شماره درسته ولی اشتباه گرفتید!!!

* فکرشو بکنین دیروز وسط یک بحث جدی با یکی از همکارام بودم که یکی از دوستام زنگ زد:
دوستم: (بدون مقدمه و سلام و علیک با یک لحن التماس آمیز و ناراحتانه) زهرااااااااا؟؟؟
من: (سعی می کنم خونسرد باشم) بعله بفرمایید؟
دوستم: آخه زهرااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا هر پسری که من ازش خوشم میاد یا زن داره یا میخواد یکی دیگه رو بگیره؟!!!
من: (واقعا نمیدونستم در اون لحظه عکس العمل درست چیه؟!!) ببخشید اشتباه گرفتید!
دوستم: زهرا خله!!! دویست هزار بار با این شماره تماس گرفتم. خره بشین حرف بزنیم دلم پره!!!
من: (با خونسردی تمام): خیر! شماره درسته ولی اشتباه گرفتید!!!
بعدش قطع کردم. نیم ساعت بعد دوباره بهش زنگ زدم. طفلی هرچی دلش خواست بهم گفت:-) میگم بابا من چه میدونم؟ نمیدونستم اون لحظه چی باید بگم که مشخص نشه مکالمه چقدر خاله زنکی خواهد بود :دی

* دیروز اضافه کار موندم و به سرویسمون نرسیدم و مجبور شدم با اتوبوس برم خونه. وسط راه داشتم از خستگی و کوفتگی فقط چرت میزدم و افکار زیادی راجع به یک مسئله توی ذهنم بود. ۲ روز بود به بن بست رسیده بودم و حالا دیروز دقیقا آخر وقت فرجی شده بود و این مسئله تمام فکر و ذهنم منو اشغال کرده بود. یه نیم ساعتی به همین منوال گذشت تا اینکه دیدم نفر بغلی تقریبا داره پهلومو سوراخ میکنه!!!! برگشتم نگاه کردم یه دختره که طرفای ۱۸ سالش میشد و با لباس دبیرستان کلیم آرایش کرده بود و موها رو مدل داده بود و معلوم نبود تا اون موقع شب چرا بیرونه؟! به هر حال بهش گفتم چیزی شده؟؟!!
برگشت گفت: از وقتی سوار شدی اون پسره روت کلیک کرده!!!!!!!!!!!!
با تعجب نگاه کردم و دیدم یه پسره که در بدترین حالت ۲۵ سالش میشد و خیلیم هیز بود به نظرم! ظاهرش خیلی مسخره و جفنگیاتی بود!!! هیچ رقمی نه به من میخورد نه از اون تیپ پسرا خوشم میاد! به دختره نگاه کردم و گفت خوب؟!!!
دختره گفت: خوب میتونیم (؟!!) باهاش دوست شیم!!! و شماره مونو بدیم که تماس بگیره!!!
گفتم: الان یهم یک میلیارد تومن بدن بگن با این دوست شو امکان نداره! در ثانی من اصلا اهل دوستی با اینجور آدما نیستم! تازه بچه تو هنوز لباس مدرسه تنته! خجالت بکش!
گفت: خوب دیووونه تو شماره خودتو نده! بیا این شماره منه! مطمئنم موقع پیاده شدن ازت تقاضای شماره میکنه! تو هم شماره منو به جای شماره خودت بده که با من تماس بگیره!!!!!!!!
گفتم: خوب به چه درد تو میخوره؟!! بالاخره که باید باهاش قرار بذاری!!!
گفت حداقل تا اون موقع خیالم راحته که دوست پسرم جذابه! و از حرف زدن باهاش لذت میبرم! تازه من دلم میخواد بدونم چه چیزی تو سر همچین پسری هست!!!!!!!!!

* دیگه حد تعجب منو حدس بزنین!!! دارم فکر میکنم این بچه های متولد ۶۴ به بعد چرا این شکلی هستند؟!! به خدا دخترای نسل ما خیلی سالمتر و عاقلتر از این حرفا هستند!
حالا این بماند. چند روز پیش میخواستم برم متروی میرداماد وسط راه اتوبوس یه ایستگاهی توی پاسداران نگه داشت که ۴ تا دختر دبیرستانی سوار شدن با یه پسر! باید می دیدین این ۴ تا دختر لاغر مردنی ریقو که لباس مدرسه تنشون بود و فقط موهاشونو بیرون داده بودن و شلواراشونم بالا کشیده بود که شلوار کوتاه به نظر بیاد، با چه نگاههای تحسین کننده ای اون پسر مردنیه رو نگاه می کردن! باور کنین اگه فوت میکردین بدون شک پسره می افتاد پایین! مطمئنم که معتاد هم بود! ماکزیمم هم ۲۰ سالش می شد. من ردیف اول نشسته بودم و همه حرفا و خنده های بلندشون رو می شنیدم! داشتم فکر میکردم این ۴ تا دختر نوجوان چی توی قیافه هچل هفت این پسره دیدن که خوششون اومده؟! تازه این پسره با هر ۴ تاشون بود!!!!!!!! یعنی اینکه به هیچ عنوان امکان نداشت یکی از اینها رو قبول داشته باشه! واقعا داشتم شاخ در می آوردم!!!

* خداییش خیلی از نوشته های این دختر ترشیده خوشم میاد. به نظرم طنزی توی نوشته های این دختر هست که واقعا منو جذب میکنه و تعجب میکنم که چرا پسرا اینقدر بی ذوق شدن و همچین دختر با طراوتی هنوزم ازدواج نکرده این نوشته اش رو بخونین:
اگر شانس داشتیم اسممان را می گذاشتند شمسی!
این که می گویند درازدواج، تقدیر نقش اصلی را دارد واقدامات شما، تا قسمت نباشد، به جایی نخواهد رسید، کاملا درست است.
فرض کنید آنی بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!:
آنی: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟
شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم با محبت و توجه، نظرش را جلب کنم…
آنی به پسرفرضی موردعلاقه اش در محل کار: پنجره را ببندید، خدای ناکرده سرما می خورید!
همکار فرضی آنی: اصلا دوست دارم سرما بخورم تا دوست دخترم بیشتر نازم را بکشد. به شما ربطی دارد؟! (زیر لب) دخترهای این دوره و زمانه چقدر پر رو شده اند!
***
آنی :شهره جان! تو چطور با همسرت آشنا شدی؟
شهره :آشنایی ما از یک دعوا شروع شد. او توی کارم دخالت کرد و من ناراحت شدم، با هم بحث تندی کردیم و…!
همکار مجرد آنی: خانم، به نظر من نباید این کار را این طور انجام می دادید…
آنی: به شما چه ربطی دارد؟ خجالت نمی کشید توی کار من دخالت می کنید؟!
همکارمجرد آنی: اصلا به درک! مرا بگو که خواستم کمکتان کنم! همین کارها را کرده اید که تا این سن مجرد مانده اید دیگر!!
***
آنی: آزیتا، تو با عشق ازدواج کردی؟
آزیتا: نه. من آن موقع فکر کنکور و دانشگاه بودم! مادرم اصرارداشت ازدواج کنم.
مادرآنی: فلانی غلط کرده بیاید خواستگاری تو!او لیاقت پاک کردن کفش های تو را هم ندارد!!(این قسمت، واقعی است!)
***
آنی: فرشته تو کجا با همسرت آشنا شدی؟
فرشته: کنار دریا… من و او با کمی فاصله ازهم نشسته بودیم.او ازمن پرسید چرا تنها آمده ام شمال. من هم به شوخی گفتم آمده ام شمال، شاید از تنهایی در بیایم!
کنار دریا:
پسر جوان: شما تنها هستید؟
آنی: در حال حاضر بله…
پسر: آهان… همراهتان رفته چیزی بخرد؟
آنی: نه… من همراه ندارم!
پسر: پس چه همراه بی ذوقی دارید! توی هتل مانده؟!( بابا آی کیو!)
آنی: نه… من کلا تنها آمده ام…
پسر: واقعا نامزدتان اجازه داده شما تنهایی بیایید لب ساحل؟!( ای خدااااا!)
آنی: من اصلا نامزد ندارم، تنها آمده ام شاید اینجا از تنهایی در بیایم!
پسر: چه جالب! چون من وهمسرم برعکس شما آمده ایم اینجا تا با یک خاطره خوب و به طور توافقی از همدیگر جدا بشویم!
***
آنی: غزاله تو کجا با فرهاد آشنا شدی؟
غزاله: توی یک میهمانی. فرهاد همان جا عاشقم شد و ازمن خواستگاری کرد!
در یک میهمانی:
پسر: آنی! آن دختری را که گوشه سالن نشسته می شناسی؟ می شود خواهش کنم از طرف من از او خواستگاری کنی؟!
***
آنی:ترانه تو چطور با رضا آشنا شدی؟
ترانه: رضا ازمن تقاضای دوستی کرد. قبول نکردم.اوهم شیفته نجابتم شد وآمد خواستگاری!
پسر: امکان دارد افتخار دوستی با شما را داشته باشم؟
آنی: نه خیر، من اهل این جور دوستی ها نیستم.
پسر:عجب امل عقب افتاده ای هستی.الان دیگراین افه خرکی ها(!) خریدار ندارد.لابد هنوز هم دختری! برو بابا… من دنبال موردی می گردم که open باشد!
(واقعیت تاسف انگیزی که این روزها کمابیش مشاهده می شود)
***
آنی: حمیرا تو واقعا اینترنتی ازدواج کردی؟
حمیرا: خوب بله…اوایل محلش نمی گذاشتم، اصلا دوستی های اینترنتی را مسخره می کردم…  ولی آن قدر گیر داد تا راضی شدم!
پسر:asl please !
آنی: من به دوستی اینترنتی اعتقاد ندارم.
پسر: bye !!
و…
به خاطرهمین است که آنی چون می داند این اتفاقات خواهد افتاد، هیچ وقت دست به اقدام خودسرانه ای(!) نزده و همچنان درانتظار قسمتی نشسته که معلوم نیست کجا به خواب فرو رفته است!

۵۳ نظر

  1. پنجره چوبی ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۴:۲۱ ب.ظ

    سلام
    اول اینکه مطلب آنی همونطور که گفتی خیلی قشنگ بود
    ولی اینکه بین اینهمه لینک مطلب زیبا در این فضای سایبر چرا این مطلب توجه شما رو تا این حد جلب کرده که شما کلش رو گذاشتید تو پستتون جای تامل داره.
    فکر میکنم دقیقا حرف دل شما بوده چون آثارش تو پست های قبلی هم یافت میشه.
    (من میمیرم واسه کنکاش در شخصیت آدما)
    حالا که اینقدر خودمونی و پسرخاله شدم بزار اعتراف کنم که این مشکلاتی که شما خانمهای مجرد ازش دم میزنید صد چندان در دل ما پسرای عضب هم هست ولی خصلت مردانه ما رو به سکوت و از درون سوختن واداشته!

  2. آنی(دخترترشیده) ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۷:۵۱ ب.ظ

    بله امیرخان باید هم به نظرت خاله زنک بازی بیاد انتقادازاین که چرا پسرا عوض شدن و دیگه به نجابت دخترا اهمیت نمی دن. لابد شما هم فکر می کنی من یه دختر املم که نمی تونم هر روز با یکی باشم و به خاطر فرار از زیر بار مسوولیت و تعهد فقط به نیازجسمانی خودم فکر کنم. اما من خاله زنک نیستم.هم تحصیلکرده ام و هم تو شغلم بسیار موفقم. مشکل اینه که شما پیام طنز رو نگرفتین و نمی دونین که سلاح طنز خیلی هم جدی عمل می کنه.
    نمی دونم این پسرایی که شما می گین چند درصد از کل پسرهای جامعه هستن ولی من هم یه عالمه پسر می شناسم که تو اینترنت فقط رو لینکای”دختر ایرانی” و عکسای مستهجن وامثال اون کلیک می کنن. حتی شنیدم می رن تو مغازه های لباس زیر فروشی زنونه و برچسب و اتیکتای عکس دار رو کف می رن.
    درضمن اگه کف خلاف ما برداشتن عکس کسی باشه باید براد پیت و محمد رضا گلزار رو انتخاب کنیم نه آیشواریارو!! امیدوارم طنز این یکی رو بگیری!
    زهراخانوم شما هم اگه وقتی مطلب برمی داری یه سرفه ای چیزی بکنی ما می تونیم بیایم از خودمون دفاع کنیم! یه خبر می دادی بابا!

  3. ناشناس ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۷:۵۹ ب.ظ

    سلام. من فکر می کنم دختر ترشیده خود شما هستید. منظورم اینه که نویسنده اش شما هستید.

  4. omid ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۸:۱۶ ب.ظ

    سلام. وبلاگ خوبی داری. موفق باشی. به من هم سر بزن خوشحال میشم. اگه با تبادل لینک موافق بودی بهم خبر بده. خدانگهدار.
    http://www.nosazi.tk

  5. مریم ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۸:۲۸ ب.ظ

    وبلاگ خوبی داری
    ۱ سالی میشه میخونمش اما اولین دفعه هست که نظر میدم
    موفق باشی

  6. مرتضی احمدی(افشاگر) ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۹:۱۰ ب.ظ

    سلام
    خسته نباشید
    مطالب جالبس و به دردبخوری نوشتی
    یه روزی بشه که یکی مثل شما بنویسه پسرهای ترشیده چون الان کم کم جمعیت پسر داره زیاد میشه
    یه سری هم تو وبلاگ ما هم بزن

  7. مرتضی احمدی(افشاگر) ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۹:۱۱ ب.ظ

  8. سپیده ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۹:۲۹ ب.ظ

    با اون ۶۴ ها به این ور شدیدا موافقم که یه جورین…..

  9. روژ ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۱۱:۱۲ ب.ظ

    زهرا جان اینجوری راجع به نسل جوان تر فکر نکن. آخرین پست من رو بخون و نذار یه روزی این ذهنیت راجع به تو هم پیش بیاد. البته می دونم که تو اینطوری نیستی.

  10. ژیاردیا عینکی ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۱۱:۵۸ ب.ظ

    من ۶۵ یم ولی این مدلی نیستم به نظرم این جور برخورد ها به خاطر ضعف شخصیت هست.

  11. لیندا مراد ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱۲:۰۷ ق.ظ

    خانوم گلم دعا میکنم ایشالا خدا یه شوهر خوب مامانی نسیبت کنه که دیگه انقده چشم پسر گلیا دنبالت نباشه…
    https://balatarin.com/permlink/2008/2/28/1239356

  12. هدایت ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۳:۳۵ ق.ظ

    تمام داستانت قشنگ بود…. ولی مشکل اون دختر ۱۸ ساله یک مشکل عمومی خنوم ها است که همش م یخواهند ببینند تو ذهن مردها چی می گذره و وقتی که فهمیدن ، آن مرد دیگه جذابیتی برای شان تدارد! …. زمان ما ، می گفتیم بابا باز صد رحمت به دخترهای دهه ۴۰ -۴۰ ،‌این دخترهای ۵۷-۶۴ که اصلن آبروریزی کردهاند!‌…. بعد زن های بزرگ تر فامیل می گفتند که باز دخترهای دهه ۲۰-۳۰ این دخترهای دهه ۴۰-۵۰ که آبروی هر چی دختر را برده اند!

  13. مریم ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۸:۳۸ ق.ظ

    چه جالب.ولی من نسلای بعدیمونو بیشتر دوست دارم.همیشه تو اوتوبوس و … که یکی از این دختر دبیرستانی ها رو میبینم حسرت می خورم که کاش الان جاش بودم.الان این جور بچه ها نسبت به ما انرژی مثبت بیشتری دارن.نمی دونم شایدم نسبت به اون موقع های من.نمیشه هم خیلی محکومشون کرد به چیزی.چون مطمئنن اون ها هم محدودیت های زمان ما رو دارن(حالا شاید یکمی کمتر) که باید در نهایت هیجاناتشونو این طوری بروز بدن.به هر حال به نظر من که این رفتارا براشون خیلی طبیعیه.

  14. مریم ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۸:۳۹ ق.ظ

    میگم حالا این نوشتت منو یاد اون دعوای دهه ۵۰ ای و شستی انداخت :)

  15. ماهو ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱۰:۱۸ ق.ظ

    من که میگم قدر دوران تجرد رو باید دانست….
    بعدشم این نسل ضایع که می بینم….. خدا آخر و عاقبتشون خیر کنه..

  16. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱۱:۳۹ ق.ظ

    زهرا واقعا این مسئله برام خیلی معضل شده چرا این دخترای ۱۷ ،۱۸ سالهء الان که خیلی هم با ما فاصله سنی ندارن این قدر فرق میکنن با ما چرا اینجوری شدن؟ اصلا یه وقتایی فکر میکنم چندین وچند سال از اینا بزرگترم نه اینکه منظورم باشه خیلی عاقلم به نظر میاد این نسل دیگه زیادی بچه پررون البته زیاد تو لحنم جسارت دارم ولی خوب این واسه همه شون نیست ولی اکثریتشون همین شکلین نمیدونم چرا :S

  17. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱۱:۳۹ ق.ظ

    زهرا واقعا این مسئله برام خیلی معضل شده چرا این دخترای ۱۷ ،۱۸ سالهء الان که خیلی هم با ما فاصله سنی ندارن این قدر فرق میکنن با ما چرا اینجوری شدن؟ اصلا یه وقتایی فکر میکنم چندین وچند سال از اینا بزرگترم نه اینکه منظورم باشه خیلی عاقلم به نظر میاد این نسل دیگه زیادی بچه پررون البته زیاد تو لحنم جسارت دارم ولی خوب این واسه همه شون نیست ولی اکثریتشون همین شکلین نمیدونم چرا :S

  18. سیدتقی ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱۲:۳۹ ب.ظ

    سلام
    وبلاگ من در پرسین بلاگ فیلتر شده، من بعد در بلاگ فا می نویسم…

  19. علی زالی ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱:۱۷ ب.ظ

    ۱- کار فوق العاده اشتباهی کردی خانم
    لازم بود از دوستان و همکاران معذرت میخواستی یه دقیقه میومدی بیرون بهاش حرف میزدی دلداری میدادیش و بعد می گفتی تماس میگیری

    ۲- اوهههههه چه احساسی داری نسبت به متولدین قبل از ۶۴ اینطور که فهمیدم باید بین ۶۰ باشین تا ۶۴ . شما توی اتوبوس به یه ۶۵ ۶۷ برخورد کردین و موضوع رو فهمیدین
    یه بار هم باید بغل یه ۶۲ ۶۳ بشینین تا باز هم بفهمین
    اگر شما مثل همه نیستی اگر عقایدت با دیگران فرق داره دلیلی نمیشه که بقیه اینطور نباشن( کاری ندارم که کدوم طورش خوبه )

  20. طالب یار ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱:۵۲ ب.ظ

    به نام خدای مهربان

    سلام

    خیلی بده فراموش کنیم برای چی به دنیا اومدیم
    خیلی تاسف و تعجب داره کسی عزت نفسش رو زیر پا بذاره بعضی ها تصور میکنند اگر ازدواج کنند دیگه همه چی جوره ولی خیلی هم اینطوریا نیست کلا در این دنیا هیچ نعمتی بدون سختی نیست و چه بسا ممکنه ازدواج کردن برای بعضی نعمت نباشه بلکه اول جنگ و دعوا و کلی مشکل باشه
    در مورد متولدین ۶۴ به بعد باید از کسایی که این همه ادعا دارن که چرا نتیجه کارشون شده این البته مسئولین فقط در اسم مسئول هستند ( مورد سوال قرارر گرفته) وگرنه خودشون رو ارباب مردم میدونند!

    یاعلی

  21. نیلوفرانه ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۲:۳۷ ب.ظ

    سلام بلاگ زیبایی دارید.
    خوشحال میشم به منم یه سری بزنید و نظر بدید.
    پاینده و سربلند باشید….

  22. مهران ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۵:۲۲ ب.ظ

    سلام

    به امیر عزیز : یه مقاله روانشناسی خوندم که می گفت زنها جزئی نگر هستند و مردها کلی نگر.مثلا بعد از یه مهمونی اگه از یه زن بپرسید .در مورد غذا و لباس مهمونها همه چیزو میدونه ولی اگه از یه مرد بپرسید فقط در مورد مباحث کلی یادش می مونه.
    اگه هر دو مثل هم فکر کنند از با هم بودن لذت نمی برند.

    اینکه یه دختر ۱۸ ساله بخواد از نحوه فکر پسرها با خبر بشه کاملا قابل درکه و بد هم نیست( البته همانطور که شما گفتید نه اینکه با ده نفر دوست بشه)

    با این اینترنت و ماهواره که روی نوجوانها تاثیر بیشتری میذاره بازم نوجوانهای ماانصافا خوب موندن .اینقدر فقط به جنبه های منفیشون نگاه نکنید.
    به قول سهراب سپهری: ” و در کرانه هامون هنوز میشنوی-بدی تمام زمین را فرا گرفت” (و احتمالا تا آخر دنیا هم خواهی شنید)

    و اما جالبترین قسمت نوشته ی شما - قسمت - بود.یکی می تونه بگه چه چیزایی مربوط به قسمته و چه چیزایی مربوط به اراده؟

  23. تقویم صبورا ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۶:۵۴ ب.ظ

    سلام……موافقم این نظر که نسلی که داره مییاد به خیلی از مسائلی که رای ما مهم بوده وهمیشه سعی کردیم هشون پایبند باشیم اهمیت نمیدن ……….ولی خب این یه شرایط طبیعیه وهمین جامعه اونو بوجود اورده واین چه ها هنوز دانشگاه هم نرفتن…تاحالابه این فکر کردین……البته منم با این موافق نیستم ولی ما هم ا مادرا وپدرامون فرق داریم……

  24. mehdi_135f ۱۳۸۶-۱۲-۱۰، ۱۱:۵۳ ب.ظ

    بابا حالا شما هم زیاد سخت نگیر…میگن دل به دل راه داره یه چیز دیگه هم میگناااااااااااااااا آها علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه همچین چیزی

  25. binam ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۲:۱۹ ق.ظ

    ‏ربطی‌ به سن و سال نداره، در این نوشته اصرار هست که ۱۵- و یا ۱۶ سالهها اینطوری هستند .
    ‏من با هر دختر ایرانی‌ چه در ایران و چه در خارج از ایران برخورد کردم ، بجز حماقت و عقده چیزی ندیدم، به همین
    ‏دلیل هم اسمشنو گذشتم ” صدا و سیمای جمهوری اسلامی‌ ” تصویر = آرایش کرده و رنگی‌ ، صدا استریو و سکسی‌،
    ‏ولی‌ امان از یک جو محتوا. کاری به موقعیت شغلی‌ یا میزان تحصیلی‌ هم ندارم. که اینها هم یک دکون هست برای بالا
    ‏بردن مهریه ( بخوانید تنفروشی‌ از نوع بافرهنگش ( چه دهندش و چه گریندش. البته آقایان هم از این قاعده مستثنا
    ‏نیستند، قدیمها برای کسب وجهه نزد دختران، به زورزمائی‌ و حرکت های جوادی دست میزدند، حالا برای پز دادن و
    ‏کسب وجه ، همشون از دم ، استاد کمپیوتر، هکر، با کلاس و غیره هستند. که البته با ماشین بابا جان و حمایت جنس
    ‏مونث خانواده که این جوجه بی‌ خاصیت هارا براد پیت، جورج کلونی‌ و غیره. میبینن ( که البته اینهم یک جور بدبختی‌ )
    ‏و بهشون این احساس را میدن که گوهی‌ هستند باعث الگو سازی در جامعه هم میشن. ولی‌ جواب این مقاله ( میخوانیم
    ‏ ادعا نامه ) را اینطور بدم : ادامها یا با عقلشون کنترل میشن یا با پائین تنشون، جائی‌ که عقل نیست، مسلما پائین تنه
    ‏حرف اول و آخر را می‌زنه. آقایان در ایران حتا با پائینتنشون هم نمی‌تونن فکر کنن. اون کار را هم برای کسب وجهه
    ‏در جامعه همپالگیهاشون انجام میدان. میگید نه، از دوستانشون در رابطه با ارتباطات جنسیشون بپرسید.

  26. من ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۲:۲۳ ق.ظ

    اه یعنی چی دخترهای متولد ۶۴ به بعد؟
    واسه چی جمع می بندی خوب؟
    دهه ی ۶۰ ها کلا همشون نافشون رو با این جینگولک بازیا بریدن. دیگه قبل از بعد از ۶۴ نداره که. حالا گناه من چیه که متولد ۶۵ ام و باید با این اکیپی که گفتی جمع بسته بشم؟ درضمن.. الان دهه ی ۷۰ها دبیرستانی اند نه ۶۰ ها..!

  27. آرش ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۲:۵۵ ق.ظ

    با شلام

    هر کس خودشو عاقلتر و سالمتر از دیگران میدونه….

    چه کسی میتونه در مورد عقلانیت انسانها احضار نظر کنه؟ آیا کسی که خودش هم این خصلت رو داره؟ چه کسی عقلانیت این فرد رو سنجیده که قادر به به سنجش دیگران باشه؟ خودش یا کسی دیگر که اونم باز عقلانیتش توسط یکی دیگه سنجیده شده …

    کی عقلانیت شما رو سنجیده که اینگونه در مورد عقلانیت دیگران احضار نظر میکند شخصیت افراد رو کوچک می کنید!!!

    من ۶۵ ی فقط میتونم براتون متاسف باشم با این طرز فکر بچه گانتون

  28. بیسکوییت ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱:۰۲ ق.ظ

    من هم رفتارهای جلف منزجر کننده زیاد می بینم از دختر ها و پسرهای دبیرستانی

    ولی کاش جمع نمی بستید… اون هم ۶۴ به بعد! خیلی از ۶۴ای ها دیگه الان لیسانسشون رو گرفتن

  29. arash ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱:۰۶ ق.ظ

    Salam
    kheili matlab e jalebi bod va koli ba tafakor khandidam too in ghorbat

  30. hamid ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱:۲۷ ق.ظ

    khob in ani khanomm kheili chiza mige man nazaraye ani ro mikhondam mididam ke neveshtan az site zahra chichi omadim onja bad alan az balatarin in blog ro baz kardam mman 64 nistam vali ta hala kheili baram pish omade ke 2okhtaraye ghable 64 ham be khan va bian ba man dost shan in kolan mosh kele hameye 2okhtaras na ghable 64iha man zoram azin ke man 64 nistam yani inke kochiktaram (pir shodam)

  31. hamid ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱:۲۸ ق.ظ

    chera bain webe shoma in cuntri select miad

  32. hard abusive ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۲:۵۲ ق.ظ

    خب بخیل شمارشو میدادی به پسره ؛ چی میشد؟ چیزی ازت کم میشد.
    خلاصه اینکه فرصت یه کار خیر رو از خودت دریغ کردی

  33. آرش طباطبائی ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۷:۲۹ ق.ظ

    سلام
    دست دوستتان درد نکنه….
    به نظر می رسه که ازدواج حجم وسیعی از دهنتون رو مشغول کرده باشه
    یا حق!

  34. علی ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۸:۰۹ ق.ظ

    میدونی نسل ما تکلیفش با خودش هم مشخص نیست من نمی دونم بالاخره مذهبیم یا نه، می خوام ایران بمونم یا برم خارج ، همسری که می خوام داشته باشم امروزی باشه یا سنتی و …
    بین چند راهی موندیم چون بدبختانه جامعه در حال گذاره و قربانیاش مائیم
    در حالی که بچه های جدی (۶۴ به بعد) حداقل تکلیفشون با خودشون مشخصه

  35. زهرا ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۸:۵۹ ق.ظ

    به امیر:
    خدا رو شکر که تعریف خاله زنک بازی رو به ما ارائه کردید

    به ناشناس:
    من اگه جای شما بودمها بدون شک این کشف رو به عنوان یک اختراع در سازمان اختراعات جهانی ثبت میکردم
    حیف شد تا کسی نفهمیده حتمن اینکارو بکنید
    در ضمن: خیلی باهوشید. فکر می کنم احیانن آی کیوی شما باید فراتر از ۳۰۰ یا ۴۰۰ باشد :دی

  36. کیهان ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۸:۵۹ ق.ظ

    دعای ما بدرقه راتان
    و دعا می کنم که هم شما و هم دختر ….زندگی را آنگونه که می پسندید و باب میلتان است داشته باشید.آمین

  37. saba ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۹:۳۸ ق.ظ

    سلام زهرا جان ….خوبی؟
    با تمام قسمتهای این پستت موافقم
    واقعا فکر میکنم بین نسل دخترای ۶۰ و ۶۴ فاصله فرهنگی از زمین تا آسمون شده.
    نوشته های آنی رو هم خیلی دوس دارم همیشه میخونمشون.
    موفق باشی خانومی.

  38. راضیه جون ۱۳۸۶-۱۲-۱۷، ۱۲:۱۶ ب.ظ

    یعنی به نظر تو ما ترشیدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خدا نکنه…بالاخره یه نفر تو این دنیای به این بزرگی پیدا نمیشه بیاد ما رو بگیره
    توکل به خدا!!!!!!!!

  39. ابی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۵ ب.ظ

    سلام خوبی
    من اومدم واسه شماره دختر ولی مثل اینکه اشتباه بود ولی خیلی مطلبت به دلم نشست اگه دوست ذاری بیا تو وبلاگ من
    اخه با گوگل هنئز وا نمی شه http://www.2khmal-pesar.blogfa.com

  40. محمد زاهدی پناه ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۵۸ ب.ظ

    سلام خیلی ساده ای که به این حرفهای بیخود گوش میدی بورو دنبال زندگیت اگر خواستی یک جواب بده میخوام باهات اشنا بشم اگرافتخار بدی موفق باشی به امید دیدار

  41. homayoon ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۴:۳۵ ب.ظ

    ۰۹۱۲۵۸۵۵۹۵۵

  42. رضا ۱۳۸۷-۰۲-۱، ۸:۵۵ ب.ظ

    وای وای دختر بندر منو جادو کرده اخ وای وای

  43. رامتین ۱۳۸۷-۰۲-۱، ۸:۵۷ ب.ظ

    ۰۹۱۹۲۳۴۲۶۶۷

  44. mahdi ۱۳۸۷-۰۲-۱۵، ۲:۲۷ ب.ظ

    very gooooooooood

  45. mahdi ۱۳۸۷-۰۲-۱۵، ۲:۳۱ ب.ظ

    سلام /اسم من مهدی است و دنبال یک دوست دختر میگردم/با من تماس بگیرید/۰۹۳۶۵۱۸۶۱۱۷

  46. یاشار ۱۳۸۷-۰۲-۱۷، ۱:۴۳ ق.ظ

    سلام به همه دختر های ایران امید وارم دوست پسر ها تون خوب باشن
    من یاشار اماده دوستی با شرایط زیر هستم :
    ۱- خانواده دار
    ۲-دست نخورده
    ۳- خوشکل
    ۴- اهل ازدواج دائمی نباشه
    ۵ بهتر اهل شیراز با حا ل باشه
    ۶-…………

    دوست دختر باشرایط بالا میپذیریم یادم رفت شماره بدم ۰۹۱۷۸۰۸۰۲۳۵

  47. علی ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۴:۳۷ ب.ظ

    اگه میشه شماره دوست دختر لاشی منو بنویسید
    مادرشو… ۰۹۳۶۶۵۵۹۰۸۹

  48. علی ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۴:۳۹ ب.ظ

    بچه شمارشو چنان پخش کنید که عمش به گا بره۰۹۳۶۶۵۵۹۰۸۹

  49. m.fitikot ۱۳۸۷-۰۲-۲۰، ۳:۱۳ ق.ظ

    در باره تو هیچی نمیگم ولی ۲ سال پیش دوست دخترم کاری کرد که تا امروزم نگاه به هیچ دختری نکردم به خدا ۰۹۱۷۷۱۶۸۷۹۵

  50. مسعود ۱۳۸۷-۰۲-۲۰، ۳:۲۵ ق.ظ

    در باره تو هیچی نمیگم ولی ۲ سال پیش دوست دخترم کاری کرد که تا امروزم نگاه به هیچ دختری نکردم به خدا ۰۹۱۷۷۱۶۸۷۹۵ اگه تو دستو بالتون یه دختر مثل خودم ساده دیدین شومارم رو بهش بدین تا از تنهای بیرون بیام.

  51. حسین ۱۳۸۷-۰۴-۶، ۸:۵۹ ب.ظ

    یک دختر خوشگلم اگه به ما زنگ بزنه ممنون میشیم ۰۹۱۲۷۳۶۶۱۷۸

  52. حسین ۱۳۸۷-۰۴-۶، ۹:۰۲ ب.ظ

    من بچه تهرانم ۱۷سالمه وبچه شمرون هستم
    چاکر بچه های شمرون ۰۹۱۲۷۳۶۶۱۷۸

  53. 18رضا - ۱۳۸۷-۰۴-۲۲، ۲:۳۹ ق.ظ

    من رضا هستم و ۱۸ سالمه ۱ دختر ۱۵ تا ۱۸ ساله به من زنگ بزنه ممنون میشم نگران نباشه پیاده نمیمونه موتور دارم بچه جنوب تهرانم افسریه اینم شمارمه ۰۹۱۹۳۰۵۱۵۶۱و۰۹۳۶۸۸۱۱۹۴۵

نظر شما