۱۳۸۷-۰۲-۶
الان جلسه ام، نمیتونم صحبت کنم
* زمانی میرسد که انسان دیگر قادر نیست بگوید :«جبران میکنم». چقدر خوب است که انسان قبل از رسیدن به این زمان تأسفانگیز چیزی برای جبران کردن باقی نگذاشته باشد.
آتش بدون دود- نادر ابراهیمی
* در راستای تنویر افکار عمومی خواستیم عرض نماییم که ما امروز باقالی پلو با ماهیچه درست کردیم:-) خداییش خیلی هم خوشمزه شده بود. فقط اینکه بلت نبودم ماهیچه رو چطور درست کنیم؟ به ناچار به قطعات کوچیکتر تقسیم نمودیم و عین چلوگوشت درستش کردیم. یعنی آب + پیاز داغ + رب + قطعات گوشت. باقالی پلو هم که راحته. متشکل از باقالی پوست کنده + شوید + برنج اصل شمال. این آخری از همه شون مهمتر بیده بوده است.
امضا: اچ بی سرآشپز :دی
* یکی به من بگه آخر سریال بیداری چطور تموم شد؟ جز معدود سریالهایی بود که همیشه دنبال میکردم ولی از بعد از عید تا حالا باور می کنید مجموعه بیشتر از یک ساعت تلویزیون ندیدم؟! میشه یکی خلاصه اش رو بگه که چی شد؟ مرسی. تو وبلاگ رها از رنج خوندم که تموم شده. ننوشته بود چطوری؟
* خوب مطمئن باشید از این به بعد بازهم در مورد ماجراهای من و دختر همسایه اسبقمان خواهید شنید. چون ایشان به دلایلی کاملا فنی به منزل جدیدمان علاقه مند گشته اند. دیروز دختر همسایه اسبقمون اومد اینجا و هنوز نیومده کلی از آب و هوای این منطقه و اینکه چقدر همسایه هامون گوگولی و مامانی و ناز هستند و ای کاش خونه شون اینجا بود و این حرفا، تعریف نمود. از اونجائیکه بنده شک نداشتم این مسئله ربط مستقیمی با سن ایشان (۲۸ سال) و احتمالا اجناس ذکور این کوچه داره ازش پرسیدم که حالا راستشو بگه؟ چه چیز این کوچه تنگ توجهت رو جلب کرده؟ سوال پرسیدن ما همانا و اعتراف کردن ایشان همان :دی
ایشون عرض کردن که واااای زهرا خوش به حالت (؟!!؟؟!!؟؟!) گفتم مگه چی شده؟ گفت که الان که داشته می اومده (یعنی با ۲۰۶ آلبالویی خوشگلش) توی این کوچه ما پر بوده از ماشینای مدل بالا که راننده های اکثرشون هم پسرای جوون بودن (؟!!؟؟) که همه شونم با دیدن ایشون صد البته تا کمر خم شدن و راه رو برای ایشون باز کردن :دی
فکر کنم ناچارم دوباره از لنز و یا عینکم استفاده کنم. چون تا به حال به این موضوع دقت نکردم!! اونم نه به خاطر اینکه خدای نکرده کور باشم ها!!! اصولا چنین چیزی به بنده ثابت نشده! شما تصور کنید من رو که ۶:۳۰ پامیشم میرم کمی ورزش و بعدش از اونور میپرم تو تاکسی که برسم محل کارم. طبیعتا این ساعت تمامی این آقایان خوابند!! از اینورم که سرویسا رو برداشتن و بازم مجبورم با تاکسی به مدت N ساعت توی ترافیک گیر کنم و وقتی بر میگردم احتمالا اون ساعت آقایون رفتند شکار!!!
واه واه واه! چقدر ذهن شماها منحرفه! منظورم اینه که اون موقع، میرن جنگلای اطراف تهران قرقاول و گوزن شکار کنن واسه شام!!!
* به نظر شما این انصافه که تازه آدم جمعه یادش بیاد که یه گزارشیو باید در طول هفته تنظیم می کرده؟! اونم فقط به خاطر اینکه یادش رفته توی گوشیش یه ریمایندر واسه خودش بذاره؟!
به نظرم تکنولوژی بزرگترین ضررش اینه که تا حدودی حافظه آدمو از کار میندازه!!! من تا کارای مهممو واسه خودم ریمایندر نذارم خیلی کم ممکنه یادم بیاد ولی جالبیش به اینه که تا صدای ریمایندر گوشیم در میاد بدون اینکه نگاش کنم، سریع میفهمم واسه چی ریماندر گذاشتم.
دارم فکر میکنم اون قدیما که از این چیزا نبود، مردم چطور اینهمه کار رو واسه خودشون یاداشت میکردن و یا یادشون میموند که چیکار کنن؟ چی خرید کنن؟ راجع به چی سرچ کنن؟ کی جلسه دارن؟ کی باید نطق کنن؟ کی کلاس دارن؟ کی مقاله رو به کی بدن؟ کی به دوستشون زنگ بزنن؟ کی به مامان چی بگن و …
* اونقدر توی این فیلما نشون میدن که مثلا آقاهه جلسه نیست و وقتی عیالش زنگ میزنه میگه من جلسه ام حالا دیگه همه باورشون شده که وقتی کسی میگه من جلسه ام و نمی تونم صوبت کنم یعنی داره دروغ میگه! باور کنین تا حالا چندین بار شده که مامان زنگ زده بهش گفتم الان جلسه ام و نمیتونم صحبت کنم و خودم بهت زنگ میزنم. اونم سر به سرم میذازه و همیشه اینطوری میگه: برو بچه! من مامانتم!!! (در اینگونه لحظات قیافه من این شکلی میشه:
) آره الان من میدونم جلسه داره پشت درهای بسته انجام میشه. لابد دبیرکل سازمان ملل و رییس جمهور موگادیشو هم توی جلسه هستن :دی (نه اینبار :دی اشتباه بود باید اون شکلک متفکر یاهو رو وردارم بیارم).
حالا من یه دوست دیگه ای دارم به اسم لاله. این دختر اگه بخواد یکیو خل کنه یعنی تصمیم بگیره یکیو خل کنه بدون شک اینکارو خواهد توانست کرد! این بشر هر وقت زنگ میزنه و میگم توی جلسه ام و یا مثلا توی اتاقم هستم و چند نفر اون توان و نمیتونم راحت صحبت کنم شروع میکنه به فحش دادن. یعنی مثلا میگه تو فلانی و بیساری (هر چه فوحش رکیک هست رو بذارین جای فلانی و بیساری) بعدش منم که نمیتونم بگم خودتی؟! آیا؟!! فقط در جوابش میگم: آها باشه!!! برات میارم!!! میگم بهت زنگ بزنه!! اونم کم نمیاره که! مدام میگه باشه؟! یعنی گفتم تو فلانی، میگی باشه ؟:دی آآآآآآآآآففففففرین :دی
