۱۳۸۷-۰۱-۲۴
وبلاگستان بی دین و ایمون!!!!
* تکمیل: من برای این پست یک پست تکمیلی نوشتم: توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!! امیدوارم که سوء تفاهم ها رو رفع کنه. مرسی
* من چهرهای دیدهام که هزار رو داشت،
و چهرهای که یک رو بیشتر نداشت،
گویی در قالبی ریخته باشند.
من چهرهای دیدهام که از ورای تابشِ رویَش زشتیِ زیرش را شناختهام،
و چهرهای که باید تابشِ رویَش را بر میداشتم تا زیباییِ زیرش را دریابم.
من چهره پیری دیدهام پوشیده از خطِ هیچ،
و چهره صافی که همه چیز بر آن حک شده بود.
من چهرهها را میشناسم،
زیرا که از ورای پارچهای که چشمان خودم میبافد، میبینم
و به حقیقتِ زیرین میرسم.
(جبران خلیل جبران)
* یعنی جدی جدی ها اینترنت و وبلاگستان به همین بی دین و ایمونی ای هست که نشون میده؟؟
خیلی دلم میخواد این مطلب رو گسترش بدم!!! اما از الان میتونم حدس بزنم چه کامنتا و فحشهای از طرف برخی آدمها و فمنیستها و به اصطلاح روشنفکرها دریافت خواهم کرد!!! لابد میخوای مظلوم نمایی کنی! میخوای بگی من نجیبم و هزار جور قضاوت بیمورد دیگه!!! اما به درک من واقعا نتونستم ساکت باشم!!!
یه چیزی این روزها توی این وبلاگستان مد شده و اونم اینکه تمامی فمنیستهای (!) وبلاگستان شروع کردن به تقلید از همدیگه در راستای نوشتن از روابط خصوصی شون با دوست پسر و یا پارتنر محترمشون و در این راه هر کدوم سعی دارن از بقیه عقب نیفتن و اگه خاطره ای حرفی حدیثی چیزی از مراسم قبل و حین و بعد از روابط جنثی شون در سالهای اخیر و سالهای آتی که یادشون اومد حتما قید کنن!!!
حالا اصلا بماند برای من اصلا مهم نیست! فقط حرصم از این میگیره که حالا به باقی ملت چه ربطی داره شما داری با دوست پسرت چه غلطی می کنی؟!! این مسئله جزیی از حریم خصوصی شماست و باید خصوصی هم بمونه! حالا مثلا نوشتن ازش یعنی که چی؟! چیو میخواید ثابت کنید؟!!!!!!!!!!!!!!! میخواید بگین خیلی روشنفکرید؟!!! و یا خیلی فمنیستید؟!! و یا خیلی زن سالارید؟!!! و یا اینطوری میخواین برابری خودتون رو با مردان ثابت کنید؟!!!
همین جا هم بگم که من با آقایونی که هم که راجع به این مزخرفات مینویسن هم مخالفم! اساسا به نظرم تولید چنین محتواهای مبتذلی واقعا نشان از بیکاری و حماقت و حتی در بیشتر موارد عقده های نویسنده داره!
* نکته مهمتر برای من واقعا تفاوت دیدگاهها و عملهاست!!! من میخوام به عنوان یک دختر مذهبی از دیدگاه مذهبی به این قضیه نگاه کنم و فقط تاسف بخورم! یعنی خداییش پیدا میشه یه دختر جوون و یا پسر جوون توی این وبلاگستان که فکر کنه این کار واقعا گناه کبیره است؟!!! یعنی جدی جدی از نظر همه شماها این کارا توجیه شده است؟!!! از نظر دینی و شرعی و حتی عرفی؟!! منظورم از این کار یعنی رابطه جنصی با نامحرم؟!!! هیچ کدومتون از خوندن این نوشته ها متاثر نمی شید؟! نارحت نمی شید؟! حالتون بد نمیشه؟!!
حالا فکر نکنین ما ۸۰ سالمونه و اینقدر متعجب شدیم! بابا اینا اکثر اینها سنن توی مایه های ۶۶ به اونور هستند! یعنی ماکزیمم اختلاف سنی بین ماها (متوسط خودمون و خوانندگان وبلاگ رو در نظر بگیریم) دیگه فوقش میشه ۴ و یا ۵ سال! یعنی این ۴-۵ سال اینقدر تاثیر گذار بوده؟!!!
اصلا بحث فراهم بودن موقعیت و این حرفا هم نیست! مسئله به کنترل فردی و ایمان و تربیت طرف بر میگرده!
اینا به چی فکر می کنن که اینقدر سرخوشن؟!! فقط همین حال و لذتهای مادی حال؟! یعنی دیگه نه حساب کتابی داریم و نه آخرتی و نه لابد خدایی؟!!! یعنی پدر و مادراشونم مثل خودشونن؟! اصلا خونواده هاشون باخبرن؟!! اینها چطوری بار اول شروع کردن و خودشون رو راضی کردن؟!! منظورشون از این روابط از هم گسیخته چیه؟! میخوان به کجا برسن که هر لحظه با یکین و سریع هم رابطشون به جاهای باریک ختم میشه و بعد بهم میخوره و یه متن غمگین میذارن توی وبلاگشون و دفعه بعد با نفر بعدی و به همین ترتیب؟!!!!!!!!!!
چقدرم راحت میان جار میزنن! حتی از خصوصی ترین مراحلش!!! خیلی از اینا رو من می شناسم و حتی دیدمشون! جالب اینجاست که این مسئله اصلا بینشون موروثیه! یعنی بعضیهاشون قبلا با دوست پسر اون یکی بودن و حالا بهم زدن و شایدم خسته شدن رفتن سراغ یکی دیگه و …
واقعا مسخره است و تا حد زیادی به نظرم عجیب و غریب و تاسف بار میاد!!!
برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟! که اینهمه فساد پنهان و آشکار توش هست!!!
* اصلا کسی هست که با من موافق باشه و دغدغه هاش اینطوری باشن؟!!!
* تکمیل: من برای این پست یک پست تکمیلی نوشتم: توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!! امیدوارم که سوء تفاهم ها رو رفع کنه:
http://www.zahra-hb.com/2008/04/15/a-description-for-irreligious-weblogers-post/
مرسی