توهمات دخترونه: ۱- همه منو میخوان!!!

* تا قبل از امروز فکر میکردم که اگه از اینترنت در راستایی غیر از کارم استفاده کنم کار حرامی میکنم! (بخش زیادی از کار من با اینترنته، تقریبا ۹۰%) ولی تااازه امروز که به دلایل فنی اینترنت اینجا قطع بود فهمیدم که اشتباه میکنم! چون بدون اینترنت به کار اصلیم لطمه میخوره! یعنی اصلا حس کار کردن در من از بین میره! یعنی فکر میکنم گاهی خوندن یه ایمیل جالب و یا وبلاگ و یا سر زدن به توییتر میتواند خستگی آدم رو در کنه و بهتر بتونه کار اصلیشم انجام بده!

* فکر میکنم بخش زیادی از افکار ما دخترها به نوعی توهمه! حالا البته اولش یک داستان واقعی تعریف میکنم تا برسیم به بخش تعاریف و مزایا و معایب :دی
دیروز یکی از دوستای نه چندان صمیمیم -که در اینجا سارا می نامیمش،- داشت برام از قضیه دکتر رفتنش تعریف میکرد! آقای دکتر یه پسر جوان بود و لابد جویای نام و خوشتیپ!! (هر چند من به ندرت پسری رو در سطح تحصیلات عالیه یعنی سطوح پزشکی و پی اچ دی دیدم که خوشتیپی خوشگلی چیزی باشه – حالا اصلا خوشگلی پسر به درد نمیخورد، تیپ مهم است والا همه شان این شکلی اند–> ) ولی به هر حال سارا خانوم میگفتن که ایشان بسی هم خوشگل بوده و هم خوشتیپ و هم جتلمن و از همه مهمتر (از نظر زهرا اچ بی البته) کچل هم نبوده است! (نتیجه اخلاقی اینکه، هنوز نسل اینگونه پسرها به طور کامل منقرض نشده است)

بگذریم! سارا خانوم از شواهد و قراینی بس عجیب فهمیده بود که این آقا پزشک به ایشان علاقه مند گشته اند و هی الکی داشتند جریان تشخیص بیماری رو کش و قوص می دادن که لابد آن معاینه عشقولانه طولانی شود! حالا من که داشتم از دید یک شخص بیرونی به قضیه نگاه میکردم به نظرم ماجرا بسی عادی بود و جریان یک تشخیص معمولی وضعیت بیمار بود! ولی سارا خانوم با آب و تاب تعریف میکردن که نه! تو نمی فهمی! حسودیت شده! حالا هر چی من بهش میگفتم بابا سوالاش در راستایی بوده که میخواسته یه شرح حال از بیمار بگیره مگه باور می شد؟! الان شما فرض کنید میرید پیش یک دکتر که حالا گیریم یه پسر جوان و خوشتیپی هم باشه! شما به این آقای دکتر میگی آقای دکتر شکمم درد میکنه. فکر میکنین جمله “شکمم درد میکنه” برای یک دکتر گزاره درستی محسوب میشه؟! اونم با وجود اینهمه اعضا و جوارحی که در شکم مبارکمان و اطرافش قرار داره؟! خوب طبیعیه این یک اظهار نظر غیر علمیه و اون دکتر جوان خوشتیپ باید روی اعضایی که احتمال میده مشکل از اونها باشه، دست بزنه و بگه اینجاست؟ اونجاست؟ دردش الان کمتر شد؟ بیشتر شد؟ چپ شد؟ راست شد؟ بعدش طبیعیه که هی بپرسه آبجی دیروز چی خوردی؟ امروز چی خوردی؟ فعالیتت چیه؟ کارت چیه؟! که احتمالا اگه مشکل فیزیکی خاصی نباشه، ربط بده به استرس و اضطراب و این حرفا! به نظر شما غیر از اینه؟ حالا باید اینطور تصور کنید که شما برای یک شکم درد رفتید و دکتره بهتون علاقه مند شده؟ آیا؟

میدونین مثل چی میمونه؟ مثل اینکه الان یه ارگانی بیاد اینجا بگه من یه نرم افزار دارم و میخوام اسناد محرمانه توش ثبت کنم و این نرم افزار میخواد توی فلان ارگان حساس استفاده بشه! میخوام ببینم آیا ایمن هست؟ و یا یا کسی میتونه از بیرون بهش نفوذ کنه؟!
از روی جملات بالا من هیچ نمیتونم بفهمم اسکوپ کارم چیه؟ طبیعتا باید طرف رو یک ساعت سوال پیچ کنم تا محدوده کار دستم بیاد! آقا دیتابیسش چیه؟ وب سرورش چیه؟ framework چیه؟ با چی نوشته شده؟ کجا اجرا میشه؟ تحت LAN یا تحت وبه؟! و … آیا اونام باید ازریابی بشن یا فقط تست نفوذ (penetration test) میخواید؟
فکر کن حالا من سوالات بالا رو بپرسم و اونوقت طرف بیاد نتیجه بگیره که نه این زهرا اچ بی به من علاقه مند شده! من یه کار ساده ازش خواستم اون یک ساعت منو معطل کرد که بیشتر با من صوبت کنه!!!

* با مقدمه بالا میرسیم به اینکه توهم دخترونه چیست و چه مزایا و معایبی دارد؟!!!
توهم دخترانه در اصل یک نوع توهم است (به به مرسی خیلی ممنونم فهمیدیم) و همانگونه که از اسمش پیداست و در تحقیقات میدانی من اثبات شده است، بیشتر در بین دختران شیوع دارد (البته چون من ازدواج نکردم نمیتونم بگم آیا خانومهای متاهل نیز حاوی چنین احساساتی هستند یا خیر؟ بنده منکر اینهم نیستم که برخی از آقایان از روی یک سلام و یا حتی برخی موارد جواب سلام؟! متوهم می شوند و می پندارند که گویی عاشقشان شده ای و حاضری جان به جان آفرین تسلیم کنی تا او را به دست آورید). مهم آنست که در این توهم فرد می پندارد که همه عالم و آدم یعنی دقیقا از گربه ای که جلو مرکز پارس می کند تااااا دبیر کل سازمان ملل متحد همگان عاشق چشم و ابروی ایشان هستند و مدام نگاههای تحسین برانگیزاننده روی ایشان دارند و به احتمال قریب به یقین و در آینده ای بس نزدیک از ایشان خواستگاری خواهند نمود:دی

این توهم مخصوصا در خانومهایی به حد غیر قابل توصیفی میرسد که در عنفوان نوجوانی و جوانی خواستگاران مختلفی از طیوف (و یا همان طیفهای) مختلف داشته باشند! در اینصورت آنان می پندارند که احتمالا الهه زیبایی هستند و همگان عاشق ایشان. توجه کنید که در برداشتن این توهم اصلا و ابدا ربطی به جذابیت و یا قیافه و هیکل زیبای آن دختر خانوم ندارد! یعنی مهم نیست که ایشان چشمان اصلا لوچ باشد و یا ابروهایشان لنگه به لنگه! حتی مهم نیست که دماغ ایشان به درازای شمال تا جنوب و یا به پهنای شرق تا غرب باشد! نه اصلا مهم نیست که گونه های ایشان آپ نرمال است و لبهایشان تخت و کمباد:) حتی این نیز اهمیت ندارد که ایشان حداقل ۲۰۰ کیلو اضافه وزن و یا ۳۰ کیلو کاهش وزن دارند! حتی مهم نیست یکی از خصوصیات فوق و یا همه را همزمان با هم داشتند باشند! بله دوست عزیز اینها مهم نیست، بلکه صرفا خود این توهم مهم است.
(حال نپندارید که مشخصات مذکور/پاراگراف فوقانی، مشخصات چهره زیبای نویسنده این سطور باشد ها:دی
خواننده: زیبا؟!!
زهرا اچ بی: بعله بعله – امضا زهرا توهم )

حالا خداییش خودمون دختریم. من مطمئنم الان اکثر دخترایی که اینجا رو میخونن این احساسو دارن و حتما نمونه های اینطوری زیاد دیدن و این نوشته رو تصدیق میکنن (مثل من که گاهی اوقات وبلاگ بعضی خانوما رو میخونم ته دلم میگم راس میگه ها).

* توهم دخترونه چه مزایایی دارد؟ از جمله مزایای این توهم ایجاد اطمینان کاذب و پفکی (پفکهای به درد نخور البته) در مشارالیها است. مشارالیها می پندارد که چقدر جذاب و باحال و کووول است و چقدر همه در مقابل ایشان سر تعظیم فرود می آورند. ایشان عکسهای کلوز آپ چهره خودشان را در حالیکه عشوه هایی بس خرکی چاشنی آنها شده است، راه به راه در اینترنت و بین دوستان پخش می کند و حتی در مسابقات انتخابی دافها نیز خودشان را کاندیدا می کنند. برخی از آنان بدون توجه به ترکیب چهره و رنگ پوستشان چنان آرایشات غلیظ و بیربطی می کنند که با دیدن آنان گویی با یک گوجه فرنگی و یا یک غورباقه فرانسوی مواجه شده اید! بدین طریق آنها قادر خواهند بود دیده شوند، مطرح شوند و خودشان را به دیگران بقبولانند و در موارد قریب به صد در صد مشاهده شده است که همه شان موفق شده اند مخهای گهرباری را به کار بگیرند و روانه خانه بخت شوند. این یعنی اینکه به احتمال قریب به یقین در آینده ای بس نزدیک سارا خانوم موفق خواهند شد مخ آقای دکتر را به کار بیندازند و یا شایدم از کار بیندازند. چون شک نکنین که زین پس شکم دردهای ایشان و در نتیجه آن تردد ایشان به مطب آن جناب بیشتر خواهد شد و در همین وبلاگ اخبار ازدواج آن دو کبوتر خوش خرام درج خواهد شد :دی ما قبلا هم یک پست در باب مزایای فن(!) عشوه گری نوشته بودیم.

* حال چه معایبی دارد؟ راستش هیچ عیبی ندارد! جزاینکه ممکن است گاها در بین دوستانشان کمی احمق جلوه کنن و این مورد هم چندان اهمیتی ندارد به خصوص زمانی که موفق شوند همان مخهای گهربار را به کار بگیرند بسی مایه حیرت دوستانشان خواهند شد که چطور شد که اینطور شد؟!! این دوستان ساده لوح صد البته همانانی هستند که علاقه ای به چسباندن خود به دیگران ندارند و این کار را دور از شان یک دختر محکم و یا مستقل می پندارند! که البته تصوری است باطل که امروزه منسوخ و مردود شده است و اینان جزء دخترانی خواهند که بدون شک همواره در حاشیه خواهند ماند و استعداد ترشیدگی بالایی دارند!

* خیلی جااااااااالب بود. از این متن بسی خوشمان آمد. با کمی تلخیص میگذارمش اینجا:
* وقتی عکس‌های اینترنتی یک‌نفر ناگهان از تمام‌قد به کلوزآپ تغییر پیدا می‌کنند، چه می‌فهمیم؟
.
.
.
می‌فهمیم که فرد مذکور بینی خود را عمل کرده است.
پ.ن: مبسوووووووووووووووووط خوشمان آمد.

۶۱ نظر

  1. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۰:۴۹ ب.ظ

    سلام. وبت خیلی جالب . وقت کردی به ما هم سر بزن.

  2. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۰:۵۲ ب.ظ

    از روی یو آر ال یه لحظه فکر کردم زهرا ماجدی هستی:-)

  3. رویای زهرا اینا ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۰:۵۳ ب.ظ

    سلام. وبت خیلی خیلی جالبه. وقت کردی/ نکردی به ما هم سر و پا بزن.

  4. رویای زهرا اینا ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۰:۵۶ ب.ظ

    ما رویای زهرا ماجدی‌ اینا نیستیم. بی‌خود دنبال یو آر ال نباش.

  5. مریم ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    جالب بود !

  6. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۱:۰۱ ب.ظ

    به رویا:
    چطوره بیام لگد بزنم ؟:))
    در ضمن وبلاگ خوبی داری. تبادل لینک می کنی؟:))

  7. papati ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۱:۰۳ ب.ظ

    سلام…فک کنم الان باز یه بحثی می شه که اصن این طوری نیست و اینا…تا ببینیم حدسم درست از آب در میاد یا نه…یا حق…

  8. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۱:۰۷ ب.ظ

    به پاپتی:
    نه تو رو خدا. من اصلا دیگه پایه جنجال منجال نیستم. تا همین جاشم هر وقت لینک جدیدی توی وردپرس رصد میشه تنم میلزره!!!

  9. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۱:۳۴ ب.ظ

    باحال بود توهمه
    و کاملاً حقیقت دارد!!!
    این فک کنم بار دومه اینجا کامنت میذارم!! بار اولش اولار سال پیش بود!!!!
    راستی منو شناختی؟ من همون elmoro توییتر ام
    :)

  10. علیرضا ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱۲:۰۰ ق.ظ

    گاهی توهم زدن بهتر از ناامیدی است، نه؟!

  11. دریا ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۴:۳۴ ق.ظ

    زهرا من فکر میکنم تو خودت رو زیاد دوست نداری.وگرنه میتونستی دیگران رو دوست داشته باشی و به کسی که حتی ظاهر خوبی هم نداره حق رویا پردازی بدی .چیزی که تو بهش توهم میگی من میگم رویاپردازی. مفهوم جوونی اینه.یعنی داشتن رویا. البته زیادیش هم مثل همه چیز های افراطی ضرر داره.بعضی وقتها نوشته هاتو می خونم.خوب مینویسی.برات آرزوی موفقیت میکنم.
    امیدوارم لحنم بد نبوده باشه.

  12. فائزه ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۷:۲۴ ق.ظ

    سلام.
    کلی خوشم اومد از متن.
    میدونی فکر میکنم که به این حد رسیدی که عقایدت را به راحتی تو وبلاگ بیان میکنی و البته موضوعات جالبی هم پیدا میکنی;)

    البته یک نکته ای هم هست زهرا جان ، بعضی وقت ها توهم ها هم تمام میشوند…!!!!

  13. مریم ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۷:۵۵ ق.ظ

    منم تایید می کنم از این دخترا ۲ ۳ تا دیدم.اما با اینکه خیلی حالشونو می گرفتم اما دلمم براشون می وخت.گفتم بذار خوش باشن دیگه.بعدشم این افرادی که من دیدم اکثرن از کمبود محبت بزرگی از طرف خانواده شون رنج می بردن.دقیقن مثل همون دخترایی که محل زندگی و شغل پدر و مادرشونو دروغ می گن(تو یکی از پست های چند وقت پیشت)…چه باحال من چند وقت پیش زهرا ماجدیو دیدم.هنوزم لاغره

  14. صبا ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۷:۵۸ ق.ظ

    جالب بود

  15. ladan ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۸:۵۸ ق.ظ

    فکر کنم یک دلیل برخورد دوستتون اینه که تو جامعه ما خیلی راحت نیست که وقتی از کسی خوشمون اومد مستقیم اینو به طرف بگیم و اگه اون طرف هم آزاد باشه و متقابلا خوشش اومده باشه نظرش و بیان کنه. شاید این مسئله خیلی ساده و پیش پا افتاده بنظر برسه اما یه دلیل مهم برای عبوس بودن و لبخند نزدن ادمها به هم دیگه تو جامعه است! دختر و پسر هم نداره!

  16. خانمه ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۹:۲۵ ق.ظ

    انشالله بعد از ازدواج که تحقیقات میدانیت رو آقایون متمرکز شد به توهمات اونها هم میخندی . خدایی خیلی جالبن . دخترها تو این فازها توهم دارن اقایون تو فازهای خاص خودشون . جالبن

  17. هشت پا ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۹:۲۸ ق.ظ

    درود
    با عرض شرمندگی!
    قورباغه نه غورباقه!
    شات بویت

  18. ققنوس ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۹:۵۷ ق.ظ

    سلام به زهرا خانوم گل
    ممنون که بهمون یادآوری فرمودین انقدر متوهم نشیم.
    اما در مورد یکی از دوستان من صدق می کنه که فکر می کنم تا چند وقت دیگه نه تنها پسرای شهرشون بلکه کل پسرای ایران کشته و مرده اش میشن. یکی بیاد این عاشق های بخت برگشته رو جمع کنه.
    بگذریم من هم از این کشته مرده ها زیاد دارم ماجراشون رو توی وبلاگم گفتم :D
    ولی هنوز به درجه توهم نرسیدم. اگه رسیدم میام خدمتون دوباره و چند باره متن رو می خونم.
    روزگار به کام.
    حالا تو از من خوشت اومده اومدی وبلاگم حاضری زدی :))

  19. ققنوس ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱۰:۰۰ ق.ظ

    یه سوال . شما که دیگه در قسمت لینکدونی جا ندارید برای چی تقاضای تبادل لینک میکنی :D ?

  20. 1sara ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱۰:۵۹ ق.ظ

    تازه اعتماد به نفس کاذب هم که قاطی این توهمات احمقانه میشه دیگه واویلااااا :D

  21. مهرداد ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱۱:۲۷ ق.ظ

    جالب بود. تازه جالبترش هم اینه که این توهم زده ها تو زندگی موفق تر عمل میکنند. چون خیلی وقت ها این توهم از دید طرف مقابل اعتماد به نفس تعبیر میشه.

  22. سیروس ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۱۵ ب.ظ

    با خوندن این متن یاد دوتا خاطره ی جالب افتادم
    اول اینو بگم که ما پسر ا همیشه از دخترها خوشتیپ تر هستیم و یک سر و گردن بالاتریم
    :)
    درمورد اینکه دوست شما اشتباه فکر می کرده منم با شما موافق هستم
    داداش من پزشکه و یک روز یه خانم جوان همراه مادرشون برای وزیت مطب داداشم میان خلاصه مشکلی که اون خانم جوان داشته باعث میشه که داداشم چندین سوال از ایشون بپرسه مثلا ازدواج کرده چند وقته عادت ماهیانه ی ایشون عقب افتاده و چندیدن و چند سوال دیگه خلاصه بعد از وزیت اینها میرن و حدود یک هفته بعد یکی از اقوام دختر میاد پیش منشی داداشم و به قول خودشون میگه که ما اومدیم تحقیق کردیم و اجازه میده که داداشم برای خواستگاری اون دختر خانم بره خونشون .. خلاصه منشی شاخ درمباره و به داداشم میگه بعد داداشم ماجرا رو که می فهمه براشون توضیح میده که اینجوری بود این در حالی ه که داداشم چندین سال میشه ازدواج کرده و من عمو هم شدم البته داداشم اخر خوشتیپی م هست

    ها ها اینم یکی از توهمات دخترونه
    طفلک داداشم از گلوش پایین نرفته بود لغمه بزرگتر دهنش برداشته بوده دختر خانم

    یکبار دیگه هم خودم داشتم تو خیابون راه میرفتم معمولا عادت به متلک زدن و چشم چرونی ندارم
    چندتا دختر رد شدن یکیشون میگفت دیدی اون پسره چطور منو نگاه می کرد برا ازدواج نگاه می کرد
    من همینطور موندم
    طفلک ارزو بر دختر خانم ها عیب نیست اخه
    من فقط مونده بودم این از یک نگاه چطور تا اخر خط و خونده بود که میگفت اون من برا ازدواج میخواست
    خدا عالمه

  23. سیروس ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۱۶ ب.ظ

    ها ها
    چقدر زیاد شد کاش برا یدون پست خودم ازش استفاده کنم
    :)

  24. بیسکویت ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۳۱ ب.ظ

    آی گفتی!!!

    من انقدر موارد خنده دار از این ها دارم که نمی دونی

    یه دختره بود تو کلاس ما ابروهاش پیوسته بود و خیلی فکر می کرد زینت خاصی داره! یه بار یکی از آقایون اساتید که بالای ۶۰ سال سن داره سر کلاس یه چیزی گفت در مورد عهد قاجار که به موضوعی که داشت در موردش حرف می زد مربوط بود کاملا. بعد اون دختره بعد از کلاس به ما می گفت دیدین استاد گفت عهد قاجار! منظورش به ابروهای من بود!!!! استاد به من نظر داره!!!!!!!!! می گفت من از مدت ها پیش فهمیده بودم این استاد به من نظر داره الان دیگه مطمئن شدم!، یه بار توی راهروی دانشکده از من پرسیده گرایشت چیه!

    این کاملا واقعی بود

  25. بیسکویت ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۳۳ ب.ظ

    ولی خدایی پسرها هم خیلی متوهم هستن

    همون به قول تو جواب سلام دادن زیر لبی هم حسابی می برتشون تو توهم معشوق بودن!

  26. صبا ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۳۷ ب.ظ

    زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند.

    **برنارد شاو**

  27. بنفشه ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۵۸ ب.ظ

    بد نیست بدونی که این توهمات در بین خانوم های متاهل هم بسیار شایع است. من همکاران متاهلی دارم که هر از گاهی ادعا می کنند که خواستگار پر و پا قرصی پیدا کردند!!!! ( به طرف گفتن که ما دوستای مجردی هم داریم ولی جواب داده من فقط فقط فقط شما را میخوام)
    یا مثلا میگن ما از فلان سوپر خرید نمی کنیم یا از فلان آژانس ماشین نمی گیریم چون بدجوری تو نخ ماست. وای!!!!!
    حالا بازم اگر کمی خوشگل یا خوش استیل بودن کمتر اون حلقه حماقت توی چشماشون پیدا میشد.
    ولی اساساً از این توهمه خوشم میاد.

  28. بیستار ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۲:۱۳ ب.ظ

    سلام زهرا. من همون بیتای توییترم که در باور با نام بیستار می نویسم (ماشاالله همه “ب” داره!). چند روزیه در توییتر، در لیست همدیگه هستیم. ممنون که به وبلاگم سر زدی و نظر دادی.
    از خیلی سال پیش هر از چندگاهی نوشته هات رو می خونم.
    همیشه از اینکه خیلی راحت احساسات دخترونه ات رو منتقل می کنی خیلی به وجد میام. باور کن جدی میگم. مثلا چرا دروغ بگم، این توهمات دخترونه چیزی نیست که تا بحال تجربه نکرده باشم؛ اما به فکرم نمی رسید خودم یا کسی اینو جایی بنویسه. حتی در جمع دوستان دنیای واقعیم هم اندکند کسانی که بشه این حرفها رو بهشون بگی!
    بنابراین (پیرو اون پستت که از هر دری سخنی گفته بودی) نتیجه می گیریم که “زهرا خانوم بیا و اینترنت رو جدی بگیر! حتی با اینکه ضریب نفوذش در آحاد مردم(!) هنوز پایینه” ببین خودت داری ازش چه استفاده ای می کنی، اگه گیریم واسه هیچ کس هیچ سودی نداشته باشه دست کم کمش اینه که فقط تو اینجا مشق می کنی با احساساتت شفاف باشی.
    از طرفی قطرات آب هر چقدر هم کوچک، اما با گذشت زمان دل سنگ خارا رو می شکافند، کلمه به کلمه، وبلاگ به وبلاگ… حرفهای ساده دخترانه تو، تلاش یه وبلاگنویس آی تی برای ترجمه یه خبر،… حتی توییت کردن اتفاقات پیش پا افتاده روزانه من…! همه می تونند به مرور رخنه ای ایجاد کنند در دیوار بسته خفقان، کوتاه اندیشیدن و دور ماندن از زمان.
    بهرحال…
    موفق باشی و همیشه پایدار (اسمایلی چشمک و لبخند افتخار به زهرا)

  29. لیلی ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۳:۱۵ ب.ظ

    به موضوع جالبی اشاره کردی و البته نوشتن این جور موضوع ها جسارت هم می خواد.
    من هم در اطرافم به این جور دخترا برخوردم. ولی نمی دونم چرا آخرش موفق نبودن!!

  30. زهرا درخشان ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۴:۰۴ ب.ظ

    سلام .من همون زهرا اولیم .ببخشید باید فامیلیم روهم می نوشتم که باعث اشتباه نشه.

  31. قره قوروت ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۰۴ ب.ظ

    این توهم نه تنها در دخترا هست، که در پسرا هم بیداد می کنه.
    اصولا فک می کنم اقتضای مقطعی از زمان زندگی خیلیا باشه. حالا بعضیا کم و برخی هم زیاد.
    اما… مثلا اون چیزی که بنفشه نقل کرده در کامنت ها به معنی حلقه ی حماقت از نظر من درست نیست. چونکه این مورد مثلا توی نخ خانوم متاهل رفتن تو این مملکت نه تنها کم نیست که بوفور هم دیده می شه. اینکه کسی فک کنه که دیگری بهش توجه می کنه همیشه نشون دهنده ی توهم نیست. گاهی هم هست. پس حکم قطعی نمی شه داد.
    این آقای سیروس هم به نظر در مدح اخویش سروده تا اینکه اظهار نظر به مطلب تو کرده باشه.
    ضمن اینکه توهم از کامنتش می باره! (اینکه چند تا دختر رد شدن و در مورد ایشون صحبت می کردن!) این به نظر من بهترین کامنتت بود و رسما اثبات این حرف من که توهم در آقایونم بیداد می کنه!
    فرصت خوندن الباقی کامنتا نیست، و گرنه خوندن کامنتات هم به اندازه ی مطالبت شیرین و لذت بخشه.
    این از این… بعد…
    من با توجه به کمبود سواد کافی در زمینه ی کامپیوتر و اینترنت، نمی دونم این توییتر چنه. اینه که لطفا وقتی بگذار و بهم توضیح بده. اگه زمانت اجازه میده…

  32. داداشیان ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۱۵ ب.ظ

    سلام اولین باری که به وبلاگت میام وقتی می خواستم رای بدم آدرس شما رو دیدم چقدر خوش حالم که با وبلاگ شما آشنا شدم واقعا نوشته هایتان دلنشین است حتما از دل بر می آید پاینده باشید

  33. داداشیان ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۱۶ ب.ظ

    راستی یادم رفت کاش زودتر با این جا آشنا می شدم حتما به شما رای می دادم حیف شد

  34. سیروس ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۱۶ ب.ظ

    به قره قروت
    در مورد اون اتفاق که برا داداشم پیش اومده دروغ نگفتم جدی جدی بود
    ….
    اون دخترا هم برا من نمیگفتن ببین داشتن با خودشون حرف میزدن خب
    بعد تو خیابون یه پسره به یکی از اون دخترا نگاه کرده خب بعد اینا داشتن در مورد اون حرف می زدن من اصلا نگاه نکردم
    تا حالا از کنار کسی رد نشدی یکهو حرفاشون به گوش شما برسه اونجوری بود منم حرفای اونا رو شنیدم
    مثل اینکه من بد گفتم

  35. فرشاد ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۲۰ ب.ظ

    البته بحث عشق و عاشقی و دل‌بستگی یا وابستگی بسیار فراتر از این مثال و استدلال شماست که بنده بعداً که این مطلب شما را خواندم. حتمن در موردش به طور مفصل و جامع نظرم را خواهم نگاشت اسمایل خجالت یاهو
    شرمنده خیلی طولانی بود. بنده به خاطر همین جایی نظر نمی‌دهم که اصولاً دوستان مطالب‌شان طولانی‌ست و فرصت کم و نظری بالطبع نمی‌آید. الغرض شما به بازی خوراکی های مورد علاقه دعوت شدید. خوشحال می‌شوم با توصیفی با مزه و خواندنی در این مورد بنویسید.

  36. فرشاد ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۲۲ ب.ظ

    ببخشید خدا من را بکشد چقدر هولم
    آدرس اشتباهی وارد شد

  37. مهدی ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۲۴ ب.ظ

    ——-مهم——>قبل از هر چیز زهرا خواهشا این صفحه ای پاپاپ ی رو که روی قسمت کامنت هات وجود داره رو به نحوی که شده حذف کنه
    اخه خیلی اذیت می کنه و نمی دونم چرا پاپاپ بلاکر هم جلوش رو نمی گیره

  38. مهدی ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۵:۲۵ ب.ظ

    چرا این کامنت من نصفه اومد!!!!

  39. علی ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۶:۰۲ ب.ظ

    پارسال یکی از دوستای من به یکی ازدختر های دانشگاه با لحن خیلی عادی و مثل اینکه داری به یک پسر میگی گفت که شما خیلی پرانرژی و فعال هستید و همیشه تحقیقات و جزوه هاتون کامله. دختره اینو برداشت کرد که دوست ما عاشق سینه چاک ایشون شده و از اون به بعد مدام دور و بر دوست ما چرخ میزد و بیخودی سر بحث رو باز میکرد. حالا دوست ما هم گلوش پیش دخترعموش گیر کرده بود و در شرف خواستگاری رسمی بود. هر چی بهش میگفتیم این دختره بد برداشت کرده و یه جوری جلوی اون به ما بگو داری میری خواستگاری که اگه متوهم شده از توهم در بیاد.دوست ما میگفت من که چیزی نگفتم به علاوه اگه اینو بگید به خودش میگه ما متوهم شدیم نه اون و ضایع میشیم. خلاصه یه روز من به دوستم گفتم خواستگاری دختر عموت رفتی بالاخره یا نه؟ دختره هم نه گذاشت و نه برداشت توی جمع خیلی با عصبانیت به دوست ما گفت تو با احساسات من بازی کردی و … و یک سخنرانی در بی وفایی پسرها و استفاده ابزاری از عشق و احساسات خانم ها کرد ….وگریه کنان رفت و چند روز دانشگاه نیومد و…جالب این بود که حتی از هم شماره تلفن هم نداشتن و دختره رو به نام خانوادگی صدا می کرد و کل حرف زدناشون هم تو سه سال و نیم دانشگاه سر جمع تو محیط کلاس ۵ ساعت نمیشد. خیلی رسمی.

  40. قره قوروت ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۶:۲۱ ب.ظ

    سیروس جان گل.
    آره. من با عجله خوندم. شاید باید با دقت بیشتری می خوندم.

  41. یاسمن ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۷:۲۱ ب.ظ

    \ما هم از این ماه تو محل کارمون اینترنت ای دی اس داریم!

  42. علی زالی ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۷:۵۹ ب.ظ

    در خصوص کنه شدن و چسبیدن بعضی از خانمها به بعضی از آقایلن هم مطلبی مبذول فرمایید
    که راستای توهم با کنه شدن در یک خط اند
    نیستند؟

  43. گیج علی ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۸:۴۷ ب.ظ

    اتفاقاً دوستت خیلی عاقله که رفته تو کاره آقای دکتر فقط بهش بگو زیاد درد شکم مانور نده و ممبعد جاهاییش درد بگیره که جدابیتش بیشتر باشه .
    زهرا تو که واسه خودت خانم مهندسی ماهی ۷۰۰ چوق کاسبی یه مخ بزن . من یه رفیق دارم صافکاره دست پنجش حرف نداره رو رنگ میاره حض میکنه آدم بیا با هم آشناتون کنم میگم مخش و بزاره رو easy بلکه تونستی مخش و بزنی .
    ایدکم الله

  44. رویای زهرا اینا ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۹:۰۳ ب.ظ

    من نه زهرای اولی‌ام، نه زهرای دوّمی! اشتباهی هم شد، شد. فامیلی‌ام رو نمی‌نویسم!!!!

  45. him ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱۰:۴۰ ب.ظ

    حالا تو اسمش رو میذاری توهم .. خوبه .. مودبانه تره ….

    من به این نتیجه رسیده بودم که دختر ایرانی . توی یک بازه سنی مثلا از بیست و دو سه سالگی تا بیست و هفت هشت سالگی به شرطی که ازدواج نکرده باشه یک موجود بی جنبه و بی ظرفیته که اگه بهش هم بگی سلام ! حال شما خوبه ؟؟؟؟؟؟ جواب میده من خودم دوست پسر دارم !

    ولی وقتی ازدواج میکنند تازه قابل معاشرت میشن !

  46. جوات ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱۱:۳۹ ب.ظ

    آبجی هی میای تو براوزر ما وبلاگتو می چپونی.
    بالاترین هم میریم میای خودتو به ما نشون میدی.
    رو مو یکی حساب نکن، نامزد داریم.

  47. حامد ۱۳۸۷-۰۲-۹، ۱۰:۲۲ ب.ظ

    توهم خانوم خیلی کشدار بود حال نکردم بخونم اما همه نظرات دوستان رو راجبش خوندم . من فکر میکنم تو فاز توهم خانومها، اگه گل آقا یه تفسیر المیزان هم بنویسه بازهم مطلب واسه نوشتن و خندیدن وجود داره .

  48. میثم ۱۳۸۷-۰۲-۹، ۱۰:۳۷ ب.ظ

    سلام زهرا خانم
    شما چند سالته
    حتما بهم جواب بدین
    از وبلاگتون خیلی خوشم اومد

  49. میثم ۱۳۸۷-۰۲-۹، ۱۰:۳۸ ب.ظ

    ID:khoshgele_darya2007

  50. hossein ۱۳۸۷-۰۲-۹، ۱۱:۲۷ ب.ظ

    to chejoori toonesti in hame cherto perto ye ja begi?:-o ra smigan zana mese ververe jadoo mimoonana pas alaki nis kasi tahal soraghet nayooomade az bas asemoon rsimoon be ham mibafi

  51. neo ۱۳۸۷-۰۲-۱۰، ۵:۱۳ ب.ظ

    سلام. البته چقدر جالب و فوق العاده بود این بحث توهم، اما از ان جا که ما هم در همان دانشگاه شما درس خوانده ایم و چنین عشوه گری هایی را دون شان خود می پنداریم (!) خود و رفقایمان دچار توهم دخترانه نیستند و خیلی کم! اما در بین پسرها مخصوصن آن ها که آفتاب مهتاب ندیده اند این توهم پدر ما و همجنسان ما را درآورده است خواهر!! می خای دو دقه راحت یه تمدد اعصابی کنی و دو کلوم حرف غیر جدی در ۸ ساعت کار کردنت بزنی فکر می کنن واسه اوناس که دار ی جک می گی! واسه اوناس که اون جا کار می کنی! اصن زندگی می کنی!!
    و درباره میزان آفتاب مهتاب دیدگی پسرها(!) هم اصلا ربطی به ادعاها یا واقعیت های آن ها(!) در زمینه تعداد دوست دخترهای سابقشان ندارد! بلکه به این وابسته است که چه حد رابطه احساسی و البته باشعورانه ای با جنس مخالف داشته اند تا بتوانند آن را بشناسند… (بحث به درازا کشید و …)

  52. rohollah ۱۳۸۷-۰۲-۱۰، ۷:۳۹ ب.ظ

    سلام
    از مطالبت در مورد اینکه آقا پسرها همه خوشتیپ هستن بسی خوشمان آمد!!!

    و از گفته برنارد شاو

    راستی اگه این رنگ و روغن و سرخ آب سفید آب و روج لب(همون ماتیک)
    را که دختر خانما استفاده میکنند رو به مجسمه ابولهول میمالوندی
    اونم می شد شکل ونوس!!!

    آپ هات عالین
    موفق باشی

  53. haj ۱۳۸۷-۰۲-۱۲، ۸:۵۲ ب.ظ

    سلام زهرا خانوم من هم با نظرت موافقم من ۱ دوستی دارم که همش تو توهم کلی کلاسشا کنسل میکنه برای اینکه فکر می کنه طرف به اش نظر داره .البته در مورد دوست شما باید بیگم شما که اونجا نبودین شاید دوستت از توی چشمای دکتره می خوانده نه عاشقه

  54. راحیل ۱۳۸۷-۰۲-۱۷، ۱۲:۵۷ ق.ظ

    سلام زهرا جان
    من امروز با وب سایتت اشنا شدم و خیلی اتفاقی پیداش کردم، احساسات دخترها رو خیلی خوب می نویسی
    من متوهم نشدم ولی فکر می کنم اینجا بین قرقوروت و سیروس داره یه اتفاقایی می افته ها خیلی واسه هم نوشابه باز می کنن اخه قرقوروت جان ابروی هرچی دخمله بردی که ! در مقابل پسر جماعت که نباید عقب نشینی کنی دختر گل

  55. مرضی ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۸:۳۴ ق.ظ

    قشنگ بود ولی بعضی وقتها توهم واقعیت میشه

  56. mitra ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۲:۳۵ ب.ظ

    mge to dokhtar nisti ke hamash az dokhtara bab gofti
    man motmaenam pesara az dokhtara bishtar tovahom mizanan
    ama az rokgoiet khosham omad

  57. یک دوست ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    توهم یا واقعیت هر دو به طرز فکر ما بستگی دار

  58. amir ۱۳۸۷-۰۲-۲۶، ۴:۳۷ ب.ظ

    سلام وبلاگ خیلی قشنگی داری .واقعا توپ بود اگه افتخار میدین تبادل لینک کنیم.خوشحال میشم قبول کنید.

  59. فرزان ۱۳۸۷-۰۲-۲۹، ۱:۰۱ ب.ظ

    هم وبلاگت جالب بود و هم موضوع خوبی اشاره کرده اید . ممنون

  60. مانیا ۱۳۸۷-۰۳-۱، ۱:۰۸ ب.ظ

    سلام. این توهمات در صورت ازدواج فرد اثرات مخربی داره. من یک نمونه عینی در کنارم هست. این خانوم با وجود شوهر هنوز هم عشوه گری میکنه و فکر میکنه الانه که هرچی مرده براش هلاک شن. واسه همینم همیشه آبروی خودشو به باد میده.

  61. ابوالفظل ۱۳۸۷-۰۳-۱۵، ۶:۵۰ ب.ظ

    سلام سایت با هالی داری

نظر شما