در دنیای واقعی همین زهرا نیستم

* گذشته ساکت است به احترام آنچه که گذشته است

* آخی… وقتی اومدم خونه بلافاصله تلویزیون رو روشن کردم. میدونین چی داشت پخش میشد؟ کارتن پرین… البته اسم کارتنشو دقیق یادم نیست ولی همون کارتنی که یه دختری به اسم پرین داشت دنبال پدربزرگش می گشت… همونی که مامانش ساری میپوشید و از مردم عکس می گرفت… وقتی داشت آهنگ پایانی این کارتن پخش می شد من خیلی منقلب شدم و حتی اشکمم در اومد… نمیدونین چه حس و حالی بهم دست داد…
بعد از پست: آخی اینجا خلاصه داستانش هست به همراه یکسری عکس. واااای مرسییییی
هوووووم خوب اینم کتابش. یادم باشه در اولین فرصت بخرم و بخونمش.

* من بیشتر از اون چیزی که نشون میدم خنگ هستم در حقیقت ترسو و بی اعتماد به نفسم و خداییش اینقدر که فکر می کنین خنگ نیستم! ای کاش توی دنیای واقعی و شفاهی به همین شجاعتی بودم که در دنیای مجازی و کتبی هستم!!! نمیدونم چرا عادت دارم اینقدر با خودم کلنجار برم و سر هر مسئله کوچیکی هزار جور جوانب رو بسنجم! توی دنیای مجازی و وبلاگ مخاطب رو در رو نیست برای همین آدم راحته هرچی که دلش خواست بنویسه (مگه اینکه قیافه های برخی مخاطبین اشنا رو تجسم کنه و ننویسه) ولی توی دنیای حقیقی و شفاهی اینطوری نیست. حداقل من اینطوری نیستم!
برای همین اصلا فکر نکنین که من در دنیای واقعی همین زهرای رک و صریح و لابد شجاع این وبلاگ هستم! نه اصلا اینطور نیست! کاشکی بودم
اصلا من یک توهم و یه مرض بزرگ دارم و اونم اینه که رفتارام گاهی اوقات طوریه انگار که کل آدمیان و اشباح و جنیان بیکار و بیعار نشستن که منو بپان و منو زیر نظر بگیرن و راجع به من نظر صادر کنن!!!
- میخوام برم چایی بردارم هی با خودم کلنجار میرم این مردم الان فکر می کنن این دختره چرا اینقدر میره و میاد! لابد میخواد خودشو نشون بده! اصلا چرا اینقدر چایی میخوره؟!!!
- میخوام یه سوال ساده بپرسم هی با خودم کلنجار میرم آره این دختره الکی میخواد باب گفتگو رو باز کنه! یا شایدم همین قدر خنگه! اصلا کی به این لیسانس داده؟! اینم شد سوال که جوابشو بلد نیست؟!
- میخوام راجع به یه موضوعی حرف بزنم هی با خودم کلنجار میرم آره اصلا کی از تو نظر خواست دختره نیم وجبی؟ اصلا تو رو چه به این حرفا! اگه خیلی غلط بود چی؟ اگه خیلی زدن توی ذوقم چی؟!!!
- میخوام از یه جا رد شم هی با خودم کلنجار میرم آخه این مردم نمیگن این دخترا چرا اینقدر از اینجا رد میشه؟ مرض داره؟ میخواد خودنمایی کنه؟ میخواد توجه ما رو جلب کنه؟
- میخوام برم خرید کنم حتما دقت میکنم فروشنده خانوم باشه و یا پیرمرد! در غیر اینصورت شونصد جور احتمال منفی در نظر می گیرم!!!
خلاصه اینکه همش معذبم! همش می ترسم حرف بزنم، سوال کنم! فعالیت کنم! این ترس لعنتی اعتماد به نفسو ازم میگیره! از همه بدتر اینکه گاهی اوقات منو بدجوری شبیه خنگا نشون میده! مثلا فرض کنین میخوام یه سوال بپرسم. اونقدر انواع و اقسام احتمالات منفی رو از جانب فرد مقابل در نظر میگیرم که یهو ممکنه یه سوال احمقانه بپرسم و کلیه اصول و مبانی حتی ساده ای رو که تاکنون فراگرفته بودم رو خودم دو دستی زیر پا بذارم و خنگیتم بیش از پیش ثابت بشه!!!

* اصلا بذارین خیال همه تون رو رعایت کنم! یه اشتباه رایج اینه که فکر کنین چون یه وبلاگ معروفه پس لابد نویسنده اش آدم کاردستیه و خودشو می گیره!!! این تعبیر صد در صد غلطه! نمونه بارزش همین وبلاگه که همچین یه نموره معروفه ولی نویسنده اش یه دختر دست و پا چلفتی مثل منه!!! همین خواستم بگم خیلی با خوندن یک وبلاگ فکر نکنین که نویسنده اش رو شناختید و هی با خودتون نگین وای این چقدر کار بلده و بارشه و لابد آدم مهم و این حرفاست! باور کنید اصلا و ابدا از این خبرا نیست!!! ممکنه ادل کنه و نویسنده اش یه چرمنگی مثل من باشه!!! این پاراگراف رو کاملا جدی نوشتم! وبلاگ گاهی اوقات برشهایی از زندگی یک آدمه و مطمئنا حاوی نقاط ضعف و اخلاقای گند آدم نیست. آها راستی لطفا راجع به خوشگلی یا زشتی نویسنده هم تصمیم قطعی نگیرید! اکثر وبلاگ نویسا (منجمله خودم) قیافه هاشون دوزار نمی ارزه :-) و این دلیل موجه ایه برای عکس نذاشتن!!! آنها میخواهند شما خوانندگان محترم و خوشگل و خوشتیپ شبها با دیدن قیافه های دهشتناک اونها دچار کابوسهای وحشتناک نشوید :-) اینو منی میگم که یه زمانی پایه اکثر قرارهای وبلاگی بودم خیلی از وبلاگ نویسا رو دیدم!!!

* اه! بازم غر زدم که! شد یه روز من خودمو دوست داشته باشم؟ یعنی همین زهرای درب و داغون و خنگول رو دوست داشته باشم؟ خوب من همین طوریم دیگه. عوض که نمیشم باید با همه این عادتهای زشتم بسازم… دلم برای این زهرای درونم میسوزه. طفلی… چقدر غر سرش میزنم و چقدر تحقیرش می کنم:-(

* پولدارترین های ایران کجا جمع میشوند؟… جالبه حتما ببینین

* نامه چارلی چاپلین به دخترش: دراینکه آیا واقعا” چنین نامه ای نوشته شده یا نه بحثهای زیادی است ولی در اینکه این نامه به زیباترین شکلی مفاهیم ساده ای که اکثرآدمها فراموش کرداه اند رابیان میکند شکی نیست…
من از این بخشهاش خیلی خوشم اومد:
۱- صدای کف زدن های تماشاگران گاه تو را به آسمان ها خواهد برد، برو! آنجا برو. اما گاهی نیز بر روی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن: زندگی آن رقاصان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد؛
۲- من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند، احساس کرده ام…
۳- نیمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می آیی آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسر فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس، حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و اگر پولی برای خریدن لباس های بچه اش نداشت پنهانی پولی در جیب شوهرش بگذار!
۴- هنر پیش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را نیز می شکند.
۵- اعتراف کن دخترم، همیشه کسی هست که بهتر از تو میرقصد. همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند
۶- اما این حقیقت را به تو بگویم دخترم، مردمان روی زمین استوار، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند.
۷- اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریان اش را دوست می داری…
پ.ن: من شماره ۷اش رو خیلی دوست داشتم. کل نامه اینجاست اگه وقت کردین حتما بخونیدش.

۴۳ نظر

  1. صدیقه طوبایی ۱۳۸۷-۰۱-۱۸، ۷:۲۵ ب.ظ

    راستی این کلیپ های تصویری توی youtube رو چطوری میشه نگاه کرد؟ من که هر چی روش کلیک میکنم هیچی نشون نمیده!!! نکنه سر کاری باشه ما خبر نداریم

  2. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۱۸، ۷:۳۴ ب.ظ

    نه نشون میده صدیقه جان
    سرعت اینترنتت چنده؟

  3. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۱۸، ۸:۵۷ ب.ظ

    اسمش با خانمان بود :)

  4. علی زالی ۱۳۸۷-۰۱-۱۸، ۹:۰۵ ب.ظ

    اسمش با خانمان بود و این لینک دانلود آهنگش برای یک دختر دهه شصتی نوستالژیک
    http://www.mhbateni.com/mohammad/music/Baa%20Khaaneman/

    اینجا رو هم سر بزن که بیشتر نوستالژیک شی
    http://www.mhbateni.com/mohammad/music/?M=D

  5. کسی که شما رو خوب می شناسه ۱۳۸۷-۰۱-۱۸، ۱۰:۲۸ ب.ظ

    عجیبه! خانم ز.ح.ب شما اینقدر منفی بافی (نترسید قصد لو دادن شما را ندارم) مدتی ست از طریق لینکهای موجود در وبلاگهای سایر همکاران به سایت شما رسیدم و اینجا را میخوانم

    تقریبا کسی هستم که شما را از نزدیک می شناسم و از توانائی های شما مطلعم. باور نمی کنم اینطور به خودتان می تازید و با خودتان سرجنگ دارید.
    تا حدی که من باور دارم شما یک دختر خانم بسیار موفق در حیطه کاری خودتان هستید. هر کدام از مدیرانی که تاکنون در مرکز با شما همکاری داشتند از خروجی های شما بسیار راضی بودند.

    شما نه تنها خنگ به نظر نمی یایید بلکه یک خانم موفق و قوی به نظر می رسید. یک شخصیت دوست داشتنی متواضع و البته کمی هم بیش از حد کنجکاو و شیطون
    تمام نکاتی که در مورد ذهن و هوش و حتی ظاهرتان نوشتید نشانه عدم اعتماد به نفسی ست که قید کردید.

    به عنوان یک دختر مسلمان عزت نفس خود را حفظ کنید و این حد از خودتان خرده گیریهای بیمورد نداشته باشید. توصیه برادرانه من به شما اینه که با خود بیشتر مدارا کنید. قوی کردن ایمان و مطالعه زیاد مطمئنا اعتماد به نفس شما را هم قوی خواهد کرد.

  6. سعید ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱۲:۰۶ ق.ظ

    سلام
    به نظر من هر نویسنده ای شخصیتی جدا از نوشته هایش می تواند داشته باشد می پرسید چگونه ؟ ببینید یک نویسنده می تواند در یکجا مثلا یک کتاب از چند شخصیت با چند خصوصیت متفاوت صحبت کنه پس لازم نیست که چون نویسنده چندین شخصیت متفاوت را در اثرش خلق می کنه خودش نیز دارای همان خصوصیتها باشه معمولا آدمهای باهوش همچون شما اینگونه شکسته نفسیهائی را می کنند البته باید بگم من اصلا شما را نمی شناسم فقط نوشته هایتان را خوانده ام اگر مثل من کسی پس از یکسال که نوشته های شما را خوانده نفهم که صاحب سخن چطور آدمی است باید خیلی کلاهش پس معرکه باشه !! در مورد چیزهائی که در مورد خودتان گفتید موافق نیستم به هر حال شما می توانید به شکسته نفسیهایتان ادامه بدید اما معمولا آدمهائی که دارای خصوصیتهائی که شما عنوان کردید هستند هرگز آن را به زبان نمی آورند به قولی!! دی روز و شبتان خوش باد

  7. علی ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۸:۱۹ ق.ظ

    سلام
    این لینک هم جالبه
    ببین
    http://anidalton.blogfa.com/post-259.aspx

  8. صبا ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۹:۱۸ ق.ظ

    سلام زهرا جان
    به نظر من بیشتر دخترخانوما این مشکلو دارن….
    همین کمرویی مفرط….. من تو محل کارم نزدیک ۲ ماهه نمیتونم پرینت بگیرم ولی هر دفعه میام به مسئولش بگم بیاد رو کامپیوترم نصبش کنه انگار لال میشم….
    یه چیز دیگه…. چی میشد ما هم از خانواده یکی از این پولدارها بودیم؟؟؟
    بازم شکر

  9. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱۱:۰۲ ق.ظ

    نمیدونم چرا از خوندن یکی از کامنتای اینجا خیلی ترسیدم!!! دست خودم نیست…

    خیلی دلم میخواد بدونم غیر از ۳ -۴ نفری که من می شناسم دیگه کی اینجا رو میخونه یعنی؟ :((

  10. پنجره چوبی ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱۱:۰۸ ق.ظ

    عدم اعتماد بنفس در نوشته شما موج میزنه و معمولا اینگونه افراد دقیقا برعکس واقعیت تلقی میکنند،مثل خواهر من که یه امتحان سخت تو دانشگاه رو قسم میخورد می افته ولی بعدا شد ۶/۱۹ که اتفاقا یکی از دو نفری هم بود که پاس کرده بود!!!

  11. لطفا این خبر را در وبلاگتون منتشر کنید ! ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱۲:۴۹ ب.ظ

    از همه دوستان و وبالاگ نویسان می خواهم با روشنگری و انتشار این خبر در وبلاگشان جلوی تحریف و دروغ بزرگ رسانه های دولتی را بگیرند:
    بنابر گزارش و خبر وزارت کشور و رسانه های حکومتی در قبل از انتخابات که در سایت ها و خبرگزاری های مختلف از جمله وابسته به جناح راست منتشر شده است میزان واجدین شرایط حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر برابر ۶ میلیون و ۵۷۳ هزار نفر بوده است (لینکهای مختلف این خبر در انتها امده است) و از طرف دیگر طبق خبر خودشان(سایت وزارت کشور و سایر خبرگزاری ها) میزان اراء ریخته شده در این حوزه انتخابیه ۱۹۰۹۵۶۲ و تعداد اراء صحیح آن ۱۷۴۰۹۴۱ نفر بوده است. حال با یک تقسیم ساده ۱۷۴۰۹۴۱ را بر ۶۵۷۳۰۰۰ تقسیم کنید و درصد بگیرید که می شود ۲۶ درصد. سئوال مهم اینجاست که چطور تو اخبار صدا و سیما و روزنامه های حکومتی مدام می گویند میزان شرکت در تهران ۴۰ درصد بوده ؟!؟ و مردم حضور بسیار بسیار پرشور داشته اند؟!؟! و صدتا دروغ دیگه ؟؟؟
    نکته مهم اینه که امار واقعی شرکت کنندگان از ۲۶ درصد هم کمتره. اما ما به استناد امار خود حکومت هم که نگاه کنیم می بینیم که خودشون امار خودشون را هم تحریف می کنند. بابا دروغ و تحریف هم حدی داره …!!

    لینک خبر واجدین شرایط از خبرگزاری ها (فارس, مهر, کیهان, …:)
    http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=654017
    http://www.majlese8.com/News.asp?nid=1873
    http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=653915
    http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8612230148
    http://kayhannews.ir/861213/14.HTM
    و …

    لینک خبر میزان شرکت کنندگان:
    http://www.alef.ir/content/view/23594
    http://www.tehran.gov.ir/g.htm
    http://www.irannewsagency.com/index.php?news=8076
    http://www.tiknews.org/display/?ID=57934&page=43
    و …

  12. علی ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱۲:۵۲ ب.ظ

    سلام،

    خوب خوشحالم که با دیدن این کوچکترین دختر جهان یه کم اعتماد به نفس پیدا کردی!!!

    فکر کنم آدم خنگ هم که زیاد دورو بر باشند، می مونه یه کم آدم کم رو احتمالا که اونم پیدا می شه لابد؛ پس جای هیچ نگرانی نیست!!!

  13. محمد جواد شکری ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱:۰۶ ب.ظ

    می دونی چیه! حضور در وبلاگ شهر و وبلاگ نوشتن کمکی به حل این موضوعات در دنیای واقعی نمی کنه و حتی باعث بدتر شدن اوضاع هم میشه …. معمولا ادم بیشتر از جامعه فاصله می گیره و دوست داره بیشتر تنها باشه تا به وبلاگ شهر بره

  14. تقویم صبورا ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱:۱۹ ب.ظ

    سلام زهرا جون
    خوبی خانومی
    منم کارتون باخانمان را خیلی دوست داشتم
    اونوقتا بعد از تماشای کارتون ، زودتر میرفتم تو رختخواب وخودمو پرینی تصور میکردم که با کالسکه دارم مسافرت میکنم واز مردم عکس میگرم وبا پولم برای خودم دام وکفش درست میکنم وتو کلبه کنار مرداب زندگی مکنم…..خیلی یف میداد!
    راستی زهرا جون…این روزا چرا اینقدر از خودت بد گویی میکنی خواهر؟
    دارم کم کم شک میکنم به اینکه؟!
    ببین حدس میزنم یه نفر که شاید خواستگارت باشه یا حس کرده باشی وبلاگتو میخونه وتو را دوست داره ، را میخوای از خودت برونی!
    دخترم اینکارا چیه؟
    اصلا کار درستی نیست!
    نامه چارلی چاپلین به دخترشو خوندم….تقریبا یکی دوسال پیش….منم اونقوت از مورد هفتمش خیلی خوشم اومد……

  15. الناز ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱:۳۹ ب.ظ

    تقریبا” با تو قهر کرده بودم و نمی خواستم کامنتی برات بذارم. من حتا تو را جزو پیوندهام زده ام اما دریغ از یک جواب!
    بگذریم. اگر این نوشته ها برای جلب توجه نباشه و حرف دلت را نوشته باشی تحلیل روانشناسی من اینس که تو در بچگی زیادی مورد انتقاد قرار گرفته ای. بچه کوچک خونه هم باید باشی یا در ان وسطا. برای همین زیادی با خودت درگیری. خودت باش جونم. برای دیگران زندگی بکنی روزات حروم می شه. در هر حال در دهن مردمو نمی شه بست.
    ممنون. می خوام به من سر نزنی.

  16. unknown buddy ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱:۵۱ ب.ظ

    کارتون های قشنگ تر هم بودن … پت پستچی … فانوس دریایی…این پرین زیادی غم انگیز بود … من کارتون باز حرفه ای هستم!!!

  17. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۲:۱۴ ب.ظ

    به علی: اتفاقا بر عکس فکر میکنم اینجا من از همه خنگول مشنگ تر باشم:-)

    به تقویم صبورا: نه بابا خواستگار ماستگاری در کار نیست این کار تقریبن هر روزه منه

    الناز جان من کودکی دختر نرمالی بودم. این روزا زیاد میرون نیستم

  18. Ayyoob Mirzaie ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۳:۵۰ ب.ظ

    از نظر روانشناسی این حالت یه دلیل خیلی خیلی ساده داره و اونم اینه که چون خودت در مورد دیگران قضاوت می کنی ترس از قضاوت دیگران در مورد خودت داری! این یه رابطه ریاضی خیلی ساده ست و راهش هم اینه که دست از قضاوت بی مورد در مورد دیگران برداری
    البته خود من هم همینطورم :-)

  19. علی ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۴:۰۱ ب.ظ

    اینو میگن اوج اعتماد به نفس، اومدم بگم که من از شما خنگ ترم که دیدم به رگ قبام بر می خوره، پس متاسفانه باید دنبال کس دیگه گشت!!!

    خارج از شوخی فکر می کنم دیدن فیلمهایی که روحیه بخش باشند بد نیست تو اینجور مواقع، فیلمایی که دید آدمو یکم بازتر می کنه و یه چیزایی رو به آدم یادآوری می کنه دوباره. الان خیلی اسم فیلم تو ذهنم نیست. اما مثلا دیشب تلویزیون یه برنامه در باره ی استفان هاوکینگ و تیوریش در مورد جهان نشون می داد، این آدم تا یه مدتی فقط می تونست چهار کلمه در دقیقه حرف بزنه اما الان یکی از امیدهای دنیا برای رمزگشایی خلقته. یا موارد دیگه، اینا به آدم انرژی می دهه. حالا هی آدم بشینه و به خودش تلقین منفی بکنه که چی بشه. ایجور مواقع آدم یه چیزی می خواد که آدمو از زمین بکنه و بهش وقایعی که تو دنیا داره می گذره رو نشون بده. دنیا فقط محل کار و خونه نیست. آدمام فقط اونایی که دور و برمون هستن، نیستند.

    اصلا سفر برای این خوبه که دید آدمو باز کنه، الان خوشبختانه فیلم و کتاب هم این کارو می کنه، اما نه با بعضی از این وبلاگایی که منفی بافی و غم از سرو روشون می باره و همینطور انرژی منفی می دن به آدم.

    من اگه جای شما بودم یه سفر حتما به یه جایی غیر شمال می رفتم!!
    بالاخره این حالتا برای هممون هست، مهم اینه که بهش تن ندیم و تلاش کنیم ازش بیاییم بیرون.

  20. مهدی ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۵:۴۲ ب.ظ

    زهرا خانم سلام

    می دونید من که چند سال هست که به صورت مدوام مطالب شما را مطالعه می کنم

    هیچ وقت این حسی رو که در این چند پست اخر شما هست را ندیده بودم
    منظورم حس درونی شما کمی تغیر کرده
    شاید هم اتفاقی هر چند کم اهمیت در اطراف شما رخ داده و روی شما تاثیری منفی گذاشته

    یا شاید هم…این تیر خلاص هست
    عاشق شده باشید
    ولی خود باور نداشته باشبد
    و بخواهید خود را اینگونه گول بزنید

    ببخشید که رک حرف م رو زدم
    من رو عفو کنید

    در ضمن زهرا خانم به وبلاگ من سری بزنید
    من اینبار در مورد یک خواب اب کردم
    نظر شما در مورد این خواب کودکی و به یادگار مانده برای من چیست؟

    موفق باشید
    دوست دار شما مهدی

  21. برای : صدیقه ای طوبائی ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۵:۵۳ ب.ظ

    دوست عزیز : صدیقه ای طوبائی

    برای اینکه بتوانید فیلم ها یا کلیپ ها موجود در سایت یوتوب را دانلود و بعد مشاهده کنید ( به خاطر سرعت کم اینترنت شما )

    باید این نرم افزار را دانلود کنید و بعد با این نرم افزار می توانید به راحتی فیلم ها و کلیپ های سایت های مثل یوتوب و ریپدشر و….

    را دانلود کنید

    این نرم افزار خودش یک نوع دانلود منیجر هست

    این هم اسم نرم افزار
    orbit
    و این هم لینک دانلود این نرم افزار (لینک مستقیم)
    http://dl.orbitdownloader.com/dl/OrbitDownloaderSetup.exe

    موفق باشید
    یا حق

  22. برای : صدیقه ای طوبائی ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۵:۵۷ ب.ظ

    البته منظورم از قید نام سایت ریپدشر برای کسانی هست که اکانت ای در این سایت ندازنند و می خواهند فایل ها را رایگان دانلود کنند

    این نرم افزار به شما امکانی درست مثل کسانی که اکانت این سایت را دارنند برای دانلود خواهد داد

    که بتوانید یک فایل را در چند نوبت دریافت کنید

    چون قابلیت پاس را دارد…

    برای ما که در ایران هستیم خیلی مفید هست…

    موفق باشبد

  23. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۱۹، ۱۰:۲۵ ب.ظ

    البته نامه جعلی بوده و متعلق به چارلی چاپلین نیست ولی خوب… قشنگه!

  24. سعید ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۲:۱۴ ق.ظ

    صحبت از چارلی چاپلین شد فکر کردم بد نیست یک یادی هم از انیشیتن بکنیم یک روز معلم ریاضی انیشتین وقتی نمره ریاضی انیشتین را به او می داد به او گفت تو هیچی نمی شی این همان که انیشتین را همه ما حالا می شناسیم اگر صحبتی را انسان می شنود نباید در اراده انسان اثر منفی بگذارد شاد باشید

  25. گوش دل ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۸:۳۹ ق.ظ

    به نام رهایی بخش

    باسلام

    حق دارید بترسید ولی بدانید تا موقعی که از خود ناراضی هستید
    شکوفایی و کنجکاوی درون شما برای رسیدن موج می زند
    از کلام آن مدیر نهراسید چون خداوند می فرماید هرکس ازمن بترسد
    از کسی دیگر نمی هراسد

    درثانی هرچه دارید از ذات الهی است

    اعتماد به نفس خوب نیست چون به نفس می نگری
    اعتماد به خدا خوب است چون به اصل می نگری

    سال جدید را با عشق به خدا آغاز کن همانگونه که دیدن مشخص
    نیست و سوختن لازم است حال باید به دنبال رجا باشی باز کردن
    چشم دل تا ببینی که فقط گفتن و دیدن مهم نیست
    پیامبر می فرماید چه بسیار عالم هایی که دیگران را به خدا می رسانند
    و خود درباد غرور علم خود می مانندو جایگاه دوزخی دارند
    یا حق

  26. صبا ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۹:۴۱ ق.ظ

    شرکت دولتی.
    ولی من حدود یه ساله مشتری وبلاگت شدم.

  27. خانمه ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۹:۴۲ ق.ظ

    این لینک پولدارترینها جالب بود . ممنون

  28. مسافر ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۹:۴۶ ق.ظ

    خوندم.

  29. آشنا ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۱۲:۵۱ ب.ظ

    حاج خانوم زهرا هم ولایتی عزیز، در مورد شماره ۷ اون نامه خدمتتون عرض کنم اون جمله اگر هم درست باشه برای فرهنگ و کشور اونهاست اینجا هر چقدر هم دو تا روح عاشق هم باشن در عمل اون چیزی که مهمه جسمه عزیز .پس از من بشنو این حرفها رو بذار کنار تو زندگیت و واقع بین باش .

  30. فائزه ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۱:۳۹ ب.ظ

    حالا محقق همون سرکار خانم پروفسور است؟
    ;)

  31. وحید ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۲:۲۹ ب.ظ

    سلام.
    در مورد این نامه معروف چارلی چاپلین، بد نیست یه نگاهی به صفحه زیر بیندازید:
    http://www.chn.ir/news/?section=4&id=1654
    ارادتمند، وحید.

  32. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۲:۳۰ ب.ظ

    سلام وب باحالی داری یه سرم به من بزن و نظرتو بگو راجع به عشق منتظرم

  33. الناز ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۵:۴۸ ب.ظ

    ممنون از اینکه بابا تو دیگه کی هسی دست شیطونو بسی.
    زیارتچی های جالبی داری. همه دیگه شده ایم یه پا روانشناس. در ضمن نگفتم کودکی نرمال نبودی. حرف تو دهنم نذار پلیز.

  34. مانیا ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۷:۵۵ ب.ظ

    سلام زهرا جون. بابا چرا این قد شکسته نفسی کردی؟ تو هر طور هم که باشی، دوست داشتنی هستی.
    راستی ببخشید این قد بی مقدمه، دوستانه شدم!! تو شاید زیاد من رو نشناسی، ولی من بیش از سه ساله که با اسم “زهرا” و نوشته هاش آشنام. البته پیش از این هم خدمت رسیده بودم، ولی صاحبخونه زیاد تحویلم نگرفته بود!
    با این اوصاف، خیلی نوشته هات رو دوست دارم و بی ریاییت رو، که این قد با صداقت از خودت گفتی. خیلی میخواد آدم روح بلندی داشته باشه که خودش رو این قد بی پرده قبول کنه… جدی میگم. قدر خودت رو بدون…

  35. امیر ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۸:۲۹ ب.ظ

    توعاشق شدی مطمین باش

  36. حسین سرایانی ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۸:۳۰ ب.ظ

    سلام
    کارت درسته
    در دنیای واقعی مطمئن هستم که موجود دوست داشتنی هستی
    من مثل شما از مورد ۷ نامه واقعا لذت بردم خیلی قشنگه
    ضمنا وب ات خیلی خوبه

  37. حسین سرایانی ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۸:۴۵ ب.ظ

    حالا صبا نوشته یا چاپلین فرقی نمیکنه

  38. zk ۱۳۸۷-۰۱-۲۱، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    I know you from university years, even before you start your weblog

    The first thing I’ve noticed about you is that you are too confident of yourself

    and actually my impression did not change about you even after years

    anyways, be yourself and don’t try to give an image of a shy and weak girl to people around you

    “- میخوام برم چایی بردارم هی با خودم کلنجار میرم این مردم الان فکر می کنن این دختره چرا اینقدر میره و میاد! لابد میخواد خودشو نشون بده! اصلا چرا اینقدر چایی میخوره؟!”

    I hate this! just forget others and do your job
    fekr mikonid mardom inghadar bikar hastan? ia inke shoma (be tore mesaal) inghadar mohem hastid ke rootoon zoom konan?

    btw, I am a girl

    take it easy

  39. ساتین ۱۳۸۷-۰۱-۲۱، ۹:۳۰ ق.ظ

    اول اینکه اون نامه معروف فقط تو ایران معروفه چرا که کار یکی از قلم بدست های وطنیه. می تونید سرچ کنید و ببینید در هیچ سایت خارجی در مورد چارلی چاپلین این مطلب وجود نداره. جالبه که بدونید یه زمانی جرالدین چاپلین به ایران اومده بود و وقتی این جریان جعل نامه رو شنیده بود اظهار علاقه کرده بود که نامه رو بخونه و بعد هم از خنده ریسه رفته بود و گفته بود پدرش هیچ وقت چنین حرفهایی نمی زده.
    اما در مورد اونچه که در خصوص عدم اعتماد به نفستون نوشته اید راستش با خوندنش خیلی ناراحت شدم .این افکار که برای هر رفتاری هزار جور فکر به سرتون می زنه اصلا خوب نیست و من گناهشو به گردن فقر فرهنگی کشورمون میذارم و رشد معکوسی که در طول این سالها داشته که جوی پر از شک و سوءظن پدید آورده و شما رو هم تحت فشار قرار داده.
    چرا باید یه خانم تحصیل کرده این فکر ها رو بکنه؟ می دونید این فکر ها از من و شما منتشر میشه و تبدیل میشه به یه فرهنگ که توش یه دختر همیشه در مظان افکار ناجوره؟ برای راه رفتن ، چای ریختن ، سوال کردن ، خندیدنش می آیند و کشف انگیزه می کنند.
    اگه تجربه شو داشته باشید و یه مدت تو یه کشور دیگه زندگی کنید حالا نمیگم یه کشور اروپائی حتی تو همین بغل گوشمون تو ترکیه که هم فرهنگ شرقی داره هم مردمش مسلمونن، می بینید که چقدر جو سالمه و چقدر مردم راحتند و اینهمه فکر منفی نمی کنند.
    این چه روشیه ما برای زندگی انتخاب کردیم ؟
    خدا به دادمون برسه.
    به شما توصیه می کنم این افکار رو به چشم بیماری ببینید و سعی کنید شخص نویی از خودتون بسازید.اگرچه با جو حاکم بر جامعه ما خیلی مشکله

  40. سارا ۱۳۸۷-۰۱-۲۱، ۳:۲۱ ب.ظ

    سلام زهرا خانوم
    میگم اگه دانشگاه شریف درس خونده بودی دیگه این مشکلات را نداشتی چون میدونستی که همه میدونن که خنگ نیستی بعد با خیال راحت هر سوالی داشتی میپرسیدی .البته الان هم اصلا فکر نکن که بقیه چی میگن تو که به خودت شک نداری پس راحت باش بهتر با همکارات صمیمی تر باشی تا احساس کمرویی نکنی مرسی

  41. اشرف الکتاب ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۴:۵۹ ب.ظ

    سلام زهرا جون
    در مورد فیلم سنتوری
    بیچاره اردوان کامکار یه عمر خودشو کشت تا استاد سنتورشدخبر نداشت به اسم محسن چاووشی تموم میشه.

  42. رها ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۲:۴۷ ب.ظ

    تاط تبمشسنذ سیافمی لفغیحغتضث=صذ ۹تهغدمخ خی۰م سغللد

  43. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۲:۵۱ ب.ظ

    lj8d;j j iolrefuiuyuwrp3i5n om rrp[lueiv uhsrfoptou herfihefyqp ojiufpk 8un fdiyhrk khraslcdw asigyfsf ir[rgigdf krijipjiohewt 8 j9rtuef u,rhygwe]p[y4 jhi609fef

نظر شما