عشق دلیل موجهی برای ازدواج نیست

* نتیجه گیری درباره پست قبلی یعنی: خوش به حال اونهایی که ازدواج کردن:
۱- پسرها بیشتر از دخترها به ازدواج فکر میکنن ولی تظاهر می کنن چنین نیست. اصلا هر وقت کسی به شدت و حدت چیزی رو انکار کرد مطمئن باشید قضیه برعکسه یعنی خیلیم ذهنشو مشغول کرده! منتها به دلایلی پسرا راحت نیستند در موردش صحبت کنن
۲- همونطوری که من فکر میکنم خیلی هاتون نوشتید که صرف ازدواج مهم نیست بلکه مهمه با چه کسی ازدواج کردید؟ که منظور من وقتی داشتم این سه تا دلیل رو مینوشتم یک انتخاب آگاهانه بود و نه از روی هوی و هوس و توی خیابون
۳- یادش به خیر دبیر دینی مون همیشه میگفت: عاقلانه انتخاب کنید و بعدش عاشقانه ادامه بدید
۴- صرفا عشق دلیل موجهی برای ازدواج نیست! چون بدون شک بعد از مدتی که تکراری شد از بین خواهد رفت! مگراینکه عوامل و معیارهای دیگه ای هم برآورد شده باشند که عشق و دوستی رو تقویت کنند

* حالا تا همینجا بحث رو نگهدارید:
نظرتون راجع به ازدواج یک دختر متولد ۱۳۵۱ با یک پسر متولد ۱۳۵۹ چیه؟! (اتفاق افتاده ها!) راستش من هرچی فکر میکنم نمیتونم راجع به چنین چیزی نظر مثبت داشته باشم! توی چنین وقتهایی من همیشه فکر میکنم طرف مذکر احتمالا علاقه زیادی به نقش مادرش در زندگیش داشته و دوست داشته با چنین شخصی ازدواج کنه! اما بعد از مدتی که آبها از آسیب افتاد تااازه میفهمه که نیاز به یک همدم داره تا یک مادر. ممکنه هم اعتماد به نفس طرف مذکر پاپین باشه و پیش خودش تصور کنه که طرف مونث میتونه اون رو کنترل کنه و زندگیشون رو خوب پیش ببره! اما خوب طرف مونث هم بعد از مدتی از این رابطه مادر و پسری خسته میشه!
برعکسشم هست. مثلا وقتی طرف مذکر خیلی سنش بالاتر از مونث باشه این رابطه بیشتر تبدیل به یک رابطه پدر و دختری میشه! در این حالت طرف مذکر احتمالا خیلی علاقه داره بیش از حد همه امور رو کنترل کنه اما اونم بعد از مدتی کم میاره و این احساس درش وجود داره که احتیاج به یک همدم بالغ داره که نیازهای عاطفیش رو برآورده کنه و نه یک دختربچه که مدام باید مراقبش باشه!

* اینم اگه نگم ناکام از این دنیا میرم! بدترین مردها، مردهایی هستند که همسرشون رو در مقابل دیگران تحقیر می کنن. بدترین زنهام زنهایی هستند جلوی دیگران از همسرشون بدگویی می کنن! دیروز توی لوازم تحریر فروشی نزدیک خونمون به معنی واقعی کلمه دلم میخواست ایکاش این قدرتو داشتم که مرده رو کتک میزدم! فقط به خاطر اینکه ارسال سفارش دیر شده بود داشت با چه لحن و الفاظی جلوی ۴ تا مشتری با زنش حرف میزد!!! پارسالم یکی از همکارای شرکت قبلیمون منو برای شام خونشون دعوت کرده بود. موقع آماده کردن سفره، ظرفی که حاوی سیب زمینی سرخ کرده بود از دست شوهرش ریخت روی سفره! من اصلا ندیده گرفتم و به بهانه ای از روی سفره بلند شدم. اما دختره با وقاحت تمام جلوی من هرچی رسید به شوهرش گفت! اینکه فلانی چقدر دست و پا چلفتی هستی و این حرفا. طوریکه شام واقعا زهرم شد!

* با توجه به اینکه « انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی فعلا گازمان قطع ‏شده است» و با عنایت به اینکه قرار بود یک سال پس از ریاست جمهوری نفت سر سفره مردم ‏بیاید، اما دو سال پس از آن بنزین از سفره مردم حذف و سه سال بعد یعنی امسال نیز گاز قطع ‏شده است، از کلیه ملت بدون گاز ایران درخواست می شود، برای گرم کردن تنور انتخابات فعلا ‏از هیزم استفاده کنید

 

۵۱ نظر

  1. ایلیا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۹:۳۵ ق.ظ

    سلام
    راجع به تفاوت سنی مناعتقاد دارم بسیار هم مفیده به چند دلیل اما قبل از اینکه دلیلهامو بگم میخواستم راجع به یه موضوعی تکلیف همه معلوم بشه !
    ” چرا خانمها میخوان هر کاری که آقایون انجام بدن اونام بتونن انجام بدن ؟ آخه این چه منطقیه که اگه آقایون مدرک مهندسی حفاری نفت میگیرن خانمها هم باید همون مدرک رو بگیرن آخه خواهر من ابجی تو میتونی بری تودمای ۵۰ درجه وسط دریا عرق بریزی که چی مثلا بگی من از مردا چیزی کم ندارم !! ”
    مشکل اساسی به نظر من اینجاست اگه هر چیزی سرجای خودش استفاده بشه و کاربرد داشته باشه خوبه . یه مثال میزنم (در مثل جای مناقشه نیست سوء تفاهم نشه ) ما میتونیم از پیچ گوشتی جای چکش استفاده کنیم ؟ حتما میگین بعله و تازه خیلی هم سبکتره ولی برادر من اگه اینطور بود که چکش رو درست نمی کردن
    لپ کلام اعتقادم اینه هر کس یه توانایی هایی داره که نباید اونارو دستکم بگیره و ازشون بگذره و یه اخلاقی داره که حتی اگه بخواهد هم ژنومش را نمیتونه عوض کنه بالاخره یه جایی خودش رو نشون میده
    پس با توجه به خصوصیات خانمها و آقایون به نظر من سن آقایون تا هفت هشت سال هم بیشتره باشه نه تنها اشکال نداره بلکه خیلی هم بهتره .
    دنبال مثالای متناقض هم نگرد من نیتونم صد تا مثال موافق این موضوع برات بیارم
    موضوع بعد که خیلی مهمه اینه که شما خانمها خیلی روی مسئولیت مشترک و از اینحرفها تاکید میکنید میخوام یه سئوال ازت بپرسم بالاخره یه نفر باید تصمیم نهایی رو بگیره یا نه ؟
    این طور که نمیشه دوتایی باهم تصمیم بگیرن باید یه نفر مسئولیت رو قبول کنه

  2. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    دو تا سوال از شما دارم:
    ۱- تعریف زندگی مشترک از نظر شما چیه؟
    ۲- و تعریف مشورت و همفکری
    ۳- چرا این دو تا نباید با مشارکت و مشورت با هم به نتیجه نرسن؟ مشکل کار کجاست؟ چرا همش یه نفر باید تصمیم گیرنده نهایی باشه؟!

  3. هادی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ

    سلام
    زهرا خانوم من یه ۲ سالی میشه که وبلاگتو میبینم و موضوعاتت برام قابل تامل هستش ولی بعضی وقتا نتیجه گیریات با سوالاتت همخوتنی نداره.من دیروز نظرم رو خیلی جدی و صریح و منطقی گفتم وهمچنین بقیه دوستان.ولی متاسفانه متاسفانه تفکرت اینه که دیگران دروغ گفتند یا قصد فرار از واقعیت و یا کتمان علایقشون رو دارن.این طرز تفکر خیلی کودکانه اس از طرف یک انسان تحصیلکرده.فقط اینو بگم ما پسرا علایقمون در خیلی موارد از دخترها بیشتر و قابل اهمیت هست.ازدواج یکی از اونهاست.اگر به قول شما به صورت منطقی و آگاهانه برسی کنیم اگر شرایط باشه هر چند حد اقل امکانات ازدواج رو صورت میدیم.اگر نباشه تعداد عنوان کردنش کمتره. ولی خانم ها به مراتب کمتر اینجوری هستند .ولی خانمها چون مسئولیت ناچیزی در ابتدای ازدواج دارند و بیشتر فکرشون رو درگیر مسائل بیهوده میکنن و خیال بافی های عجیب و غریبی هم میکنن(نمونش خود شما در پست قبلی) ولی پسرا نه هزار و یک جور مسئولیت در ازدواجشون و زندگیشون متحمل میشن چون میخوان و براشون دلنشینه و چندین چیزه دیگر اگر بقیه هم فکر میکنن من حرفم اشتباس من برای مناظره آمادم…

  4. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۱:۲۷ ق.ظ

    ای بابا ناراحت نشین
    مورد اول بیشتر جنبه طنز داشت
    فکر کنم از لحنم همچین چیزی معلومه
    چرا من باید فکر کنم که دروغ میگین؟ چه طودی میبرم یا می برید؟!

  5. Virus ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ

    باز این چه شورش است که در خلق عالم است** باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است //
    باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین **بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است //
    این صبح تیره باز دمید از کجا کزو **کار جهان و خلق جهان جمله در هم است //
    گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب** کاشوب در تمامی ذرات عالم است //
    گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست **این رستخیز عام که نامش محرم است //
    در بارگاه قدس که جای ملال نیست** سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است //
    جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند** گویا عزای اشرف اولاد آدم است //
    خورشید آسمان و زمین نور مشرقین** پرورده کنار رسول خدا، حسین == محتشم کاشانی

  6. مرتضی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۱:۳۹ ق.ظ

    تنها عشق کافی نیست ولی ادامه دادن با عشق چه معنی داره . عشق به نظر من منطقی نیست ولی اومدن و رد کردنش هم دست مانیست حالا شما چه جایی رو تو زندگی واسش باز میکنید؟!شاید بهتر باشه یعنی فکر میکنم به جای این واژه از واژه دوستی استفاده کنیم مارگوت بیکل شعری داره که میگه اگر میخواهی نگهم داری دوست من از دستم میدهی و اگر میخواهی همراهیم کنی دوست من بین ما پیوندی از آنگونه میروید که زندگی ما هر دوتن را غرق در شکوفه میکند این شعر و بقیه شعرها که در آلبوم سکوت سرشار از سخنان ناگفته است ترجمه شاملو خلی زیبا و معنی داره به نظر من.
    عشق به نظر من در زندگی اولیه یعنی نگهداشتن و دوستی دومی یعنی همراهی.این خلاصه ای از نظرم راجع به عشق در زندگی . البته ناگفت نمونه که تصمیم نهایی ازدواج با دل آدمه نه منطق یعنی بله رو باید دل بگه.
    حالا با این وجود راجع به مرد اختلاف سنی که مطرح کرده بودید به نظرم غیر ممکن نیست اگر احساس و علاقه بین اونها باشه اما باید به این موضوع یعنی شبهه دار بودن این اختلاف سنی واقف باشند و دامنه مشترکاتشون در زمینه های دیگه رو بررسی کنند . زندگی ها از اونجا مسله دار میشه که تجمیع اختلافها پیش میاد وگر نه اختلاف که هست. نظر شما را راجه به کودک انگاری طرف مقابل قبول دارم ولی شاید هردو به این موضوع نیاز داشته یاشند منظورم نیاز ناخود آگاه و خودآگاهه. اتفاقا یک متخصص هم ذکر میکرد که با رشد سنی آقایون اختلاف سنی میتونه کم بشه و بعد از ۲۷ حتی میتونن با خانم های باسن بیشتر از خودشون ازدواج کنن. از طرفی بعضی نیازهای … انسان با این اختلاف سن مطابقت داره (شنیدم).
    به نظر فکر کردن و مشاوره خوب لازم داره
    چه وبلاگ جالبی دارید خودمانی و مفید.
    موفق باشید

  7. هادی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۱:۴۲ ق.ظ

    به زهرا
    حالا با حرفم موافق هستی یا نه؟واقعیت ها ایناس که به ذهن من رسیده الان.چیزای دیگه هم هست

  8. ایلیا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۱:۵۹ ق.ظ

    سلام
    بازهم اومدم
    نمی خوام زیاد بحث رو ادامه بدم خیلی حوشحال شدم به اولای حرف من ایراد نگرفتی اما جواب سئوالات خیلی ساده است
    بابا خارجی ها رو قبول داری از ایزو حتما تا حالا تو سازمانتون خیلی شنیدی در هرصورت اون خارجی های هم که راجع به کیفیت صحبت میکنن اول از همه میگن یه نفر باید کتبا امضا بده اعتقاد قلبی داشته باشه و مسئولیت زو بپذیره که کیفیت در اون سازمان بهتر بشه و همیشه اعلام میکنن تا عزم واداره ریاست سازمان نباشه نمیشه این یعنی چی؟؟ یعنی اینکه بابا جان یک نفر و فقط یک نفر باید مسئولیت را بپذیرد لاجرم تصمیم را هم او میگیرد این موضوع چه تناقضی با مشورت و همفکری ندارد چرا اصرار دارید همدلی را بخاطر اینکه کی رهبری کند زیر سئوال ببرید همدل شرط اصلی خوشبختیه
    اگه اینجوره چرا تو اداره رئیس دارین همه باهم بشینین گل بگین گل بشنفین !! اینجوریا نیست رئیس اداره مسئولیت و رهبری کل اداره رو قبول میکنه
    حالا اگه خیلی ناراحت میشین ما مردا نخواستیم شما زنا رهبری رو به عهده بگیرین
    در مورد انرژی هسته ای و گاز و بنزین ای وللا خوب اومدی

  9. ایلیا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    سلام
    بازهم اومدم
    نمی خوام زیاد بحث رو ادامه بدم خیلی حوشحال شدم به اولای حرف من ایراد نگرفتی اما جواب سئوالات خیلی ساده است
    بابا خارجی ها رو قبول داری از ایزو حتما تا حالا تو سازمانتون خیلی شنیدی در هرصورت اون خارجی های هم که راجع به کیفیت صحبت میکنن اول از همه میگن یه نفر باید کتبا امضا بده اعتقاد قلبی داشته باشه و مسئولیت زو بپذیره که کیفیت در اون سازمان بهتر بشه و همیشه اعلام میکنن تا عزم واداره ریاست سازمان نباشه نمیشه این یعنی چی؟؟ یعنی اینکه بابا جان یک نفر و فقط یک نفر باید مسئولیت را بپذیرد لاجرم تصمیم را هم او میگیرد این موضوع چه تناقضی با مشورت و همفکری ندارد چرا اصرار دارید همدلی را بخاطر اینکه کی رهبری کند زیر سئوال ببرید همدل شرط اصلی خوشبختیه
    اگه اینجوره چرا تو اداره رئیس دارین همه باهم بشینین گل بگین گل بشنفین !! اینجوریا نیست رئیس اداره مسئولیت و رهبری کل اداره رو قبول میکنه
    حالا اگه خیلی ناراحت میشین ما مردا نخواستیم شما زنا رهبری رو به عهده بگیرین ولی بالاخره یه نفر این کارو باید بکنه
    در مورد انرژی هسته ای و گاز و بنزین ای وللا خوب اومدی

  10. سه وصله ناجور ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    از روی سن شناسنامه ای نمیشه حکم کرد .
    پختگی و منش شخصیتی طرف بیشتر حائز اهمیت است . باید دید هر کدوم چه منطقی دارن و با چه دیدگاهی زندگی میکنن . اینها موارد استثنا است که کم هم پیدا میشه اما نباید صد در صد نفی هم بشه . همه چیز باید از نزدیک بررسی بشه .

  11. ایلیا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    سلام
    بازهم اومدم
    نمی خوام زیاد بحث رو ادامه بدم خیلی حوشحال شدم به اولای حرف من ایراد نگرفتی اما جواب سئوالات خیلی ساده است
    بابا خارجی ها رو قبول داری از ایزو حتما تا حالا تو سازمانتون خیلی شنیدی در هرصورت اون خارجی های هم که راجع به کیفیت صحبت میکنن اول از همه میگن یه نفر باید کتبا امضا بده اعتقاد قلبی داشته باشه و مسئولیت زو بپذیره که کیفیت در اون سازمان بهتر بشه و همیشه اعلام میکنن تا عزم واداره ریاست سازمان نباشه نمیشه این یعنی چی؟؟ یعنی اینکه بابا جان یک نفر و فقط یک نفر باید مسئولیت را بپذیرد لاجرم تصمیم را هم او میگیرد این موضوع چه تناقضی با مشورت و همفکری ندارد چرا اصرار دارید همدلی را بخاطر اینکه کی رهبری کند زیر سئوال ببرید همدل شرط اصلی خوشبختیه
    اگه اینجوره چرا تو اداره رئیس دارین همه باهم بشینین گل بگین گل بشنفین !! اینجوریا نیست رئیس اداره مسئولیت و رهبری کل اداره رو قبول میکنه
    حالا اگه خیلی ناراحت میشین ما مردا نخواستیم شما زنا رهبری رو به عهده بگیرین ولی بالاخره فقط یه نفر این کارو باید بکنه دو تایی نمیشه
    در مورد انرژی هسته ای و گاز و بنزین ای وللا خوب اومدی

  12. روژ ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    به ایلیا:
    اول اینکه خیلی جالبه که شما برای اثبات بهتر بودن اختلاف سنی ۷-۸ سال از تفاوت تونایی های فیزیکی دو جنس استفاده کردین و تازه مثالی رو آوردین (مهندسی حفاری نفت و درنتیجه کار کردن در دمای ۵۰ درجه و وسط دریا) که احتمالاً مورد علاقه درصد بالای از هر دو جنس نخواهد بود، کما اینکه ممکن تعدادی (هرچند محدودتر) دختر هم به این رشته علاقمند باشن و جنسیت هیچ توجیه مناسبی برای منع اونها از علاقمندیشون نیست. به نظر من واقعاً ربط مثال و استدلالتون با نتیجه ای که گرفتین زیر سواله.
    وقتی هم که می گین “دنبال مثالای متناقض هم نگرد من نیتونم صد تا مثال موافق این موضوع برات بیارم”، معنی اش اینه که از نظر شما حتی اگر مثال های نقض (ازدواج های موفق بدون اختلاف سنی یا با اختلاف سنی معکوس نرم اجتماع) هم وجود داشته باشه، مثال های موافق (از دواج های موفق با اختلاف سنی در جهت نرم اجتماع) وجود داره؛ من تنها نتیجه ای که می تونم بگیرم اینه که پس اختلاف سنی ملاک مهمی نیست، چون مثال های موفقیت و عدم موفقیت در هر دو طرف وجود داره! (این برداشت منطقی ایه که از این جمله می شه داشت، نه لزوماً نظر شخصی من که البته خیلی هم با این برداشت فرقی نداره)
    اما این حکایت “یک نفر تصمیم بگیره” واقعاً یکی از چیزاییه که من هیچوقت نمی فهمم منظور طرفدارای این نظریه چیه؟! دو تا آدم که می خوان با هم زندگی مشترک داشته باشن قاعدتاً از صمیمی ترین دوستان هم به هم نزدیک ترن و زندیگیشون به هم گره خورده تره (اصلاً هم از جنبه رمانتیکش نمی گم، از این جهت می گم که هر دو طرف زندگیشون رو گذاشتن این وسط!). چطوره که هیچوقت تو رابطه بین دو دوست صمیمی یا حتی غیر صمیمی (مثلاً همجنس) یا شراکت در یک سرمایه گذاری هیچوقت دنبال “یک نفر تصمیم گیرنده” نمی گردیم و همه چیز باید توافقی باشه، اما از یک همسر چنین انتظاری داریم که مطیع تصمیمات ما باشه؟
    از نظر من دخترها الان خیلی هم مسئولیت پذیرتر (مسئولیت مالی، اقتصادی و…) شدن و اگر شما با این افراد روبرو نمی شین اشکال در اینه که دنبال کسی با دیدگاه قبول “یک نفر تصمیم گیرنده” می گردین و خوب همیشه مسئولیت و حقوق در راستای همه. تا وقتی می خواین همه حقوق تصمیم گیری و.. رو حفظ کنین شانس تقسیم مسئولیت ها رو از بین می برین (و بالعکس در مورد دخترانی که شانس تصمیم گیری و داشتن یک سری حقوق رو بدون قبول مسئولیت می خوان).

  13. persian365 ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۱۳ ب.ظ

    سلام
    حرف اول خوشبختانه طنز بود

    در مورد سن عجیب تو ازدواج به نظر من از این اتفاق ها پیش میاد نباید تعجب کرد اگه همیشه همه چیز استاندارد باشه تعجب و نقد کردن دیگه معنا نداره

    در مورد مطلب زحمت کشیدی ممنون
    حالا چه خبره چند وقتی رفتی تو کار ازدواج از این حرفا ………

    موفق تر باشی

  14. sara ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۱۷ ب.ظ

    به عنوان کسی که ازدواج کرده با آرامشی که ته ِ‌نوشته ی قبلی ات بود موافق نیستم .
    وای ….من چقدر حرف دارم برای این دو تا پست تو دختر جان .
    باید سر فرصت بنویسم . شاید ایمیل کنم . اینجا جاش نیست :)‌

  15. AliReza ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۱۸ ب.ظ

    برام جالبه ، حدود ۳۰۰ تا بلاگ رو با RSS چم میکنم ، هر چی طنزنویس و چیزنویسه ، همه تو این دهه یادشون افتاده بعد از دو ماه آپدیت کنن!

    برای دانلود ۴ کتاب راجع به عاشورا میتونین به این آدرس مراجعه کنین :
    http://ala.mihanblog.com/post-42.aspx

  16. محمد ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱:۰۹ ب.ظ

    من فقط می خواستم بگم که از چندتا مطلب اخیر خیلی خوشم اومد و نسبتا فکرمو مشغول کرد یکی اون بحث وبلاگهای بزرگ و کوچیک و روابطشون و یکی هم پست قبلی که در مورد ازدواج بود و خیلی صداقت داشت.ممنون که اینقدر خوب و راحت وبلاگ می نویسین.

  17. ناشناس ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱:۱۳ ب.ظ

    پس بالاخره گاز شما هم قطع شد!

  18. k1-35 ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱:۴۰ ب.ظ

    البته به حساب شوخی می‌گذازیم! اما آمار رسمی نشان می دهد که تعداد دختران آماده برای ازدواج در ایران چندبرابر پسران است،‌ حالا چی در مغز هرگروه می گذرد بماند!

    دلیل اصلی این اتفاق هم بافت فرهنگی کشور ما و وابستگی قشر مونث به مردان برای امرار معاش است،‌ یعنی تعداد دخترانی که استقلال مالی ندارند و حتا به آن فکر هم نمی کنند بسیار زیاد است درحالی که بسیار معدودند پسرانی که حداقل دغدغه‌اش را نداشته باشند… و رحمت‌ال..
    :)

    پ.ن:‌ البته فرهنگ از بیخ غلط “وای ترشیدم” نیز یکی از محرک‌های واقعی به حساب می آید در حالی که ظاهرن در ایران پسرها نمی‌ترشند!!!

  19. maryam ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۲:۳۱ ب.ظ

    من فقط معتقدم برای هیچ چیزی نمیشه حکم کلی داد.دیدم زن و شوهرهایی که زنه خیلی بزرگتر از مرده هست ولی واقعا خوشبختن و البته اصلا هم نقش مادر و بچه رو بازی نمی کنن.ازدواج و زندگی مشترک چیزیه که فقط به شخصیت افراد بستگی داره.منم قبل از ازدواجم خیلی این طوری فکر می کردم اما الان فکر می کنم نحوه تربیت شدن افراد خیلی تاثیر میذاره تو زندگی مشترک بعدشون.

  20. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۲:۴۹ ب.ظ

    به مرتضی.
    تقریبا موافقم برای همینم من در ادامه جمله ام نوشتم که:
    مگراینکه عوامل و معیارهای دیگه ای هم برآورد شده باشند که عشق و دوستی رو تقویت کنند

    بعله اختلافات رو نمیشه به صفر رسوند اما میشه اشتراکات رو به حدی رسوند که اختلافات کمرنگتر بشن

  21. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۲:۵۳ ب.ظ

    به ایلیا ببین تعریف ما از جوامعی مثل اداره و یا سازمان با خانواده فرق میکنه

    شما با رییستون زندگی مشترک ندارید دارید؟! همین طورم با رهبرتون. اگه داشتید مطمئنا به این نتیجه می رسیدید که خوب نیست مدام اون حرفاشو به کرسی بنشونه و منم انسانم و حق تشخیص و تصمیم دارم
    تفاوت این دو تا درست همین جاست! در تفسیری که از زندگی مشترک وجود داره!

    نوع رابطه که شما با رییست و یا رهبرت داری خیلی فرق میکنه با همسرت و زیر یک سقف و یک زندگی مداوم ۲۴ ساعته! اگه این رو قبول دارید بحث رو ادامه بدید

  22. امیرحسین ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۳:۲۵ ب.ظ

    جات خالی چند روز پیش ما یه عروسی رفتیم که جفتشونم دوستامون بودن. اقا پسر متولد ۵۹ و دختر خانم ۴۹/ عکس و فیلم و سایر مستندات نیز موجود است !

  23. چهار ستاره مانده به صبح ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۴:۴۴ ب.ظ

    سلام خانوم. ندا راست می گوید درست تر این بود که از شما تشکر می کردم قبلش با آن یادداشت مفید و موثرتان و ایضن نتیجه گیری و همین پست که کلی خوشمان آمد از ایده و متن و کامنتهایش. خب این هم یک کامنت که وظیفه اش فقط این است که رسمن از شما تشکر کند.
    بابت آن ظن تان هم ان شاء الله خیر است خانوم :دی -:*
    شاد بمانید

  24. فضول باشی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۷:۱۴ ب.ظ

    “پسرها بیشتر از دخترها به ازدواج فکر میکنن ولی تظاهر می کنن چنین نیست. اصلا هر وقت کسی به شدت و حدت چیزی رو انکار کرد مطمئن باشید قضیه برعکسه یعنی خیلیم ذهنشو مشغول کرده! منتها به دلایلی پسرا راحت نیستند در موردش صحبت کنند.”
    بعنوان یک پسر اعتراف می کنم که لااقل در مورد من کاملا صدق می کند.

  25. کوهبیرونی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۸:۰۶ ب.ظ

    زهرا خانم سلام
    من وبلاگ شمارو خوندم اما بالاخره به گفته ی آن داستان
    نفهمی دم شما اهل کجا هستید؟!!
    دراول اومده وبلاگ دختر افغانی !
    بغدیش هم حرف ازانتخابات
    گرچه ۹۹% می توان تشخیص داد!!!!!!!!!
    اگر خواسjید خودت را برایم معرفی بکنید ممنون می شوم

  26. محمود ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۰:۳۹ ب.ظ

    نفت نیاوردم خوب کردم. بنزین و گاز رو هم قطع کردم بازم خوب کردم.میدونی چرا خوب کردم تا وقتی که تو و امثال تو تنها دغدغه هاتون کوتاه کردن مو و شوهر کردن و از این جور مزخرفات .، اگر تو سرتون هم بزنن بازم حقتونه.

  27. رهگذر ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۱۲:۳۸ ق.ظ

    خانم خانوما الا محرمه چقدر در مورد ازدواج و عشق و روابط بین دختر پسر می نویسی ؟!! یه چیز در مورد امامت و محرم بنویس!!!!!!!
    به تو هم میگن مسلمون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  28. حمید ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۷:۴۸ ق.ظ

    سلام
    زهرا خانم وبلاگ بسیار خوبی دارید به عنوان کسی که در عنفوان پیری است می خوانم و لذت می برم
    این قصه های قشنگ و با نمکی که می گی مال قبل از ازدواج بهت توصیه می کنم تا کسی را خیلی خوب نشناختی ازدواج نکنی و شناخت منظور اینکه باهاش تو یک سری روابط نسبتا بحرانی و سخت بوده باشی و عکس العمل اش را دیده به نظرت معقول بیاد سن و این جور حرف ها مهم هست امانه به اندازه جوهر آدم همین
    به هر حال مدت طولانی است که نوشته هات را می خوانم و از صمیمیت و صداقتی که توش هست لذت می برم موفق باشی

  29. شپش ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۱۰:۲۷ ق.ظ

    نظر خاصی نسبت به کل بحث ندارم. اما واقعا ترجیح می دادم به جای استفاده از کلمات مذکر و مونث از پسر و دختر استفاده می شد.

  30. رها ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۱۰:۴۳ ق.ظ

    اول از همه از اون شوخی عکسی بامزه ات خیلی خوشم اومد. دستت دردنکنه !!
    دوم مثل اینکه همه خواننده های وبلاگت مثل خودت با حوصله هستند و طولانی می نویسند !!
    سوم راجع به پست قبلی هیچوقت فکر نکن به صرف ازدواج آرامش هم نصیبت می شه . ممکنه شرایطت بدتر بشه و اون وقتی هست که ببینی با همه تلاشت برای شناخت طرفت قبل از ازدواج نتونستی اون جنبه هایی رو که با تو ناهماهنگه بشناسی !!
    چهارم در مورد اختلاف سنی باید بگم سن یه عدده و لزوما دوتا انسان همسن نمی تونند به یک اندازه بالغ و عاقل و آماده ازدواج باشند با این حساب لزومی نداره که همیشه مرد بزرگتر از زن باشه می شه برعکس اون هم اتفاق بیفته و نتیجه هم اون چیزی که تو در پیش فرضت داری نباشه …

  31. ایلیا ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ

    سلام
    زهرا خانوم من حرف شما رو قبول دارم یعنی اینکه رئیس اداره یا رهبر با همنفسی که قراره ادم نه تنها ۲۴ ساعت روزانه رو بلکه تمام هستیش رو با اون بگذرونه فرق داره
    و خوب شد از نظرات بقیه هم مطلع شدم

    ولی بازهم فکر میکنم فقط یک نفر باید تصمیم آخر رو بگیره واقعا اینکه کی میخواد اینکار رو بکنه رو بذار کنار اما بالاخره یه نفر باید این کار رو بکنه یعنی مسئولیت پذیری

  32. نسرین ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۲:۵۸ ب.ظ

    سالم عزیزم
    مطلب جالبی نوشتی با این که میگی پسرها بیشتر از دخترها تمایل به ازدواج دارند موافقم
    ولی با این که گفتی اگه دختری با پسری بزرگتر از خودش ازدواج کنه مثل اینه که مادر خواسته موافق نیستم چون داشتم موردی رو که ۱۰ سال تفاوت سنی داشتن و خیلی هم با هم خوشبخت بودن و الان هم یک بچه دارند
    به هر حال ازدواج یک مقوله پیچیده ای است و کلا انسان پیچیدست

  33. ناشناس ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۱۰:۳۲ ب.ظ

    salam,in comment raje be un filmi hast ke tu yepost neveshte budn,mahaya petrosiyan bazi kardi,,fekr konam ba tavajoh be neveshte shoma in filme bardashti hast az filmi ba hamin mazmun az Nikolas Cage..baraye Christmas neshun dadan inja,,

  34. aria ۱۳۸۶-۱۰-۲۸، ۱۰:۴۹ ب.ظ

    من هم شدیداموافقم.۰

  35. باران ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۱۲:۳۲ ق.ظ

    سلام
    خوبی؟!
    میدونی آدم اصلا هر طور که فکر میکنه نمیفهمه دلیل ازدواج های با اختلاف سنی زیاد چیه؟!
    البته وقتی دختر جوون با پیرمرد ازدواج میکنه ،خب علتش احتمالا مسائل مالیه،اما وقتی پسر بزرگ تره؟!!

  36. حسین ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۱:۱۱ ق.ظ

    اصلا با این حرف دبیر دینی شما موافق نیستم. ببینید, حقایق قشنگی توی این دنیا وجود دارن که بوسیله آدمهای بی ظرفیت و کم شعور به گند کشیده شده. حقایقی مثل عشق, اخلاقیات و …
    طوری شده که سمبل عاشق بودن شده کسی که توی خیابون دختر مورد علاقه شو انتخاب میکنه. اینها ظلمه به مفهوم عشق.
    برای ازدواج که هیچ بلکه برای کل فرآیند زندگی هم عشق کافی هست. منتها عشق, نه هر آشغالی که به خودش برچسب عشق زده. این بحث طولانیه ولی مختصرا میگم که عشق به هیچ وجه مقابل عقل نیست که شما بگی “عاقلانه انتخاب کن و …”.
    اتفاقا این مطلب توی بقیه کامنت ها هم مشخصه که اختلاف سن ربطی به موفق بودن یا نبودن ازدواج نداره. این هم خودش دلیلیه بر اینکه پارامتر دخیل در اینجا عشق هست که اگر عقل دخیل بود اساسا این نوع ازدواج غیر منطقی می بود.
    یک چیزی رو صادقانه بگم. از اون طرف دیوار هم نباید افتاد. چرا شما این لغت “رومانتیک” رو طوری بکار می بری که انگار خنده داره یا باعث تاسفه که آدم راجع به ازدواج رومانتیک فکر کنه. مسائل مالی و مشکلات دیگه همیشه وجود خواهند داشت و با عشق میشه همشون رو پشت سر گذاشت.
    تفکر احمقانه ای که فعلا ظاهرا روشنفکرانه جلوه داده شده همینه که از روی عشق کسی رو انتخاب نکن. نطفه این تفکرات توی فضای روانشناس زده بعد از انقلاب زده شد. غافل از اینکه کسی فکر کنه “کی گفته اونی که توی خیابون طرفشو دید و باهاش ازدواج کرد عاشق بوده؟”.

  37. حسین ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۱:۱۶ ق.ظ

    ببخشید. اینو یادم رفت بگم: حالا شما فکر می کنی وقتی هر دو نفر عاشق هم بودند اصلا این صحبت جایگاهی داره که “کی رئیس خانواده باشه “؟
    مشکل رو فهمیدی کجاست ؟ ازدواج ها با ملاک پاک و شفاف عشق نیست.

  38. دوست ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۸:۴۵ ق.ظ

    be baran :
    unam ehtemalan dalayelesh malieh
    har do tash ham mozaleh

  39. navid ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۱:۳۲ ب.ظ

    salam ounaie keh nist nago az onaie bego keh hast.masalan ezdevaj yek niaze

  40. علیرضا حسینی ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۵:۵۲ ب.ظ

    در جواب پاراگراف اول: بنابراین شما دارید حساسیت دخترها نسبت به ازدواج و افکاری که پیرامونش دارن رو انکار می‌کنید. راستی، اون جملات گهربار قضیه بدترین مردها و بدترین زن‌ها، از چه کسی بود؟ و در جواب پاراگراف آخر، اینکه هیچ ارتباطی بین عنوان مطلب و پاراگراف آخر و اون عکس پیدا نکردم.

  41. Junior_engineer ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۱۰:۵۴ ب.ظ

    Executing a decision is different that conversing and brainstorming to make a decision. Once the out come of the brainstorming is reached it doesn’t matter who execute it. Because both people are responsible in the outcome of the decision.

  42. تقویم ۱۳۸۶-۱۰-۳۰، ۸:۱۴ ق.ظ

    سلام…عرض کنم خدمتتون که…..خانومهاییکه سنشون بیشتر از اقایون هست والبته قبلا ازدواج کردن ویا در مورد مردا تجربه دارن خیلی خوب میدووند که چطور باید مرداهای کوچکتراز خودشون را اداره کنند….اینو جدی میم…یعنی شاید نتونی باور کنی ولی اونا اونقدر نقش خودشون را خوب بازی میکنند که همسرکوچولوش خیال میکنه شوالیه زندگی زنشه وباید تو همه اوضاع واحوال مراقب اون باشه….ولی درمورد دختر خانومهایی که اصلا تجربه ای راجع به مردان ندارند اوضاع برعکسه ودقیقا همون چیزیه که شما گفتین …

  43. سحر ۱۳۸۶-۱۰-۳۰، ۲:۲۹ ب.ظ

    سلام یک سوال دارم چرا پیامبر ما در اولین پیوند زناشوئی خود با زنی ازدواج کرد که از خودش بزرگتر بود آیا این بدین معنی بود که پیامبر نیاز به مادر داشت یا این که خدیجه از زیبائی و مکنت و ثروت ویژه ای برخوردار بود آیا خداوند که تمامی نیازهای ما را قبل از زاده شدن نیاز می داند نمی توانست در آن سرزمین بزرگ همسری برای ایشان در نظر بگیرد با تمامی ویژگی های خدیجه اما با سن کم…. آیا تمام اینها بیانگر این مسئله نیست که گاهی اوقات ما چیزهایی را خودمان باب میکنیم و سلیقه را به جای اصول جا میزنیم و در مورد آن توجیهات و فلسفه های بسیار می آوریم. اصل ازدواج چیز دیگریست وگرنه سن و ثروت و تحصیلات و …. ایده هاییست که هر شخص چاشنی ازدواج میکند زهرا جان در زندگی همیشه اصول را در نظر بگیر! زیاده عرضی نیست قربانت …

  44. nakisa ۱۳۸۶-۱۱-۱، ۶:۲۶ ب.ظ

    ۸ سال بزرکتربودن زن از مرد اونقدر زیاد نیست که شما حرف از مادر و فرزندی بزنین. جریانو بر عکس کن یعنی مرد ۸ سال بزرگتر باشه. اون نرمال به نظرت میاد نه؟ راستی فکر کردی چرا؟ عزیزم این قواعدیه که گذاشته شده ما هم چشم بسته پذیرفتیم. قر ن هاست که همه جا مردسالاریه- هرچند الان کمتره- و این قانئن مردونه اس که میگه مرد باید بزرگتر باشه وگرنه هیچ منطقی این رو قبول نمیکنه. من معتقدم یه تناسب در ازدواج از هر بابت. ولی معتقدم به اینکه عشق قاعده و قانون نداره. هر چیزی ممکنه پیش بیاد غلط یا درست. اما حرف زدن به رابطه مادر و پسر در این مورد اونم از طرف یک زن رو عجیب میدونم. راجع به قوانینی که به صورت بدیهیات در مغز ما فرو کردن کمی فکر کنید لطفن.

  45. بهروز ۱۳۸۶-۱۱-۸، ۸:۰۹ ق.ظ

    سلام واقعیتا دست مریضا اما ای کاش که ههمه ما با دید کلی نه با دید عاشق بودن به انتخاب همسر اینده خود نگاه کنیم .می شه یه میکروفن ازاد (البته در حد چار چوب جمهوری اسلامی ایران)در مورد مسایل روز اختصاص بدیم البته می تونیم یه وبلاگ ایجاد کنیم برای تبادل این نظرات

  46. Casitecenter ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۹:۱۰ ق.ظ

    شنیدم ایران همه جا هوا یخ بندون شده

  47. حنانه ۱۳۸۶-۱۱-۲۲، ۸:۰۵ ب.ظ

    به نظر من مجردها خیلی خوشبختن چون کسی گیر بهشون نمیده هرجا بخوان میرن وخریدو و…ولی متاهلها باید شب از گشنگی بمیرند تا شوهرشون بیاد یا بیرون رفتنها هم باید التماس کنن که آبروم میره توروخدا اگه مرده مغرور نباشه میگه ببینم خواهرم هست ابشرطی که بریم خونه مامانم اینا خب بیا این ضرر ها هم داره دیگه بیخیال ازدواج حالا کی پول داره و…

  48. حنانه ۱۳۸۶-۱۱-۲۲، ۸:۰۷ ب.ظ

    آمار طلاق بیشتر از ازدواجه چرااااااااااا؟

  49. محسن ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۶:۳۵ ب.ظ

    سلام به همه دوستان
    من برای اولین باره به این سایت اومدم, اونم به طوره اتفاقی.
    تمام مطالب دوستان رو خوندم(راجب ازدواج) ولی بعضی از دلایل قانع کننده نیست.
    زهرا جان من از میزان و سطح و اگاهیت نسبت به حرفایی که زدی مطله نیستم ولی حرفات تندو زنندست .چون با این سبک صحبت کردن بعضی هارو زیره سئوال می بری.من خودم ۲۳ سالمه و با دختری که ۲۶ سالشه دوست هستم و کاملا راضی هستم وخدا رو شکر تا به حال به مشکلی نخوردیم البته اینم بگم که به مشکل خوردیم چون برای همه مشکلاتی هست ولی با هم فکری و مشورت حلش کردیم و نزاشتیم که با تصمیمات غلط ریشه کنه و باعث بوجود امدن مشکلات بیشتر بشه.
    اینو می خوام بگم که با نظر چنتا از دوستام موافقم ( حسین, مرتضی, سحر , نکیسا ) .
    ولی بالاخره باید در زندگیه مشترک مرد خونه تصمیم گیره نهایی باشه نه از روی مرد بودن و مرد سالاریش بلکه باید با شریک زندگیش مشورت کنه و هر دو به یک نظر, عقید و تصمیم رای بدن و این تصمیم اکاهانه با اجرای مرد به عمل بشینه .پس تصمیم نهایی و پذیرفتن مسئولیت با مرد خونه هستش.
    حالا اگه کسی با صحبت های من موافق نیست نظرش بده

  50. محسن ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۶:۴۱ ب.ظ

    البته فراموش کردم که بگم زن مال خونه هستش وتا زمانی که مرد نون اوره خونشه نیازی به کار کردن زن نیست .پس زن نیازی نیست(تو عمق زمین تو دمای ۵۰درجه کار کنه )
    من منتظرم نظر بدید
    ممنونم زهرا از این محیط کاملا صمیمانت

  51. مهدی ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۸:۴۱ ب.ظ

    اون ازدواج هدیه تهرانی ( متولد۱۳۵۱) بوده که با تصویر بردار متولد ۱۳۵۹ ازدواج کره . چراشو نیدونم

نظر شما