توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!!

* اولش امیدوارم توی این هیر و ویر یکی به من جواب بده که چرا با اینکه من خوب غذا میخورم بازم قند خونم پایینه و مدام ضعف میکنم و احساس گرسنگی دارم؟
اینو هم بگم که من در طول روز حداقل ۶ یا ۷ تا خرما میخورم! و ناهار و صبحانه و شامم کامله کامله و پروتئین هم به اندازه کافی میخورم.
فعالیتهای ورزشیم هم شامل دویدن هر روزه به مدت ۲۰ دقیقه و پیاده روی روزانه به مدت نیم ساعته. هیچ مشکلی هم از لحاظ افزایش وزن ندارم که وزنم به نسبت قدم کم هم هست. اینو هم بگم که این مشکلو ۵-۶ ماهی هست که دارم. قبلن نداشتم. مرسی

و اما اصل مطلب! پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!! من عملا از دو بخش تشکیل شده بود:

۱- چرا به فمنیست ربط دادم؟! چون بالای ۹۰ درصد نویسنده هایی که چنین مطالبی مینویسن و یا ازش دفاع می کنن و اسمش رو هم میذارن مبارزه با قوانین مرد سالارانه!!! جز فمنیستهای وبلاگستان و فعالان حقوق زن هستند! چه زنهای بدبختی هستیم ما که اینها قراره حقوق ما رو بهمون گوشزد کنند!
کسانی که از کل فمنیسم فقط اینو بلدن که بچسبن به مسائل سطحی و بی محتوا و پ/ورن اینطوری! البته خوب راحتترین کار ممکن رو هم انتخاب کردن! برای اینکه بگن ما نیز روشنفکریم!
اصلا چرا اکثر اینها چرا درباره بازداشت مثلا خدیجه مقدم ننوشتند منطقا باید اینگونه وبلاگها باید پر از بازتابهای این خبر باشند! چون اظهار نظر طبیعی همینه اگه واقعا جز هم تیمی هاتونه و میگین براتون زحمت کشیده!
دوما چرا از خودتون درباره اظهار نظرات خانوم داوودی مهاجر (رجوع میدم به وبلاگ س. طلا) مثلا دفاع نمی کنین که خودشو رو رهبر کمپین یک میلیون امضاتون میدونه و شونصد تا جایزه حقوق بشر تابه حال گرفته و همزمان داره از NED (National Endowment for Democracy) کمکهای مالی دریافت میکنه! چرا به فکر اصلاح و یا انکار مسائل به این مهمی نیستید و در عوض چسبیدید به خاطرات تختخوابی تون؟!!
اصلا میدونین NED و یا حتی بنیاد اولاف پالمه چجور جاییه و تا به حال چه فعالیتهایی داشته و نوع افرادی که ازشون حمایت کرده کیها و یا چیها بودن؟!
واضحه که مطالعه عمیق و جستجو و پیگیری سختترین کار ممکنه! شما خیال خودتون رو راحت کردید و چسبیدید به دوست پسرها و چه میدونم پارتنرهاتون و خاطرات مشعشعانه تون رو درج می کنید!! که چی؟! که چون مردها هم از این چیزا مینویسن پس مام بهتره بنویسیم که خدای نکرده یوهو عقب نمونیم! و از حقوق زنان دفاع کنیم!؟
مادامیکه شما دارید از مردا تقلید کورکورانه می کنین و منتطرید که اونها چی میکنن که شما جوابشون رو بدید همین یعنی اینکه یک گام عقبید و منتظرید از اونها سرمشق بگیرید! و متاسفانه با این مسائل سطحی خودتون رو به اثبات برسونید. اینطوری هیچگاه نمی تونین یه فعالیت سالم و بدور از مسائل سیاسی خطرناک داشته باشید که گاها ناخواسته در جهت اهداف مخالفین همین کشور گام برمیدارین!
وقتی از دستگیری دوستانتون ناراحتید بهتره علت دستگیری رو واقعی بنویسید! شما میتونین تظاهرات کنید و یا اعتراض ولی نمیتونین همزمان از سازمانها و گروههای متخاصم با کشوری که درس هستید کمک بگیرید در وهله اول باید به مواضع امنیتی همون کشور احترام بگذارید!
توجه کنین که من اصلا نمیخوام ادعا کنم چنین کمکهایی دریافت میشه یا نه؟! میگم وقتی یه کسی مثل خانوم فلانی که میگه رهبرتونه و شما میگین حتی عضو عادی نیست چرا به جای بازتاب این خبر و پیگیری اون و تلاش جهت رفع ادعاهاش چسبیدید به خاطرات جن/سی خودتون و به باقی اجازه میدید چنین کارهایی بکنن؟ یعنی مهم نیست واستون؟!!! اونهم در حالیکه آمریکا با همین ادعاهای پوچ اعلان جنگ علیه ایران کرده اونم با لفظی تند؟!
با وجود حساسیت امنیتی اوضاع کشور و اینکه ایران به طور کلی زیر سوال هست هنوزم متاسفانه برخی هاتون با سازمانهایی همکاری می کنین که شاید آگاهانه و یا ناآگاهانه از اهداف اصلی اونها، انقلابهایی که علیه برخی دولتها راه اندازی کردند مطلع نیستید و یا وقتی اعلام میشه اظهار تمسخر می کنید! انگار اوضاع سیاسی این مردم و این مملکت و حتی اعلان جنگ اهمیتی نداره!!!
وقتی اینقدر در خواب خرگوشی هستید که فکر می کنین صرفا با نوشتن در این مورد که ساده ترین کار ممکنه ادعای روشنفکری و آزادی اندیشه و فمنیست بودنتون رو به خوانندگان ثابت می کنین عملا دارید به بقیه اجازه میدید که ازتون سوء استفاده کنن!
وقتی در مورد جایی که درش فعالیت می کنین جاهایی که ازش کمک میگیرید تحقیق نمی کنین انتظار چه نتیجه منطقی دیگری رو دارید؟!!!
پ.ن: تاکید میکنم که من فمنیست و یا عضو هیچ گروه مرتبط با فمنیستها نیستم! اما حرف من صرفا اینه که تا زمانی که اینقدر مسائل مهم سیاسی بین گروهی وجود داره و اینقدر مسائل مهم شماها چسبیدید به چیتون اونوقت؟!! خواهشا از این به بعد مستقیم از رختخوابهایتان به سیاست و فمنیسیم و سایر مکاتب دنیا متصل نشید!!!

۲- بخش دوم یک بخش کاملا شخصی و از دید یک دختری که سعی میکنه مذهبی باشه، بود! از دیدگاه مذهبی حتی تماس با یک نامحرم گناهه و رابطه جن/سی هم گناه کبیره است! حالا هر چقدر که بخواید منو قانع کنین که صیغه هست و چپ هست و راست هست بی فایده است!
هر چقدر که بخواین منو مسخره کنین و بگین تو املی به هر حال تفاوتی نخواهد داشت! هراندازه که شما فکر میکنین داشتن چنین روابطی یعنی روشنفکر بودن و مدرن بودن از نظر من یعنی غیر مذهبی بودن و در تناقض با مسائل دینی! حالا هی بازم بیاین آسمون و زیر زمین رو بهم متصل کنین!
حتی کشورها و یا ملتهایی که خیلی مذهبی نیستن باز هم به اصول ازدواج و داشتن رابطه جن/سی در طول ازدواج احترام میگذارن! مسئله اخلاقی هم مطرحه! از نظر اخلاقی حریم خصوصی باید خصوصی بمونه. شما میگی حریم خصوصی رو هر فرد برای خودش مشخص میکنه! ببخشید مگه این فرد توی جنگل زندگی میکنه که تنهاست و برای خودش قانون میذاره؟! پس اجتماع و هنجارهای اجتماعی چی میشن؟!
کلا بحث در این مورد اساسن بی فایده است و یک دور باطله! چون من قصد ندارم شما رو به راه راست هدایت کنم و یا اینکه شما منو به راه راست هدایت کنین! مسئله به اعتقادات درونی من برمیگرده و چیزهایی که برای من تبدیل به یک ارزش شده اند! و به عنوان یک نگرانی که همیشه با من هست مطرحش کردم. از اینکه چرا مسیر زندگی بعضیا در مسیری غیر از راه راست قرار میگیره!

۳- در مورد دوستانی هم که میگن تو با این نوشته دنبال شوهر میگردی! باید بگم بعععله میگردم! از نظر شما اگه دختری آب هم بخوره یعنی اینکه دنبال شوهر میگرده!
البته هر چقدر فکر میکنم کجای این مطلب به شوهر طلبی مربوط میشه چیزی دستگیرم نمیشه! اتفاقا برعکس فکر میکنم الان دوره و زمونه و دیدگاه پسرها طوریه که نوشتن چنین مطالبی بیشتر شبیه شوهر پرونی هست تا شوهر طلبی! لااله الی الله!!!

۴- در ضمن ممکنه بگین لحن نوشته ات احساسیه که گفتید! خوب بله من شاید خیلی نتونم با منطق و فلسفه استدلال کنم و یک نوشته جدی بنویسم اما فکر می کنم با کمی هوشمندی بتونین بفهمید منظور قلبی من چیه؟ ثانیا اینکه خوب بله در وهله دوم من یک دخترم و شایدم واقعا خیلی احساسی نوشنم. اما خیلی خودمو کنترل کردم باز.

۱۵۱ نظر

  1. رهگذر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۱۵ ب.ظ

    چقدر ملت بیکارند. خیلی دوست دارم بدونم این ملت کار دیگه ای دارند یا نه ؟ زمان بیکاری سرگرمی خوبی باید باشه.
    (منظورم به اینای هست که وبلاگ مینویسن و اینایی که میخونن).

  2. رهگذر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۱۷ ب.ظ

    فکر کنم ساعتش یه ساعت عقب باشه الان ساعت ۳:۱۸ ست.

  3. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۲۰ ب.ظ

    اتفاقا ما مواقعی که بیکاریم وبلاگ مینویسیم و میخوانیم!!!

  4. رهگذر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۳۲ ب.ظ

    آره مثل خودم که الان بیکارم (البته نه خیلی بیکار بلکه برای استراحت بعد از مطالعه). ولی به نظر میرسه بعضی ها خیلی و تاکید میکنم خیلی بیکارند که همیشه مشغول اینجور سرگرمی ها هستن. !!! + !

  5. نسیم ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۳۶ ب.ظ

    خودت اصلاً فهمیدی چی گفتی؟!؟!؟!؟!؟!

  6. امیر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۳۸ ب.ظ

    به رهگذر : تو چقدر بیکاری که میای وبلاگ آدمای بیکارو می خونی.
    ۱/استرس های پنهان مهمترین عامل ایجاد ضعف (البته ضعف غیر مرضی) هست .استرس پنهان به استرسی می گن که همیشه از یک اتفاقی که هنوز نیفتاده بترسی ولی خودت ندونی چه اتفاقیه!بهترین راه کنترلش هم اندیشیدن عمیق به رفتارهای خودته تا بتونی اون دلیل رو گیر بیاری و حلش کنی.
    ۲/با این جمله حال کردم اساسی “”"”خواهشا از این به بعد مستقیم از رختخوابهایتان به سیاست و فمنیسیم و سایر مکاتب دنیا متصل نشید!!!”"”"
    ۳/آخه آدم مگه اینجوری دنبال شوهر میگرده اگه باز یک عکس از خودت یا یک بیوگرافی از خودت میذاشتی یه چیزی.نمیدنم چه حوری به ذهنشون رسیده که تو در پی شوهر می گردی.!.!.!

  7. ابله ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۴۶ ب.ظ

    ضعف می کنید چون قند خونتون پایینه
    با تشکر
    دکتر ابله.حق ویزیت یادتون نره
    شما اونشب on نشدین
    هوووم ؟

  8. یک بیکار ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۵۲ ب.ظ

    به رهگذر:
    زمان استراحت بعد از مطالعه را صرف کار دیگری کنید.
    یعنی بهتر بگم:

    رهگذر، بگذر.

  9. سینا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۵۷ ب.ظ

    همممم…
    میدونی من خودم علاقه ندارم اینجوری بنویسم ولی وقتی کسی اینجوری بنویسه هم قطعا بهش گیر نمی دادم…اگر نمی خوای نخون…منم نمی خونم
    فکر کنم تنها جایی که بشه آزادانه صحبت کرد همین جا باشه و بیرون از اینجا قطعا کسی آزاد نیست پس حق داریم عقده های خودمون رو در نت خالی کنیم
    بهت زیاد انتقاد شده و من دوست نداشتم انتقاد کنم
    فقط امید وارم ناراحت نشی اگه من ذره ای هم ایمان تو وجودم مونده باشه که مونده با خوندن نوشتت نگران می شم به خاطر طرز فکر افراد به اصطلاح با ایمانه مثل شما اون یه ذره هم از دست بره که قلباً خودم رو از شما جدا بدونم…
    تو اگر آزادی هر جوری می خوای بنویسی پس این حق رو هم به بقیه بده

  10. مارال ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۰۲ ب.ظ

    والا زهرا جان من فقط تعجب می کنم از حرفات از این همه مطلق گرا بودنت من که تو این جریان هستم و از نزدیک شاهده خیلی و خیلی حرفها به خودن جرات نمیدم این طوری قاطعانه اظهار نظر کنم . استدلال های تو یعنی حداقل ائنهایی که تو این دو تا پستی که من خوندم مطرح کردی خیلی سطحی هستند . ببین منظورم اصلا این نیست که کسی اگر مخالف یا منتقد فعالان حقوق زنانه پس سطحیه کما اینکه من با منتقدین زیادی بحث کردم و بعضیهاشون انقدر اطلاعات زیادی از جریان دارن و اونقدر تحلیل های دقیق که گاهی حتی جوابی براشون نداشتم.ولی حرف های تو خیلی بی پایه و اساسن . بعدش هم جنبش زنان ایران اصلا رهبر نداره و تو که انقدر انقدر مشغول حکم دادن هستی اصلا نمی دونی اساس جنبش و شعارهاش چیه . در مورد کسانی هم که ازشون نام بردی من وکیل مدافعشون نیستم که بخوام اینجا ازشون دفاع کنم اما بنا به اصول دوستی ارجاع میدم به سایت ها و جاهایی که ازشون مطلب نوشتن تا بدونی و بعد نظر بدی .همین خدیجه مقدم چندین تعاونی زنان سرپرست خانوار راه انداخته از جمله اشپزخانه زنان شهر ری مدتها فعال محیط زیست بوده و بعد از زلزله بم مدتها اونجا کار کرده و از کسانی بوده که نقش موثری در راه اندازی فرهنگسرای بم داشته .

  11. ایلیا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۰۸ ب.ظ

    سلام
    ماشائالله خیلی پر حرارت و با جسارت سخنرانی فرمودید (تا یادم نرفته بگم فکر کنم اولاف پالمه اسم یه سیاستمدار سوئدی باشه که در لاهه ترورش کردند توسازمان مللم هم فکر کنم یه کاره ای بوده الانم یه جایزه از همون چیزا که گفتی به نام اون دارن میدن مثلا فکر کن مثل جایزه نوبل در هر صورت اسم جایی فکر نکنم باشه … اگه بیشتر می دونی بگو )
    اما بعد؛ چرا اینقدر حرص میخوری بالاخره دور و بر ما از همین چیزا پر شده با حرفهای شما موافقم ولی یه سوال از تو دارم خودت می گی راجع به این موضوعات جنسی به صورت علنی نوشتن خیلی بده ولی واقعا نشده یه دوستی بهت دیدن پیشنهاد یه فیلم لاو استوری یا س/ک/س/ی ( چقدر این کلمات را عجیب و غریب مینویسی انگار اگه کامل بنویسی یه جوریت میشه .. ) رو بده تو چکار کردی ؟ گفتی اخه .. بده .. منکه فکر نمی کنم یعنی به حساب کنجکاوی هم که شده یکی دو باری دیدی..
    میخوام بگم رطب خورده منع رطب کی کند؟؟

    در مورد انتقاد کردن و وابسته نبودن صد در صد حق با توئه ( طرف رو با جند کیلو تریاک میگیرن بعد تو رادیو های خارجی میگن اون رو بخاطر مبارزه با حکومت و بخاطر حقوق از دست رفته زندانیان سیاسی گرفتن

    در مورد حرفهام بد تعبیر نشه منهم با تمام صحبت های شما موافقم ولی فکر می کنم این موضوع همینقدر که مطرح شد کافیه باید انتظار این همه جاروجنجال رو میداشتید و به خودتون هم نمی گرفتین

    در هر صورت در این دوره و زمونه نگه داشتن دین و ایمون کار بسیار سخت و شاید غیر ممکنی باشه بعضی ها خودشون رو راحت کردن و از همون اول اصل مسئله رو زیر سئوال میبرن.

  12. مارال ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۱۶ ب.ظ

    ببینم تو اصلا تصورت از حقوق زنان چیه خیلی دلم می خواد اینو بدونم ؟می دونی این قانون فقه که ارث زنان رو نصف مردن می دونه و می که زنان از زمین ارث نمی برند تا حالا چند تا یابهتره بگم چند هزار تا زن رو در مثلاتو بم که زن ها از شوهر هاشون که در زلزله مرده بودن و و اونها بنا به همین قانون ارث نمی بردن به خاک سیاه نشونده؟ می دونی قتلهای ناموسی سال به سال داره امارشون بالاتر میره؟می دونی قانون حمایت از خانواده ای داره تصویب میشه که به مردا اجازه میده بدون اجازه همسر اولشون همسر دوم اختیار کنن؟ اصلا اینا و هزار تا مورد مشابه مثل اینا رو می دونی و این طوری یک طرفه به قاضی میری؟
    بعدشم اینکه خیلی دم از اخلاق می زنی به نظرت اخلاق فقط خلاصه شده در سک/س خارج از ازدواج نداشتن ؟ اصلا این اخلاق چیه و تعریفت چیه ؟ خود من هم انتخاب کردم که در روابط عاشقانه ام رابطه ی جنسی نداشته باشم بنا به دلایلی. ایا این به این معنی است که من اخلاق گرا هستم و دیگران بی اخلاق؟
    وقتی دارم می بینم که انقدر مدعی هستی و ولی راحت راجع به دیگران اظهار نظر می کنی و حکم صادر می کنی واقعا نمی تونم ساکت باشم.

  13. سینا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۱۶ ب.ظ

    دقت دارید آدم‌های ابله و بی‌سواد، همه جوره احمق و بی‌سوادن؟ این خانم مثلن مهندس کامپیوتر هستند. چند نمونه غلط املایی و انشایی این پست:

    چرا به “فمنیست” ربط دادم؟!
    ناهار و صبحانه و شامم “کامله” کامله
    “جز” فمنیستهای وبلاگستان و فعالان حقوق زن هستن
    خاطرات “مشعشعانه” تون
    چون من قصد ندارم شما رو به راه راست هدایت کنم و یا اینکه شما منو به راه راست هدایت کنین!

    دیدین چقدر نثر این بشر چندش‌آور و مهوعه؟ با اون بولد کردن‌های بی‌ربط و علامت‌های سؤال و تعجب کیلویی و “هست، هست” کردن‌های به راحتی جایگزین شونده با افعال دیگه… اصلا کاری ندارم چی می‌نویسه، فقط تعجب می‌کنم چطور چنین فردی در وبلاگستان اینقدر جدی گرفته می‌شه…

  14. حامد ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۳۴ ب.ظ

    البته من فکر می کنم که نوشته خوبی بود … متاسفم که نظرات خوشایندی در موردش دریافت نکردی . در راه و هدفت موفق باشی

  15. هومن ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۳۶ ب.ظ

    شما حرص نخور سینا جان. عوضش کسانی مثل شما هستند که نثر واقعن قشنگی دارند و آدم با خوندن نثرشون جدن لذت می بره.

  16. یاغی ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۵۰ ب.ظ

    توخیلی مثبتی زهرا… درکت نمی کنم…متاسفانه!

  17. حسام ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۵۳ ب.ظ

    زهرا جان چرا حرص می خوری … هر کسی یک جور زندگی میکنه و یک عقیده داره خودتم داری میگی دور باطل پس
    plz drop it

    راستی من حاضرم با هات ازدواج کنم ولی قبلش یه دست صیغه بریم بعد اگه به دلامون چسبید ….

  18. وحید ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۳:۵۹ ب.ظ

    “اصلا میدونین NED و یا حتی اولاف پالمه چجور جاییه و تا به حال چه فعالیتهایی داشته و نوع افرادی که ازشون حمایت کرده کیها و یا چیها بودن؟!”

    دریم دریم، زهرا درخشان وارد میشود. از امشب در سینماها و وبلاگ zahra-hb
    ببین خانم، تو هم میخوای به ایران برگردی؟ تو هم تو خارج دکت کردن؟ آواره این کشور اون کشور شدی؟ مشکل پولی پیدا کردی؟ تو دیگه چرا زهرا درخشان شدی؟

    من وقتی خانم های مذهبی میبینم خیلی خندم میگیره،
    قرآن به ما مردها گفته شما زنها را بزنیم، هر وقت و از هر جا خواستیم وارد بشیم، ارثتون نصف ماست، حق شهادت مثل مردها ندارید، مایه فساد و تحریک مردها تعریف شدین، دیه زنها کمتر از تخم چپ مرد حساب میشه بعد میگی من مذهبی هستم؟ (چون مذهبی هستی من مواخذ آیه ها را ذکر نمیکنم تو باید بدونی) البته میدونم میگی تفسیر این آیه ها یه چیز دیگست! و الضربوهن یعنی نوازش کنید نه اینکه بزنید!
    من مذهبی هستم و از اسلام هم خوشم میاد! الان مسلمونم هر چند تا زن خواستم میگیرم و هر جور هم خواستم بهشون زور میگیم قانون پشتیبان منه! اگر مسلمون نبودم و میخواستم بیش از یک زن داشته باشم چوب میکردن اونجام. من مذهبی ام!

  19. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۴:۵۴ ب.ظ

    احتمالا منظورت از لا اله الی الله،
    لا اله الا الله هست دیگه؟

  20. خانم شین ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۵:۰۹ ب.ظ

  21. SomeOne ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۵:۱۰ ب.ظ

    باز هم که لینک ندادی؟!

    تو پست فبلی Comment گذاشته بودم که لطفاً لینک نوشته هایی که خوندی رو برامون بگذاری…

    ای کاش لینک ها(همونا که تو پست قبلی بهشون اشاره شده بود) رو می گذاشتی…
    ای کاش…

    :دی

  22. parizad ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۵:۳۰ ب.ظ

    از خوندن نظرات عالی ومنطقیت لذت بردم.موفق باشی.

  23. من و متعه ام ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۵:۴۵ ب.ظ

    من نمیدونم چه عیب یا بدی داره که دختری از طریق بلاگش دنبال شوهر بگرده ؟!
    خیلی هم خوبه تازه !
    اما مساله فقط دنبال شوهر گشتن نیست ، حسی در بانوان محترم وجود دارد بنام عرض اندام! که ممکن است به شکل حلال (مثل همین بلاگنویسی) یا حرام (مثل همونا که خودتون میدونین!) باشه.
    زت زیاد. بلاگ ما منتظر همه شماست !!!

    http://man-mote.tumblr.com
    من و متعه ام

  24. does it matter! ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۶:۰۸ ب.ظ

    ۱/ آزادی رفتاری هر کسی در زندگی شخصی اش هیچ ربطی به هیچ سازمانی نداره. این هم که هر کسی توی بلاگ اش چی مینویسه کاملا به خودش مربوطه نه به شما یا هیچ جنبش دیگه ایی.
    این کار تا یک حدی تابو شکنیه چون در طول تاریخ ایران هر زنی از هر نوع احساسی حرف زده هزار صد جور وصله بهش زدن اگر این را باز هم برات سخته که درک کنی برو یک نگاه به شعر های فروغ فرخزاد بکن.
    این حق هر آدمی هستش که از احساس شخص خودش تا وقتی کسی را مورد حمله قرار نمیده حرف بزنه

    ۲/ خانم دختر مذهبی، ای کاش به جای کردن کله محترمتان زیر برف سعی میکردی از اون هوشت استفاده کنی و فقط کمی اون هم فقط کمی دنیا را این قدر سیاه و سفید نبینی
    “spirtuality” هیچ ربطی به کورکورانه اجرا کردن چهار تا خط توی کتاب نداره. آدم های اون خدایی که تو بهش این قدر معتقدی خیلی ارزش فردیشون بیشتر از این هاست که تو بخواهی به خاطر بیان یک سری از تجربیاتشون دهنت را باز کنی و هر چی میخواهی بگی.ای کاش به جای این همه انرژی که بگی این دختر این جوری بود، فلانی این جوری بود کمی سواد خودت را بالا میبردی.
    مذهبی بودن کور کورانه دنبال کردن چهار تا خط کتاب نیست. خیلی مسائل عمیق تری توش هست. مطمئن باش اگر سوادت در این زمینه کامل بود هیچ وقت خودت را این قدر کوچیک نمیکردی که بخواهی به آدم هایی که هیچ چیزی از دنیاشون نمیدونی این جوری بی احترامی کنی
    سواد داشتن هم به روضه رفتن و گشتن با چهار تا آدمی که مثل خودت فکر میکنن نیست.
    چند تا مذهب را مطالعه کردی. چند تا کتاب توی همین یک سال گذشته خوندی؟؟ اصلاً اسم آدم هایی را که الان دارن توی بلاد کفر به قول تو از مکتب هایی گوناگون اسپیرتوالیتی حرف میزنن حتی به گوشت خورده

    ۳/ این که بگی من احساسی نوشتم بقیه بفهمن تنها چیزی را هم که می رسانه خود خواهی و خود برتر بینی ات هست.

    ۴/ این را هم اضافه کنم سواد های دانشگاهی به اون مدلی که شما اون ور آب و ما این ور آب میخونیم. چندان زیاد به شعور اجتماعی آدم اضافه نمیکنه. این چیزی هستش که با مطالعه شخصی در باره موضوعات مختلف باید کامل بشه.

    ۵/ این را هم من نمیگم که هر کسی اومد هر چی دلش خواست نوشت سوادش و شعورش الزاماً بیشتره
    اون فقط داره مثل خیلی های دیگه تجربه میکنه ولی شمایی که خودت را محق میدونی که بیایی از شخص دیگه ایی انتقاد کنی واقعاً باید خودت در حدی بالاتر از اون ها بدونی. و مطمئن باش اگر سوادت در این زمینه کامل بود هیچ وقت خودت را از هیچ بنده ایی حتی اون که به نظرت بد کاره ترین بیاد نمیدونستی.

    Man made “God” in his own image.
    The eternal consciousness, the infinite, and unnameable was REDUCED to a mental idol that you had to believe in and worship as “my god” or “our god”.

    مطالعه ات را بیشتر کن
    من نمیگم حیا داشتن بد هستش.
    برای شخص من هم به لحاظ سخصی مهمه
    ولی هرگز به خودت این اجازه را نده برای کسی که چیزی از دنیای درونش، گذشته و جزعیات زندگی اش را نمیدونی این جوری خط و نشان بکشی
    تو با این پست ها فقط ثابت میکنی هیچ چیزی ورای چهار تا خط کتابی که این ور اون ور از دور و بری های خودت خوندی راجع به خدا و دین و مذهب نمیدونی

  25. امید ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۶:۱۵ ب.ظ

    فکر کنم اعصابت خیلی داغون بود، احتمالا منظورت از لااله الی الله همون لااله الا الله بود. :دی

  26. مسافر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۶:۴۴ ب.ظ

    زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست …. در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
    بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود …. خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست

  27. یک بیکار ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۷:۱۷ ب.ظ

    برای سینا

    به نظر من ابله ترین آدم ها کسانی هستند که وسط بحث و گفتگو در باره یک موضوع مشخص، یکمرتبه معلم املا انشا میشن.

  28. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۷:۲۳ ب.ظ

    سلام
    چقدر با خوندن این پست احساس همفهمی کردم.(عجب کلمه ای!)
    کل حرف من در این مورد اینه:
    کسی که سعی میکنه زنان را به مردان شبیه کنه تبعیض آمیزترین/ضد حقوق زنان ترین/ناجوانمردانه ترین رفتار را داشته.

  29. مهران ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۷:۳۹ ب.ظ

    سلام

    به زهرا : چرا سعی می کنی توضیح بدی؟اونی که منظورتو فهمید که هیچی.و اونی که نفهمید را خدا با اونهمه پیامبر و امام و دلیل و مدرک نتونست حالیش کنه اونوقت تو می خوای؟

    هنوز متوجه نشدی که این سیاست نظام ما تو سی سال گذشته بوده که جوانهای ما را تا این حد اعجاب انگیزی فهمیده و با شعور و دانشمند و عمیق بار بیاره که تاب تحمل یه انتقاد ساده را هم نداشته باشن؟اینها تقصیری ندارن که با این کلمات گهربار و نثر زیبا و مودبانه (کامنت های بالا) نظرشونو بگن .
    شعور؟

  30. Elle ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۷:۵۸ ب.ظ

    Olaf Plame, was a swedish politician who was assasinated on a street in Stockholm while he was riding on his bike. FYI

  31. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۸:۰۹ ب.ظ

    شما تا حالا صیغه شدین ؟ صوابش خیلی زیاده

  32. Marjan ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۸:۱۷ ب.ظ

    من یه سوال داشتم…
    چرا من هر وقت وبلاگ تو رو می خونم کهیر می زنم؟

  33. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۸:۲۴ ب.ظ

    به مارال:
    عزیزم شما اشتباه فهمیدی! من که چیز بدی در مورد ایشون ننوشتم و یا زحماتشون رو انکار نکردم!!!

    همه مسائلی که شما میگی مهم هستند ولی ببینم کدوم یک از فمنیستهای این وبلاگستان دنبال چنین مطالب و یا اهدافی هستند؟! اینها که غیر از مسائل پائین///تنه ای توی وبلاگشون چیز دیگه ای وجود نداره؟!!

    کاش یه بار دیگه متن رو با دقت بخونی

    به ایلیا: من کی گفتم اولاف پالمه اسم یک سازمانه؟!!!! عجب!!! آقای محترم علاوه بر ند هزار تا سازمان دیگه هم هست که برخی از اینها متهم به همکاری باهاش هستند الان حوصله اسم بردن ندارم! و قضاوتی هم نمی کنم که ایا صحیح هست یا نه؟!
    میگم اینها متهمن (نه توسط من!!!!) ولی برای اثبات ادعاهاشون کاری نمی کنن و چسبیدن به مسائل سطحی!!! فکر میکردم خیلی واضح نوشتم این یکی رو!!!

  34. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۸:۴۰ ب.ظ

    به does it matter:
    شما نمونه کسانی هستید که میگم دارید آسمون رو به زمین متصل می کنید!
    جدای از توهینهایی که کردید برخی از حرفاتون درسته ولی ربطی به نوشته من نداشت!!
    برای مثال شماره ۱: شما آزادی رفتار هر کسی در وبلاگ به هیچ سازمانی بستگی نداره!! اصلا چه کسی گفت بستگی داره!!! یا اصلا چه ربطی داشت؟!!!!!!!!! وبلاگ به سازمان؟!!!

    در ضمن راست میگین بنده اصولا فاقد سوادم. سواد و مطالعه رو فقط و فقط مخصوص شماست و بس!
    اگه خیالتون راحت شد احتمالا می تونیم بهتر بحث کنیم!!!

  35. من ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۱۸ ب.ظ

    پس ما حقوقمون رو از آمریکا یاد نگیریم باید از حزب الله یادبگیریم یا مثلا عربستان چطوره که قبله ما هم هست ! عجب احمقی هستی تو! میخوای بگی مثبتی ؟ نه عزیز این حماقته نه مثبتی ! من تو این چیزا از تو مثبت ترم اما فکرم مثل تو احمقانه نیست ! تو همین مذهب تو خانوم مذهبیییییییییی ! جنابعالی به اندازه بیضه یه مرد ارزش نداری ! خاک بر سر اون دانشگاهی که نتونسته فکر تو رو از مادربزرگت بالاتر ببره

  36. فرزانه ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۲۴ ب.ظ

    سلام زهرا جان نوشته ات کاملا روشن و همه فهمه! کاملا باهات موافقم موفق باشی.

  37. سایه ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۲۶ ب.ظ

    من جزء اون دسته افرادی هستم که بدون صمیمی شدن قبل ازدواج,ازدواج کردم.با مردی که اون موقع به نظرم مناسب اومد و الان هم نمی گم تغییر خاصی کرده ولی به خاطر اعتقادات خودم و خونوادم اونجور که باید نتونستم نزدیک شم و بشناسمش.حتی به خاطر همون اعتقادات به صراحت می گم خودم و جسممو هم نشناخته بودم.
    الان به معنای واقعی از اینکه دوست پسری نداشتم یا با کسی که ازدواج کردم قبل ازدواج سکث نداشتم واقعا پشیمونم.شاید اون موقع فکر می کردم کار درستی می کنم و ایمانمو سفت چسبیدم.اما الان دیگه این نظر رو ندارم.
    و وقتی می بینم با کسی دارم زندگی می کنم که اصلا جنس زن و بدن زن رو نمی شناسه از هر چی اعتقاده بیزار میشم.اونقدر عشق و دین و ازدواج معناش براش تغییر کرده که احساس می کنم دیگه خودم نیستم.این سایه ی چند سال پیشمه.نمی گم بی دین و ایمان شدم.اما دیگه دین و ایمانم رو با سکص یا رابطه با جنس مخالف نمی سنجم.دین من خیلی بزرگتر از این حرفا بود که من اینجوری خودمو محدود کردم.و حالا نه تنها دین بلکه اعتقادم به زندگی مشترک هم شل شده.برام دعا کنین.

  38. یک اطلاعاتی خطاب به اشتران دیگر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۳۱ ب.ظ

    خدمت اون اشترانی که عرض می کنن اولاف پالمه آدمه و نه مکان باید عرض کنم که بنیادی به اسم اولاف پالمه وجود داره که به هر اشتری که در بازیهای سیاسی دلخواه اونها خوش رقصی می کنه جایزه اعطا می کنه

    پس اشتران محترم درست است که اولاف پالمه انسان هست ولی اعطای جایزه توسط بنیادی به همین نام اعطا می شود. نکنه معتقید این جایزه کلا روی هوا و توسط انسانهایی معلق بر روی آسمان به شما اشتران محترم تحویل می گردد؟

  39. فهیمه ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۴۰ ب.ظ

    زهرا جان نوشته ات کاملا مشخص و واضحه.
    حتی نوشته قبلیت هم کامل بود چه رسه به این یکی که توضیح واضحات بود

    اونی که باید می فهمید فهمید و اونی هم که نمیخواست بفهمه خودشو به نفهمی زد.
    مشخصه کسی که مخالفت میکنه یا جز فمنیستهاییه که همه شون دارن توسط دلارها و یوروها و انواع و اقسام بورسهای تحصیلی رایگان مفت خوری می کنن و یادشون رفته زمانی اهدافشون چی بود؟

    منم اگه شکمم سیر باشه و بنازم به چهار تا تظاهرات و برم سازمانهای بین المللی مظلوم نمایی کنم و ال و بل که من زندانی بودم مطمئنا جایزه دیده بان حقوق بشر رو هم خواهم گرفت چه برسه به انواع بورسهای تحصیلی اروپایی و آمریکایی

    تلخه ولی حقیقت داره

  40. من ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۴۵ ب.ظ

    و خاله زنکی زهرا اچ بی ادامه دارد…………….

  41. mamane isan va ilene ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۴۶ ب.ظ

    valla madar bozorge man az to roshan fekr tare

  42. Marjan ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۵۴ ب.ظ

    من از یه موضوع خیلی خوشحالم. اونم اینکه بالاخره فهمیدم اینایی که به احمدی خوشگله رای دادن کیا بودن.

  43. علی زالی ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۵۸ ب.ظ

    قند خون رو با آزمایش نتیجه گرفتی یا حس و حال بدنت
    ضعف عمومی چنیدن دلیل می تونه داشته باشه
    بدن شما نیاز به گلوکز داره برای سوخت و ساز و ضعف کردن می تونه به علت کاهش و یا افت گلوکز بدن باشه
    سلولهای مغزی تنها تغذیه اشون همین گلکز هستن
    اما خرما دارای قند طبیعیه
    شما قندهای مصنوعی رو هم تجربه کن که شامل لاکتور و ساکاروز هم باید تجریه کنی
    این قندها خودشون در بدن به گلوکز تبدیل میشن
    می تونی اونها در شکلاتهای کاکایویی پیدا کنی

    اما در مورد وبلاگستان
    نظری ندارم
    ولی سعی کنید به این قضیه دینی نگاه نکنید
    جامعه اکثریت وب یک جامعه لاییک و سکولار هستش

  44. سام ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۰:۱۷ ب.ظ

    خطاب به اونی که به اسم یک اطلاعاتی نوشته: اگه اطلاعاتی بودی که یه اسم مستعار انتخاب می کردی! اگه واقعا اطلاعاتی هستی پول نفت این ملت بدبخت رو می گیری واسه کامنت گذاشتن های مزخرف؟ اولاف پالمه و بنیادش شرف دارن به این حکومت نکبت و بساط بیت رهبری که ما رو به خاک سیاه نشوندن. سگ اونایی هم که جایزه اش رو می گیرن شرف دارن به سگهایی امثال تو که عمله استبداد هستید حالا چه با جیره مواجب و چه بدون جیره.

  45. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۰:۲۵ ب.ظ

    من هنوز منتضر جواب شمام در مورد صیغه

  46. 40tike ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۰:۲۶ ب.ظ

    از دید اروپایی ها مذهب یه امر خصوصی اینکه شما اینقدر اونو بلند بلند تو وبلاگتون داد می زنید که به احتمال نود و نه و نه دهم درصد قصد و غرضی از جمله منافعی رو دارید دنبال می کنید مثل همون کار اون خانوم هایی که از روابط خصوصیشون رو تو وبلاگ می نویسن! مذهب هم مثل تو رختخواب رفتن شاید من دلم نخواد از دیدگاه اعتقادی ملت باخبر بشم. اگه آزادی بیان هر کی حق داره از هر چی دوست داره بنویسه و به هیچ کس هیچ کس به خصوص سرکار ربطی نداره. دوست ندارید نخونید همون طور که من خیلی وقت نوشته های مذهبی شده شما رو از یکی دو سال پیش نمی خونم. این دفعه هم چون ملت بهت لینک داده بودن اومدم! موفق باشید و هر چی که به اسم مذهب دنبالش هستید امیدوارم بهش برسید!

  47. انار ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۰:۳۰ ب.ظ

    زهرا عطیه و آرام برات نظرات خوبی گذاشته بودند. امیدوارم بخونی و سعی کنی روشون فکر کنی.

    یه چیزی هم من میخواستم شخصی به خودت بگم. من چهار سال قزوین خوابگاه زندگی کردم. توی اون دوران دوستانی داشتم که اگر از تو مذهبی تر نباشند قطعا به اندازه تو دین و مذهب اسلامی داشتند. خانواده شهید بودند, برادر و خواهرهای رئیس انجمن اسلامی داشتند, وقتی میرفتم خونه شون عکس آقای خامنه ای روی ویترین بود….اما آدمهایی بودند که من به دوستیشون افتخار میکردم و میکنم و به شدت برای من محترم هستند.

    تو اگر هم دانشگاهی من بودی نمیتونسیتم با هم دوست بشیم. نه برای اینکه مذهبی نیستی. نه…برای اینکه در عنفوان جوانی در دنیای ذهنت رو بستی و تصمیمت رو نسبت به دنیا و آدمهاش گرفتی. راه آسون رو انتخاب کردی که دینی که باهاش به دنیا اومدی بهترین خط کش برای اندازه گرفتن رفتار آدمهاست. همه آدمها حتی اونهایی که بهش اعتقاد ندارند. و این باعث جمود شخصیت آدمها میشه. تو حق نداری با خط کش مذهب و دینت آدمها رو بسنجی. دنیا ۶ میلیارد آدم داره. یک میلیارد چینی اصلا خدا رو با جاش قبول ندارند, نزدیک به یه میلیارد توی هند بت پرستند, کلی ادیان و روشها و اعتقادات مختلف توی دنیا هست. اگر با اعتقادات تو جور در نمیاد دلیل بر غلط بودنش نیست.

    تو از دید یه دختر مذهبی این پست رو ننوشتی. از دید یه دختر مذهبی متعصب این پست رو نوشتی و تعصب چیزیه که از یک در بیاد تو آزادگی از در دیگه بیرون رفته. تو حق داری اعتقادات داشته باشی اما یک طرفه به قاضی رفتن و اینجوری حکم کلی صادر کردن معمولا نشانه کم تجربگی و کم دانشیه. آگاهی و دانش افتادگی و خشوع میاره. من در متنهای تو هیچ خشوعی ندیدم. هیچ ندیدم احتمال بدی که شاید داری غلط فکر میکنی. شاید جایی رو داری اشتباه میکنی….امیدوارم یخورده این نظر به فکر وادارت کنه.
    و یک خواهش ویراستاری” تو رو به خدا کمتر علامت تعجب استفاده کن. یه دونه هر از گاهی اشکال نداره اما معنی نگارشی این همه علامت تعجب اینه که یه جورایی داری سر من خواننده داد میزنی. حرفت رو بزن خوب, داد زدن نداره که! با داد زدن سر من که حرفت به کرسی نمیشینه.

  48. آقای الف ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۰:۳۷ ب.ظ

    موافقیم! ما هم یکبار نوشتیم “بی دینی مد شده است” ۱۵۰ نفر در وبلاگمان به ما فحش دادند! بعد گفتیم “بی خدایی مد شده است” باز ۱۵۰ نفر دیگر گفتند مد نیست، خب خدا نیست دیگر! بعد ما دیدیم که اینها کلا یک جورایی از بیخ و بن با ما فرق می کنند ما تا بخواهیم اصول الدین را شروع کنیم شصت سالی طول می کشد زدیم به قافیه و جاده خاکی! ما با شما موافقیم خواهر… اینجور چیزها کلاس آدمها را بالا می برد، مثلا اگر بنویسی که فردا پریود شده ام و دیشب تا صبح زیر فلان کس بوده ام مردم هورا می کشند که تو چقدر باکلاسی! و اگر بنویسی که جهان هستی رو به نیستی می رود، مردم می گویند : خاک بر سر امل!
    اینجوری است دیگر، اصولا یک سری چیزها باعث باکلاسی می شود که قبلا باعث بی کلاسی می شد، خدا بیامرزدت گلشیری که می گفتی، زمانه برعکس شده است، نه مردها دیگر مردند نه زنها زن!

  49. ن.ز ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۱:۰۸ ب.ظ

    خطاب به صاحب بلاگ :

    این چند وقت که پی گیر این مطالب و کامنت هاتون شدم ، هیچ پاسخ و حتی مطلب ِ منطقی و به دور از جار و جنجالی از شخص ِ شما ندیدم. من هم یک زن م . و در مقام بحث و گفت و گو احساسات را کنار می ذارم . شمایی که این قدر راحت و بی منطق و صرفن از فیلتر ِ مذهب ( نفرمایید اخلاق که هیچ در مطالبتان مشاهده نشد ) ، دیگرانی که با شما مخالفند رو زیر سؤال می برید ، شخصن زیر علامت سؤالید . نگاهی به جواب هایتان به کامنت های منطقی و مخالف بندازید. جز جنجال و هوچی گری چه می بینید؟

  50. آذرشب ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۱:۲۳ ب.ظ

    قومی متفکرند اندر ره دین
    قومی به گمان فتاده در راه یقین
    میترسم از آنکه بانگ آید روزی
    کی بیخبران راه نه آن است و نه این

    فاصله دینی و رفتاری من با زهرا خیلی زیاد هست ولی تصور نمیکنم این فاصله بتواند به یک دوستی مجازی صدمه ای وارد کند ، اگر هرکدام حدود همدیگر را رعایت کنم

    منم در چند پست اخیر در بعضی موارد با زهرا اختلاف نظر زیادی دارم
    ولی دلیلی برای اظهار نظرهای توهین آمیز ندیدم

    و اما درکل تصور میکنم بیشتر این جو متشنج بخاطر فضای ایدئولوژیکی هست که در آن زندگی میکنیم و یا میکردیم

    امیدوارم آن کامنت گذارانی که از این ایدئولوژی صدمه خورده اند و یا آنرا قبول ندارند ، نخواهند خشمشان را بر سر دختری فرو بریزند که عقایدش را ساده و بی پیرایه میگوید

  51. aka ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۲:۱۴ ق.ظ

    الذین قالو رب الله ، ثم استقموا

  52. محمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۱۴ ق.ظ

    فقط مرسی .
    :(

  53. من ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۱۹ ق.ظ

    حداقل در یه مورد موفق بودی: ویزیتورات و کامنتات حسابی بالا رفتن!

  54. rokhy ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۳۴ ق.ظ

    با انار کاملا موافقم.و اینکه پشت همه حرفاش فکر خوابیده همیشه برای من قابل تحسین بوده.شاید یک علت جبهه گیریه اکثر کامنت گذارها بعد مذهبیه موضوع نباشه.بلکه بیشتر بر می گرده به طریقه پاسخ دادن تند شما و انعطاف پذیر نبودنتون.
    عقیده ی هر کسی که برای اعتقادش فکر و وقت و انرژی گذاشته باشه قابل احترامه.چون وضع اکثرمون یکسانه.نمی دونیم برای چی اومدیم.اگه نبودیم به جایی از این کائنات بر می خورد؟سکص داشتن یا نداشتن من چه تاثیری برای خدا داره؟هوای همدیگرو بیشتر داشته باشیم لطفا.اگه اونقدر به خدا وصل بودیم که جامون اینجا نبود.آرامش بیشتری هم داشتیم.و اعتقادمون رو با حرف نمی خواستیم به کرسی بنشونیم.از ته دل براتون آرزوی شادی و خوشبختی می کنم.همونقدر دوستتون دارم که لوا یا آیدا یا الیزه… یا…همه ی هم کائناتیهای دیگه رو

  55. ریحانه ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۴۰ ق.ظ

    چرا این مدلی هستی تو؟والا من دوستای مذهبی داشتم اما دیگه این مدلی نبودن!همونجور که تو حالت به هم می خوره از اون آدما!اون آدما هم همین حسو به امثال تو دارن!بعدشم یه بار یه پست نوشتی نظرتو گفتی دیگه چرا خودتو جر می دی؟!….من اصلا نمی گم خوبه که اونا میان از خاطرات تختخوابیشون می نویسن اما هر کسی آزاد هست که هر چی دوست داره تو بلاگش بنویسه …

  56. Does it matter! ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۲:۵۰ ق.ظ

    ۱/ من نوشتن فارسی ام خیلی خوب نیست. چون تنها جایی که از فارسی استفاده روزمره میکنم توی خواندن وبلاگ هاست. آدم بعد از یک مدت نوشتن روان خیلی براش سخت میشه
    منظورم از سازمان ربط دادن این مسائل به جنبش به اصطلاح فمنیستی بود که چرا مردم اگر ادعای فمنیستی یا آزاد اندیشی دارن از فلانی و فلانی نمی نویسن. این ها هیچ ربطی به هم نداره

    ۲/ من قصد توهین نداشتم. کسی که تند میره بالای منبر طبیعی هستش که مردم هم تند جوابش را بدهند.
    تا اون جایی هم که دارم میبنم من ادعای باسوادی نکردم فقط گفتم آدم برای ایراد گرفتن از کسی باید مطالعه اش را بیشتر کنه.
    و گرنه سطحی خوندن چهار تا خط به اسم دین و ایمون خیلی خیلی ببخشید برای لای جرز دیوار خوبه

    من از فضای بعضی از وبلاگ ها خوشم نمی آد خب نمیرم بخونمشون. ولی هیچ وقت به خودم اجازه نمیدم بخواهم این جوری خردشان کنم حالا راجع به هر چیزی که میخوان بنویسن

    ببین برو همین کتاب حافظ را از توی کتاب خونه ات بر دار یک نگاه عمیق تر به شعر هاش بکن
    چرا از مسلمون و غیر مسلمون هر ایرانیی توی خونه اش کتاب حافظ اش را خیلی عزیز میدونه

    مگه حافظ توی شعر هاش نداره:
    شب قدری چنین عزیز و شریف با تو تا روز خفتنم هوس است
    پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
    گر مسلمانی از این است که حافظ دارد، وای اگر از پس امروز بود فردایی

    چرا این ها را میگه. فیلم ناجور دیده بوده!!! یا این که دونستن قران با چهارده روایتش به اندازه درک شما نبوده!!!
    ببین باور های مذهبی در کل خیلی مو ثر باشن یک وسیله transitional هستن که تو از طریق اون ها به خدا شناسی می رسی
    ولی وسیله اند. هویت انسان نیستند. هویت انسان جزوی از خداست که توی همه موجودات از هر دین و مذهب و رنگی یکسانه
    من الان بگم زهرا کیه تو به من چی میگی؟ مطمئن هستم نود در صد حرفهات فقط راجع به باور هات خواهد بود.
    باور های آدم وجود دارند ولی تو فقط باور هات نیستی و این باور های تو نیست که بهت ارزش میده.
    هر انسانی بسته به گذشته، طرز تفکر و خیلی مسائل دیگه باور هاش با انسان دیگه ممکنه فرق بکنه
    ولی همه انسان هستن و به یک اندازه محترم. چون اون essence یی که از چیزی که تو بهش خدا ممکنه بگی توشون هست
    خدا یک بت نیست. که یک سری دستور العمل داشته باشه.
    تو واقعاً فکر میکنی خدا و دین داری یعنی این که این دنیا این جوری باش که اون دنیا هفت حوری دست نخورده چی چی و چی چی بیاد توی دامنت!!!
    برای کسی که هیچ وسیله ایی برای بالا بردن فکرش نداشته باشه میتونه نقطه شروع خوبی باشه ولی خب مسلماً انتظار میره کمی هم عمقی تر به مساله نگاه بشه

    سعی میکنم با tone مذهبی جوابت را بدم.
    چرا مسیح برای همه مدل از زن ها احترام قائل میشده
    چرا محمد حتی سراغ کسی را که هر روز روی سرش آشغال میریخته بعد از چند روز که ازش خبری نیست میگرفته
    میخواسته خوش خدمتی کنه مردم بیان مسلمون بشن!!! یا این که یک چیزی بالا تر از اون باور های طرف مقابل را توشون میدیده

    این پستت اصلا جای این حرف ها نیست. ممکنه این حرف های آخرم هم زیاد واضح نباشه.
    هیچ کدوم از ما ها هم در هیچ زمینه ایی نه معلوماتمون کامل هستش نه مطالعه مون. خودم هم شاملش می شم که فکر نکنی فقط شما را میگم
    ولی حدا قل کاری که میتونیم بکنیم، حدا قل کار احترام گذاشتن به کسانی هستش که مثل ما فکر نمی کنن. داوری زندگی مردم با ما ها نیست. هیچ کسی حق دخالت در مسیر رشد روحی شخص دیگه ایی را نداره. هیچ کسی

    ببین مدرک تحصیلی آدم فقط میگه این آدم علاقه به علم و یاد گرفتن داره. همین. و خب یک سواد technical هم به آدم میده.
    ولی متاسفانه بر خورد اجتماعی را به آدم یاد نمیده.
    نه به شما یاد میده. نه به من. نه به فارغ التحصیلان دانشگاه شریف، نه به فلانی از دانشگاه فلان و فلان توی آمریکا یا هر جای دیگه

    زود رنجی و با حرص حرف زدن و یاد امام حسین افتادن و بی احترامی کردن به هر کسی که مثل ما فکر نمیکنه طریق منطقی بحث کردن نیست.

  57. وارطان ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۳:۰۲ ق.ظ

    زهرای عزیز!
    متاسفانه شما چند موضوع غیر مرتبط با درچه اهمیت متفاوت را با هم مخلوط کرده اید.
    جدای از نظرات شخصی شما در مورد درجه ی دین و ایمان وبلاگ نویسها و منو و مولتی خوابگی هایشان… موضوع فعالیت های فیمینیستی و اتهاماتی که به آنها وارد می شود اهمیت ویژه ای دارد.
    اینکه شما اتهامی را به شکل جرم مطرح کنی و در توضیح بنویسی که این فقط اتهام است و باید اینها زا خودشان دفاع کنند رفتار درستی نیست.
    ادبیات این بخش مرا یاد چند نفری می اندازد که در این موارد ید طولایی دارند و متاسفانه چندان خوشنام نیستند.
    در اینمه هجمه و تهدید فعالین سیاسی و اجتماعی اینطور نوشتن و سفره دل باز کردن در بهترین حالت کج سلیقگی است.
    اظهار نگرانیت در مورد اوضاع امنیتی کشور جای تشکر و قدر دانی داره اما باور کن آنکسی که این شرایط را ایجاد کرده ما نیستیم! شما سهون و یا عمدن کسانی را متهم می کنید که اتفاقن قربانی این شرایط شده اند.
    زهرای نازنین!
    باور کن آنچه که در ند و اولاف پالمه و بنیاد سورس و خانه ی آزادی و غیره و غیره می گذرد چندان بد تر از [...] و [...] نیست!
    جای نقطه چین ها را خودت پر کن! مطمئننم جا های زیادی برای اونهایی می تونی پیدا کنی.

    برای حالت ضعفت بهتره به دکتر مراجعه کنی و از خود درمانی هم پرهیز کنی. شاید نیار به چکاپ کامل داشته باشی.
    شاد باشی و سلامت.

  58. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۳:۱۳ ق.ظ

    زهرا جان اگر توقع داری که تند بروی و احساسی بنویسی و دیگران هم بخوانند و قضاوت کنند که تو واقعا چی میخواستی بگویی؟ پس این حق را برای نویسنده نوشته هایی که بهشون اعتراض داری قایل شو و این نتیجه را بگیر که شاید شما که مخالف انها هستی مثل مخالفینت در اینجا، نظر آنها را نفهمیدی. گمانم آنها هم مثل شما حق دارند بگویند که هیچ کس من را درک نمی کند و … (مثل حرفهای شما)

    و کلا به همه مخالفان مودب زهرا خانم:
    همه دارید با هزار نوع ادبیات مختلف به این خانم میگویید که:‌” قضاوت نکن” اما وقتی ایشان اصلا به نظرشون کاری که میکنند قضاوت نیست و بی احترامی به کسی که مثل او فکر نمیکند نیست! و این پست پر قضاوت تر از قبلی را در جواب روشنتر شدن پست قبلی مینویسد! دیگر چه لزومی برای بیان مطلب به هزار روش و بیان وجود دارد؟ وقتی دغدغه ذهنی ایشان اصلا با موضوع “قضاوت نکردن” نا آشنا است و اصلا نمی داند که دارد قضاوت میکند،‌چه لزومی دارد مرتب بیان کنیم که قضاوت نکن؟
    البته حق هم دارد، در ایران باشی و این نوع رفتار تایید هم بشود اصلا ذهنت سراغ این نمی رود که شاید اشتباه فکر میکنی و … مگر خود ما همه در این جامعه بزرگ نشدیم؟ ما خواستیم که بیشتر فکر کنیم و یاد گرفتیم که نباید قضاوت کنیم و قضاوت بشویم اما زهرا جان شاید از اینکه در مورد او قضاوت شود ناراحت نمی شود (گرچه معترض است که چرا بهش انگ امل بودن و … میزنند اما ظاهرا دوست دارد به دیگران انگ گناهکار و بی دین و ایمون و … بزند)
    زهرا جان کمی کوتاه بیا و فکر کن که اصلا چرا تیتر “وبلاگ بی دین و ایمون” را انتخاب کردی؟

  59. بی خیال ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۳:۳۲ ق.ظ

    آقا من تو هر چی دین و ایمانه شا…………………

  60. Hoder Linkdooni ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۳:۵۳ ق.ظ

    این‌ها را یک زن خانه‌دار بی‌عرضه نمی‌زند، یک مهندس باهوش می‌گوید که در عمل از تمام رهبران دانشگاه آزادی آن کمپین قلابی یک میلیون امضا ف…

    http://www.zahra-hb.com/2008/04/15/a-description-for-irreligious-weblogers-post/...

  61. محمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۷:۳۰ ق.ظ

    صهیونیست ها به یهودی هایی که با سیاست های اسرائیل مخالفند می گن یهودی خودبیزار. حالا این خانوما اینروزا شروع کردن به هرکی که با رفتار و کارهاشون مخالفه لقب زن ستیز و مردسالار میدن. نمیدونم به زن هایی که با رفتار و کارهاشون مخالفن چی می خوان بگن: زن خود بیزار؟

  62. چهار ستاره مانده به صبح ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۷:۴۳ ق.ظ

    یک‌حرف‌هایی را تایپ می‌کنم اینجا از «گوستاو فلوبر» {نویسنده‌ی رُمان مادام بوواری} که در یادداشت‌های شخصی‌اش نوشته است و من در کتابی خوانده بودم؛ «تاکنون هیچ کار عظیمی بدون تعصّب صورت گرفته است؛ و تعصّب همان مذهب است. و فیلسوفان قرن هجدهم که اوّلی را تقبیح می‌کردند در واقع دوّمی را مضمحل کردند. تعصّب ایمان، اساس ایمان و ایمانِ فعّال است. ایمانی که معجزه می‌کند. مذهب ادراکی نسبی است … و به طور خلاصه، یک فکر است. و آن دیگری {تعصّب} نوعی احساس است. آنچه در روی زمین تغییر کرده باورهای جزمی، داستان‌های ویشنو، اهورامزدا، ژوپیتر و عیسی مسیح است. امّا، آنچه هیچ‌گاه تغییر نکرده طلسم، فصول مقدّس، نذورات و غیره، و مسک برهمن‌ها، دراویش و رهبان‌هاست. کوتاه سخن آنکه، ایمان و نیاز به قرار گرفتن تحت حمایت نیروی ایمان، برتر از زندگی است.»

    و اینکه، کامنت‌های دوستان نشان می‌دهد همگی در حال قضاوت کردن هستند. زهرا اگر درباره‌ی آن گروه از زنان و دختران حرف می‌زند و درست و غلط را مشخص می‌کند از نظر خودش. دارد حرفش را می‌گوید، نظرش را می‌نویسد. «انار» یادداشتِ خوبی نوشته بود. باید احترام بگذاریم به دیدگاه‌های خودمان و دیگران. مثلن، من دلم نمی‌خواهد با دیگری بخوابم. گناه است. اشتباه است به زعم من. تو برو بخواب. خودت را هم خفه کن و هی بنویس درباره‌اش. دخلی به کسی ندارد. من هم، آزادم نظرم را بنویسم. عینهو تو. این ربط دادنِ داستان به فمنیست هم، هی یادِ بچه‌هایی می‌افتم که مطالعاتِ زنان می‌خوانند و عضو گروه‌های خشونت بر علیه زنان و این حرف‌ها و … بعد، حرکتِ مؤثر و جمعی و اعتراض‌گونه‌شان به شرایط فعلی، این است که با روسری‌های نخی رنگی حاضر می‌شوند سر کلاس و …

    بگذریم. هر کسی را به بهشت و جهنّم خودش می‌بَرند. امر به معروف و نهی از منکر را هم بگذاریم بر عهده‌ی فی/‌ترینگ و برادرانِ غیور نیروی انتظامی در طرح‌های امنیّت اجتماعی. خون‌ خودتان را کثیف نکنید.

  63. سامان ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۰۳ ق.ظ

    اصلا معلوم نیست که این یکی دو روزه کلی با هودر صحبت کردی و سرمشق گرفتی!!!

  64. سامان ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۰۴ ق.ظ

    وگرنه تو NED رو نمیدونستی خوردنیه یا پوشیدنیه!!! عجب!!! چه تصادفی

  65. مونا ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۱۸ ق.ظ

    سلام،

    بهتره تفاوت نظر را بر مبنای مذهبی و غیر مذهبی بودن نگدارید. حتما داستان سردار زارعی که خیلی هم مذهبی تشریف دارند رو فراموش نکرده اید. و بسیار مثالهای دیگر از اشخاص بی اخلاق مذهبی. من مذهبی نیستم ولی با این مسائل شدیدا مرزبندی دارم. اما برای هرکس دیگری هم حق انتخاب میگذارم چون این مقوله ای کاملا شخصی است. اگر هم کسی که ادعای مبارز بودن دارد زیاد در باره این چیز ها حرف بزند کمی توذوق زننده است.

  66. maryam ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۲۲ ق.ظ

    چه اشکالی داره آدم دنبال شریک زندگیش بگرده و پیداش کنه ؟زهرا جونم امیدوارم نا امید نشی و بالاخره شریک خوبی پیدا کنی عزیزم

  67. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۳۴ ق.ظ

    * به سامان:
    قبل از نوشتن هودر اصلا اون برنامه اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش رو یادتونه؟!! اونجا به طور کامل راجه به بنیادهای مثل ند و سورس و اینها توضیح داده بودید
    میتونین آرشیو همین وبلاگ رو بخونید محض اطلاع

    * به مونا: اینکه کسی به ایم مذهب کاری انجام میده و یا به اسم دین داره منافع شخصیش رو پیش میبره خللی در دین ایجاد نمی کنه بلکه فقط ثابت میکنه نحوه اجرای دین در جامعه مشکل داره.

  68. رضا ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۳۹ ق.ظ

    فکر کنم نظر اکثر آدمهایی که جواب دادند را احتمالا با خودت مخالف دیدی
    از این بابت واقعا خوشحالم به اینکه داریم از آسمانها پایین می آییم و به زمین رسیدم
    به نظر من همین جا باید دنبال عشق آزادی انتخاب بود تو ۱۴۰۰ سال پیش هیچ چیزی پیدا نمیشه و نشده , میوه های درخت تربیتی اسلام را ببینید و بعد قضاوت کنید

    راستی در مورد ضعف و … بنظر من شوهر مشکل شما را میتونه حل کنه باور ندارید بر اساس دینتان هر جور که این اجازه را بشما میدهد آنرا تجربه کنید (شماها که از هرکس دیگه ای سوراخ های این دین را بهتر بلدید , مطمئن هستم که میتونید اما مطمئن نیستم تجربه نکرده باشید در هر صورت بعنوان یه کمک به نوع بشر نتیجه را گزارش دهید حداقل یه کار مفیدی کرده اید )

  69. Zeynab ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۵۰ ق.ظ

    man fekr mikonam shomaa ziad *****jagh ***** mizani
    vaseye haminam ghandet miofteh paaeeen.

    movafagh baashi.
    yaa Zahra

  70. میم بنام ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۹:۱۲ ق.ظ

    بعضی ها ذاتا دوست دارند بازیچه باشند !
    NED دلش برای کی سوخته !؟ دموکراسی ؟؟ یعنی درک این واقعیت خیلی سخته که اهداف سیاسی و استعماری پشت این بنیاد و بنیاد ها و نهاد های مشابه هست ؟
    تاریخ که این رو نشون میده…اما چرا بعضی ها هنوز چشمشون را به واقعیت بستند…

  71. هاله ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۹:۱۵ ق.ظ

    سلام.

    البته زهرا جان در کشورهای متمدن دنیا اثبات بی‌گناهی وظیفه‌ی متهم نیست بلکه وظیفه‌ی اتهام‌زننده‌ست. یعنی اگر خود دادستان بیاد الان بگه فلانی آدم کشته بار اثبات بی‌گناهی بر دوش متهم نیست بلکه این دادستانه که باید ثابت کنه با مدرک که فلانی قاتله. (گرچه در مملکت ما دقیقا” برعکسه و متهم غالبا” یعنی مجرم! و همین برخورد به جامعه هم سرایت کرده).

    این‌ها یک سری توهمات و اراجیفه که آقای درخشان به سبک و سیاق آقای شریعتمدار کیهان‌الدوله توی نشریه‌ی اینترنتی‌اش می‌نویسه - انصافا” اگر بازگو می‌کنی قبلا” حداقل وجدان خودت رو راضی کن که این‌ها واقعیت یا حتی کوچک‌ترین ریشه‌ای در واقعیت داشته باشه. حالا دیگه ارجاع‌ات نمی‌دم به ایمان و مذهب و شستن گناه دیگری و لا اکراه فی‌ دین و این‌ها که اصولا” این به مذهب مربوط نمی‌شه و مسئله‌ی اخلاقیه.

    زهرا جان من قبل از ازدواج سه سال با همسرم زندگی کردم و نه نانجیب بودم و نه بی‌حیا و نه ناپاک‌دامن و الان هم سال‌های سال هست که عاشقانه با هم زندگی می‌کنیم و تنها انسانیت و مهربانی حاکم بر رابطه‌ ماست … چه طور می‌تونی این‌ قدر ساده و راحت قضاوت کنی؟ این‌ها با اون‌چه که باورهات می‌‌نویسی مغایرت داره عزیز من.

    به هر روی صدای هر طرف رو باید شنفت. من با انار موافق‌ام. از مسائل خیلی خصوصی زندگی‌ام به طور عادی نمی‌نویسم ولی اگر نیازی حس کنم حتما” این کار رو بدون هیچ نگرانی‌ای از قضاوت شدن می‌کنم.

    پیش‌نهاد می‌کنم به جای این‌که سریعا” جواب نظرهای مخالف رو بدی راجع‌ به همه‌شون فکر کنی و ببینی آیا خودت در جائی زیادی و نابه‌جا قضاوت نکردی. امیدوارم دوستان هم نظرهاشون رو محترمانه بگن، چه قدر جای تأسف‌ داره لحن و ادبیات بعضی از کامنت‌گزارها.

    موفق باشی.

  72. آبنوس ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۹:۱۶ ق.ظ

    واقعا باید تاسف خورد به حال ملتی که قدرت تحمل عقیده مخالف رو ندارند. من آدم مذهبی نیستم و شاید لامذهب باشم اما اینقدر عقلم میرسه که باید به مقدسات و عقاید سایرین احترام گذاشت و بجای نیش و طعنه زدن، اگر حرفی دارم خیلی رک و صریح ولی با توجه به احترام متقابل بگم…. تا وقتی که ما به این روش ادامه میدیم مطمئنا وضعمون بهتر از این که هست نخواهد بود…

  73. هاله ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۹:۲۲ ق.ظ

    این‌هم بگم که نمی‌شه به دیگری دیکته کرد چه بنویسه و چه ننویسه. تو اگر از خوندن در مورد امورات رخت‌خوابی یکی خوش‌ات نمی‌آد چاره‌اش یک کلیک روی اون ضربدر کنار صفحه‌ست و کلیک‌های بعدی هم در کار نخواهد بود چون یقینا” باید مازوخیست باشه آدم که برگرده و اون مدل نوشته‌ها رو دوباره بخونه. می‌گم حالا اگر صاحب اون نوشته بیاد بگه من با نوشته‌های تو که رنگ و بوی مذهب داره حال نمی‌کنم تو چی جواب‌شو می‌دی؟ بعضی‌ها به واقع از مذهب به همون شدت بدشون می‌آد که تو از به قول خودت بی‌نجابتی و بی‌حیایی! انصافا” چی به اون آدم معترض می‌گی؟ نمی‌گی به تو چه ربط داره من تو وب‌لاگ‌خودم می‌نویسم اگر دوست نداری بسم‌الله … راه باز!

  74. هاله ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۹:۲۸ ق.ظ

    از کامنت‌گزاران محترم تقاضا می‌کنم محترمانه حرف‌هاشون رو بزنن … خوب حالا گیرم اراجیف نوشتید و صاحب وب‌لاگ هم نظرخواهی رو بست تا بعد از بررسی منتشر کنه و دیگه حرف‌هاتون هم منتشر نشد … اون به‌تره؟ این‌که در خونه‌ رو براتون باز گذاشتن که تشریف بیارید داخل کارت بلانش نیست که از راه نرسیده عربده بکشید و چماق هوا کنید.

  75. Zeynab ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۹:۴۸ ق.ظ

    **************************************************************
    من ******حض********* میکنم, میبینم هنوزم دخترهایی مثل تو هستن

    باهات کاملا موافقم. آدم با خوندن اونجور وبلاگا یه جورایی میشه. من و تو هم از اونجور دخترا نیستیم که هرزگی کنیم. مجبوریم *******جلق********* بزنیم, قندمون میفته

    movafagh baashi
    yaaa Zahra
    **************************************************************

  76. مارال ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    این که یک نفر نظرش رو در وبلاگش گفته و ما موافق یا مخالف اومدیم و خوندیم و حالا داریم بحث می کنیم خیلی خوبه و به نظرم صحبت و بحث محترمانه و بدون فحش و تهمت(روی این دو تا تاکید خاص دارم)می تونه خیلی از ابهامات رو روشن کنه و حتی عقیده دارم این جور بحث ها استانه تحمل تک تک ما رو بالا می بره. و این حق رو برای زهرا محفوظ می دانم که در صورا بالا رفتن فحش ها کامنت دونی وبلاگش رو ببنده. من واقعا نمی دانم چرا بعضی از دوستان به فحش و بد و بیراه رو میارن؟ اگه قراره این مدلی بحث بکنیم و من شمای لا مذهب لائیک و یا هر چیز دیگه به یک نفر دیگه فقط به صرف مذهبی بودنش بدترین حرف ها رو بزنیم و به بدترین شکل و با بدترین ادبیات ممکن بحث بکنیم به نظرم باید اول از همه به خودمون شک بکنیم و قبل از کانت گذاشتن بریم فکر کنیم که اصلا به چی معترضیم؟ به اینکه طرف مذهبیه؟یا به اینکه داره براساس شنیده های خودش در مورد همه قضاوت می کنه و نظر میده؟
    ودر اخر به زهرای عزیز :گیرم که نویسندگان وبلاگهایی که تو به محتواشون معترضی از فعالان جنبش زنان و یا اصولا هر جنبش و حرکت دیگه ای باشن که من نمی دونم ولی عزیزم این چیزهایی که تو وبلاگشون می نویسن مربوط به زندگی خصوصی ا.نهاست و ربط منطقی به فعالیتهاشون نداره.و من نمی دونم چرا تو این دو تا شق رو در مقابل هم قرار میدی؟ به نظرم بحث عمذه در اینجا احترام به حریم خصوصی ادمهاست حتی اگر انچه در خونه اونها میگذره مورد تایید ما نباشه. اصلا تایید یا خوشایند من یا شما چه تاثیری تو زندگی ادمها داره؟ جز اینکه ذهن ما عادت می کنه براساس معیار های شخصی در مورد ادمها قضاوت بکنه. تو در مورد دیگران و زندگیشون خیلی بی پروا قضاوت و داوری می کنی و به سبک کیهان متهم می کنی و بعد ازشون می خوای از خودشون دفاع کنن!

  77. بهنام ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۱:۳۵ ق.ظ

    با نظراتتون موافقم ولی فقط یک نکته رو میخواستم بگم درباره مرز حریم خصوصی. این مرز بندی تا حد زیادی نسبت به شرایط فرهنگی خاصی تعریف شده و از فرهنگ به فرهنگ مرزبندی ها فرق میکنه. ظاهرا در صدر اسلام هم مرزبندی با آنچه ما امروز داریم هم فرق میکرد. شاهدش اینکه احادیثی نقل شده راجع به رفتار جن-سی حضرت محمد (ص) که در آنموقع اینکه همسرشون نقل کند که مثلا ایشان در یک مورد خاص بعد از خروج منی چگونه آن رو از جامه خویش پاک کردند توهین آمیز به شمار نمی آمد ولی همان روایت رو امروزه در ایران نمیشه گفت. نمونه دیگر روایت درباره زنی که از پیامبر سوالی پرسید درباره خواب شهوت آمیزی که آن زن دیده بود و باعث صدور مایعی شده بود. نمونه های دیگری هم هست. میخواستم این رو بگم که در خیلی موارد امروز مومنین صحبت کردن از چیزهایی رو ننگ میدونن که در صدر اسلام صحبت کردن ازشون طبیعی به شمار میومد. البته اینرو سرایت نمیدم به صحبتهایی که عملا جنبه پو / رن دارن و بیشتر در باره شهوت رانی هستند تا مطرح کردن مسایل شرعی. این مسایل نه دیروز مورد قبول بودند نه امروزه چنین هستند.

    و اما در جواب به آنهایی که میگویند فرق متعه با روابط غیر شرعی چیست خوب پاسخش اینه یکی را خداوند قبول دارد و آن یکی را قبول ندارد. مثل این هست که بپرسن فرق ازدواج دایم با اینکه شما با کسی بدون ازدواج زندگی کنید چیست. با انتخاب ازدواج (چه دایم چه موقت) شما به روابطتون شرعیت و یک جنبه روحانی و زیبایی بخشیده اید و اون رو از سطح صرفا زمینی و حیوانی به یک سطح بالاتری ارتقا داده اید.

  78. فصل سرد ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۱:۵۵ ق.ظ

    تو چرا اونجا که باید جواب بدی نمیدی و برعکس هر موقع که به نفعت باشه در جواب بعضی از مخالفها یه چیزی می پرونی…
    بابا ما هنوز منتظریم که در مورد مزایای صیغه که از دید شما مذهبی ها راهی برای ارضای امیال جنصی می باشد ما را ارشاد فرمایید .

  79. بهنام ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    شما قبلا نوشته بودید که اگر آقای جورج سوروس نگران حقوق بشر هست چرا نسبت به آمریکا اعتراضی نمیکند؟ اتفاقا سوروس به شدت از سیاست خارجی آمریکا انتقاد کرده و میکند. و حتا در روزنامه ها من جمله نیویوک تایمز آگهی یه اندازه یک صفحه تمام خرید که بشدت از خشونت طلبی جرج بوش انتقاد کرد. او رو نمیتوان و نباید معادل سازمانهای دولتی آمریکا دانست که به اسم دمکراسی و حقوق بشر میخوان سلطه آمریکا رو در جهان گسترش بدهند. اتفاقا سوروس پولهایی رو که در ایران خرج کرده بود همه اش با اجازه دولت جمهوری اسلامی بود.

    البته در اعترافات اجباری و قلابی که از متهمان در ایران پخش شد به این جزییات اشاره ای نشد. و راستی اگر اسفندیاری و سایرین چنانچه شما ابراز کردین جاسوس بودند چرا بدون محاکمه آزاد شدند؟ مگر جاسوسی و سعی بر براندازی نظام حداقل مستحق یک محاکمه نیست؟

    خوب اعتراف عباس عبدی رو یادتان میاد؟ بعدا گفت بهش گفته بودند شما اعتراف کن وگرنه فلان و فلانت میکنیم و اگر اعتراف کردی آزادت میکنیم. شما چرا اعترافات اجباری رو جدی میگرین؟ در هیچ سیستم حقوقی (من جمله در فقه اسلامی) اعترافی که به فشار و تهدید گرفته شده باشد ارزشی ندارد. در ایران متاسفانه اعترافات اجباری وسیله ای شده برای بهره برداری تبلیقاتی.

  80. تداعی ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۱۲ ب.ظ

    می خواستم در مورد ازدواج موقت صحبت کنم .

    در دین اسلام ازدواج موقت با بیان شرایطی مطرح شده که متاسفانه هیچ کس اون شرایط رو مطرح نمی کنن

    وفقط چسبیدن به همون قسمت اولش .

    اسلام برای ارضای میل جنسی ازدواج رو مطرح کرده واون هم ازدواج دائمه که در اون احساسات تداوم پیدا می

    کنه و آرامش معنا می گیره . فکر نکنم کسی با ازدواج دائم مشکلی داشته باشه و اما ازدواج موقت و مسئله چند

    همسری که یه عده آدم بدون اطلاع اینا رو چماق کردن وهی می کوبن تو مغز ما.

    هر کدوم از اونها مواردوشروطی داره که باید رعایت بشه و انجام دادن اون شرطها اصلا هم آسون نیست . این

    موضوع مثل قضیه ای می مونه که هست اما با وجود تعدادی فرض که بدون اون معنا پیدا نمی کنه . هرچند یه

    عده فریاد بزنن که اون قضیه درست هست ولی واقعیت اینه که با وجود اون فرض ها بله . درسته

    کاش فقط به خاطر عملکرد یه عده احمق که اومدن وکارهای خودشون رو به اسم اسلام جلو بردن با اسلام وخدا بد

    نشیم وعناد نورزیم به این چیزا . کسی می تونه موفق باشه که اینا رو از هم تمیز بده و همه چیز رو با هم قاطی نکنه .

  81. تداعی ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۱۳ ب.ظ

    کاش کسایی که اومدن اینجا وفریاد زدن که هر کس آزاده که افکار خودشو داشته باشه و آزادیمونو نگیرید یه کمی

    هم به آزادی ما احترام میذاشتن .من چادر میذارم فقط به خاطر اینکه راحتترم وکسی مزاحمم نمیشه . کسی حق

    نداره فقط به خاطر ظاهرم به من تو هین کنه .

    من یاد گرفتم افراد رو بدون توجه به ظاهرشون بشناسم واین افکار آدمها هست که اونا رو برام محترم می کنه

    کاش یه ذره آدمها هم همین جور در مورد من فکر می کردند.

    چند روز پیش داشتم تو خیابون راه می رفتم . یه خانومی بچه اش روبغل کرده بود وداشت باهاش شوخی می کرد

    من زل زده بودم بهشون واز این حس مادر وفرزندی داشتم لذت می بردم که خانومه چشمش افتاد به من اخم کرد ،

    سرش رو انداخت پایین وسریع از کنارم رد شد . به نظر شما آزادی من تا مین شد؟؟؟

    مگه من چی کار کرده بودم ؟ کاش فرهنگ ما ایرانی ها اینقدر بالا بره که فارغ از قیافه وپوشش ودین بتونیم با هم

    زندگی کنیم وهیچ کس به دیگری تو هین نکنه فقط به صرف اینکه چادر گذاشته یا انسان مذهبی ای هست .

    یا به صرف اینکه دین من رو نداره و اون حجابی رو که من قبول دارم رو نمی پذیره

  82. سیا ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۱۷ ب.ظ

    اولاف پالمه یکی از نخست وزیران سوئد بود که در هه هشتاد میلادی در یکی از خیابانهای مرکزی شهر استکهلم به قتل رسید. هنوز هم در مورد اینکه قاتل وی چه کسی بوده است توافق نظری وجود ندارد. اولوف پالمه یکی از افرادی بود که در اوایل هفتاد میلادی دولت آمریکا را به علت حضورش در ویتنام شیطان خواند و پیش از مرگش در دوران جنگ ایران و عراق فعالیتهای صلح طلبانه ای رو انجام داد و همیشه به مورد حمله قرار گرفتن ایران تاکید کرد.
    بنیاد اولوف پالمه پیش از این همه جوایزی رو توزیع کرده است به عنوان مثال این جایزه به گروه ـ هیچ انسانی غیر قانونی نیست ـ داده شده است. این گروه برای احقاق حقوق مهاجرانی که به طور غیر قانونی در سوئد زندگی میکنند فعالیت میکند.
    برای اطلاعات بیشتر میتونید به سایت این بنیاد مراجعه کنید
    http://www.palmefonden.se/index.php?page=31

    در ضمن تا مدتی پیش حرف از این بود که راه انتقال جایزه نقدی این بنیاد که هفتاد و پنج هزار دلار است به پروین اردلان از طرف ایران بسته شده است. من این مورد رو از منابع رسمی نشنیده ام و نمیدونم چقدر قابل اطمینان است.

  83. یک نفر ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۳۰ ب.ظ

    من فقط یه بخش دوم رو میخوام جواب بدم. شما که به قول خودتون هیچوقت فمینیست نبودید و تو هیچ سازمان حقوق زنانی ها نبودید ازکجا میدون این سازمانها نمیدونن از کی باید پول بگیرن از کی نه. شما هم حرفهای یک مرد رو به نام حسین درخشان که میخواد به این جنبشها ضربه بزنه باور کردید و اون رو تکرار میکنید. البته ایشون هم زحمت شما رو بی پاسخ نگذاشتن و با گذاشتن لینک این مطلب در وبلاگشون مراتب قدردانی رو به جا اوردن.

  84. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱:۵۰ ب.ظ

    به یک نفر:
    راستش من میخواستم این بحثو تموم کنم! ظاهرا نمیشه
    خلاصه کنم ارجاع تون میدم به همون وبلاگی که توی متن اسم بردم ولی به دلیل جلوگیری از فیلتر نشدن نمیخوام آدرس کاملش رو بنویسم.

  85. آتش ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۲:۱۳ ب.ظ

    من اون نظر قبلی ام رو با لحن خوش و معمولی نوشتم چون فکر کردم این صرفا نوشته ی یه دختر معمولی یه که از دیدن این که دنیایی که توش زندگی می کنه با طرز فکری که باهاش بزرگ شده نمی خونه به شگفت اومده. ولی حالا که می خونم و می بینم که از جنگل شدن جامعه حرف می زنی و انگار می خوای معیارهای اخلاقی خودت رو بر دیگران تحمیل کنی متآسف می شم.

    آخه یکی نیست بگه به تو چه مربوطه که می خوای تو طرز زندگی دیگران دخالت کنی؟ تو یه شوهر می خوای و یه زندگی خانوادگی - خوب برو هر گلی که می خوای بزنی به سر خودت بزن. به تو چه مربوط که یکی دیگه چطور می خواد زندگی کنه، همون طور که به دیگری ربطی نداره تو می خوای چطور زندگی کنی. همون امثال شما هستید که هر جامعه ای رو به لجن می کشید.

    اگه زن من بودی طبق همون طرز فکری که داری بیچاره ات می کردم. تو که به خدا و پیامبر اعتقاد داری به اجازه ی چهار زن داشتن در اسلام هم باید اعتقاد داشته باشی نه؟ یا بدون این که بفهمی چند تا زن دیگه صیغه می کردم حالت رو می گرفتم. امثال شما ارزش بیش از این رو هم ندارید.

  86. یک زن ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۲:۲۳ ب.ظ

    آتش جان عزیز من تند نرو ایست
    با طرز فکر احمقانه ای که داری هیچ کس به تو زن اول رو هم نمیده چه برسه به سومی یا چهارمی

    ضمنا بنا هم نیست این خانم زن شما بشه که اگه میخواست زن امثال تو بشه تا حالا شوهر کرده بود حتما و یا پارتنری داشت

    به عنوان دختری که مدل فکریش مثل زهراست باید بگم زهی خیال باطل. به همین خیال باش که دخترهای باهوش و المپیادی دانشگاه های مطرح کشور که توی بهترین سطوح اجتماعی دارن (در سطح وزارتخانه) فعالیت می کنن و در همین حین نجابت و ایمانشون رو حفظ کردن بدن به احمق یه لا قبا و بی سروپایی مثل تو

    شتر در خواب بیند پنبه دانه

  87. یک زن ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۲:۲۸ ب.ظ

    ضمنا تو میتونی برای خودت خیال پردازی کنی که ۴ تا زن گرفتی و داری از همه انتقام میگیری. اشکالی نداره عزیزم. آرزو بر جوانان عیب نیست

    از نویسنده وبلاگ عذرخواهی میکنم که ما رو دعوت به آرامش کرده بود. با وجود ابلهان بیمغز هم مگه میشه با آرامش بحث کرد؟

  88. خرس قهوه ای ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۳:۲۲ ب.ظ

    به هیچ جای این بحث کاری ندارم! من از جسارتت خوشم اومد که اومدی وسط و به افتضاح کشیده شدن دین و اسلام رو به روت آوردی! خیلی چیزا به اسم روشنفکری داره می گنده!

  89. بهنام (درباره مبحث شیرین صیغه!) ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۳:۳۸ ب.ظ

    نه ازدواج دایم همیشه سالم و کامل بر طبق مساوات هست نه ازدواج موقت همیشه تحقیر آمیز.

    ازدواج دایم هم اگر آدمش آدم خوبی نباشه خیلی راحت میتونه به زورگویی و استثمار و تحقیر بینجامه. ولی اگر این رخ داد این رو نباید به حساب ذات ازدواچ گذاشت.

    و اما ازدواح موقت هم همیشه خوب یا بد نیست بلکه آن است که تو ساختیش.

    ازدواچ موقت رابطه صرفا زمینی رو میتونه ارتقا بده به یک سطح بالاتر با یک جنبه روحانی و آسمانی. شعایر مخصوص ازدواج (که مثلا شامل یک هدیه میشه یعنی “مهر”) میتونه بعد زیبا و رومانتیکی داشته باشه گذشته از این که به روابط جنبه شرعی میده. و اگر یک آدم مذهبی هستی فراموش نکن که بعد از عقد چند رکعتی نماز بخونی به شکرانه همسر نازنینی که حداقل در قسمتی از زندگیت همراه و غمخوار تو شده.

    این زیبا تر و پاکتر هست یا اینکه دو نفر با هم بخوابن بدون اجرای هیچ گونه شعایر و رسم و رسوم و مقدمه؟

    به هر حال فرهنگ ما زمینه هایی برای روابط مرد و زن فراهم کرده ولی میبینیم که خیلی ها روز والنتاین رو راحت قبول میکنن با اینکه حتی بیست سال پیش تو کشورمون اثری ازش نبود و در عین حال به رسوم دیرینه فرهنگ و مرام و مسلک خودشون پشت پا میزنن.

  90. ابراهیم ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۵:۰۱ ب.ظ

    سلام خانم مذهبی
    اگر میتونستی . این تاریخ وبلاگت رو عوض میکردی . و از آوریل و آگوست و ژان وان ژان
    به شمسی خورشید نشان تبدیل میکردی خیلی خوب میشد .
    وقتی تاریخ آگوست میشه . یه حس دوری از تاریخ خودی رو احساس میکنم . البته ممکنه من اشتباه کنم . و خیلی شمسی( تاریخ منظورمه ) دوست هستم .
    بهر حال این هم نظر منه .
    حالم از هر چی آگوست ه بهم میخوره . وقتی ایرانی تاریخش رو با متر خارجی حساب میکنه .

  91. نگار ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۶:۱۴ ب.ظ

    با خوندن نوشتت یاد دوران دانشجوییم و دختر بسیجی های احمق ، عقده ای و کثیف دانشگاه افتادم .

  92. Zeynab ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۷:۱۹ ب.ظ

    ***********************************************************
    khaanoom mohandes *******bahoosh********
    http://www.zahra-hb.com/2006/12/26/5-notes-you-dont-know
    ************************************************************

  93. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۲۴ ب.ظ

    شما جواب همه رو دادین الا من. من همچنان میخوام نظر شما رو در مورد صیغه بدونم

  94. مهدی خطاب به علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۸:۴۰ ب.ظ

    علی جان نظر زهرا رو نمیدونم مثبته یا منفی

    ولی ظاهرا تو نظرت راجع به صیغه مثبته چون چند بار تاکید کردی روش

    اگه درست فهمیدم لطفا خواهر و مادرت رو برای صیغه کردن با من آماده کن. لطفا هردوتاشونم بیار با هردوشون کار دارم.
    اگه زنت هم آزاده اونم بیاری سه تایی بیشتر واسم خوش میگذره. تشکر که اینقدر خوبی و روشنفکری و اپن ماینددی

  95. khodam ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۹:۵۶ ب.ظ

    boro baba bi savade omol…to dige kheili parti az donya….bokharate paiin zade bala khanoom jan

  96. خودم! ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۰:۲۲ ب.ظ

    سلام!
    حس می کنم خیلی انرژی رو این نوشته ها گذاشتی! از من به تو نصیحت: همونطوری که وبلاگشتان جای نوشتن خاطرات شکمی و زیر شکمی نیست، جای تبلیغ دین به این روشی که تو در پیش گرفتی هم نیست! من هم به عبارتی مذهبی ام، می فهمم دردت رو، می فهمم حرفت رو ولی برداشتم از نوشته ات یک جور خودخواهی و خودپسندیه! یه کمی تعصبت رو کم کن و با چشم بازتر به آدم های اطرافت و شرایطی که توش بزرگ شدن و زندگی می کنن هم توجه کن. دین رو من و امثال تو باید به دیگران با قشنگی واقعی اش نشون بدیم نه اینکه تند و عصبانی جوری حق به جانب بنویسیم که ذره ای هم علاقه که ممکنه ته دلشون وجود داره رو هم نابود کنیم.
    در ضمن دختر خوب: لا اله الا الله! درسته. یهنی خدایی جز خدای یکتا نیست. عبارتی که تو نوشتی یعنی خدایی به سوی خدا نیست!!

  97. حمید ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۱:۵۰ ب.ظ

    ببین امل خانوم، عقاید شخصی احمقانه‌ی عهد دایناسوری تو تا وقتی محترمه که عقاید شخصیت باشه ولی وقتی با اون عقاید شخصیت چوب برمیداری و میفتی به جون این و اون و براشون حکم قطعی صادر می‌کنی و می‌بری و می‌دوزی و راساً تصمیم می‌گیری که کی باید چی بگه و کی چی نگه و درباره عقاید و رفتار شخصی دیگران هی اظهار فضله می‌کنی و اه اه و پیف پیف می‌کنی دیگه اون‌ها از عقاید شخصی و اعتقادات درونی ابلهانه تو خارج شده و یه مساله عمومیه. توی یه مساله عمومی هم تو غلط می‌کنی وقتی تو چیزی درک و فهم و شعور به اندازه کافی نداری دخالت بیجا می‌کنی. به تو چه که کسی از محتویات شورتش نوشته یا ننوشته؟ مگه کسی درباره شورت تو حرف می‌زنه که تو به خودت اجازه می‌دی درباره شورت دیگران دخالت کنی؟ املی که املی واسه خودت هر دایناسوری می‌خوای باش ولی به صرف دایناسور بودن این مجوز رو نداری که برای دیگران هم تعیین تکلیف کنی یا به خیال خودت نهی از منکر و امر به معروفشون کنی!

  98. leila ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۱:۱۰ ق.ظ

    be nazare man ke vaghean kootah fekri va too khabo khial to bechasb be hamoon mazhabo negarane bekaratet bash lotfan jang ro bikhial sho.

  99. آتش ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۱:۳۳ ق.ظ

    در جواب به “یک زن” باید بگم دین خودتون این اجازه رو می ده که یه مرد در آن واحد با چند زن صیغه باشه. حالا که ادای دین دار ها رو در می یارید بهتره پای دین و ایمان تون بمونید - نه این که به هر بخشی اش رو که می پسندید عمل کنید. در مورد شخص من هم من اصلا ادعایی از خودم نیومدم که شما این جوری ادعا می یاین. بابا کشتید منو با این لفظ “دخترهای المپیادی دانش گاه مطرح کشور در سطح وزارت خونه”. بابا کشتید منو با اون کشوری که هر کاری کردم تا از همون دانشگاه های مطرحی که می گید فرار کردم! مطمئن باش من هم اون قدر اوصاف از خودم دارم که امثال شماها رو خر کنم. پس بهتره در آینده خیل به شوهرهاتون اعتماد نکنید.

  100. پویا ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۲:۲۳ ق.ظ

    اساسا تو با کامنت آخری کهDoes it matter!گذاشت( اگه یه مقداری اون تصلب مذهبی که طبیعی هم هست که داشته باشی اجازه بده)میتونی به عمق اشتباه تو نگاهت پی ببری که امیدوارم پی ببری،البته این خیلی قشنگه که تو فکر میکنی داری با تمام وجود از ارزشت دفاع میکنی ولی ارزش وقتی ارزشه که تا آخر بتونی ازش دفاع کنی نه اینکه یه جا ولش کنی بپری حواشی رو بچسبی،اینکه تو اطلاعاتت در مورد جنبش زنان از ۴ تا بلاگ معلوم الحال مثل س طلا بدست اومده خیلی برام عجیبه چون س طلا یکی از سکسی نویس ترین بلاگرایی که من تا حالا ازشون خوندم و این جای سوال که شما چرا اینقدر دنبال می کنی مطالب ایشون رو!! از طرفی خودت رو درگیر هودر نکن چون اساسا در آینده ی نزدیک دچار مشکلات اساسی خواهی شد.امید وارم بتونی مسایل رو از هم تفکیک کنی و همه رو بهم ربط ندی چون تنفری که یهودیا از علی دارن یا عشقی که شیعه ها به علی دارن هیچ چیزی رو به علی کم یا زیاد نمی کنه بلکه اینها فقط ایده و عقیده ی افراده.جنبش زنان چیزی نیست که حتی نیاز به رهبر داشته باشه چون یه حرکت خود جوشه،من برات متاسفم که تو به عنوان یک زن فریاد میکنی که فمینیست نیستی اگه یمقدار به حقوق انسانی خودت مشرف باشی میتونی به این شعور برسی که به اسم مذهب حقوق انسانیه تو رو گروگان گرفتن و جنبش زنان داره بیشترین خدمتو به همون مذهبی میکنه که تو سنگشو به سینه میزنی.پراکه مذهب بدون پیروانش هیچه و اینطوری که داره پیش میره من فکر میکنمت مذهبت بد جوری در معرض خطره!!!همونطوری که خودت گفتی نه تو قرار به راه راست هدایت کنی نه من،فقط خدمتی به تو کردیم که از این به بعد رو محیط و اطرافت بیشتر از قبل فکر کنی و با شمشیر مذهبت سر این و اون رو براحتی نبری

  101. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۳:۱۴ ق.ظ

    یک سوال از کسانی که درستی ادعاهای