نه اینطوری نمیشه!

* نه اینطوری نمیشه
این بار که خدا بلایی سرم آورد خودم رو میزنم به مردن و دیگه از جام پا نمیشم تا دست از سرم برداره.
اینطوری نمیشه. الان فکر میکنه من خیلی دختر پوست کلفتیم و تحمل همه نوع مصیبتی رو دارم در حالیکه اینطور نیست واقعا کم آوردم. اینبار اگه بلایی سرم اومدها علاوه بر اینکه دیگه پا نمیشم یه چند روزیم باهاش قهر می کنم.
اگه همینطوری زندگیم پیش بره که هیچی. من هی سعی کنم خودم رو بازیابی کنم و هی بلند شم و تظاهر کنم خیلی قوی هستم فایده ای نداره!!!… بذار یه بارم که شده بهش نشون بدم که وقتی دوباره پا میشم که همون لحظات باهاش حرف بزنم و نماز بخونم و به دستوراتش عمل کنم ته دلم چقدر از دستش ناراحتم که با وجود اینکه من نافرمانی خاصی ازش نکردم چرا این بلا رو سرم آورد؟ اصلا چرا اینقدر منو امتحان میکنه در حالیکه میدونه من اصلا جنبه اش رو ندارم. ظرفیتش رو هم همین طور…

* نمیدونم چرا هر وقت شمال میام وبلاگ نویسیم نمیاد. فکر کنم یه بار دیگه هم گفتم به نظرم وبلاگ نویسها آدمای تنهایی هستن!!! به محض اینکه مثل من بیان پیش بابا و مامان و خواهر و برادراشون دیگه انگیزه ای برای وبلاگ نوشتن و درددل کردن توی اینترنت ندارن. جالبه نه؟
الانم اگه به خاطر انتخاب واحد اینترنتی داداشم نبود، عمرا اگه می اومدم پای نت!!!

* جهنم ؟!:
جواب یک دانشجوی دانشگاه واشینگتن به یک سؤال امتحان شیمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اینترنت پخش شده و دست به دست میگرده خوندنش سرگرم‌کننده است. 
پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است یا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟ 
اکثر دانشجویان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بویل-ماریوت متوسل شده بودند که می‌گوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. یا به عبارت ساده‌تر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقیم دارند. 
اما یکی از آنها چنین نوشت: 
اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر می‌کند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند.
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر.
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام ادیان رایج در جهان می‌کنیم. بعضی از این ادیان می‌گویند اگر کسی از پیروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جایی که بیشتر از یک مذهب چنین عقیده‌ای را ترویج می‌کند، و هیچکس به بیشتر از یک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند.
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه می‌شویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیشتر می‌شود. حالا می‌توانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم: طبق قانون بویل-ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد. اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد: 
۱) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.
۲) اگر جهنم سریعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج پایین خواهند آمد تا جهنم یخ بزند.
اما راه‌حل نهایی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا یافت که می‌گوید: «مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم!» از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است.
 تنها جوابی که نمرهء کامل را دریافت کرد، همین بود!

۴۰ نظر

  1. mahdesign ۱۳۸۶-۱۱-۲۵، ۷:۱۳ ب.ظ

    سلام
    من دانشجوی طراحی صنعتی هستم
    باید تا شنبه ۲۷ بهمن صبح یه پروزه آماری به استاد ریاضیمون تحویل بدم وگر نه میندازتم [ناراحت]
    ازتون خواهش میکنم اگه دارین بهم بدین
    خیلی کارم گیره
    دعاتون میکنم
    ایشالله جبران میکنم
    منتظر جوابتون چه ok چه نه هستم[ناراحت]

  2. علی ۱۳۸۶-۱۱-۲۵، ۸:۰۰ ب.ظ

    سلام
    انکه کی هستیم و چه کاره چه فرقی می کنه
    ولی خواستم بگم قهر کردن هم فایده ای نداره
    چون من امتهان کردم ولی می دونید چی شد؟
    اون بالا نشست رو ابرا بهم یه نیشخندا خداوارانه زد و گفت:
    یادم نمیاد تو بنده ی من حتا تو بچگیتم با کسی قهر کرده باشی؟
    همیشه با دشمنات هم گفتی خندیدی تا لجشون در بیاد و دیگران هم از دشمنی شما چیزی نفهمن.
    یه راه دیگه پیدا کن.به منم بگو! ممنونت میشم.
    الان میشینم و برای تخلیه خودم داستان می نویسم.
    اگر از خوندن داستان کوتاه به سبک آدم تازه کار بدت نمیاد یه سری به من بزن.
    ممنون
    (ارمیا)

  3. آرمین گیله‌مرد ۱۳۸۶-۱۱-۲۵، ۹:۲۸ ب.ظ

    سلام … وای اگر خدا و شیطان نبودند ، چی میکردیم!!!

  4. SA ۱۳۸۶-۱۱-۲۵، ۱۰:۳۰ ب.ظ

    Salam,
    Man fekr mikonam ke in rasme zendegie ke bala va paein dare monteha ma paein hasho bishtar az balahash mibinim. Behtare injoor mavaghe bejaye inke be in tabee nozooli zendegi negah koni be Integralesh negah ken ke man fekr konam baraye shoma kheili ham mosbate.

  5. شمیم استخری ۱۳۸۶-۱۱-۲۵، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    راهم را گم کردم، گذارم به این جا افتاد. البته می توانستم آهسته برگردم و رد پایی نگذارم. انگار که راهی گم نشده است. اما دیدم کسی در برزخ اطاعت و شورش، در برزخ رد و پذیرش، نه بهشت را می طلبد و نه جهنم را. بلکه از درون ساختار واژگانی و نیز مفاهیم نهان شده در برخی بافت ها می توان نوعی خستگی از این ناروایی حاکم را بر جهان و بر مناسبات انسان ها، به تماشا ایستاد. برای رفع خستگی، قاعده بر استراحت است. اما در مقوله ی ناروایی جهانی از انسان بر انسان، اگر چشم بر هم گذاشته شود، هنوز هم ژرفای آن بیشتر می شود. من در درون خود به یک اعجاز معین، به باور آمده ام و آن کلام است که باید بوزد، بجوشد، بشکفد، تکرار و مکرر شود و سرانجام روزی چه بسا دیر، چه بسا دیگر ما نباشیم اما بتواند در جان های بسیاری صد البته، خانه ی خویش را بیابد.

  6. کامیار ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۱:۴۱ ق.ظ

    مهندس جان عربیت نم کشیده ها!

    قالت زهراء نه قال زهراء

  7. دانیال ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۱۰:۴۱ ق.ظ

    نگفتی چه مشکلی پیش اومده؟
    هیچ کاری مضحک تر از این نیست که انسان بخواد به “خدا” ثابت کنه که قدرتمنده، این یکی رو نمیشه گول زد
    اصلا ً اینجوری وبلاگ بنویسی فایده نداره
    حتما ً باید یه عکس از خودت بذاری تو وبلاگ
    قیافهء آدما یکی از پارامتر هائیه که به نوشته هاشون معنا میده

  8. مهدی ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۱۲:۵۰ ب.ظ

    دیگه شما چرا؟
    شما که یه همشهری مثل آقای بهجت داری دیگه غم نباید داشته باشی

    http://www.mtb.ir/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=1182&Itemid=1

  9. yaser ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۱:۴۷ ب.ظ

    این مطلب آخریه خیلی باحال بود. من واقعاً با این جور دانشجوا حال می کنم. باید همین طوری جواب سوال رو داد. به این میگن یه آدم با هوش.
    اما درباره خدا. کرکگور میگه”حقیقت ذهنیت است”. من اینجوری می فهمم که وابسته است به اینکه چه جوری برا خودت تعریفش کنی! هرجور تعریف کردی همونجوری باهات تا میکنه.همین.

  10. بهمن 59 ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۵:۰۲ ب.ظ

    نه ! هیچ فایده ای ندارد . حتی اگر خودت را هم به مردن بزنی از رو نمی رود کهنمی رود . خیلی وقت است که خودش را به کوچه علی چپ زده است . بگذریم …
    اگر وقت اضافه داشتی به سومین فصل مبهم سری بزن .
    بدرود

  11. بهشت یخ زده ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۵:۱۸ ب.ظ

    البته من قبول دارم که یه جاهایی سانسور لازمه ولی خوب اگه سانسور می کنید باید همش رو درست کنید… اگه این افتخار نصیب اون بنده خدا نشده باشه و جهنم یخ نزده باشه پس چه جوری اگزوترومه؟ البته شاید هم اشتباه در ترجمه بوده ولی به هر حال جالب بود…. چون من فکر می کردم که فقط بهشت یخ می زنه

  12. گوریل فهیم ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۵:۳۴ ب.ظ

    دو تا مشکل اصلی این بود که اولا آن دانشجوی کذایی که احتمالا فقط بلد است با کلمات بازی کند ، روح را در حد یک گاز مثل اکسیژن یا نیتروژن تصور کرده است و دیگر اینکه صداقت تمام ادیان را تایید کرده است.
    مطلب دیگر اینکه اینجا به معنای واقعی به یک خبرگزاری غیر رسمی با هیئت تحریریه ای یک نفره تبدیل شده است.

  13. DeVERDA ۱۳۸۶-۱۱-۲۶، ۱۰:۲۸ ب.ظ

    ” * نمیدونم چرا هر وقت شمال میام وبلاگ نویسیم نمیاد * ”

    جوابش خیلی ساده است. چنانچه سرکار خانم را نمی رنجاند بنده این زحمت را به انگشتان خود میدهم و جواب سوال مورد نظر را برای جنابعالی و هیت همراه تایپ میکنم و اینها .

    اینترنت مجانی پر سرعت اداره کجا و اینترنت ذغالی منزل کجا !

  14. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۸:۴۲ ق.ظ

    به DeVERDA
    من اگه جای شما بودم یه ایمیل شجاعانه میزدم و خودم رو معرفی میکردم
    در ضمن از کجا حدس زدید اینترنت منزل مان!!!! زغالی تشریف دارند؟

  15. ایلیا ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۹:۳۵ ق.ظ

    سلام
    ازاینکه بازهم نوشتی خیلی خوشحالم فکر کردم عروس شدی دیگه وقت نداری بنویسی !!
    در مور شمالم یه واقعیت انکار ناپذیر وجود داره اونم اینه که : آدم شمال باشه و بشینه پا اینترنت ؟ مگه دیونه اس؟ شمالی ها اهل طبیعت و بسیار هم اجتماعی هستن پس وقتشون رو برا چیزای مهمتر مصرف میکنن تا اینترنت .
    با خدا صحبت کردن به زبون ادمی کاریه که چارهء دیگه ای نداریم ولی توقع داشتن مثل ادما از هم دیگه از خدا توقع داشتن یه مقدار ….. (نمیدونم جه جور بیان کنم !) ولی در هرصورت نمیشه …. بهتره خودمون رو گول نزنیم .
    اما اما ….. جهنم خیلی هم اگزوترم نیست یعنی همیشه این حالت رو تداره چون حهنم رو آدما که نساختن اون خداست که ساخته پس اختیارش دست اونه و تا جایی که من میدونم اون خدایی که من میشناسم اونقدر مهربونه که بالاخره همه بنده های گنه کارش رو میبخشه و میفرسته بهشت اونوقت جهنم به اون داغی به چکارش میاد ؟ خودش اونو سرد میکنه !!
    ایلیا

  16. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۹:۴۷ ق.ظ

    یعنی من بخوام عروس بشم اینقدر بی سرو صدا ؟:دی

    اینو منم شنیدم که در نهایت فکر میکنم همه بنده ها بخشیده میشن و میرن بهشت

  17. مزدا ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۹:۵۰ ق.ظ

    خاطره ای که می اید در رابطه با یکی از جانبازان جنگ تحمیلی است که پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام شده بود و در یکی از بیمارستانهای شهر رم به مداوا مشغول بود. از قضا بطور اتفاقی متوجه میشود که خانم پرستاری که از او مراقبت می کند نام خانوادگی اش “مالدینی” است ابتدا تصور میکند که تشابه اسمی باشد اما در نهایت از ایشان سوال میکند که آیا با پائولو مالدینی ستاره شهیر تیم میلان ایتالیا نسبتی دارد ؟

    …. و خانم پرستار در پاسخ می گوید که پائولو مالدینی برادر وی می باشد ، دوست جانباز نیز در حالی که بسیار خوشحال شده بود از خانم پرستار خواهش می کند که اگر ممکن است عکسی از پائولو مالدینی برایش به یادگار بیاورد و خانم پرستار قول می دهد که برایش تهیه کند صبح روز بعد دوست جانباز هنگامی که از خواب بیدار می شود کنار تخت خود مردی را می بیند که با یک دسته گل به انتظار بیدار شدنش نشسته است…

    این بزرگ مرد کسی نیست به جز پائولو مالدینی که از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا به شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله ای حدودا ششصد کیلومتری دارد آمده تا از این جانباز جنگی که خواستار داشتن عکس یادگاری اوست عیادت کند .

    پائولو مالدینی با این کار خود درسی بسیار بزرگ به تمامی فوتبالیست های دنیا داده است که قهرمان فوتبال را در زمین فوتبال نباید جست که می توان در بیرون از زمین فوتبال نیز آن را دید.

    قهرمانانی که پهلوانند…

    متاسفیم که امروز بگوئیم کمتر در دنیای ورزش کشورمان که پرچمدار اخلاق هستیم با الگوهای اخلاقی روبرو می شویم. برخوردهای ناشایست بازیکنان ، مربیان در زمین فوتبال و در حاشیه نه تنها کمکی به ورزش نمی کند بلکه باعث گمراهی نوجوانانی می گردد که انها رو الگوی خود قرار داده اند. بیایید لااقل در اخلاق ورزش، ایرانی منش باشیم هرچند مدالی به دست نیاوریم.

    (وبلاگ تیسفون)

  18. خانمه ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۱۰:۵۷ ق.ظ

    خدا بهتر از هر کسی میدونه که بنده اش خسته شده یا کم آورده . هرچند که منم خودم همین کار رو میکنم و وقتی بهم میگن ناشکری نکن و راضی باش میگم اگه حرف نزنم خدا فکر میکنه خوشم آمده بازم بلا سرم میاد :)
    اما خودم هم خوب میدونم که خدا ذهن و دلم رو خوب میخونه و خودش خبر داره .

  19. علی ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    خدا قوت زهرا خانوم!

  20. محمد جواد شکری ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۱:۴۰ ب.ظ

    عجب تحلیل سیستمی قشنگی!

  21. حسین ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۵:۱۲ ب.ظ

    سلام زهرای عزیز
    نمیدونم شما رشتتون چیه ولی من رشتم مکانیک سیالاته برای همینم خیلی این مطلب برا م جالب بود…خوشحال میشم به منم سر بزنی…ممنون

  22. تقویم صبورا ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۵:۳۵ ب.ظ

    سلام خانمی…. پس تعطیلات را رفته بودی خونه ……خوشحالم……ابا نظرت درموردولاگ نویسا موافقم…..وجواب جالبی بود…….

  23. مرتضی ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۵:۴۵ ب.ظ

    آی گفتی”
    واقعا چرا امتحان میکنه با این که میدونه ما رد میشیم؟!
    نظر بعضیا از جمله SAجالب بود.
    راجع به قضیه جهنم باید بگم خیلی مسله جالبیه اگر چه من خیلی به اگزو و اندو ترمش توجه نکردم.
    سلامت باشی

  24. مهران ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۹:۴۸ ب.ظ

    سلام

    فقط یه چیز سریع میگم چون عجله دارم.مطلبی که اول نوشتی عالیه.

    مولوی میگه ” فرعون تمام عمرش یه سردرد هم نگرفت.” میدونید چرا؟چون خدا نمی خواست فرعون صداش کنه.چون ولش کرده بود.

    شما که دختری. خوب میدونی دخترا اونیو که دوست دارن بیشتر اذیت میکنن.

    ولی یه روایتی هم داریم که میگه (لین شکرکم زید لکم)یعنی از هر چی شکر کنید براتون زیاد می کنیم.پس از بلاها نباید شکر کرد.اینکه خودت به این نتیجه رسیدی جالبه.نشون میده فکر استنتاجیت قویه.

    موفق باشی

  25. مهران ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۹:۵۳ ب.ظ

    ببخشید

    در مورد جهنم هم: از نظر دین اسلام همه همیشه تو جهنم نمیمانند.بلکه وقتی به نسبت گناهانشون عذاب دیدن از اونجا خارج میشن. خدا که عقده ای نیست .پس جواب اون دانشجو از اساس اشتباهه

  26. آرام ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۱۱:۲۸ ب.ظ

    این آقا مهران نکته قضیه را نگرفته. پدر جان دانشجو نمره کامل گرفته چون به یک سوال بی ربط جواب بی ربط داده!

  27. بیتا ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۲:۲۲ ق.ظ

    هم اکنون نیازمند یاری (صورتی) شما هستیم
    http://www.dokhtarooneh.com/culture/224
    بیایید سپندارمذگان را جشن بگیریم ، فرصت شادی زیاد نیست.

  28. ناشناس ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۸:۰۳ ق.ظ

    ولی چه فایده.. زود لو میری :دی

  29. اها اقاقیا ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۸:۰۴ ق.ظ

    ناشناسه من بودم. خیلی هم ناشناس نیستم الیت :÷ی

  30. javid ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۱۰:۱۸ ق.ظ

    سلام به دوست عزیزم و خسته نباشین از مطالبتون لذت بردم. از شما دعوت میکنم برای عضویت در سایت ما اقدام کنین.
    و اگه مایل بودین آی دی من رو هم اد کنین..ما شما رو لینک کردیم شما هم اگه خواستین با عنوان « دفتر خاطرات جاوید » لینکمون کنین.
    به سایت ما اومدین و ثبت نام کردین حتما” ما رو خبر کنین و کامنت بذارین.
    بای و موفق باشین[گل][گل][بدرود][بدرود]
    ========
    رسیده ایم به هم ، برخلاف هر من و تو
    دو تا همیشه مسافر دو دربدر من و تو !

    دو رود شط شده ی ما به برکه خواهد ریخت
    اگر همیشه نباشیم در سفر من و تو !

    ولی اگر به سفر خو کنیم خواهی دید
    خلیج فارس تو و من شده ، خزر من و تو

    به اعتبار دل و مُهر عشق «ما» شده ایم
    بدون ثبت در اسناد معتبر من و تو !

    اگر چه هر دو جگر گوشه پدر بودیم
    شدیم در بر هم خونِِ در جگر من و تو !

    چقدر زخم زبان خورده و به مرهم هم
    نمرده ایم از این زخم کارگر من و تو !

    به لطف شعر ، پر از قند پارسی شده ، من !
    شکر همیشه تو و قند با شکر من و تو !

    قسم به عشق که از هُرم مهرمان می سوخت
    به آفتاب اگر می زدیم سر من و تو

    من و تو آب و هوائیم و آسمان شده است
    من و تو در من و تو ، در من و تو در من و تو ! !
    [چشمک][چشمک][خونسرد][گل][بدرود]
    منتظر قدوم سبزت هستم.

  31. javid ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۱۰:۱۹ ق.ظ

    یادت نره منو لینک کنی دوست گلم

  32. مهران ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۱۱:۲۸ ق.ظ

    سلام

    اون سوال البته که از نظر ما بی ربطه. چون دین ما یه همچین سوالهایی را قبول نداره. ولی غربی ها همه چیزو با معیارهای عقل می سنجند و برای اونها یه همچین سوال و جوابهایی کاملا عاقلانه است.و سوالهاییه که فیلسوفهاشون در موردش بحث می کنند.
    پیشنهاد می کنم کتاب تفکر فلسفی غرب را بخونید.

    موفق باشید

  33. علی و کیانوش ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۸:۲۲ ب.ظ

  34. dfdf ۱۳۸۶-۱۱-۲۸، ۸:۴۰ ب.ظ

    sdfsdfsdf

  35. غزاله ۱۳۸۶-۱۱-۳۰، ۱:۵۲ ب.ظ

    سلام زهرا خانوم.
    مطالبتون طبق معمول عالیه…بویژه اون قسمت جهنم.نه تنهاخودم باهاش حال کردم برا ۷،۸،۱۰ تا از دوستام هم mailکردم،که همه خوششون اومد.
    بابا دمت گرم…

  36. غزاله ۱۳۸۶-۱۱-۳۰، ۲:۱۷ ب.ظ

    راستی زهرا خانوم چون شما وهمه ی بچه های وبلاگتئن رو خیلی دوست دارم این شعر رو تقدیمتون می کنم:
    خانه ی دوست کجاست؟
    در فلق بود بود که پرسید سوار،آسمان مکثی کرد،
    رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
    نرسیده به درخت،کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبیست،
    می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ،سر به در می آرد،
    پس به سمت گل تنهایی می پیچی،
    دو قدم مانده به گل، پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی،
    و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد،
    در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی،
    کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا،
    جوجه بردارد از لانه ی نور،
    واز او می پرسی ،
    خانه ی دوست کجاست…
    فکر کنم همگی بدونید شعر از یک دوست به نام سهرابه.
    خرم بمانید.

  37. آرش ۱۳۸۶-۱۲-۲، ۱۰:۲۴ ق.ظ

    با سلام

    من با خوندن مطلب اولتون این سوالا در ذهنم به وجود اومده که شما خدایی که نه دیده میشه و صدایی ازش در نمیاد رو مقصر کارها و مشکلاتتتون میدونید و هیچوقت نمیگین من مقصرم، چرا فکر میکنید این یه آزمایشه؟، آیا خود خدا به شما گفته من میخواهم تو رو امتحان کنم؟ یا به شما الهام شده که آزمایشی در کاره؟ به نظر خودتون شما آدم مومنی هستید؟
    تا حالا فکر کردین نماز رو برای چی می خونین؟ برای اینکه همیشه تلبکار از خدا باشین؟ یا شایدم واقعا راضی از زندگیتون هستین و شکرگزار؟
    الان این جمله مولانا در ذهنم تدایی شده : “تواتر شنیدن گوش فعل رویت میکند و حکم روِیت دارد”
    به نظرم زیادی تو اعتقادات و صحبتهایی که دیگران به شما گفتن غرق شدین !؟
    کلمات رو معنایی تازه بهشون بدین، زندگی تازه با معنایی تازه شروع کنیم “چشم هارو باید شست جور دیگر باید دید”

    از این سوالا و نوشته ها نیت بدی ندارم فقط برام سوالن

    شاد باشید

  38. شاهرخ ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۱۲:۳۱ ب.ظ

    سخخلام زهرا جون وبلاگت خیلی باهاله . ازت خوشم اومد البته قصد بدی ندارم ببخشید که نظرمو اینجا نوشتم. بازم جوک بزار خیلی باهال بود

  39. شاهرخ ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۱۲:۳۳ ب.ظ

    سلام . غلظ تایپیمو تصحیح می کنم . عجله دارم باید برم

  40. آرش ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۸:۵۷ ب.ظ

    lمطالب خیلی خوبه من اتفاقی با شما آشنا شدم امیدوارم موفق باشید

نظر شما