وقتی دارید در جمعی بحث می کنید، دارید راجع به موضوعی صحبت می کنید که بهش معتقدید و راجع بهش تحقیق کردید و حرفی برای گفتن دارید. اگر تحقیق کردید که چیزی واقعا درسته و با با اعتقادات شما تضاد نداره خوبه در موردش صحبت کنید ولی اگر نداره ولی خیلیا دنبالشن نیازی نیست به اعتقاداتتون شک کنید. در این مورد حسابی موضوع رو بررسیش کنید.
* پ.ن: پاراگرافهای فوق، نظرات کاملا شخصی منه و هیچ ربطی به هیچ یک از لوایح مجلس و یا تبصره های قانون اساسی، گزارشات آژانس بین المللی هسته ای و یا قطع نامه های شورای امنیت ندارد! خواهشا جنجال درست نکنید!
پ.ن۲: این رو یک نوشته از جانب یک دختر معمولی بدونین که نه کاره ای هست! و نه خواهد بود! خیلی روی این مسئله که چرا زهرا اچ بی اینو نوشته و احتمالا به کدومیک از مباجث شیرین و ماشالا عمیق این روزهای وبلاگستان مرتبطه فکر نکنید! واقعا مرتبط نیست! صادقانه عرض کردم! برای اینکه بی طرفانه نظر بدید فرض کنید این متن رو مثلا «یادداشتهای یک دختر چپرچلاغ» نوشته و نه زهرا اچ بی:دی
پ.ن۳: با توجه به بالایی، واضحه که فحش خورم زیاد شده و تقریبا منفعل شدم در برابرش نه؟ اینم از مزایای وبلاگستانی است که همه در آن دم از آزادی بیان و دموکراسی میزنن.
* دیشب بعد از دیدن تکرار سریال بیداری. دختر همسایه اسبق زنگ زد. این بخشی از مکالمه ما:
- دختر همسایه: خوب تموم شد. خوشحالم که بچه به تورنگ رسید. به نظرت بچه حق تورنگ نبود؟
- من: نه اصلا خوب تموم نشد! بچه حق تورنگ نبود!!!![]()
- دختر همسایه: یعنی جدی جدی فکر میکنی باید بچه رو میدادن به سارا؟!![]()
- من: نه حق اونم نبود!!!![]()
- دختر همسایه: زهی جون (منظورش زهرا جونه) پس دیگه کی میمونه که بچه حقش باشه؟! خانم عارف؟! ![]()
- من: نه! اونم نه! اون بچه حق من بود. آخه خیلی خوشگل و تپلی و خوش خنده بود. دلم خواست.![]()
- دختر همسایه:
بعله. پایان خوبی بود!!! باید عین ساداکو@ بچه رو از تلویزیون بیرون می کشیدن میدادن به تو ![]()
@: ساداکو همون دختر وحشتناکه فیلم حلقه (Ring) است.
