۱۳۸۶-۱۰-۳۰
وبلاگنویسی با اعمال شاقه
۱- شمالم ولی کیبردم خرابه چون اسپیسش کار نمی کنه. الانم همش دارم فاصله رو کپی پیست میکنم به این میگن وبلاگنویسی با اعمال شاقه!!!
هر چند که مهم هم نیست آیا آپدیت می کنم یا نه؟ با این وضعیت بلاگرولینگ و کسادی و تورم پینگ، اصولا کسی نمی فهمه هنوزم من زنده ام آیا؟!!!
۲- دیروز همراه خواهرم میتونستیم یک باند پخش مواد مخدر رو لو بدیم ولی ترسیدیم. عینکم افتاد دسته اش شکست. رفتیم کنار خیابون که یه دونه از اینایی که ساعت تعمیر میکنن موقتا جوشش بزنن. اما توی اون نیم ساعتی که اونجا بودیم بارها میشد که می اومدن چند تا هزاری میدادن به ساعت سازه و اونم بدون توجه به اینکه ۲ تا دختر باهوش در فاصله نیم متریش وایستادن دورو برشو میپائید و از زیر میز کارش یه بسته در می آورد وبهشون میداد. بگم اقلا در مدت نیم ساعت به ۲۰ نفر سرویس داد باورتون میشه؟! مام که از خدا بی خبر نمیفهمیدیم این چرا داره کش میده!!! لابد فکر کرده بود مام مشتری جدیدیم و دسته عینک بهانه است!!! آدم دلش میسوزه چه جوونهایی هم می اومدن اونجا! به قول خواهرم ما در عمرمان اینقدر ماشین مدل بالا را یکجا و ظرف نیمساعت ندیده بودیم! مسخره نیست آدم زندگیش رو با این چیزا خراب کنه؟!!!
* اولش یه چیز عجیب: توی شمال اصلا خبری از برخورد با بی حجابی و پوشش بد زمستانی و چکمه بلند و این حرفا نیست!!!
دومش اینکه تو شمال همه چیز گرونتر از تهرانه! حتی سبزیجات ومیوه جات! دختر عمه ام پرستاری دانشگاه گیلان قبول شده و نوبت دومیه! دیروز ازم خواست که بریم چکمه بخره و میخواست تا ۶۰ تومن هم خرج کنه! اما هیچ جا چیزی که اون میخواست این قیمت نبود!مطمئنم تهران میشه با این پول یک چکمه خوب خرید! بهش گفتم که ببین با این پول میشه یه قطعه طلا خرید ولی چکمه نمیشه! تازه یه دونه نیم چکمه به درد نخور دیدم که گفتم این حتمن ۱۰ تومنه اینو بخر! که فروشنده محترم یه پشت چشمی نازک کرد که بیا وببین! بعدشم گفت این ۵۵ تومنه:دی
