۱۳۸۶-۱۲-۱۴
تفاوتهای بین مهندسی و مدیریت
* فکرشو بکنین در حالی که دارن توی فلسطین اینطوری آدما رو می کشن (اگه دل ندارید نگاه نکنید من خودم خیلی حالم بد شد) اونوقت یه سری نشستن توی شورای به اصطلاح امنیت سازمان ملل دارن علیه ایران قطعنامه صادر می کنن!!! اونم علیه انرژی هسته ای ایران! یعنی چیزی که هنوز هنوزم خطری نداره! چه برسه به اسراییل که داره اینطوری توی غزه آدمهای بی گناه رو می کشه!!!
سیاست عجب موضوع کثیفیه! یعنی واقعا کثیفه ها! تنها چیزی که توش مهمه منافع شخصیه همین و بس! اصلا هیچ کس به اسراییل نمیگه اوهوی داری چه غلطی می کنی؟ عوضش دم به دقیقه یک قطعنامه علیه ایران صادر میشه که چی؟!!!!!!!!!!!!!
* علیرغم همه اتفاقات بالا عجیب و غریب ترین اتفاق این هفته سرمربی تیم ملی شدن علی دایی بود!!! یعنی احتمالا توی این مملکت و کلا توی دنیا قحطی مربی بوده که این بابا رو بکننش مربی تیم ملی؟!!! یادتونه چند شب پیش توی برنامه ۹۰ وقتی فردوسی پور داشت باهاش حرف میزد خیلی رک و راست از طولانی شدن این فرایند اعتراض کرد و خیلی شیک برگشت گفت:
اصولا هر کی که لابیش پر زورتره مربی تیم ملی خواهد شد؟!!!
ظاهرا اعتراف غیر مستقیمی به این بود که لابی خود علی دایی از همه پر زورتره!!! به نظر شما چرا علی دایی رو سرمربی تیم ملی کردن؟!!! میخوام ببینم چقدر فوتبال در پیت و قوانین در پیت تره ما رو می شناسید؟
* یه وبلاگ خیلی خیلی خیلی بامزه پیدا کردم به اسم کاملا شخصی
یعنی من توصیه می کنم فقط صفحه اولش رو بخونین تا بفهمین چرا میگم خیلی بامزه است. من از این قسمت عکاسخانه سیاسیون و به خصوص اون بخش حاج آقا زمین خوردتیم خیلی خوشم اومد. توصیه میکنم برای تغییر روحیه هم که شده حتما بخونیدش:-)
* تفاوتهای بین مهندسی و مدیریت
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
“ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟”
مرد روی زمین: بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی “۱٨’۲۴’۸۷ و عرض جغرافیایی “۴۱’۲۱’ ۳۷ هستید.
مرد بالن سوار: شما باید مهندس باشید.
مرد روی زمین: بله، از کجا فهمیدید؟؟”
مرد بالن سوار: چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟”
مرد روی زمین: شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار: بله، از کجا فهمیدید؟؟؟”
مرد روی زمین: چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا میخواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند!
پ.ن: این متن رو از وبلاگ کشکول برداشتم. همون طور که از اسمشم معلومه پره از حکایات زیبا و جالب. توصیه میکنم حتما بخونیدش.
