۱۳۸۷-۰۲-۳
زهرا با صدای بلند فکر می کند
* حالا که غریبه ها رفتن بگم که این مطلب وبلاگستان بی دین و ایمون وهمین طور توضیحی که واسش نوشتم همه حواشی ای که بعد از نوشتن این پستم در وبلاگستان اتفاق افتاد بیش از پیش ثابت کرد که مردم واقعی ما کسانی نیستند که در اینترنت زندگی می کنند و به نظر در دنیای مجازی آدمهای دیگری یا افکار دیگری زندگی می کنند
بنابراین خیلی نباید اینترنت رو جدی گرفت! البته این موضوع قبلا هم بارها ثابت شده بود. نمونه اش در انتخابات ریاست جمهوری و اخیرا مجلس شورای اسلامی. در دور اول انتخابات کل وبلاگستان یکصدا میگفتند به معین رای دهیم و من همان موقع در همین وبلاگ نوشتم که معین آدم ضعیفی هست و مطمئنم رای نمیاره! بعدش خلاف نظر اینها احمدی نژاد و رفسنجانی رفتند دور دوم. در دور دوم هم همه اینها یکصدا میگفتند آهای ملت ما ترسیدیم تو رو خدا برید به رفسنجانی رای بدید اما نتیجه انتخابات باز چیز دیگری بود.
میرسیم به انتخابات مجلس شورای اسلامی. اولش بعد از چند دور که تحریم انتخابات مد شده بود همه شون پست میزدن که بریم و انتخابات رو تحریم کنیم و این حرفا. بعدها که نتایج انتخابات مشخص شد اینها فهمیدن که سکوتشون فقط به درد عمه شان میخوره و از دفعات بعد شروع کردن راجع به پست زدن در مورد شرکت در انتخابات! روزهای قبل از انتخابات همه شان بلا استثنا یک لیست اصلاح طلبان گذاشتن توی وبلاگشون که بریم به اینها رای بدیم. بعدش بازهم نتیجه انتخابات چیز دیگری بود. بماند که به خاطر گند برخی از اصلاح طلبان (که عملا خودشان قبر خودشان رو کندند و بیشتر به خودشان ضربه زدند) شورای نگهبان برخی از اونها رو رد صلاحیت کرده بود. اما به هر حال لیست کاملی از اونها در دسترس عموم بود.
خواهشا باز هم از این حرفهای مسخره نزنید که در انتخابات تقلب شده! این رو میتونین از خبرنگارانی که در وزارت کشور هستند و یا دوستانتون که پای صندوقهای رای هستند بپرسید که چند درصد ممکنه در انتخاباتی تقلب بشه؟! برای یکبار هم که شده واقعیت رو قبول کنید و فکر کنید!
* حال این وبلاگستان بی دین و ایمون قضیه اش مثل همان انتخاباته! آدمهایی که فقط در اینترنت و فضای مجازی اعتبار دارند و فکر میکنند کل ایران همین هست و بس و خودشان را سردمدار این میدونن که در این مملکت تاثیری بگذارند و آموزشی بدهند و روش نوینی رو به جا بذارند.
* به نظر من در وبلاگستان دو نوع مافیا وجود داره که دخترها و پسرها رو به سمت خودش جلب میکنه!
یکی مافیای وبلاگهای آی تی هست. در این مافیا اکثرا پسرها جذب میشن. نگاهی به لیست وبلاگهای برتر و یا دیدیش آرش کمانگیر بندازید! و یا این مطلب جالب متتی با عنوان حلقه بسته وبلاگهای فارسی. به نظر من در عین طنز بالایی که در مطلب بود، خود واقعیت را نوشته بود. این نوع وبلاگها دارای ویزیتورهای زیادی هستند و اکثر آقایان برای جلب ویزیتور و یا کسب شهرت سعی میکنند به این قافله بپیوندند. (همه را جمع نمی بندم. در این حوزه وبلاگهای قدیمی بسیار معتبری دارم که جدا قصد اطلاع رسانی دارند).
دومیش مافیای وبلاگهای فمنیستی و یا وابسته به فمنیستی هست. در این گروه اکثرا دخترها جلب میشن. البته خیلی هم مهم نیست که آیا فمنیست باشند یا نه؟ به هر حال این یک نوع عقب نماندن از قافله هست و همین طور مجالی برای به شهرت رسیدن وبلاگهای گمنام و یا یافتن ویزیتور. به همون اندازه که در مافیای نوع اول رقابت بر سر نوشتن مطالب جدید درباره تکنولوژی و آی تی هست در مافیای نوع دوم رقابت بر سر مسائل چیپ و بی محتوا و مبتذل هست متاسفانه و هر روز هم بیشتر میشه.
فکر می کنین چرا جهت دهی اینطوری شده؟ به نظر من یک دلیل بیشتر نداره و اونهم سران مافیا هستند و کسانی که تایتلهای مطالب رو به سمت و سوهای خاصی سوق میدن و موجهش می کنن. وقتی فلان کس که خودش را فمنیست معروف میداند با چیپترین و بی پرده ترین الفاظ، هدفش را مشخص میکنه شما انتظار ندارید که باقی اعضای قافله ازش تعریف نکنند؟ یا بهش لینک ندن و یا در موردش ننویسند؟!
* مسئله جالبتر هدف از نوشتن چنین مطالبی هست. وقتی شما از خانم اسم مستعار گلابی می پرسی حاج خانوم منظورت از نوشتن اینکه هفته پیش در رختخوابت با دوست پسر قبلیت چیکار کردی و دیروز با پارتنر جدیدت چیکار کردی چیه؟ میدونین چی پاسخ میده؟!
۱- اولا زهرا اچ بی فلان فلان شده تو غلط کردی از این سوالا می پرسی. خوب دموکراسیه، آزادی بیانه، من دلم میخواد پور/نو نویسی کنم. تو رو سننه!!!
۲- بعدشم من که پو/نو نویسی نمی کنم! دارم آموزش جن.سی میدم!!! مگه نمیدونی آمار طلاق در ایران بالاست؟ حدودا ۵۰درصد طلاقها به خاطر مسائل جنسیه!
* خیلی دلم میخواد جواب اینها رو به شیوه خودشان بدم! اما حیف من مستعار نمی نویسم! اولا کبلایی، زمانی که عمه ات مشغول جمع آوری آمار بود، احیانا بهت نگفت آمار طلاق در کل دنیا داره بالا میره؟! احتمالا عمه ات بهت نگفت بالام جان مثلا در آمریکا و انگلیس و هلند که طرف هیچ محدودیت جن.سی نداره و روابط کاملا آزاده چرا آمار طلاق اینقدر بالاست؟! خوب اگه ۵۰درصد آمار طلاق به خاطر مسائل جن.سی باشه که خوب منطقا باید در کشورهای غربی آمار طلاق خیلی باید پائینتر از ایران باشه!!! در آمریکا آمار طلاق به قدری زیاد شده که طلاق داره تبدیل به یک هنجار اجتماعی میشه و در ازاش به هم هدیه میدن!!!
میدونین قضیه چی؟ مسئله همون عدم قبول واقعیت هست! طرف نمیخواد قبول کنه که این رواج بی بند و باری و هرزگی جن.سی هست که آمار طلاق رو به شدت برده بالا و کسی دیگه خودش رو ملزم نمیدونه از نظر فیزیکی و یا روحی به همسرش وفادار بمونه.
در ایران خودمون هم آمار بگیرید ببینید از کی آمار طلاق فزاینده بوده؟
از نظر من بی بندوباری جن.سی محکمترین ضربه به بنیاد خانواده است. شما خودتون رو بگذارید جای مردی که مدام خانم جوان دیگری بهش پیشنهاد میده و میگه از نظر مالی خودش تامینه. به نظر شما اگه این مرد پایبند به اخلاق و مذهب نباشه چند در صد احتمال داره به همسرش وفادار بمونه؟! حالت عکس هم همینطور. جای زن و مرد رو عوض کنید. فرقی نمیکنه.
سوما آخه چه آموزشی؟ این چه نوع آموزشیه؟ من خط به خط پست از آموزش جن.سی تا ادبیات اروتیک… از آقای الف رو تائید میکنم در این مورد.
دوم اینکه دلم میخواد خواهش کنم که از این اصطاح تابوشکنی استفاده ابزاری نکنید! تابوشکنی این نیست که شخص با یک اسم مستعار و در حالیکه اذعان میکنه در دنیای واقعی قادر به گفتن حرفاش نیست، بیاد و اظهار فضل کنه! تابوشکنی تعاریف مشخصی داره! لطفا مستعار نویسی و از نظر من بی خیال نویسی رو معادل تابوشکنی ندونید! مرسی.
* حالا اصلن دو تا سوال فارغ از اعتقاد به هر نوع مذهب یا دین و یا اخلاقی:
اول: شمایی که با روابط جنصی آزاد موافقید جایگاهش رو در خانواده و ازدواج هم می پسندید؟ یعنی مثلا شما آقا و یا خانوم که میگی باهاش مشکلی نداری و از نظر شما زننده نیست، اگه شما یه روزی ازدواج کنی و یا همین الان بفهمی که زنت و یا شوهرت یا پارتنرت با اطلاع و یا بدون اطلاع شما، همزمان با یک یا چند نفر دیگه روابط جنصی آزاد داره و از جزئیات رابطه تون هم واسشون تعریف می کنه از نظر شما مشکلی نداره و قابل هضمه؟!
منطقا باید تعریف روابط جنصی آزادی که میگین قبولش دارید باید این باشه که این موضوع حتی اگه بدون اطلاع شما صورت بگیره مسئله بسیار عادی ای باشه؟!
عمیقا و قلبا در خلوت خودتونم میتونین چنین چیزی رو هضم کنین؟! پس جایگاه خانواده و یا مفاهیمی مثل حریم خصوصی از نظر شما چیه؟! دلم میخواد صادقانه به این سوال جواب بدید!
دوم: شما می پسندید که زن و یا شوهر و یا اصلا چیزی که در این وبلاگستان مده، دوست پسر یا دوست دخترتون از جزئیات روابط تون و مشکلاتی که قاعدتا شخصی هستن برای شما، در یک جای عمومی بنویسه؟! براتون قابل هضمه از نقاط ضعفتون توی اینترنت بگه و یا حتی نقاط قوتتون؟ و یا جز به جز رابطه رو شرح بده که چه عملیاتی حین و قبل و بعدش انجام شده؟! اگه چنین چیزیو خانواده و یا دوستانتون یا همکارانتون بخونن، از نظر شما هیچ ایرادی نداره؟
