وبلاگستان بی دین و ایمون!!!!

* تکمیل: من برای این پست یک پست تکمیلی نوشتم: توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!! امیدوارم که سوء تفاهم ها رو رفع کنه. مرسی 

* من چهره‌ای دیده‌ام که هزار رو داشت،
و چهره‌ای که یک رو بیشتر نداشت، 
گویی در قالبی ریخته باشند.
من چهره‌ای دیده‌ام که از ورای تابشِ رویَش زشتیِ زیرش را شناخته‌ام،
و چهره‌ای که باید تابشِ رویَش را بر‌ می‌داشتم تا زیباییِ زیرش را دریابم.
من چهره پیری دیده‌ام پوشیده از خطِ هیچ، 
و چهره صافی که همه چیز بر آن حک شده بود.
من چهره‌ها را می‌شناسم، 
زیرا که از ورای پارچه‌ای که چشمان خودم می‌بافد، می‌بینم 
و به حقیقتِ زیرین می‌رسم.
(جبران خلیل جبران)
 
* یعنی جدی جدی ها اینترنت و وبلاگستان به همین بی دین و ایمونی ای هست که نشون میده؟؟
خیلی دلم میخواد این مطلب رو گسترش بدم!!! اما از الان میتونم حدس بزنم چه کامنتا و فحشهای از طرف برخی آدمها و فمنیستها و به اصطلاح روشنفکرها دریافت خواهم کرد!!! لابد میخوای مظلوم نمایی کنی! میخوای بگی من نجیبم و هزار جور قضاوت بیمورد دیگه!!! اما به درک من واقعا نتونستم ساکت باشم!!!
یه چیزی این روزها توی این وبلاگستان مد شده و اونم اینکه تمامی فمنیستهای (!) وبلاگستان شروع کردن به تقلید از همدیگه در راستای نوشتن از روابط خصوصی شون با دوست پسر و یا پارتنر محترمشون و در این راه هر کدوم سعی دارن از بقیه عقب نیفتن و اگه خاطره ای حرفی حدیثی چیزی از مراسم قبل و حین و بعد از روابط جنثی شون در سالهای اخیر و سالهای آتی که یادشون اومد حتما قید کنن!!!
حالا اصلا بماند برای من اصلا مهم نیست! فقط حرصم از این میگیره که حالا به باقی ملت چه ربطی داره شما داری با دوست پسرت چه غلطی می کنی؟!! این مسئله جزیی از حریم خصوصی شماست و باید خصوصی هم بمونه! حالا مثلا نوشتن ازش یعنی که چی؟! چیو میخواید ثابت کنید؟!!!!!!!!!!!!!!! میخواید بگین خیلی روشنفکرید؟!!! و یا خیلی فمنیستید؟!! و یا خیلی زن سالارید؟!!! و یا اینطوری میخواین برابری خودتون رو با مردان ثابت کنید؟!!!
همین جا هم بگم که من با آقایونی که هم که راجع به این مزخرفات مینویسن هم مخالفم! اساسا به نظرم تولید چنین محتواهای مبتذلی واقعا نشان از بیکاری و حماقت و حتی در بیشتر موارد عقده های نویسنده داره!

* نکته مهمتر برای من واقعا تفاوت دیدگاهها و عملهاست!!! من میخوام به عنوان یک دختر مذهبی از دیدگاه مذهبی به این قضیه نگاه کنم و فقط تاسف بخورم! یعنی خداییش پیدا میشه یه دختر جوون و یا پسر جوون توی این وبلاگستان که فکر کنه این کار واقعا گناه کبیره است؟!!! یعنی جدی جدی از نظر همه شماها این کارا توجیه شده است؟!!! از نظر دینی و شرعی و حتی عرفی؟!! منظورم از این کار یعنی رابطه جنصی با نامحرم؟!!! هیچ کدومتون از خوندن این نوشته ها متاثر نمی شید؟! نارحت نمی شید؟! حالتون بد نمیشه؟!!
حالا فکر نکنین ما ۸۰ سالمونه و اینقدر متعجب شدیم! بابا اینا اکثر اینها سنن توی مایه های ۶۶ به اونور هستند! یعنی ماکزیمم اختلاف سنی بین ماها (متوسط خودمون و خوانندگان وبلاگ رو در نظر بگیریم) دیگه فوقش میشه ۴ و یا ۵ سال! یعنی این ۴-۵ سال اینقدر تاثیر گذار بوده؟!!!
اصلا بحث فراهم بودن موقعیت و این حرفا هم نیست! مسئله به کنترل فردی و ایمان و تربیت طرف بر میگرده!
اینا به چی فکر می کنن که اینقدر سرخوشن؟!! فقط همین حال و لذتهای مادی حال؟! یعنی دیگه نه حساب کتابی داریم و نه آخرتی و نه لابد خدایی؟!!! یعنی پدر و مادراشونم مثل خودشونن؟! اصلا خونواده هاشون باخبرن؟!! اینها چطوری بار اول شروع کردن و خودشون رو راضی کردن؟!! منظورشون از این روابط از هم گسیخته چیه؟! میخوان به کجا برسن که هر لحظه با یکین و سریع هم رابطشون به جاهای باریک ختم میشه و بعد بهم میخوره و یه متن غمگین میذارن توی وبلاگشون و دفعه بعد با نفر بعدی و به همین ترتیب؟!!!!!!!!!!
چقدرم راحت میان جار میزنن! حتی از خصوصی ترین مراحلش!!! خیلی از اینا رو من می شناسم و حتی دیدمشون! جالب اینجاست که این مسئله اصلا بینشون موروثیه! یعنی بعضیهاشون قبلا با دوست پسر اون یکی بودن و حالا بهم زدن و شایدم خسته شدن رفتن سراغ یکی دیگه و …
واقعا مسخره است و تا حد زیادی به نظرم عجیب و غریب و تاسف بار میاد!!!
برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟! که اینهمه فساد پنهان و آشکار توش هست!!!

* اصلا کسی هست که با من موافق باشه و دغدغه هاش اینطوری باشن؟!!!

* تکمیل: من برای این پست یک پست تکمیلی نوشتم: توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!! امیدوارم که سوء تفاهم ها رو رفع کنه:
http://www.zahra-hb.com/2008/04/15/a-description-for-irreligious-weblogers-post/
مرسی

۲۴۵ نظر

  1. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۰ ب.ظ

    اره معلوم شد فقط خودم با خودم موافقم
    :دی

  2. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۱ ب.ظ

    البته آدم‌های مختلف، انگیزه‌ها و پیش‌زمینه‌های مختلف دارن! شاید تعداد کمی باشن که به طور آگاهانه قصد تابوشکنی داشته باشن و به زعم خودشون سعی در اصلاح اخلاق جنسی جامعه… بخش عمده، بچه‌هایی هستن که تنها به لحاظ سنی بچه نیستن! دین‌دار بودن یا نبودن بچه هم یکسانه! اون فقط می‌خواد تجربه کنه و این‌ تجربه‌ها هم به لحاظ غریزی براش کشش داره. مرجعی برای آگاهی و بزرگ کردن (فکری) این بچه‌ها هم وجود نداره… اونوقت شما چه انتظاری دارید!؟ احتمالا در آخر اون “جامعه اسلامی” رو به عنوان شوخی مطرح کردید که اخم خودتون و بقیه باز بشه! نه!؟

  3. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۲ ب.ظ

    اگه فقط یه دقیقه صبر می‌کردی،‌ می‌دیدی که من هم تقریبا باهات موافقم! تقریبا!

  4. حامد ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۸ ب.ظ

    این هم یک مدیه واسیه خودش.میگذره ولی من فکر کنم مد بعدی روایت همجنسبازی باشه. به نظر من فضای وبلاگستان (به نمایندگی از جامعه ما) در حال کنار اومدن با این مسأله است که به تمام دنیا و البته مسئولین نشون بده ما در ایران نه تنها همجنسگرا نداریم! بلکه از اون استقبال گسترده می‌کنیم! میگید نه منتظر بمونید حالا!

  5. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    خواجه‌ی شیراز هم در همین مورد می‌فرمان: آن گل که هر دم در دست بادیست / گو شرم بادش از عندلیبان!

    نمی‌دونم اون نوشته چی بوده که انقدر روت اثر گذاشته باعث شده یهو بترکه ولی پست خیلی باحالی بود! احتمالا موجی از نظرها رو در وبلاگستان فارسی به راه می‌ندازه؛ و البته تو هم در آخر به شهادت خواهی رسید. اون تیکه‌ی “برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟! که اینهمه فساد پنهان و آشکار توش هست!!!” خیلی باحال بود؛
    و البته الان فریاد “الا ای پیر فرزانه، مکن منعم ز پیمانه”ها بلند می‌شه.

    احتمالا اولین و آخرین نفریم که باهات موافقم، البته با این تصبره که آداب زیستن در وبلاگستان رو نباید با اون جامعه‌ی اسلامی‌ت خلط کرد! تو خیلی راحت می‌تونی به وبلاگ اون سر نزنی و اون مثال معروف کشتی دیگه تویه وبلاگستان صدق نمی‌کنه؛ شاید بحث کردن در مورد جنبه‌های روانی این نوشتن‌ها (منظور به طور کلی نوشتن است، بحثی در مورد ارزش این کار و درستی و نادرستی‌شون ندارم) و برداشت مخاطبین از اون‌ها و یک پژوهش جامعه شناسانه هم کار بسیار جالبی باشه؛

    ممنون؛

  6. کیوان ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۰۴ ب.ظ

    نوشته ات جالب و شجاعانه بود. چون خودت بهتر از من می دونی که اصلا این طرز فکر و حرف زدن از خدا و گناه و نامحرم و این حرفها تو وبلاگستان چقدر مهجوره و نویسنده چه جور برچسب هایی می خوره. البته که وبلاگستان یک مشت و نمونه ی خروار اصلی یعنی جامعه است که متاسفانه خیلی وقته حرکت خودش به سمت قهقرا و بی هویتی رو شروع کرده و داره با سرعت زیاد پیش می ره.
    این خانم های به اصطلاح فمینیست چند وقته که این نگرانی مهم و حیاتی بهشون سرایت کرده که نکنه روایت های موجود از صکص در جامعه، روایتی مردانه باقی بمانه و آنچه زنان از صکص تجربه می کنند مکتوم و مخفی بمونه.
    حالا اصل مزخرف بودن این موضوع به کنار (حالا مثلا روایت زنانه صکص چه دردی از این جامعه دوا می کنه!)، اینها دارند طوری روایت هاشون رو می نویسند که انگار تو مسابقه «کی تا حالا با مردای بیشتری خوابیده» شرکت کردن!
    البته خیلی هم ایرادی به اونها وارد نیست (منظورم سرکردگان و فمینیستهای معروفه) چون اونها با چند تا مفروض فکری و ذهنی این کار رو انجام می دهند:
    ۱- مسلمان نیستند.
    ۲- بر اساس حقوق بشر (همون تعریف غربی از حقوق بشر) هر انسانی حق کنترل بر بدن خودش (یعنی با هر کی خواست بخوابه، بتونه) رو داره.
    ۳- اونها معتقد به حقوق بشرند.
    ۴- در جامعه هیچ دین و هنجار برگرفته از دین نباید به کسی تحمیل بشه (یعنی جامعه حق نداره سکص خارج از ازدواج رو ممنوع کنه).

    ولی من دلم به حال بدبختایی می سوزه که هنوز ته دلشون و قلبشون ایمان دارند و مسلمون هستند، ولی به خاطر این که از قافله عقب نمونند و بهشون نگند امل، دارند با سر می رند تو این چاه.

    حرف زیاده که اینجا جای گفتنش نیست.
    خدا عاقبت ما و جامعه مون رو به خیر کنه.

    خواننده همیشگی نوشته هات
    کیوان

  7. معصومه ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۱۶ ب.ظ

    خوب یکم صبر میکردی موافقا دستاشونو ببرن بالا !!
    منم موافقم :)

  8. جواد ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۲۲ ب.ظ

    در مورد اینان دین و ایمان مطرح نیست ، چرا که در حرف، عقل را ملاک قرار می دهند و در عمل، احساس . اینها به زعم خود می خواهند زنانگی خود را ثابت کنند و خود برای خود تصمیم بگیرند ، گاه عزم صحبت وسیع از بکارت می کنند و آن را در حد یک تکه بافت عادی متنزل می کنند تا چیزی را که خود از کف داده اند بی ارزش جلوه دهند، و نقص خود را کمال، و اکنون نیز برتری خود را در این می بینند که عشق های ساعتی خود را مایه ی مباهات قرار دهند و در آن فخر جویند. خود نمی دانند که این زنانگی نیست و …
    خوشحال شدم که کسی پیدا شد و نسبت به این حماقت موضع گرفت ، اگر چه نه از طرف قربانیان اصلی، مردان، که آنان گرم لذت بردن از محتوای ضد عرفی و اخلاقی ای اند، که امکان شنیدن آن در جامعه ی واقعی کم است . ای کاش بفهمند که بازیچه قرار گرفته اند .

  9. محمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۳۲ ب.ظ

    من رو یاد اون قدیم ها انداختی که یخاطر آموخته های مدرسه و جامعه ی چشم و گوش بسته ای که درش بودم ، همین اعتقادات رو داشتم. یه جورایی اینجا بوی کیهان میاد!

  10. فرشاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۰۵ ق.ظ

    پس شما تو این جامعه چیکار می‌کنین؟ یعنی تازه متوجه شدین :) و به فساد آشکار در جامعه از طریق خوندن این وبلاگ‌ها - پی بردین؟
    خیلی عجیبه؟
    من امروز از طریق وبلاگ آق بهمن چندتایی‌ش رو دیدم به نظرم با داستانهای سک۳۰ خیلی فرق داشت و برای من جالب و قابل تامل بود و هیچ نکته غیر اخلاقی یا تهییج کننده نداشت.
    چه اشکالی دارد واقعاً؟
    بعد گفتید در جامعه اسلامی… ؟ که کلی خندیدم.

  11. فرشاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۰۸ ق.ظ

    جالبه کامنتهای اینجا رو هم من رو یاد ستون با خواانندگان روزنامه کیهان می‌ندازه :)

  12. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۰۹ ق.ظ

    من موافقم یعنی بدفرم موافقم راستش یه زمانی خیلی از این جو عذاب میکشیدم ولی یه جورایی دیدم اینا بازخورد فشارهای جامعه است دیگه از دست رفتن این مدل آدما بخصوص اونایی که علاوه بر این مسائلی که گفتی مینویسن خیلی محکم و قاطع میان میگن که خدا و پیغمبر وفلسفه خلقت و این حرفا دروغی بیش نبوده و ملت برین حالشو ببرین!

  13. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    حالا نکته جالبش این جاست که این تریپ وبلاگها و آدما میان میگن که ما داریم تابو شکنی میکنیم و تازه یاد بقیه هم میدن که سعی کنین اینجوری باشین که سعادت دنیا و آخرت رو خریدین!!! یارو اصلا فرق حریم خصوصی و عمومی رو نمیفهمه واسه ملت از روشنفکریش دم میزنه من که مدتهاست بیخیال شدم ببینییم به کجا میرسن این جماعت

  14. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۵ ق.ظ

    نگاه تو رو خدا تا میای بگی بابا خدایی هم هست بهت میچسبوننن که روزنامه کیهانی هستی !!! کلا این ملت ما حد وسط تو کارش نیست یا باید از این ور بوم بیفته یا از اون ور بوم اگه این وسط بخوای هوار بکشی بهت میچسبونن به یه طرف تمایل داری رو نمیکنی

  15. سید مصطفی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۳۳ ق.ظ

    سلام،

    حالا شما خیلی خودتون رو ناراحت نکنید، من هم دستم رو می برم بالا!

  16. مجید ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۲ ق.ظ

    من با نظر شما مخالفم. در مورد طعنه‌های شما به فمنیست‌ها کاری ندارم. اما در مورد این که چرا این قدر متعجب شده‌ای که سایر مردم پیرو دین شما نیستند باید بگویم که این دید شما خیلی دگم‌اندیشی است. شما انتخاب کرده‌اید که مذهبی باشید. خوش به حال‌تان. بقیه انتخاب کرده‌اند که مذهبی نباشند. خوش به حال‌شان. فقط شما نیستید که حق انتخاب داشتید که مذهبی بشوید. بقیه هم حق انتخاب داشتند که مذهبی نشوند. پیروی درست از امام‌تان کنید و هر چه را برای خودتان نمی‌پسندید برای دیگران هم مپسندید. مطمئنم که شما نمی‌پسندید که کسی برای شما تکلیف تعیین کند که چرا مذهبی شده‌اید. شما هم برای بقیه تعیین تکلیف نکنید که چرا مذهبی نیستند.

    در ضمن من نوعی که مذهبی نیستم، شاید با سال‌ها مطالعه به این نتیجه رسیده باشم. شاید مطالعه من از دین شما بیشتر خود شما باشد. فکر می‌کنید مذهبی نبودن فقط از روی غفلت است؟ ذره‌ای به مخیله‌تان خطور نمی‌کند که شاید مذهبی بودن شما از روی تقلید و بدون تعمق بوده باشد؟

    شما با معیارهای دینی خودتان رابطه جنسی آزاد را «فساد» می‌دانید. برچسب زدن به دیگران کار راحتی است. من هم می‌توانم به افراد مذهبی برچسب دنباله‌روی گوسفندوار بزنم که دین افیون‌شان است و منشأ «فساد». آن موقع شما می‌پسندید؟

    باز هم تکرار می‌کنم که اگر همان یک دستور مذهبی امام‌تان را رعایت می‌کردید دید خیلی بازتری می‌داشتید.

  17. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۴ ق.ظ

    اولا من اگر خوبم اگر بد تو برو خود را باش…

    دوما عذر خواهی میکنم که همه شعور این رو ندارن که قد شما به معیارهای جامعه اسلامی وفادار باشن…عذر خواهی میکنم که همه سعادت این رو ندارن که مثل شما مذهبی باشن و یا عذر خواهی میکنم که همه مثل شما خوب و گل و ماه نیستن که عقده نداشته باشن و تو وبلاگاشون هم داد نزنن عقده هاشون رو…

    سوما هر کدوم این ادما که میبینین با شما فرق دارن مطمین باشین از بودن تو جامعه اسلامی شما و بودن کنار ادم های مذهبی مثل شما متنفرن و ناراضی ولی چه میشه کرد…

    و در اخر: زهرا خانم خدا و بهشت و دنیا و اخرت و همه خوبی ها و ثواب ها و… همه و همه مال شما…میشه شما و امثال شما دست از سر ما بردارید؟

  18. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۴۶ ق.ظ

    هنوز خیلی مونده بفهمی فمینیست واقعی که فعالان حقیقی مملکتمون دنبالشن چیه. و خیلی هنوز بچه ای برای اینکه درک کنی نه کسایی که میان تو وبلاگ یا هر جای دیگه علنی از زندگی خصوصیشون مینویسند فمینیستند نه فمینیست واقعی با این ولنگ و وازی ها ارتباطی داره.بهتره قبل از اینکه بیای تو وبلاگت و مثل همیشت برای اینکه به یه وسیله ای نشون بدی با بقیه هم سالان خودت خیلی متفاوتی اینجور بی بند و باریها و اراجیف رو به اسم فمینیسم تقبیح کنی بری کمی مطالعه کنی و ببینی هدف جنبش فمینیست تو ایران چیه! اگر یک کمی از دنیای صورتی رنگ دخترونه ات با عروسک هات بیای بیرون میتونی ظلم ها و بی عدالتی هایی رو که تو همه عرصه ها به جنس زن میشه از خانواده تا محیط کار و تحصیل تا حقوق قانونی و حتی رادیو تلویزیون میتونی تحقیر و تو سری زدن ها رو به وضوح ببینی و اگه یه چرخی تو همین ۲یا ۳ سایت موجود بزنی بی غرض نگاه کنی میبینی که فعالیت فمینیست های واقعی که جون و زندگیشون هم تو این راه گذاشتن و میذارن چیزی نیست جز برابری حقوق زن و مرد و خارج کردن زن از زیر گرده هزاران ساله جنس دوم بودنه. وگرنه تا دلت بخواد آدم های جور و واجور هستند که با دسترسی به یک رسانه از وبلاگ گرفته تا … به خاطر منافعشون اسم فمینیست رو سعی میکنن با هر بی بند و باری و ولنگ و وازی و گندی گره بزنن تا اعتبارش رو زیر سوال ببرند و به این ترتیب به بی عدالتی و استحمار و استثمار زنان ادامه بدند. تا وقتی آدم های نادونی که چشم و گوششون رو میبندند و به هر جفنگی برچسب فمینیست میزنند وجود دارند وضع زنای مملکتمون از این هم که هست بدتر میشه!

  19. علی2 ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۴:۲۲ ق.ظ

    بنام حق
    آقا مجید دقیقا حرف ما به قول شما مذهبی ها (البته تا دید شما از مذهب چی باشه ) همینه، آقا چرا باید آدم از چیزی که خودش به تقلید از دیگران یاد گرفته (جار زدن روابط و مسائل حریم خصوصی ) دفاع کنه و اون رو در باز ترین و بی پرده ترین رسانه اشاعه بده آیا دید باز یعنی تمام مسائل دنیا رو به صکص ختم کردن،شاید شما با سالها مطالعه به این نتیجه رسیدید ولی آیا نوجوانی که با فشار چند کلید وارد این دنیا شده و با کنجکاویه زیاد به اقتضای سنی وارد این صفحات میشه خبر از مکاشفات علمی و عالمانه شما و امثال شما داره ، یا اینکه به قول شما (بی ادبی نباشه)در پی گوهر افشانی های امثال شما به صورت گوسفند وار به دنبال غریزه خودش میره (که البته گوسفندان غریزه خودشونو بیشتر ازبعضی از ما آدمهادر کنترل خودشون دارن ).
    ((و در اخر: زهرا خانم خدا و بهشت و دنیا و اخرت و همه خوبی ها و ثواب ها و… همه و همه مال شما…میشه شما و امثال شما دست از سر ما بردارید؟ )) :عزیزم از لطف و بخشندگی شما در مورد نویسنده محترم این وبلاگ متشکرم کاشکی یکی پیدا میشد منو هم اینطوری دعا میکرد(خوش به حالت زهرا خانم )البته این نشان از بخشندگی نویسنده این جملات داره و اینکه خوب هنوز اعتقاد به وجود این جور چیزا دارن . (:
    یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم/گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم/پر پروانه شکستن هنر انسان نیست/گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم/یادمان باشد اگر شاخه گلی راچیدیم/وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم/ یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند /طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم/ یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد/جز برای فرج یار دعایی نکنیم××××××××××××××

  20. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۲۱ ق.ظ

    به نظر من اینکه آدم بخواد چه جوری زندگی کنه فقط به خودش مربوط میشه
    خوب شما دوست داری مذهبی باشی به خودت مربوطه شاید اینجوری زندگی برات قشنگتره ولی باید به بقیه هم حق بدی که اونجوری که دوست دارن زندگی کنن. آنها از زندگیشون راضین. اینکه چه مطلبی تو وبلاگشون می نویسن هم به خودشون مربوطه.حتی اگه از خصوصی ترین لحظه ها هم می نویسند باز آزادن. مهم اینه که از نظر خودشون کار اشتباهی انجام نمی دن. به نظر من همین دلیل کافیه برای اونها.

  21. آرش طباطبائی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۳۶ ق.ظ

    سلام
    البته کاشکی دوز مذهبی بودنت رو هم معلوم می کردی!
    البته من با این کارایی که میگی مد شده شدیدا مخالفم، هم به لحاظ مذهبی و هم به لحاظ اخلاقی (غیر مذهبی و منظورم اخلاق اجتماعی است)
    اما تا حالا ندیدم وبلاگی که توش از این چیزا نوشته باشه
    در مورد نسل ۶۶ به بعد هم موافقم که اساسا فرق می کنه داستان براشون! کلا تو یه مایه های دیگه هستن!
    نکته آخر: یک غلط املایی داری که ان شاءالله بعد از رفعش این جمله رو هم پاک می کنی از کامنت ام!
    یا حق!!!

  22. آرش طباطبائی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۳۷ ق.ظ

    هان … یه چیز دیگه : من آدم لامذهبی نیستم!

  23. فائزه ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۲۶ ق.ظ

    من کاملا باهات موافقم.
    کاملا
    و از این اوضاع متنفرم

  24. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۴۴ ق.ظ

    متاسفانه با خیلی از قسمت های این پستت مخالف بودم.به نظر من اگر اون افراد کار بدی می کنن(که به نظر من این کار یعنی نوشتن از هر گونه رابطه ای بد نیست) ما کار بد تری می کنیم که برای بقیه تعیین تکلیف می کنیم.به نظر من یه راه حل خیلی ساده وجود داره و اون اینه که هر کسی از هر نوشته وبلاگی خوشش نیومد دیگه اون وبلاگ رو نخونه.مطمئنن ما رو مجبور نکردن که بشینیم و یه سری نوشته ها رو بخونیم و ناراحت بشیم.و البته من هم که زیاد شدن این نوشته ها رو میبینم فقط به یه نتیجه می رسم و اون اینه که اونقدر طرف براش گفتن از این چیزا تابو بوده که میاد تو یه فضای مثلن باز تری شروع می کنه به نوشتن.

  25. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۴۵ ق.ظ

    من نمی فهمم چرا همه دوستان گیر دادن به مذهبی بودن مسئله! اخلاقی هم که فکر کنین بازم این قضیه مردوده و مرتبط با حریم خصوصی میشه!!!
    بعدش تابو شکنی زنانه دیگه چه جورشه؟!!! هدفش چیه؟!!
    اینکه به فمنیست ربط دادم فقط برای اینکه تمامی این مدل وبلاگها خودشون رو جزء فمنیستها و فعالان حقوق زن می کنن
    ولی در عمل توی وبلاگاشون پره از خاطرات تختخواب هاشون!!!

    ببخشید اون دوستی که گفته بود جونشون رو سر این راه میذارن جون کی تا به حال از دست رفته؟!!!

    میشه مثال بزنین ما هم شیرفهم بشیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  26. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۴۸ ق.ظ

    به مجید:
    شما از کجا میگین مذهبی بودن من بدون تعمقه؟!!! و صرفا از روی تقلیده؟!

    مگه من بچه ام و یا بیسوادم؟ من دقیقا از روی مطالعه و آگاهی این روش و انتخاب کردم!!!
    ممکنه شما به تقلید از مد و روز کاری رو انجام بدید ولی من اینطور فکر نمی کنم! بهتر بخود با دقت بیشتری بخونید!

  27. روژ ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۵۰ ق.ظ

    فقط کافیه نگاه و عینک مذهب رو اینجا برای چند لحظه برداری. رفیق می گی این کار (رابطه چنسی خارج از چارچوب ازدواج) بده و تنها دلیلی که براش می یاری مذهبه. اما چرا فکر می کنی همه باید از دریچه مذهب بهش نگاه کنند و در همین چارچوب عمل کنند؟ از نظر من غیر مذهبی هم چند همسری و مجاز بودن اون در مذهب و حقوق کاملاً نابرابر طرفین، چیزهایی مثل صیغه و… بده! (که تازه به نظر خودم دلایلم خیلی محکم تره و در همه اینهایی که نوشتم داره حقوق بقیه اجتماع هم پایمال می شه و خیلی چیزای دیگه، اما تو ورژن غیر مذهبی ها فقط دو طرفی که به خودشون مربوطه روابط خصوصیشون درگیرن که می شه کلی راجع بهش بحث کرد.)
    به نظر من که باید به روابط و انتخاب های آدم ها در زندگی خصوصیشون احترام گذاشت و برای زندگی خصوصی دیگران از خط کش های شخصی (مثلاً مذهبی که من بهش معتقد باشم و دیگری نباشه) استفاده نکرد.
    و بعد هم راجع به نوشتن از زندگی شخصی… ببین دوست داری فردا کسی به تو بگه چرا از افکار شخصیت می نویسی یا چرا روزمره می نویسی یا…؟ مسلماً نه. حداکثرش اینه که بهش می گی خوب اگر دوست نداری نیا اینجا و نخون این صفحه رو. به نظر من حتی اگر مطالب تولیدی کل وبلاگستان برخلاف سلیقه ما باشه حق نداریم به بقیه ایراد بگیریم. خوب شاید این سلیقه ماست که خیلی خاصه (حتی شاید خیلی برتر از کل وبلاگستان یا نه پایین تر)، اما این مشکل وبلاگستان نیست. ببین من و تو می تونیم هزاران صفحه انتقادی بنویسیم که مثلاً این نوشته ها به این دلایل جذاب نیست و.. . اما نوشته شما انتقادی نیست. نوشته شما می گه “چون با اعتقادات من مخالفه”، “چون با خط کش من نمی خونه”، “چون سلیقه من نیست” و… ننویس.
    زهرا جان خودت می دونی که من از این چیزها نمی نویسم. کلاً از زندگی شخصیم خیلی کم می نویسم. اما این که مثلاً من دوست ندارم از این مطالب بنویسم هیچ دلیل و توجیه ای نیست که فکر کنم بقیه هم نباید بنویسن.
    و اما زیر سوال بردن کاری و بعد نسبت دادن مطلقش به فمنیسم… راستش به نظرم این یکی از بدترین قسمت های نوشته ات بود. ممکنه هزاران نوع فمنیسم با سلیقه های خیلی خیلی متفاوت راجع به زندگی خصوصی و دیدگاه های متفاوت در این مورد وجود داشته باشه. مثلاً در مورد همین رابطه چنسی خارج از چارچوب مذهب یک سری همین دوستانی که تو نوشتی، یک سری مخالف و.. . به نظرم برچسب گذاری خوبی نکردی. این دست مطالب نه زنانه است و نه مردانه. و نه متعلق به فمنیست هاست صرفاً، نه هیچ گروه خاص دیگه. فمنیست ها هم همه اشون دغدغه اشون این نیست و اونهایی هم که این یکی از دغدغه هاشونه، این موضوع تنها دغدغه اشون نیست. بعد هم راستش انصافاً فمنیست هایی که راجع به این روابط خصوصی می نویسن خیلی کمتر نوشته مبتذل (از این نظر که نوشته هیچ هدفی رو دنبال نمی کنه و صرفاً خیلی وقت ها فقط فانتزی های خنده دار نویسنده است) تحویل می دن و خیلی وقت ها کاملاً هدفمند می نویسند.

  28. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۵۵ ق.ظ

    ببخشید اگر لحنم تند بود

  29. روژ ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۸:۰۲ ق.ظ

    زهرا جان توضیحی که راجع به اخلاق نوشتی رو الان خوندم. به نظرت این اخلاقی که می گی هم همون مذهب نیست؟ از نظر من که هست. این اخلاقی که می گی رو هم مذهب تعریف کرده و طبیعیه که اونی که به این مذهب اعتقاد نداره اخلاق براش طور دیگه ای تعریف شده باشه. حتی همه غیر مذهبی ها هم مثل هم فکر نمی کنن (که مطمئنم این رو می دونی)، همونطوری که همه مذهبی ها هم. به خصوص پیروان اسلام که اینقدر طیفشون وسیع شده که دیگه اونور طیف با اینور طیف دشمن خونی شدند و سعی می کنن همدیگه رو بکشند! مثلاً شیعه رو با وهابیت مقایسه کنن و میزان دشمنی ای که اینها نسبت به هم احساس می کنند رو با میزان دشمنی ای که هرکدوم مثلاً نسبت به یک کافر احساس می کنند!!! بعد ببین اخلاق برای اینها یک طور تعریف شده؟! از نظر وهابیت مثلاً رابطه چنسی در چارچوب صیغه عین زنا تعریف شده (که در اسلام احتمالاً از بالاترین حدود بی اخلاقیه) و…! بعد چطور انتظار داری چارچوب های اخلاقی برای تو، من، نویسنده وبلاگ هایی که می گی و… و… یکسان باشه؟!

  30. آذرشب ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۸:۰۲ ق.ظ

    زهرا جان
    استدلالی ضعیف را نشان دادی
    حتی به نظرم اندیشه ذهنی ات به نوعی مغالطه بود
    اول اینکه توسل به عواطف مسبب صحت یک گفتار نمیشه ، حتی اگر خیلی باتو موافق و یا مخالف باشند ، حتی توسل به اکثریت نیز دلیلی بر درستی نیست کما اینکه هیچ لزومی ندارد که در انتخابات سیاسی فرد مناسبی انتخاب شود
    دوم اینکه منطق زوری که در اصول دیانت هست در جامعه ای مثل وبلاگستان ابداً کارساز نیست حتی توسل به مرجعیت نیز بدینگونه از قدرت خود می افتد
    تو در مطلبت به نوعی مصادره به مطلوبیت خود کردی ، به عبارت دیگر چون فردی مذهبی هستی و مطلوبیت تو در آن خلاصه میشود ، مابقی را به نفع خود مصادره و ضبط کردی و در نهایت با شقی کاذب که بیان مسائل جنسی را برابر فمنیسم قرار دادی بر جای حق نشستی

    این اولین بار است که بیان روابط خصوصی را برابر فمنیسم قرار داده اند ، اینکه فمنیستها بی پروا تر هستند معنی آن چیزی که گفتی نیست

    دیگر اینکه “جامعه اسلامی” ؟!؟!
    من حتی در قم هم جامعه اسلامی نمیبینم چه برسد به وبلاگستان
    غیر از آنکه التزام به دیانت و اسلام شرطی برای وبلاگ نوشتن نیست

    به هرحال زهرا جان روی چیزهایی دست گذاشتی که مولتی پست نوشتن را برنمی تابد ، گرچه اینبار مولتی نبود
    ولی باید جز به جز استدلال کنی
    هر واژه ات که بصورت کلیدی در این پست بوده باید مجزا معنا شود ، اینطور فله ای منطقی نیست که یک معادله بسازی
    بیان روابط جنسی = فمنیسم

    به نظر من اگر فمنیسم ایران فقط بتواند این معادله مسخره که ارث و شهادت مرد معادل دو برابر زن است را بردارد در نوع خودش کارستان کرده است و حتماً میدانی که این معادله نابرابر بر همان جامعه اسلامی مطلوب تو استوار شده است ، ستونی که حتی نزدیک شدن به آن حکم اعدام را دارد

    خلاصه فقط یک نظر طولانی دادم که بگم هرجور که باشی خیلی دوستت دارم

  31. صبا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۴ ق.ظ

    منم باهات موافقم
    ولی مطمئنی جامعه ما اسلامیه؟
    اینهمه نابرابری و تبعیض تو هیچکجا پیدا نمیشه

  32. رهگذر بی نشان ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۲۱ ق.ظ

    دمت گرم زهرا جان!
    خیلی شجاعانه نوشتی!

  33. جلال ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۲۶ ق.ظ

    سلام زهرا خانم، بنده از مبنای مذهبی به قضایا نگاه نمی کنم و حتی فکر می کنم که مشکل جامعه ی ما این باشد که یا می خواهد با مبنای دینی یک چیز را ثابت کند(مثل همون گناه کبیره ای که می گویی)و یا به اسم دور انداختن مبانی دینی و امل بازی سعی می کند بی بندو باری را تجربه کند…..پس این وسط رعایت اصول اخلاقی چی می شه؟چرا باید اصول مسلم اخلاقی را در چهارچوب دین معنا کنیم ..درست است که دین بر رعایت تمام این اصول حکم می کند اما گاه با تبصره ها و بندهایش راه دور زدن و کلاه شرعی هم باقی می گذارد…. اما اگر به راستی پایبند اصول اخلاقی باشیم و دریابیم که با نقض این اصول، انسانیت خود را دور می ریزیم.. تکلیفمان با خودمان مشخص خواهد بود

  34. Admin ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۵۰ ق.ظ

    سلام
    راستش یه مساله ای که مطرحه چون در دنیای مجازی شخصیت خیلی از افراد پنهانه و شاید به دلیل این پنهان بودن شخصیت هست که ترجیح میدن خیلی از زوایای پنهان شخصیت خودشون رو بروز بدن
    شاید هم میخوان یک سری تابوهای جامعه رو بشکنن و به اصطلاح خودشون جاده صاف کن باشن واسه نسل بعد
    به هر حال دوست دارم بدونم کل این مطلبی که نوشتی در مورد این مطلب آیا نکته مثبتی هم در اینگونه نوشتنها میبینی یا نه؟ منظورم آزادانه صحبت کردن درمورد بسیاری از تابوهای جامعه است.

  35. رز ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۰۳ ق.ظ

    سلام
    من با جسارت می گم به تمام مسائل اسلام اعتقاد دارم اگه کوتاهی می کنم از بی لیاقتیمه البته سعی می کنم نکنم.
    ولی خانوم عزیز با این حرف ها کار درست نمیشه. مشکلما ریشه ای هست. راحت بهت بگم کسی دیگه برای این حرف ها ارزش قائل نیست. مشکل جامعه ما هم فقط ار تباط با نا محرم نیست. دروغ ریا دزدی اینها هم هست و بازم بر می گرده به همون دین گریزی و باید رفت یقه کسایی رو چسبید که به اسم دین خواستند همه کار بکنند.

  36. آوات ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    با خود قضیه نوشتن اینگونه روابط مشکل داری یا با بودن اینگونه روابط کلاً؟ بعد حالا اگه طرف بنویسه که آره البته قبلش صیغه خوندیم و محرم شدیم از نظر دیدگاه مذهبیت اشکالی نداره؟

  37. amir ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    یک دفعه من در بحث با یکی از این مدعان روشنفکری جمله ای از حضرت علی نقل کردم ؛ به مفهوم عمیق اون جمله هیچ توجهی نشد اما هزاران حرف و برچسب امل و.. خوردم ، البته برای شان نوشتم علی مانند گوته مانند سارتر یا هر متفکر دیگه ، مهم اون حرف هست نه شخصیتش و … ؛ دیگه این یکی از بدبختی های جوامع در حال گذار سنت به مدرنیسمه

  38. تارا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۵۸ ق.ظ

    با بی بند و باری موافق نیستم…خیلی از این مسایل رو هم قبول ندارم…اما نوشته های تو اکثرا دور طرز فکر خاصی چرخ می زنه… بهتره یه کم یاد بگیریم آزادانه زندگی کنیم…. به آزادیها و طرز فکر بقیه هم احترام بگذاریم…ضمن اینکه لزوما اونچه که در این جامعه ی مثلا اسلامی از دین و ایمون به خوردمون می دن درست نیست!
    فکر کنم یکی از مهمترین الطاف خدا به بندگانش دادن عقل به اونه…که بسنجه..ببینه و تصمیم بگیره…عقلش رو به کار بندازه…و توجیهات عقلانی برای کارهاش و چیزهایی که می بینه و یا به زور در ذهنش فرو می کنن پیدا کنه…
    …پذیرفتن همه یا برخی قوانینی کهنه که با جامعه امروز سازگار نیست…نشانه ی دینداری و خوب بودن و پاک بودن نیست …آدمی باید روز به روز تکامل بیشتری پیدا کنه…نسل به نسل تغییر کنه تا بهتر و بهتر بشه…نه اینکه یه چهارچوب فکری واسه خودش بسازه و یا براش بسازن و بگن همین بهترینه و غیر از این همه غلط خواهد بود..
    متاسفانه تو خیلی تنگ بینی زهرا جان…متاسفم همشهری!

  39. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۰۱ ق.ظ

    من فقط میدونم مسلمون واقعی دلش پر از عشق بنده های خداست. تمام خلقت رو زیبا میبیند و قضاوت رو به عهده خود خدا میگذاره

  40. مهران ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    سلام

    فکر کنم یه سوتفاهم نسبت به نوشته ی زمرا پیش اومده.منظورش ثوهین یا تقبیح یا ایراد دینی دینی گرفتن به نویسنده های این وبلاگ ها نیست . اون نگران پایین اومدن سطح فکریه جامعه تا این حده که نگرانی درستیه..نوشتن در مورد جزیی ترین مسائل خصوصی که ربطی هم به دیگران نداره نشاندهنده ی چیه پس؟
    ولی کلیت مسئله گناه نیست.کسی می تونه یه آیه یا حدیث در مورد گناه بودن روابط دختر یا پسر بگه؟قبلن هم گفتم که خیلی از مسائلی که ما می گیم گناهه اختراع خود ماست نه گفته ی خدا.در این مورد حرف زیاده که اینجا جاش نیست.

    زهرای عزیز. منهم نگرانم که چرا جامعه یه جوری شده که هر کس فقط به فکر خودشه .که چرا سطح فکری جوانها تا این حد پایین اومده .که چرا فساد(دروغ و ریا و …) اینقدر زیاد شده . گه چرا …(می شه ساعتها نوشت)اما زندگی به من یاد داده که دیگران را باید به حال خودشون گذاشت و اینکه انسان اول باید به درون خودش رجوع کنه و اول خودشو بسازه. و اینکه از دیگران ایراد نگیرم چون همون بلا حتمن سر خودم میاد.

    و یه جمله از دکتر سروش : “در جامعه ی مدنی حرف همه را میشه گوش کرد به غیر از حرف اونایی که می گن حرف دیگران را نباید گوش کرد.”

  41. محمد جواد شکری ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۲۷ ق.ظ

    باز سر و صدا به پا کردی؟؟؟ من فکر می کنم که باید به همه اجازه داد که هر چی رو که فکر می کنن نوشتنش مشکلی نداره؛ بنویسن! من فکر نمی کنم آدم های که وبلاگ می نویسن نیازی به داشتن چوپان داشته باشن تا چاه رو از راه بهشون نشون بده! یکی می خواد از مسائلی که دیشب تو رختخوابش پیش اومده بنویسه و یکی دیگه از نماز شبی که دیشب خونده! بنظرم تکثر لازمه یه جامعه پویاست! چرا ما می خوایم بقیه همرنگ ما بشن؟

  42. بیداد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۳ ق.ظ

    بستگی داره برداشتت از مذهب و دین و خدا چی باشه. هر یکی یه برداشتی داره از ایمان. اگر مبنای حرفات حرف های کسانی مثل علامه مجلسی هاست که … نمیدنم ، فقط این رو می دونم ما اطلاعات کمی داریم ولی فکر می کنیم همه چیز رو می دونیم. اگر یک کم ، فقط یک کم تاریخ اسلام رو فقط از نظر تاریخی بخونی و بی طرفانه روش فکر کنی ، متوجه منظورم می شی.

  43. تقویم صبورا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۸ ق.ظ

    زهرا جون سلام
    متنتو خوندم و باهات موافقم
    فقط میخوام این نکته را اضافه کنم،ایا رده های مختلفی که نسلها را پرورش میدن (منظورم از خانواده فرد بگیر تا رده های اجتماعی در ارتباط با افراد) تمام وکمال دستورهای دینی واسلامی را پیاده کردن و این نسل جدید متهم هست که برخلاف تماماموزشهای مثبت و اگاهیهیا افسار گسیخته،قبلا همچین چیزهایی نبوده،نمیگم نوشتن یا حرف زدن درمورد این مسائل درسته ،فقط میخوام بگم این نسل که بدون درنظر گرفتن چند سال تفاوت سنی ناچیز ،خودمون هم جزئی از اون هستیم ،تقصیری نداره ،بنظر من اگر از بچگی اگاهی درستی به بچه ها در زمینه این روابط داده بشه و…….حتی تو مدارس،دیگه این روابط اونقدر کشش وجذابیت پیدا نیمکنه که برای کسب افتخار یکی از دیگری جلو بزنه،بنظر من این یه میل غریزی هست مثل امیال دیگه ،اگر تاکیدی تو دین براین مساله شده در درجه اول برای حفظ حرمت افراد (بخصوص خانمها) واسایش اوناست (سوره احزاب ایه ۵۹) ودردرجه دوم برای استحکام خانواده است….وگرنه میل جنثی چیزی نیست که بد باشه وقرار باشه سرکوب بشه ،همین میل ،مهمترین عامل باقی بشر بوده،ومثل غذا خوردن اهمییت داره،اما مقصر ما هستیم که اموزش در زمینه این غریزه را برای دانشگاه نگه داشتیم اونم نه اموزش صحیح فقط درحد واحد “کنترل جمعیتی ِ تنظیم خانواده”……چرا باید فکر کنیم که اشنایی با این مسائل بعد از دوره داشنگاه به درد ما میخوره،تازه اگه کسی بره دانشگاه،یعنی قبلش بچه ها از همدیگه از جمع دوستانشون چیزی یاد نمیگرن……
    این مسئله باید اموزش داده بشه تا یه نوجون موقع روبرو شدن با اولین تلنگر نیاز جنسی اش ….خودشو نبازه…بتونه خودشو کنترل کنه یا برخورد معقولی با این مساله داشته باشه….نه اینکه وقتی کار از کار گذشت ….خودش از ترس طرد شدن از جمع خانواده -اجتماع به دوستانی پناه بیاره که اگه هم سن وسال خودش باشن تنها کاری که میتونن براش بکنن دلداریه و کم کم این مسئله شیوع پیدا کنه……جوامع هرچقدر بسته تر باشن ومشغله ها هرچقدر کمتر باشه پرداختن به مسائل جنسی بیشتره…مثلا تو روستا ….دردصد (معذرت میخوام)تجاوز به دخترها وپسرها اونقدر زیاده که به نسبت جامعه کوچیکی مثل اونجا فاجعه است ولی مطرح نمیشه……

  44. یک رهگذر ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۸ ق.ظ

    دوست خوبم، اگرچه من هم با آدمهایی که راحت و ارزون شخصیت و اصالتشون رو از دست می دن مشکل دارم و هیچ علاقه ای هم به خوندن حماقتهای آدمهای سر گشته جامعه-ام ندارم ولی باید بگم که مدتهاست ارزشهای جوانان از اون چیزی که ۱۲ سال تو مدرسه ها تو مخمون فرو کردن فاصله داره(اینو من نوعی می گم که تو یک خانواده کاملا مدهبی بزرگ شدم)، به نظر من اگه با یک آدمی احساس نزدیکی کامل کنی و همه جوانب رو هم بررسی کنی هیچ گناهی به عشق و ایمانت وارد نیست. مگر یه کاغذ یا چند کلمه چه چیزی رو از گناه نجات می ده؟ یا حتی چه وجه مثبتی برات به همراه داره جز اینکه اگه دختر باشی مسئولیت و اجازه تو دربست (طبق همون قوانین به اصطلاح اسلامی)می ده دست یه آدم دیگه؟ یعنی به نظرت اینجوری ارزش بیشتری برات به ارمغان می یاد؟ من که فکر نمی کنم

  45. مسافر ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۵۵ ق.ظ

    من کاملا مخالف اینجور روابطم.
    اما دیکته ننوشته هم غلط نداره. در این راه بهتره آدما اصلا دیکته ننویسن(منظورم اینه که اینجور روابط رو تجربه نکن). هیچکی نمیتونه تا دیکته ننوشته از خودش مطمئن باشه. فقط باید گفت پناه بر خدا.

  46. جلیلی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۵۷ ق.ظ

    نابودی اخلاق، بحران دنیای متجدد است و جای تأسف باقیست که در جامعه ما که داعیه اسلامی بودن دارد نیز این مسأله به چشم می خورد. البته این به بحث همان روشنفکری و درک ناصحیح از این مقوله بر می گردد که متأسفانه عده ای بر این گمانند که روشنفکری مخالفت با مؤلفه های دینی است. البته روشنفکر واقعی خود را به نوعی اخلاق معتقد است و اینها که داعیه روشنفکری دارند، مشتی بی سواد کج فهم هستند که بی هویت و بدون نگرش عالمانه اند و حتی خیلی از این ها در آن چه به آن عمل می کنند نیز از خود ایده ای ندارند و شاید حتی در خلوت خود با خود کلنجار می روند اما چه کنند که تقلید کارند و از خود شخصیتی برای بروز ندارند.

  47. هدی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۶ ب.ظ

    هرچند که من هنوز در ایجاد ارتباط بین مطالب وبلاگ شما و مهندسی آی تی مشکل دارم! ولی باید بگم مگه فکر میکنی ما از کجا اومدیم که با تو موافق نباشیم!!
    به نظر من تنها عامل عقده ای بودن اطرافه(جمع جدید طرف:اطراف!)

  48. نونوش ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۲۰ ب.ظ

    کلی خندیدم ..عزیزم تو استعداد بالایی داری که معلم پرورشی بشی یا دینی ……یا یکی از همین خواهران حجاب که جلوی ملت را میگیرند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند …حتما دنبال استعدادت برو موفق میشی

  49. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۳۱ ب.ظ

    به نونوش:
    !!!!!!!!

    به دلایل شخصی جوابم رو ساسنور کردم!

    ***

  50. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۳۴ ب.ظ

    من نمی فهمم چرا اکثر دوستا گیر دادن به این اصطلاح جامعه اسلامی؟

    منظور من از کاربرد این اصطلاح این نبوده که جامعه ما الان صد در اسلامی هست! نه من هم قبول دارم ۵۰ درصد اسلام هم رعایت نمیشه!!!!!!!!!!
    اما مسئله من با خودمونه! به هر حال همه ما از کودکی و یا شایدم نوجوانی و جوانی آموزه های دینی - اسلامی داشتیم و در خانواده های مسلمونی بزرگ شدیم!
    منظور من دقیقا همین چند تا جمله بالاست! به هر حال اینها هم توی همین ایران و همین طور خانواده ها بزرگ شدن که وسط لاس وگاس و منهتن که بزرگ نشدن؟!!

  51. Vahid ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۴۰ ب.ظ

    kheili jaleb bood man ham ba shoma movafegh hastam. shoma shojaa hastid harf e inha ra …. faramoosh konid

  52. خانمه ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۴۵ ب.ظ

    زهرا جان یه مقداریش رو بذار به حساب ژست . همه اش هم از این خبرها نیست . تخیل و رویاهاشون براشون بزرگ میشه و مینویسن .
    البته خیلی وضعیت فرق کرده . خانواده ها سیاست سکوت رو پیش گرفتن و خودشون رو میزن به اون راه وقتی مثلا دختری دارن که افسردگی حاد گرفته بخاطر سقط بچه ای بی پدر و اشک میریزه که چرا بچه اش رو نگه نداشته . اگه اینو از نزدیک ندیده بودم باور نمیکردم که همه فامیل از این مساله خبر دارن و هیچکس هم به روی خودش نمیاره که مبادا این خانم آسیب بیشتری ببینه .
    شده مثل وضعیت معتادین که قبح عملشون کاملن از بین رفته و شدن یه عضو فعال جامعه که اکثر خانواده ها یه نمونه جوان رو ازش دارن .
    دنیا عجیب شده و جامعه اسلامی ایران بدجوری سقوط کرده .

  53. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۵۹ ب.ظ

    اونوقت شما صیغه و ۴ تا زن عقدی رو تجویز می فرمایین ؟!
    آخه کاملا با اصول اسلامی تطابق داره !!!!

  54. علی قاضی زاده ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۱ ب.ظ

    جوابت پیش خودته. اگه کمی به این فکر می کردی که چرا باید در کشوری لغت “روابط جنسی” سانسور شده باشه که تو مجبور بشی برای فیلتر نشدن سایتت از “جنصی” و “جنثی” بنویسی، اونوقت شاید بفهمی که این افراط، جواب کوته فکری کسانی هست که می خوان ملت رو با چماق به بهشت ببرن. اگه تونستی یک جای دنیا رو به من نشون بده که فاشیسم حاکمان به آنارشیسم مردمان تبدیل نشده باشه.

  55. علی قاضی زاده ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۴ ب.ظ

    اگه قبل از نوشتن مطلب بالا، جوابت رو به نونوش خونده بودم، هرگز وقتم رو برای نظر دادن به این مطلب هدر نمی دادم

  56. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۸ ب.ظ

    زهرا خانم عزیز! رعایت ۵۰ درصد اسلام،‌ اصولا معنا نداره! اغلب دوگانگی‌هایی که وجود داره، دقیقا ناشی از همین اسلام نیم‌بندیه که ما داریم! اسلام در ذهن جامعه‌ی ما، نماینده‌ی سنت شده و فرهنگ غربی نماینده‌ی مدرنیته و عقل‌محوری. یعنی نتونستیم اسلاممون رو پابه‌پای دنیای جدید، مدرن کنیم. قبول کنی یا نه… در دنیای مدرن امروز، حتی یک فرد دین‌دار ملاک‌هاش برای انجام دادن یا ندادن یک عمل، “گناه کبیره” بودن نیست. در واقع در دنیای مدرن، دین به شکل مستقیم، به فرد امر و نهی نمی‌کنه، بلکه باید به شکلی دین در ذهن فرد ریشه کرده باشه و عقلش رو بر مبنای نگاه دینی رشد داده باشه که به حکم عقل، عملی رو انجام بده یا نه… اگر بعضی از دوستان برخورد تندی داشتن، برای شکل استدلالیه که مطرح کردید، در صورتیکه ممکنه با اصل صحبت‌های شما موافق باشن. در دنیای مجازی که نسبت به دنیای واقعی -لااقل- سطح سواد بالاتره، حتی به فرض دین‌دار بودن مخاطبان،‌ از “گناه گبیره” به عنوان استدلال نام بردن، قدری ناآشنا میاد و در واقع بحث رو به یک بن‌بست استدلالی می‌کشونه چون طرف مقابل تنها دفاعی که می‌تونه داشته باشه، حمله کردن به اعتقادیه که مفهوم “گناه کبیره” رو برای شما تعریف کرده. در واقع اگر برای دین پشتوانه‌ی عقلی قائل باشیم، چه بهتر که در مقام استدلال از دلائل عقلی نام ببریم…

  57. احمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۹ ب.ظ

    “یعنی خداییش پیدا میشه یه دختر جوون و یا پسر جوون توی این وبلاگستان که فکر کنه این کار واقعا گناه کبیره است؟”
    نه! تو اول بگو اصلاً چرا چیزی به اسم گناه کبیره وجود داره. بعد به من بگو دروغ و ریا کاری که تو اسلام رایج و مورد تبلیغه بدتره یا همخوابه شدن کسی با عشقش.

  58. pesar ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۲۲ ب.ظ

    شما ۲۷-۲۸ ساله تون شده و هنوز یک رابطه جنسی نداشته اید!؟اشکال کار کجاست؟ فقط توهمات شما باعث شده از نعمات الهی بهره مند نشید و عمرتان بیهوده هدر میرود.

  59. ladan ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۳۰ ب.ظ

    از نظر من بیشتر عرف و فرهنگ جامعه است تا دینی، چرا که خیلی از آنها راه حل دینی دارند! اخلاقیات همواره وجود داشته، در جوامع سنتی مثل ایران بسیاری مسائل و ارتباطات که حتی شرعی هم مشکل نداره، ممنوع شمرده می شن.
    درسته همین ۴- ۵ سال کلی جوانها تغییر کردن و ارزشهاشون از نظر ما بی ارزش شده اما باید به اونها هم حق داد! یادم اون وقتها که ما دبیرستان می رفتیم تمام فکر و ذکرمون درس بود و اینکه از پس کنکور بر بیایم فکر می کردیم دیگه تمام مسائل زندگیمون حل می شن! اما الان بچه ها علاوه بر اینکه می دونن اصلا چنین چیزی نیست چون ماها رو می بینین، کلی ارتباطاتشون با دنیای خارج از ایران از طریق ماهواره و اینترنت بیشتر شده، پدر و مادرها و سیستم آموزشی هم تحلیلی عمیقی به اونها ارائه نمیده پس خودشون تصمیم می گیرن و فرهنگشون را خودشون انتخاب میکنن!
    خیلی سخت که توجامعه ای که همیشه برامون تعریف شده این خوب و اون بده و تمام! بدون ارائه دلیل و نشان دادن مزیتها و نکات منفی هر عمل، دیگرانی را که خلاف ما فکر می کنن را بپذیریم و به عقاید هم احترام بذاریم به نظر من هر وقت این مسئله حل بشه تمام مشکلات ما هم حل میشه!

  60. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۴۸ ب.ظ

    به علی قاضی زاده:
    شما جواب همون خانوم رو بخونید! به چنین جوابی بهترین از این نمیشه جواب داد!
    ماها عادت داریم از دو طرف بوم بیفتیم!!!

    در ثانی جواب شما به من ربط خاصی به چیزی که نوشتم نداشت! من نمفهمم فیلترینگ که من صد در صد باهاش مخالفم اساسا چه ربطی به این بحث داشت و من کجا تائیدش کردم که شما معترض شدید؟!!

    به persar:
    اولا در مورد سن من اشتباه می کنید! ثانیا توهمات؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  61. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۵۲ ب.ظ

    به حسین ب.ن:
    من اول همون پاراگراف نوشتم که میخوام از دیدگاه مذهبی به قضیه نگاه کنم.
    حقیقتش اینی که نوشتید در دنیای مجازی و یا مدرن باید استدلال به شیوه ای دیگه باشه رو متوجه نشدم. نظر شما چیه؟ یعنی چطوری باید باشه؟

    اگه شما جای من بودید چطور عنوانش می کردید؟

    راستی رعایت ۵۰ درصد از اسلام رو به این خاطر نوشتم که به نظرم میاد اسلام حقیقی داره اجرا نمیشه و یا به صورت کامل اجرا نمیشه

    به هرحال من قبول دارم که در بعضی جاها نمیتونم درست استدلال کنم و چیزی که توی ذهنم هست رو بیان کنم.

  62. امین ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۰۹ ب.ظ

    سلام دوست گرامی
    قبل از هر چیز می خواستم بگم کاملا با عقاید شما موافقم و من هم دغدغه های شما رو درک میکنم اما می خواستم بگم شما که اینقدر ناراحت میشی اصلا سراغ این وبسایتها نرو که با با دیدن نوشته ها بهم بریزی

  63. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۳۱ ب.ظ

    چگونگی استدلال در دنیای مدرن تنها بر پایه‌ی یه اصل ساده‌اس! اینکه اعتقادات و استدلال‌هامون رو به یه زبان مشترک ترجمه کنیم. در دنیای مدرن، این زبان مشترک، چیزی جز عقل نیست. منظورم از شیوه‌ی استدلال در چنین محیط‌هایی، این بود. البته منظورم این نیست که استدلال شما بهره‌ای از استدلال‌ منطقی نداشت، بلکه در نگاه کلی کفه‌ی ترازو بیشتر به سمت استفاده از زبان دینی بود که البته می‌فرمائید خواست خودتون بوده که از دیدگاه مذهبی به قضیه نگاه کنید. صحبت من، در اثربخش‌تر بودن شیوه‌ی نخستین بود که عرض کردم.

    زهرا خانم! خیلی چیزها هستن که پتانسیل بالایی برای فاسد شدن دارن! مثلا شیر که سرشار از مواد غذائیه، به راحتی و به بدترین شکل می‌تونه فاسد بشه. رعایت دین به صورت نیم‌بند، باعث می‌شه دین به راحتی و به سرعت به چیزی ضد خودش بدل می‌شه… در حقیقت آفت جامعه‌ای که دین به طور نیم‌بند و انتخابی و البته انتخاب از روی منفعت در اون اجرا می‌شه خیلی بیشتر از جامعه‌ایه که اصولا بویی از دین نبرده! اگر دوستان بر عنوان “جامعه اسلامی” حرف داشتن، به علت این بود که اصولا در ایران “جامعه‌ای تقریبا اسلامی” نداریم، بلکه “جامعه‌ای ضداسلامی” داریم. بنابراین استفاده از استدلال‌های دینی برای متنبه کردن افراد این جامعه،‌ به نظر قصه‌ی آب در هاون کوبیدنه!

    البته می‌دونم که موضوع بحث شما چیز دیگری بود. پس به همین مقدار بسنده می‌کنم. موفق باشید.

  64. مهرنوش ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۳۵ ب.ظ

    دوست عزیز ! زهرا جان
    مطلبت را خواندم ولی فرصت خواندن نظرات دیگران را نداشتم اما می خواستم بگم که نفهمیدم که چرا چند بار از کلمه فمینیست برای آدمهایی استفاده کردی که مخالف تو هستند ؟ اصلا معنی واقعی فمینیسم این نیست که در ذهن تو است ! این کلمه از نظر علمی تعریف دارد و معنی اش هر چیزی می شود بجز کسانی که مد نظر تو بودند ! به نظرم اگر از کلمه اومانیستها و یا ضد اخلاقان استفاده می کردی بهتر بود
    امیدوارم ناراحت نشده باشی و گاهی به ذهن خاکستری هم سر بزنی !

  65. وحید ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۳۸ ب.ظ

    چون زهرا خانم از دین و مذهب و تحقیقی بودن اعتقادت در نوشته هات صحبت کردی، میخوام بپرسم از شما فرق ازدواج موقت که در شیعه بر آن تاکید شده! و دوست پسر دوست دختر داشتن چیه؟ در اسلام داشتن زن های صیغه ای متعدد در یک زمان (نامحدود، حد اخلاقی یا اجتماع تعیین نشده) یا بطور متوالی هیچ اشکال ندارد که ثواب هم دارد! شما با پسر یا دختری که چندین زن یا شوهر صیغه ای دارد یا داشته است هم مشکل داری؟ اگر مشکل داری که باید بگم با دینت مشکل داری و اگر هم مشکل نداری، چرا با تعدد دوست پسر دوست دختر مشکل داری؟ تنها تفاوت بین دوست پسر و دوست دختری و صیغه، خواندن صیغه عقد است که من شخصا خواندن آنرا ربطی به خدا و دین نمی دانم و ساخته دست آخوندها برای دخالت در تمام رابطه انسانها میدانم. شما با توجه به اینکه اعتقادت تحقیقی است برای من ثابت کن که خواندن این جمله عربی برای اخلاقی بودن و الهی بودن … رابطه لازم است!
    در ضمن در مورد اخلاق چند نکته هست:
    ۱) اخلاق در مورد رابطه بین انسانهاست نه در مورد یک انسان. مثلا استمنا کردن یا نکردن جنبه اخلاقی ندارد چون مربوط به یک نفر است و بحث اخلاقی ندارد. ولی ازدواج و دوستی که بین ۲ نفر یا بیشتر است جنبه اخلاقی دارد. و اما خوب بودن یا بد بودن و زشتی و بدی در اخلاق یک تعریف است که مورد قبول یا رد جامعه است. اخلاق مطلق نیست بلکه نسبی است. یعنی اینکه مثلا در جوامع اسلامی عمری است گفته شده که ازدواج و چند همسری خوب است و زشت نیست و برعکس معشوقه داشتن و دوست پسر دوست دختری زشت است و بد. بنابراین مردمی که در این جوامع زندگی میکنند چندهمسری را اخلاقی و معشوقه داشتن را غیراخلاقی میدانند. برعکس در جوامعی مثل غرب چندهمسری غیراخلاقی و زشت و معشوقه داشتن را طبیعی و امری خوب می دانند. پس اخلاق بستگی به تعریف ما دارد. تعریف را عوض کنیم خوب زشت میشود و زشت خوب!

  66. unknown buddy ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۰ ب.ظ

    این که می گی اینا با ما فرق نمی کنن قبول ندارم … اختلاف بین ما ها و متولدین سال ۶۶ به بعد خیلی زیاده … ورودی های جدید دانشگاه ما همشون تو همون سن و سالها هستن و من کاملا می بینم که تفاوت خیلی زیادی با ما دارن… به نظر من هم سن و سال های ما (یعنی من) بیشتر به یه سری مسایل پایبندن … و نسل به نسل این پایبندی کمتر می شه … خودمون رو مقایسه کنید با نسل قبلیمون … ضمنا من به ازادی محیط وبلاگ و اینترنت معتقدم و باید طوری باشه که واقعا هر کس هر چیزی که دلش می خواد بنویسه … بدون محدودیت…

  67. محسن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۴ ب.ظ

    خب. راستش در کل موافقم با حرفهات. اما یه چیزی رو نباید نادیده بگیری. ما نمیتونیم بگیم (همه) از خوندن چنین محتوایی لذت میبرند و موافقن چون سکوت میکنن. اقتضای دنیای مجازی همینه. هر کسی هر چیزی دوست داشت میگه. اینم خیلی مهمه که لزومن هر چیزی که گفته میشه عمل نمیشه و نشده! به قول شما بیشترشون عقده اس. من فکر نمیکنم فاعلین این کار اینقدر بیکار باشند یا حوصله داشته باشند که بیان و وبلاگ بنویسن. شما اگه اتفاقی گذرت به سایتهای مفصل اینچنینی و تالارهای گفتگوش بیافته میبینی مثلا طرف خاطره تعریف میکنه. چندتاش رو بخونی تابلو هست که همه از هم کپی شده و اصلن این کارها صورت نگرفته در واقعیت و ساخته تخیل هست. خب دلایلش هم که معلوم.
    من اینطور مسائل رو توی دنیای مجازی ندید میگیرم. اصلن نمیبینم. شما هر وقت دیدی تو دنیای واقعی مردم اومدن و از حریمهای خصوصی شون صحبت کردند اونوقت بدون که همه بی حیا شدن یا این مسائل براشون عادی شده و … ولی الان اینرتنت یه ابزار هست در دست افراد محدود. شما مثلا دوست وبلاگی چندتا داری؟ شاید صد تا نشه. وبلاگستان یه جمع محدوده مجازی هست که ممکنه توش هر حرفی زده بشه. بی اعتبار و با اعتبار. پس نباید خودت رو راجع به مسائلی که ارزشی نداره و مربوط به هوا و هوس و تخیل! اذیت کنی.
    از عرق مذهبی و حس نهی از منکرت خیلـــی ممنونم! :)

  68. سمیرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۰۹ ب.ظ

    من اصل ِ پست هنوز علامت سواله برام. خوب من بعضی از این وبلاگ ها رو می خونم ولی من هیچ گاه ندیدم حتی در اون پست ها کسی رو تشویق یا منع به رابطه با جنس ِ مخالف(اصطلاح ِ شما نامحرم هست) بکنند. خوب بعد من مختارم که اون پست ها رو بخونم یا نخونم، تحت ِ تاثیر قرار بگیرم یا نگیرم؛ مگر این که این قدر به بلوغ ِ فکری نرسیده باشم که با خوندن ِ چند نوشته بنیان ِ فکریم عوض بشه. این انتقاد ِ شما کاملاً نا به جاست. عقاید ِ هر کس برای ِ خودش محترم هست. هر کسی حرفش رو می زنه؛ حالا این حرف رو هر کسی یه جور تعبیر می کنه، یکی به نوشته های ِ اروتیک، یکی تجربیات ِ جنسی،….چرا فکر می کنید همه باید به همون چیزی عقیده داشته باشند که شما دارید؟

  69. بهروز ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۱۱ ب.ظ

    منم کاملا با شما موافقم و واقعا متاسفم از این وضع .

  70. فؤاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۲۵ ب.ظ

    زندگی خصوصی، زندگی خصوصی، زندگی خصوصی! وبلاگ یک رسانه‌ی خصوصی برای یاداشت‌های شخصی. یک سرمشق برای کسی که سال‌هاست وبلاگ می‌نویسد و تا به حال بارها زندگی خصوصی خود و دیگران را اینجا نوشته است به خدا مسافرت به شمال و زندگی توی خوابگاه و اخلاق دختر همسایه هم زندگی خصوصیه…
    یاد بگیریم ایران یک کشور با یک دین و اعتقاد همگانی نیست همانطور که هیچ کشور و هیچ بشری پیدا نمی‌شود که با همه‌ی عقاید دیگران موافق باشد. پس راه حل اینکه بهتر است برای وضع عمومی مردم دل سوزانده نشود و نه برای اعتقاداتشان که حتی اگر شیطان هم باشند محترمند تا زمانی که به کسی زیان مالی، جسمی و روحی نرسانند. اگر بخواهم مفصل شرح دهم تکرار مکررات است و نرود میخ آهنی در سنگ.
    همانطور که من نمی‌توانم به اعتقادات دینی و مذهبی شما حتی از روی تقلید هم که شده خرده بگیرم هیچکس حق ندارد به اعتقادات دیگران حتی غلط‌ترین آن‌ها خرده بگیرد چه برسد به توهین کردن که اعتقاد یک مسئله‌ی شخصی‌ست و وبلاگ هم یک رسانه‌ی شخصی.
    من اگر نوشته‌های شما را نمی‌پسندم بهتر است محترمانه به شما بگویم و شما را از لیست وبلاگ‌هایی که می‌خوانم حذف کنم مثل کسی چون حسین درخشان. دیگر نه اعصاب خودم خرد می‌شود و نه هیچ چیز دیگر. امیدوارم روزی برسد که ما یعنی همه‌ی ایرانی‌هایی که اول ایرانی هستیم و بعد مسلمان و مسیحی و یهودی و زرتشتی و کافر به اعتقادات هم احترام بگذاریم و در رسانه‌ی شخصی خودمان اعتقاد دیگران را سرکوب نکنیم.

  71. فؤاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۳۲ ب.ظ

    دو غلط نگارشی داشتم: یادداشت و اینکه بهتر است برای وضع عمومی مردم دل سوزانده شود، ممنون می‌شم دومی رو اصلاح کنی چون معنی جمله عوض شده

  72. Darya ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۳۳ ب.ظ

    ba che angize ee ino gofti Zahra?aval fekr kardam manzooret feministhaee hast ke 2 rooz zendan raftaneshoono 2 boogh mizanand baad az lab gereftan ba marde holandi minevisand!jameyeh islami yani chi?man motasefam nehzateh feministayejh ma dasteh kiiya oftadeh?!!ma ke zanim nakhiym eena modafeh va sedayeh zananeyeh ma 2 donya bashand !bayad ki ro bebinim?!shad bashi

  73. dj ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۴۵ ب.ظ

    ای بی ادبٍ پر رویٍ، فاشیستٍ…(سانسور شد)
    چیکار به کامنت من داشتی؟
    با این عقاید …..(سانسور شد) بهتره بری……(سانسور شد)
    الهی…..(سانسور شد)
    از شما ملت غیور رشت و حومه داشتن اینجور عقاید اصلاً دور از ذهن نیست

  74. dj ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۵۰ ب.ظ

    راستی یادم رفت بگم
    اگه ۳۵ سالت شد و هنوز ازدواج نکرده بودی و نرفتی سراغ روابط از این نوع، اون موقع انتقاد کن.
    من حتی اگه انتقاد از بیان این روابط رو قبول کنم هم، اصلاً زیر بار انتقاد از خود این روابط نمیرم
    وبلاگت رو هم تعطیل کن سفراه خانه سنتی بزن

  75. نورا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۴:۰۹ ب.ظ

    تا زمانی که معضلات جنسی این جامعه حل نشود (چه از طریق تعالیم دینی ویا سایر راهکارها) وضع همین است .شاید بیان این بعد از زندگی خصوصی باعث باز شدن عقده ها شود وشاید هم باعث گرسنه تر شدن فرد بشه .من نمیدونم.

  76. مجید ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۴:۱۶ ب.ظ

    اگر می‌خواستم با خواندن همین یک صفحه در مورد شما قضاوت کنم می‌گفتم که سندروم مطلق‌گرایی دارید (اولین و شاید آخرین باری است که وبلاگ شما را می‌خوانم). من می‌گویم که آیا به مخیله‌تان خطور می‌کند که «شاید» شما تقلید می‌کنید. طوری رفتار می‌کنی که انگار من گفته‌ام که که بدون تعمق دین‌دار هستی. اتفاقا برعکس. من می‌گویم که این شمایی که بقیه را بطور مطلق به غفلت و لاابالی‌گری متهم می‌کنی. و وقتی که این حرف را می‌زنم حواسم هست که خودم شما را بطور مطلق متهم نکنم.

    این که می‌گویی حتی اگر مذهبی هم نگاه نکنیم از نظر اخلاقی غلط است همان سندروم مطلق‌گرایی است. هنوز نمی‌دانی که اخلاق نسبی است و نه مطلق؟ در اخلاق نظام حاکم جامعه شما چندهمسری کاملا شرعی و مجاز و در نتیجه اخلاقی است. در کشورهای دیگر چندهمسری یکی از زشت‌ترین کارهاست و کاملا غیراخلاقی. شما منظورتان کدام اخلاق است؟ اخلاقی که برای هر کس ممکن است متفاوت باشد؟ برای شما گناه کبیره نکردن اخلاقی است. برای من رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی معیار سنجش اخلاق است. امیدوارم با این مثال‌ها متوجه فرقش شده باشید.

    امیدوارم که تعمق و مطالعه شما در مورد انتخاب دین به همان اندازه ساده‌اندیشی‌تان در مورد مطلق بودن اخلاق نباشد.

  77. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۲۶ ب.ظ

    سلام.عجب امروز مشتری ها زیاد بودن :) به نظر من هر کس نتیجه عملش رو می بینه و اگه کسی تا حالا نتیجه کارای بدشو ندیده و این کار تو انجام کثافت کاری جری تر کردتش بهتره عجله نکنه چون تو همین دنیا هم نتیجش رو می بینه.در مورد اسلام تا جایی که من مطالعه کردم بسیار متفاوت از اون چیزی هست که الان تو جامعه می بینیم.در مورد اینکه چرا وقتی اسم اسلام میاد یه عده دچار عناد ورزی می شن ما با این عزیزان هم بحثی نداریم و عقیدشون به خو دشون مر بوطه.و نهایتا اگر یکی دید ۵۰۰ میلیون نفر به اسم اسلام یا ادیان اسمانیه دیگه هزار جور کثافت کاری می کنن و بعد اون فرد نتیجه بگیره پس اسلام یا اون دین عقب مونده یا بیخوده باید عرض کنم که اون فرد هنوز به بینش صحیحی از دنیای پیرامون و نحوه صحیح تعقل نرسیده

  78. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۳۲ ب.ظ

    در مورد این مسایل بین زن و مرد هم به نظر من از اونجاییکه دو صد گفته چون نیم کردار نیست اصلا صحبت بی فایده هست چون اساسا اشکال از جای دیگه هست و دختر پسرایی که تواین جور کارا می رن مقصر ثانویه هستند و با این حال عذرشون نا موجه. به هر حال از اونجاییکه ماه چو پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود ایو وضعیتی که توشیم قایل پیش بینی بود.به نظر من بد تر هم می شه چون عامل باز دارنده درونی به علت درک نا صحیح رایج بسیار ضعیف شده.

  79. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۳۵ ب.ظ

    موفق باشید :)

  80. مهدی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۴۱ ب.ظ

    خوشحالم از این جهت که می بینم افرادی که بهت اعتراض کردن از لحاظ فکری بن مایه ضعیفی دارند
    طرف هنوز نمی دونه که اون آزادی اندیشه هست که محترمه نه آزادی عقیده

  81. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۵۰ ب.ظ

    راستی یه چیز یادم رفت بگم.شما هم بیکاریدا :) عجب حوصله ای دارید می شینید با این واون کل کل می کنید :) بزارید هر کس تو ایدئولوژی خودش باشه خوب .اگه خوب بود که با نفع خو دشه اگه نبود هم که دودش تو چشم خودش می ره.اگه منظور دعوت دیگران به نیکی و نهی از زشتیهاست خوب باید بگم من شخصا بعید می دونم اینجا بشه این کارو کرد چون عملا حرف زدن تاثیر منفی داره معمولا چون زود در مقابلش جبهه می گیرن.واسه همین من می گم برید یه لیوان چایی تازه دم بریزید و از طعم و عطرش لذت ببرید و کل کل رو رها کنید و با عمل دعوت به خوبی و نهی از زشتی کنیم :)

  82. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۵۶ ب.ظ

    من به شخصه یه چیزو کاملا فهمیدم.حتی اگه تو قوم لوط هم زندگی کنید یعنی همه مزخرف و منحط هم که باشند می شه پاک موند و نکته دیگه اینکه توهین به هیچ نوع تفکری صحیح نیست و از اونجاییکه تنها چیزی که عقول سالم در موردش تفاهم دارند اصول عقلانی و محبت هستش بحثی هم اگر زمانی بود باید با رعایت این دو اصل انجام بشه.

  83. اسماعیل ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۱۷ ب.ظ

    من کاملا موافقم و این جور سایتا و کامنتهایی که در بالا خوندم نشان از روشنفکری مقلدانه ما از منحرفین خارج از ایرانه (که خیلی هم زیاد نیستند ) . متاسفانه ما فقط از پیشرفت و مدرن شدن روابط جنسی و دریدگی رو به ارث بردیم. خدا میدونه من هم زمانی در تفکرات منحرفانه دوستانی مثل این افراد بودم و باز خدا میدونه مذهب من رو به آرامش رسوند. ماهااز حقیت مطلق بی خبریم . هیچ کس نمیدونه که چی درسته چی غلط اما به نظر من اون چیزی در مورد من درسته که منو به آرامش برسونه و در مورد من این چیز نمازه و عمل به اعتقادات مذهبی! افرادی که توی وبلاگشون این گونه مینویسند شاید دنبال آرامشند. اما این مرحله زود گذره !
    محض شوخی این رو هم بگم که حالا یک سری حرفشو میزنند ، اما یک سری کافر بی دین عکساشونم میذارند باور کنید

  84. احمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۲۱ ب.ظ

    زهرا خانوم عزیز!
    باید بگویم که به خاطر نوشتن این مطلب تحسینت می کنم، و باید بگویم که کسانی مثل نویسنده ی وبلاگ امشاسپندان را هم به خاطر نوشته هاشان تحسین می کنم. “صبر کن… عجله نداشته باش”
    این نوشته ی تو و مطالب اخیر فرناز یک خصوصیت مشترک دارند. شما بدون ترس از فحش های ممکن، عقاید خودتان را بیان کرده اید. در شرایطی که بسیاری از ما به طرز حادی گرفتار دورویی هستیم جسارت هر دوی شما قابل تحسین است.
    کاری با این ندارم که مطلب تو دقیقن در راستای ترویج دورویی نوشته شده! در این راستا که در زندگی ی خصوصیت هر چه هستی باش، این جا که می آیی ادب داشته باش. در راستای لطفن عفت عمومی را یک کاریش بکنید! در راستای خواهرم حجابت را! “و این تذکرات آدم را دورو می کنند” مهم این است که تویی که این گونه رفتاری را می پسندی بی ترس حرفت را می زنی و پای فحش خوردنش هم ایستاده ای. شاید بگویی مهم حفظ عفت عمومی است حتی به قیمت دورویی. من با این شاید احتمالی مخالفم و شاید درباره اش نوشتم.

  85. الناز ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۳۴ ب.ظ

    نوشته شما و جسته و گریخته کامنت ها را مرور کردم. فقط می توانم بگویم این شیوه گفت و مان را پسند نکردم. اگر ما در صحبت خود قضاوت, پیش داوری؛ حقارت و احساسات کمی و کیفی دیگر را بکار بگیریم چطور می توانیم به نتیجه ای برسیم و مسله را علت یابی بکنیم. اگر بخواهیم کسی را درک کنیم و به چند و چون رفتار و کردارش پی ببریم باید که بتوانیم خودمون را جای او بگذاریم و احساس و افکار او را در ذهن خودمان تجربه و بازسازی بکنیم و در عین حال متوجه باشیم که این ما هستیم و نه او. این شیوه گفت گوی مسالمت آمیز را زبان زرافه می گویند. زبان همدردی, همدلی و درک متقابل است. چون زرافه حیوانی است با قلبی بزرگ و بخاطر قد بلندش دیدی وسیع دارد. مقابل آن زبان گرگ است که با نیش کنایه کوبیدن تحقیر شروع می شود و با شکستن و توهین به آخر می رسد.
    اینجا دلم می خواست آنقدر فرصت داشتم که بتوانم در باره علل رشد روندی که در جامعه امروز ایران شایع شده بنویسم ولی مهمتر از آن باید به نحوه گفتگو و نحوه بیان درخواست آدم ها نسبت به هم اشاره بکنم. بی شک تعداد زیادی از این کامنت ها متعلق به قشر تحصیل کرده هاست و این شیوه گفتگو از آنها دور از انتظارست.
    باید بگویم در جامعه ای که شیوه زندگی و تفکر به آدم ها تحمیل شود آن هم از طرف کسانی که استحقاق شان را ندارن نوعی موضع گیری و مبارزه طلبی منفی در بعضی افراد پیش می آید. این سبک که فرمودین جزوی از زندگی غربی است ولی ما که غربی نیستیم اما با ادعا کردن جامعه اسلامی مسلمان سفت و سخت هم نمی شویم. دقت کرده این که اغلب نسل بعد از انقلابست که بیراهه رفته. وقتی معیارهای تربیتی خانواده محکم و موثر نباشد جوان به دوست و همسن و سال ها پناه می برد و یا کسی که در جامعه انتظارش را می کشد تا طعمه اش بکند. شما می توانید بگویید که معیارهای جامعه می توانسته جای کمبود نفوذپذیری خانواده را بگیرد در اینصورت چرا باید هم اکنون اغلب دخترهای اهل قرار… متعلق به روسیه و کشورهای اروپایی باشند. سال ها محرومیت از خواسته های شخصی زندگی آن ها را سالم بار نیاورد و اصلا” تعریف ما از سالم و ناسالم چیست. اینجا باید به توجه و نگرش آدم ها از زندگی توجه بکنیم.
    حیف برای چندمین بار در نوشته های شما زیر پا گذاشتن یا رعایت نکردن حقوق و آزادی دیگران را می بینم.
    دست آخر می خواهم تعریفی از کلمه بدهم. کلمه معنایی است محدود در دایره شعاع آزادی. باید در رعایت این شعاع و بکارگیری معنا دقت بکنیم وگرنه هم دلی را می شکنیم و هم تا بخودمان بیاییم مبدل به جوجه دیکتاتورهایی می شویم که زیر نظر رییس دیکتاتورها به دیگران زور می گوید و به هر بهانه ای به مردم اهانت می کند تا خودش را بزرگ جلوه بدهد و قدرت بگیرد.
    خدا ما را خلق کرده که رشد بکنیم. همه مان را دوست دارد. یاد بگیریم که چگونه عاشق هم بشویم و به همدیگر عشق بورزیم. وگرنه ما عشق را از خدا داریم. می بینید که همه ما انسان ها خدایی هستیم. از او بوجود آمده ایم و بطرف او خواهیم رفت. بقیه این مسائل زاییده ذهن کسانی است که می خوانند سفره ای برای خود باز کنند و چه خوب هم موفق شده ان. می دانید چرا. چون ما این اجازه را به آنها داده ایم.

  86. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۵۲ ب.ظ

    به ذهن خاکستری:
    اگه من ربطش دادم به فمنیسم فقط برای این بود که ۱۰۰ نویسنده این چند تا وبلاگ خودشون رو جز فمنیست ها و فعالان زن و زندان روندگان این راه می دونند! و الان چند وقتیه ریکرسیولی (!!!) هر کدوم دارن راجع به این مسائل با پارتنرهای داخلی و اخیرا هلندی و کانادایی مینویسن!!! وگرنه به قول شما میتونست کاملا بی ربط باشه…

  87. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۵۶ ب.ظ

    به احمد:
    منظورتان از ترویج دورویی چیه؟
    حفظ حریم حرمت حتی به قیمت دورویی؟!!!

    کدام دورویی؟! مگه شما قادرید همون قدر که در حریم خصوصی خودتون راحت هستید در اجتماع هم باشید و یا اینکه همون قدر که در اجتماع جدی هستید در حریم خصوصی هم باشید؟!!!
    پس تعریف حریم خصوصی از نظر شما چیه؟ و یا به طور کلی تعریف دورویی؟!!!

  88. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۰۹ ب.ظ

    ببینین بذارین من در حالت کلی یه چیزی درباره ربط این موردی که نوشتم به فمنیسم بگم!!!
    الان اکثر نوفمنیستها و شاید کهنه فهمنیستهای وبلاگستان فکر میکنن اگه درباره فاعل بودنشان در روابط جنثی بنویسند به معنای اینه که خوب پس با مردها برابرن چون خوب اونام همچین چیزهایی رو مینویسن!
    غافل از اینکه هر دو گروه به نحوی دارن محتوای پ و ر ن تولید می کنن!!!
    به سوال من دقت کنید؟ آیا صرف داشتن ثکث و یا جار زدن درباره اینکه من دیگه ویرجین نیستم و فلان چیز اصلا واسم مهم نیست کسی فمنیست میشه؟!!؟!
    پس اینهمه جار و جنجالی که اخیرا راه افتاده چیه؟؟؟
    من یادمه که پریشب خوندم که ناتور هم چنین جمله ای رو نوشته بود:

    http://www.natoor.com/2008/04/1074.php

  89. نقاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۱۴ ب.ظ

    با ۹۰ درصد حرفات موافقم

    گویا تا دیروز مدعیان فمنیست دم از آزادی حقوق زن و مرد سالاری می زدن اما فعلا همه شان چسبیدن به خوابیدن با دوست پسرها و لب گرفتن از پارتنرهای پیر پاتال هلندی شان (نمونه اش همانی که آقا نوشته یعنی امشاسپندان) و نوشتن خاطرات پائین تنه ای شان.
    فرناز سیفی هنوز یک ماه هم نشده که از جناب پارتنر ایرانی شان جدا شدند و تا چند وقت از ازدواج نافرجامشان می نوشتند و آه و ناله می کردند و فعلا هم دارن به آقای ۴۰ ساله هلندی لب میدن و هم آغوشی می کنند و در وبلاگ احساس خوشبختی
    لابد اینها همه اش نشانه هاییست از آزادی بیان و زن سالاری و مرد ستیزی!

  90. احمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۲۲ ب.ظ

    زهرای عزیز من به شخصه قادر نیستم همان قدر که در حریم خصوص ام راحتم در اجتماع هم راحت باشم اما وبلاگ نویسی تا حدود زیادی با قدم زدن در خیابان توفیر دارد. اساسن تو این موضوع را قبول داری؟ یعنی قبول داری مثلن وقتی که خود تو درباره ی کارهای روزمره ات می نویسی من را در بخشی هایی از زندگی ی خصوصی ات شریک می کنی، یعنی درباره ی حریم خصوص ات با من حرف می زنی و البته قبول داری که این عمل تو متفاوت است با مثلن مقاله نویسی در یک روزنامه؟
    اگر قبول نداری که باید بگویم من چیزی نمی توانم بگویم. چون من حس می کنم کسانی که از زندگی ی روزمره شان می نویسند با این قصد می نویسند و تو این جور فکر نمی کنی و تمام!
    اما فرض کنیم که قبول کردی! در این صورت من عمیقن معتقدم اگر کسی سعی کند زندگی ی خصوصی اش را جور دیگری جلوه دهد . دورویی کرده یا با وارونه جلوه دادن آن چه که هست و یا با خودسانسوری.
    حال اگر کسی می خواهد به خود سانسوری تن بدهد مختار است. اما این که بگوییم فلان مسئله “جزیی از حریم خصوصی شماست و باید خصوصی هم بمونه!” ترویج همان چیزی است که گفتم چون که خود سانسوری جلوه ای از دورویی است. مجبورم دوباره جمله ی آخر کامنت اولم را تکرار کنم: شاید بگویی مهم حفظ عفت عمومی است حتی به قیمت دورویی.

  91. امیر ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۳۵ ب.ظ

    یک سوال؟؟؟؟؟؟؟؟
    س .ک .س با یک پسر یا مرد داشتن چه ربطی به فمنیست بودن افراد دارد؟
    شاید لازم باشد تعریف فمنیست رو دوباره بررسی کنید! فمنیست بودن لزوما به معنی زن بودن نیست!!!!

  92. soozan ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۸:۳۳ ب.ظ

    Jenabe Zahra Khanoon,
    Why you are mixing up the issues. if some one is active in wemon movement and they also want to talk about their personal life in their own weblog, These are 2 different issues. why you are upset then. You are not allowed to expect what ever you believe they would write about in thier blog, as much as they don’t belief in you and don’t care what ever you say about your believes in your blog. As a religous person, I don’t want to couch any one in their belief. your act is more look like the governors in iran. you need to think about this more.

  93. تقویم صبورا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۰۱ ب.ظ

    بحث هنوزم ادامه داره!!!

  94. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۳ ب.ظ

    alo
    in emtehane nemidoonam chera nazar sabt nemisheh?!!

  95. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۳ ب.ظ

    ahhan fekr konam toolanie tooye 2 ta comment minevisamesh

  96. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۵ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    درسته که وبلاگ یک حریم خصوصیه ولی دیگران هم می توانند آن را بخوانند کسی که وبلاگ می نویسه می خواد که دیگران هم نظرشو بدونن . در غیر این صورت می تونست بره تو دفتر خاطراتش بنویسه که فقط خودش بدونه و خودش اگر این طور نبود قسمت کامنت براش نمی ذاشتن . این خاصیت انترنته که سراسری باشه . در غیر این صورت نویسندش می تونست براش یه پسورد بذاره که کسی نخوندش و اگر کسی وبلاگی رو بخونه و افکارش منحرف بشه نویسنده وبلاگ مسئوله. من با نظر بعضی از دوستان که میگن چهاردیواری اختیاریه مخالفم . نوشتن در مورد این مسائل از کمبود وعقده ای بزرگ منشا میگیره…وقتی دخترهای بزرگ الان بچه بودند رسم بر این بود که هی در گوششون شوهرشوهر کنن وهی بگن اگه فلان کار و فلان کارو بکنی شوهر برات پیدا نمی شه . بزرگترین فتوحات یک دختر و دلیل آفرینشش شوهر کردن بود . هر چی شوهر بختر دک و پز دختره و فخر فروشیش هم بیشتر . اگر دختری شوهر نمی کرد هزار و یک جور عیب روش می ذاشتن ویا میگفتن دست و پا چلفتی و بی عرضه است و همه به اون به چشم بدبخت ترین موجود عالم هستی نگاه می کردند …تمام آرزو و آمال دختر این بود که خود را در لباس سفید عروسی در کنار شاهزاده ای از آسمانها ببیند … زمان گذشت ایران شد جزو کشورهای در حال توسعه… عصر تکنولوژی شروع شد پدرها و مادرهای پر تمتراق دیگر فقط شوهر کردن دحتر حود را دلیل فخر فروشی قومی و قبیله ای نمی دانستند … چرا دختر فلانی پزشک شه دختر من نشه یک گزینه دیگر اضافه شد درس بخوااان دکتر شو تا خواستگار بهتری برایت پیدا شود دخترک آهی کشید راه رسیدن به کوه آرزویی که برایش ساخته بودند چه سخت شده بود حالا دخترک قصه ما کتاب در دست و خیال شاهزاده آسمانی را در سر داشت . حواسش را به سختی متمرکز می کرد ولی خوب هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد دخترک پزشکی قبول شد حتماً خالا پسر فلانی که او هم چند سالی است پزشکی می خواند به خواستگاریش می آید … ولییییییییییی : صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت … دخترک دلش شکست شاید اگر زیباتر باشم شاهزاده عاشقم شود … دخترک دماغش را عمل کرد….رفت کلاس بدن سازی چربیهای ا