خوش به حال اونایی که ازدواج کردن

* خوش به حال اونهایی که ازدواج کردن مخصوصا خانومها! من چند تا دلیل واسه این خوش به حالشون گفتن دارم:
۱- اول اینکه آرامش خاطر دارن و دیگه دنبال نیمه گمشده شون نمی گردن. این واقعا مجهولترین ذغدغه مجردهاست. متاهل ها هر چی باشه دیگه طرف رو شناختن و میدونن چه جور آدمیه و بالاخره خیالشوا راحتتره و با فراق بال میتونن به سایر جنبه های زندگیشون برسن. مجردها در این زمینه که خوب طبیعتا مهمترین زمینه زندگیشون و انتخابهاشونم هست، هزارجور خیال بافی میکنن که جز ترس از آینده و همسری نامعلوم چیز دیگه ای براشون نداره!
۲- دوم اینکه یه همدم دائمی و قابل اطمینان دارن که بهشون وفاداره و دوستش دارن و هر وقت که ناراحت شدن میتونن بهش پناه ببرن. مجردها بعضی روزها از این نظر واقعا کلافه میشن.
۳- سومی و مهمتر از همه اینکه دیگه خواستگاری ندارن که بخواد ذهنشون رو مشغول کنه و یا بترسن که بهش جواب منفی بدن و بعد از جواب منفی دادن عذاب وجدان بگیرن که خدایا نکنه دلش شکسته باشه. نکنه خدایا تو از من برنجی و از این حافا!

باور کنین هر وقت توی زندگی من استرسی پیش میاد و ناراحت میشم همش به خودم نهیب میزنم که آره فلان کس که فلان موقع پیشنهاد داد، بیچاره که ایرادی نداشت که چون به دلم ننشست بهش جواب منفی دادم. حتما خدا داره بدین وسیله منو عذاب میده! این مصائب و بلایا نتیجه بی فکری من در اون موقع و شکستن دل یه انسان هست! برخلاف تصور شما پسرها بعید میدونم دختری دوست داشته باشه بی جهت به کسی جواب منفی بده مگه اینکه واقعا با شرایط و معیارهای زندگیش نخونه! وقتی هم مجبوره جواب منفی بده عمیقا از این موضوع ناراحت میشه که خدا کنه کسی از این موضوع نرنجه!

تصور من بر اینه که زندگی متاهلی و یا زندگی پس از ازدواج (مخصوصا برای خانومها) هر چند که ممکنه مشکلاتی رو در پی داشته باشه اما اطمینان خاطری رو براشون به ارمغان میاره که قابل مقایسه با قبل نیست! دیگه دغدغه ماها رو ندارن!

۸۹ نظر

  1. پونه ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۳:۲۰ ب.ظ

    والا من هر چی گشتم چیز دیگه ای پیدا نکردم بهت بگم به جز اینکه بابا تو ….:))

    *** سانسور شد:

     ۲۱۳/۲۳۳/۱۶۰/۳۰

  2. سالار ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۰۷ ب.ظ

    وای وای

  3. سلام ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۱۰ ب.ظ

    وااااا، چه حرفا !
    حوصله داری ها

  4. ندا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۱۶ ب.ظ

    هه هه هه هه هه به زبون بی زبونی داری میگی شوهر میخوای دیگه!!!!!

  5. خبرنگار ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۲۷ ب.ظ

    فکر نمی کنی اونهایی که ازدواج کردن نظری بغیر از این نظر داشته باشند .البته قصه نخور نیمه گمشودت هم پیدا میشه بعدش اینقدر با هم باشید که یک روزهایی قرار بزارید همدیگرو نبینید :)

  6. persian365 ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۵:۱۴ ب.ظ

    سلام
    خوب هست ولی نه زود
    بابا مجرد باشید حال کنید ( البته صحیح )

    خدا قسمت عاشقانش بکنه ……..آمین

    موفق تر باشی

  7. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۵:۲۲ ب.ظ

    به ندا مگه شما هرزچندگاهی و یا برخی از این مواقع به این موضوع فکر نمی کنین؟
    مگه مسئله کمیه؟

    به خبرنگار:
    مثلا چه نظر دیگه ای داشته باشند؟ کدومیک از موارد نقض میشه؟

  8. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۵:۲۲ ب.ظ

    به پونه:
    واقعن که!!! حالا دو دقیقه من نبودما این حرفا چیه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  9. bahram ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۶:۳۱ ب.ظ

    زیاد فکر نکن. بهم پیام بزار کار دارم از یاهو مسنجر

  10. Maryam, Me & myself ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۶:۳۹ ب.ظ

    اون کامنت عشق و عاشقی رو تو نوشتی برام زهرا؟

  11. سارا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۶:۴۰ ب.ظ

    نمی دونم آیا این فقط دخترهای مجرد هستند که دنبال متأهل شدن هستند یا درصدی از پسرها هم هستند که این طوری فکر کنند! اما معمولاً دیدم که پسرها همیشه دخترها رو متهم می کنند که تمام هدف زندگی شون ازدواجه و انگار جز این مهم چیز دیگه ای در زندگی شون وجود نداره. نمی دونم!
    در کل به نظرم به کسی که عموماً بی خیال این مسأله باشه راحت تر بگذره و در نهایت هم انتخاب مناسب تری بکنه.
    در مورد اینکه دخترها باید حتماً دلیل مناسب داشته باشند تا جواب منفی بدهند باهات موافق نیستم. اکثر دخترهایی که دیدم با کوچکترین و بی اهمیت ترین چیزها جواب منفی می دهند. شاید کمتر می دونند از زندگی مشترک چی می خواهند.

  12. هادی ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۷:۰۹ ب.ظ

    سلام
    زهرا جان بالاخره شوهر میکنی بچه دار میشی بهت مامان میگن .نگران نباش همه چی باید وقتش برسه
    ولی جدای از شوخی در دختر ها از سن ۱۸ تا ۲۵ سالگی این اشتیاق ازدواج بسیار بیشتر از پسرهاست.تو چشای همشون استرس و تشویش رو میشه در این باره حس کرد.ولی پسرا خیلی راحت تر با قضیه کنار میان و بیشتر تامل میکنن.و… خیلی چیزای دیگه………..

  13. آلوچه ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۷:۲۲ ب.ظ

    سلام زهرا جان

    با قسمتی از حرفهای شما موافقم ولی نه با همش… ازدواج به معنای پیدا کردن نیمه گمشده نیست. چند نفر از دور و بری هات بعد از ازدواج نیمه گمشده شونو پیدا کردن و کامل شدن؟ درسته که بعد از ازدواج یک مرحله از زندگی رو پشت سر میزاری ولی وارد مراحلی میشی که اصلا قبل از ازدواج فکرشو هم نمی تونی بکنی .
    با این همه ازدواج کردن اگر درست و بجا باشه خیلی خوبه و باعث رشد شخصیت آدما میشه. امیدوارم روزی در این وب لاگ خبر ازدواج شمارو بخوونم.

  14. سمیرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۸:۳۱ ب.ظ

    این هایی که تو نوشتی یعنی ازدواج موفق .خدا نصیب کنه . کی بدش می آد ؟

  15. کورش ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۳۶ ب.ظ

    خوب ممنون

  16. sahar ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۰ ب.ظ

    سلام زهرا خانم. اینطورا هم نیست که فکر میکنی. مثل بچه دار شدن که داری یه جور ونداری یه جور. هر چی هم بزرگ میشن مشکلاتشون بزرگ میشه.
    اون احساس عذاب وجدانی که میگی بعداز ازدواج هم باقی میمونه.کافیه یکی از خواستگارا خوشبخت نشه. یا یه مشکلی توی زندگی آدم پیش بیاد.
    بهر حال شرایط الآنت رو غنیمت بشمر.

  17. - ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۱ ب.ظ

    زهرا جان،
    کاملا حرفات درسته. با همش موافقم
    :)

  18. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۲ ب.ظ

    خیلی از این پستت خوشم اومد :) چون با وجود آدمای بی جنبه ای که وجود داره اینجوری نوشتن هنر میخواد

  19. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۴ ب.ظ

    خوب منم رک بگم که موافقم :) این حس هایی که میگی واقعا برای آدم آزار دهنده است بخصوص برای یه دختر که حساستره ، البته به نظر هم مجردی هم متاهلی مزایا و دردسرای خودشو داره ولی بازم رک بگم که از لحاظ روحی دردسرای متاهلی کمتره

  20. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۵ ب.ظ

    ایشالا زهرا جونم عروس میشه و میام اینجا مراسم قردادنون :-D

  21. مهرداد ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۱۰:۰۲ ب.ظ

    جالب بود

  22. امیر ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۱۰:۰۸ ب.ظ

    خیلی باهوشی

  23. خاطره ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۱۱:۵۴ ب.ظ

    تمام حرفهات درست …منم با این مشکل مواجهم!!
    اما میدونی همیشه هم متاهل ها راحت نیستن چون درست انتخاب نکردن…این بدتر از مجرد بودنه

  24. الهام ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۲۴ ق.ظ

    اونایی که ازدواج نکردن ۱ مشکل دارن ولی اونایی که ازدواج کردن هزار و یک مشکل:)

    زهرا جان ممنون که بهم سر زدی.
    آپ کردم.خ.شحال می شم بازم از نظرات قشنگت بهره مند بشم…

  25. فرنگیس ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۴۴ ق.ظ

    من مجردم اما فکر نکنم به این سادگی ها که میگی باشه ها!
    میگن نداشتنش یه دردسره داشتنش هزارتا!
    اما با تمام این اوصاف خوبه ادم یه بغلی داشته باشه ماله خودش وقتی از همه جا دلش گرفت اونجا پناه بگیره.

  26. پونه ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱:۰۳ ق.ظ

    من که گفتم شرمنده ولی آخه هر چی گشتم هیچ کلمه دیگه ای پیدا نکردم حق مطلب رو ادا کنه;)

  27. پیتزای قرمه سبزی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱:۲۱ ق.ظ

    قالب وبلاگت مزخرفه. با یک رنگ صورتی که خیلی تو ذوف می زنه، با اون بنر مسخره.به جای WP از MT استفاده کنی خیلی بهتره.

  28. حسین ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۲:۳۲ ق.ظ

    آره. همینطوره. البته من با وابسته کردن بعضی ویژگی ها با جنسیت مخالفم. دیدم یکی کامنت گذاشته که پسرها کمتر اینطوری هستن. نخیر .من خیلی هم به ازدواج فکر میکنم. خیلی زیاد شاید بیشتر از خیلی دخترها.
    ولی به نیمه گمشده بدجوری اعتقاد دارم. یعنی دنبالش میگردم. یکی می گفت همینطوری که شما دنبال یه نفر می گردید یک نفر هم درست دنبال شما می گرده. من هم اینطور فکر می کنم. فکر جالبیه! مهم نیست چند سالگی همدیگرو پیدا کنیم ولی تا آخر عمرم دنبالش می گردم.
    ازدواج رو فقط به همون صورت رومانتیک قرن نوزدهمی دوست دارم و لا غیر! یک عشق رومئو ژولیتی !
    بچه گانه ست ؟ آره همینطوره . من هرگز نمی خوام بزرگ بشم…

  29. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۱۲ ق.ظ

    به مریم: کدوم کامنت عشق و عاشقی؟

    به هادی:
    یعنی میخواین بگین پسرا تو این سن به ازدواج فکر نمی کنن؟! من که باورم نمیشه!

  30. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۳۲ ق.ظ

    من یه سوال در حالت کلی می پرسم:
    یعنی شما آقایون میخواین ادعا کنین اصلا به همچین مسئله ای حتی فکر هم نمی کنین؟
    اونم به صورت ما یعنی مثلا هرزچنمدگاهی نگران این موضوع نمی شید؟!

  31. روژ ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۴۴ ق.ظ

    به نظرم خیلی پیچیده تر از این حرفهاست. هم اون داستان نیمه گمشده و هم یک همدم دائمی. من به نیمه گمشده اعتقادیی ندارم، چون درنهایت انتخاب آدم ها برمی گرده به دوروبری هاشون و آدمهایی که شانس روبرو شدن باهاشون (و البته تاثیرگذاری بر اونها) رو داشتن. ضمن اینکه هیچوقت به نظرم یک آدم متاهل نمی تونه این افکار جایگزین رو (مثل آیا واقعاً انتخابم درست بود؟ خود ازدواج کردن درست بود؟ و خیلی چیزای دیگه) کنار بذاره، همونطوری که تو دغدغه نیمه گمشده داری.
    بعد هم درصد خیلی کمی از انتخاب ها ایده آل اند و درصد خیلی کمی از ازدواج ها ایده آل باقی می مونن. اینجوری نیست که وقتی انتخابتو کردی به آرامش برسی. بعدش هم (و نگه داشتن و حفظ رابطه) یک challenge دائمیه. مثل همه جریانات دیگه زندگی و اینجا دیگه چون دو طرف ماجرا دوتا آدم مختلفن خیلی پیچیده تر حتی.
    از جنبه همدم دائمی هم، همه این فکرا وقتیه که طرف مقابل رو (در همه زمان ها) ایده آل فرض کنی. درحالی که در عمل اینطور نیست. تو الان به همدم دائمی فکر می کنی چون تنهایی. اما اونی هم که همدم دائمی داره خیلی وقت ها به کمی تنهایی فکر می کنه.
    اما راجع به خواستگار و این حرف ها. هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت، هرگز نباید برای همچین چیزی عذاب وجدان داشت. وقتی یکی رو نمی پسندی با انتخاب نکردن (و درگیر نکردنش در یک عمر زندگی) داری بزرگترین لطف رو بهش می کنه. همه کسایی هم که جواب نه می شنون این احساس بد که تو بهشون ضربه زدی رو دارن و این یک اشتباه متداول و طبیعیه. پس نباید به خاطرش عذاب وجدان داسته باشی.

  32. بیژن ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۵۱ ق.ظ

    نه گفتن به خواستگار بهتر از بله گفتن از روی ترحمه . این رو بدون هیچ وقت از عذاب وجدان بله گفتن از روی ترحم خلاصی پیدا نمی کنی .

  33. ایلیا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۴۱ ق.ظ

    سلام
    خیلی خوشحالم که چند وقتیه اینجا رو پیدا کردم
    موضوعات متنوع و تقریبا واقع بینانه مطرح میشه
    در مورد آقایون من بگم اوناهم تا وقتی ازدواج نکردن دنبال همون نصفه دیگه میگردن ولی با توجه به ذاتشون همیشه الکی خوشن!!
    وهر وقت راجع به اینکه چرا ازدواج نکردی ازشون سئوال کنی؟
    قیافه ادمهای فیلسوف مجنون گم کرده (چه قیافه ای شود!!) را به خودشان میگیرن که هنوز مشترک مورد نظر در دسترس نیست.
    اما برای اقایون بعد از ازدواج دو اتفاق حتما می افته
    ۱- اگه تو خیابون با نصفه دیگشون راه برن اگه از روبرو یه نصفه دیگه ای بیاد حتی اگه حورالعین هم باشه و ناخودآگاه تو نگاهت بهش بخوره قبل از خونه باید بازخواست پس بدی چرا دید زدی مگه من چی کم دارم اخه اونم نگاه کردن داشت و خلاصه ….
    ۲- خدا نکنه یه کوچولو هم بیاره اونوقته که وقتی سه چهار ساله بشه دیگه دوتایی می افتن به بازی دمکراسی که رای با اکثریته اونوقت تقریبا این مرد بیچاره بعضی شبا شاید به علت عدول از قوانین اکثریت پشت در خونه زندانی و باید تا صبح بلرزه
    جالبیش اینه کوچولوه با کمال پررویی میگه بابا برای من اسباب بازی هم بیار!!!
    در مجموع ازدواج چیز خیلی خوبیه و موضوع به دل آدم نشستن به هزار دلیل نگفته از داشتن صد شرط معقول هم مهمتره فقط خدا کنه ادم شانس هم داشته باشه
    پسر عموم میگه زن گرفتن مثل هندونه خریدنه تا یه چاقو نزنی تو شکمش بد و خوبش معلو نمیشه !!!

  34. خانم شین ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۴۲ ق.ظ

    انگار زیاد متاهلها جواب ندادن. من می خوام حرف آلوچه خانوم رو تایید کنم. اینکه اگر ازدواجی خوب و اندیشیده و درست باشه قطعا آرامش میاره. اما برای اینکه بتونی ازدواج درستی داشته باشی باید خیلی دقت کنی در مرحله انتخاب. در مورد خواستگارها … اصلا اینطور نیست. به نظر من اگه یه کسی که عاشقت بوده ازت جدا بشه خیلی بیشتر احتمالش هست که افسردگی بگیره و از این بساطا. ولی خواستگار … اصلا موافق نیستم. اونایی که ما دیدیم - و بهشون نه گفتیم - هم قبل از من ازدواج کردن و هم به شدت خوش و خرم هستن. نوش جونشون- تو که نمی تونی به خاطر اینکه دلت برای کسی می سوزه بهش آره بگی و اینکه طرف به دلت بشینه از همه چی مهمتره. - البته من خودم به روش خواستگاری ازدواج نکردم و می دونم که اینطوری همه چیز سختتر می شه. - به نظر خود من تنها چیزی که می تونه سبب ازدواج بشه یک عشق بزرگ و آگاهانه است. ( نه یک عشق کور و از روی شهوت) و اون عشق می تونه ازدواج رو در دریای طوفانی سالهای اول به سلامت به مقصد برسونه تا به ثبات برسن.

  35. هادی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۵۸ ق.ظ

    به زهرا
    من نگفتم اصلا انجوری نیست.چون تو ذات هر انسانی خداوند قرار داده.ولی تو این دوره زمونه و جامعه الان فکر کردن به ازدواج از سوی پسرا کمتر از دخترهاست .فکر میکنن بهش ولی اکثریت اونایی که تو زندگیشون ۲*۲تا ۴ تا میکنن(پسرا)میبینن نمیشه و شرایطشو ندارن کمتر فکر خودشون رو مشغول ازدواج میکن .و اونایی هم که میخوان مثلا هدف ۵ سالشون(یا هر تعدادی)ازدواج باشه واقعا براش تلاش میکنن و به شرایط مطلوب برای ازدواجشون میرسن این شرایط هم درصد زیادیش مسائل مادی هستش.یا یه سری دیگه از پسرا نه با شرایط پیش میرن و مثل من تز میدن که نه هر چیزی به وقتش.به هر حالدیدگاه ها متفاوته.نمیدونم تونستم مفهوم رو برسونم یا نه……

  36. کفشدوزک ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    من باهات موافقم …اگه ازدواج موفق باشه و تو نیمه گمشده ات و پیدا کنی…از این لحاظ به آرامش می رسی….اما وارد یه دنیای دیگه می شی انگار…مسئولیتت خیلی بیشتر می شه…آینده زندگی و استرس ها و دغدغه هات خیلی بیشتر می شه…محافظه کار تر می شی…که البته همه این ها شیرین هم هست…درسته یه وقت هایی دوباره دلت می خواد یا هوس می کنی ..برگردی به دوران مجردی …ریسک کنی …یه چیزهایی از زندگیت هنوز معلوم نباشه…ولی خوت می دونی که اگه برگردی یکی دو روز بیشتر نمی تونی تحمل کنی!

  37. farangis ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۱:۴۰ ق.ظ

    فقط میخواستم بگم خیلیها قبل از ازدواج این جوری فکر مکنند یعنی دید خیلی مثبت و خوب نیمه گمشده و… من هم همینطور بودم برای بعضیها این موضوع به حقیقت می پیوندد و برای خیلیها نه ولی زهرا جان برای اینکه درانتخابت موفق باشی با کسی ازدواج کن که اخلاق و شخصیتش خوب باشد حتی اگر تورا زیاد دوست نداشته باشد این را واقعا میگم چون تجربه کردم کسی که دارای شخصیت درست حسابی باشد و بتواند مسائل زندگی را درست تجزیه و تحلیل کند در زندگی مشترک نیز آن را نشان میدهد. در این صورت زندگی متاهلی اینقدر شیرین است که میگویی کاش زودتر ازدواج میکردم ولی در غیر این صورت مجرد ماندن خیلی خیلی بهتر است.

  38. بوف سفید شب ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۱۷ ب.ظ

    با شماره ۲ خیلی موافقم .
    موفق باشید.

  39. ملودی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    سلام خانومی
    اینقدر درباره اش فکر نکن. ازدواج کردن خیلی خوبه ولی به شرطی که همسرت باهات جور باشه. دغدغه های مجردی به مراتب از یه ازدواج غلط بهتره.
    تازه مجردی هیجانش هم بیشتره چون همش نمی دونی که چی میشه و مثل کادویی میمونه که اجازه نداری تا روز معین بازش کنی.
    امیدوارم یه همسر مناسب و عاشق پیدا کنی و خوشبخت بشی و در ضمن برات یه ۲۰۶ هم بخره. آخه اون روز که درباره ۲۰۶ نوشتی وقت نداشتم برات کامنت بذارم ولی اوضاع اون جوری که فکر می کنی نیست. نباید حساب کنی که چقدر جمع کنی تا چقدر بشه بعد بری ماشین بخری. ما تو یه شرایطی خونه دار شدیم که اصلا فکرشو نمی کردیم و جالبه بدونی که فقطچند ماه بعد از خونه خریدن در حالی که هنوز بدهی داشتیم تونستیم ماشین هم بخریم.
    تازه امسال همسر یه ۲۰۶ مامانی هم برای من خرید. هیچی غیر ممنکن نیست عزیزم
    برایت آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم و میدونم که استحقاقش را داری چون دختر خوبی هستی مطمئنم.
    راستی یه خبر هم دارم اگه بهم سر بزنی می تونی ببینی اش
    بووووووووووووووووووووووووووس

  40. ملودی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۵۹ ب.ظ

    الان دوباره نوشته ام را خوندم چند تا غلط تایپی داشتم. امیدوارم به حساب بیسوادی من نذاری

  41. ندا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱:۴۸ ب.ظ

    بر منکرش لعنت!!! من فقط قصدم شوخی بود. وگرنه کدوم دختر(پسر)یه که به این موضوع فکر نکنه؟؟؟!!!

  42. حوا سپید ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۲:۵۱ ب.ظ

    تو را خدا از این فکرای رویایی نکن زهرا
    فکر میکنی از هر ده باری که دلت گرفت چند بار شوهر جونت حوصله داره نازت را بکشه و سرت را بگذاری رو شونه اش . شاید سالهای اول ازدواج دفعاتش بیشتر باشه اما پنج سال دوم ازدواج که خیلی گنده خدا بقیه اش را به خیر کنه .
    به عنوان یک دوست از من قبول کن که هیچ وقت دچار احساسات و عذاب وجدان نسبت به خواستگارت نشی چون قراره چند سال لذت ببرید و یک عمر همدیگر را تحمل کنید . جمله اخر را خوب دقت کن عزیزم .

  43. homayun ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۳:۰۵ ب.ظ

    سلام
    نمیدئنم درست هست وارد بحث بشم یا نه ولی باید بگم.

    اگر یکی مثل من دلش بخواد دانشگاه فیزیک بخونه (۱۷ سالش باشه )ولی اگر چنین کاری کنه تا ۳۰ سالگی یا حتی بیشترباید بیخیال ازدواج بشه و ازدواج دوست داشته باشه تکلیفش چیه؟

  44. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۳:۱۴ ب.ظ

    راستش به نظر من هندل کردن این دو تا با هم خیلی سخته
    باید ببینید اولویت با کدومه؟
    اگه ازدواجه حتمن سعی کنید همسری اختیار کنید که به فیزیک علاقه مند باشه و در این راه یاریتون کنه
    وگرنه ممکنه از هر دوش باز بمونید خدای نکرده

  45. نازی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۳:۲۵ ب.ظ

    سلام زهرا خانم!
    نم موافقم که یه ازدواج خوب خیلی توی زندگی آدم چه زن و چه مرد نقش مثبت داره!
    امیدوارم در هر مرحله ایی که به صلاحت هست یه همسر مناسب و هماهنگ قسمتت بشه….

  46. maryam ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۴:۲۱ ب.ظ

    چقدر نظر.با عرض معذرت اگه نظرم تکراریه(حوصله خوندن نظرات رو ندارم).به نظر من زندگی متاهلی و مجردی هر کدوم زیبایی های خودشونو دارن.مگه اینکه شخص یکی از این دو تا زندگی رو خوب تجربه نکرده باشه…اگر فکر می کنی نمی تونی با کسی زندگی کنی اصلا عذاب وجدان نگیر.مطمئن باش اگر ادم خوبی باشه ازدواج خوبی می کنه بدون اینکه لطمه ای هم بهش خورده باشه.خلاصه یه اعتقادی دارم آدم ها لزوما با ازدواج کردن خوشبخت نمیشن.

  47. راش ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۴:۳۷ ب.ظ

    سلام زهرا جون تو خیلی عاقلی من به تو غبطه میخورم کلا میگما…آره من که یه دختر ۲۱ سالم تمام دغدغم همینهههههههه

  48. ناشناس ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۴:۵۲ ب.ظ

    اولا به نظر من ازدواج زمانی خوب و آرامش بخشه که همسر خوب کنار آدم باشه و امیدوارم شما هم روزی همسر خوبی داشته باشید و همچنین باشید!!!
    دوما اینکه تعطیلی تا یه حدیش خوبه من که ۵ روز پشت سر هم به خاطر گاز تعطیل بودم دیگه بعد از ۲ روز کلافه شده بودم….

  49. میم ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۶:۵۹ ب.ظ

    این چیه به سایتت وصله پول میگیری!اسکن واعمل فی الولایات المتحدة الأمریکیة - شارک فی مسابقة الیانصیب الرسمیة الأمریکیة للبطاقة الخضراء
    خمسون الف فائزسیحصلون على البطاقة الخضراء للولایات المتحدة الأمریکیة لطول العمر!

  50. رضا عظیمی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۳۲ ب.ظ

    اگه پسر باشی و شرایط ازدواج رو نداشته باشی شک نداشته باش که هیچ تمایلی به ازدواج نخواهی داشت و وقتی برای مدت طولانی تمایل نداشته باشی خود به خود بش فکر هم نمی کنی…مسئله اینه که یه دختر از کل چیزهایی که برای ازدواج لازمه رو هیچکدومش رو خودش تامین نمی کنه..نه قراره خونه داشته باشه، نه قراره کار داشته باشه ..نه قراره پول داشته باشه..هیچی..یه جهازه که اونم باباش میده .درنتیجه مغزش فقط حول محور رمانتیکش می چرخه واسه همین خیلی واسش غیر ممکن و دور نیست ..مخصوصا اینکه مسائل رمانتیک با فکر و خیال خیلی عجینه.
    خلاصه کسی مثل من در مورد ازدواج به خودش تلقین کرده که عقیم هست و مشکلات روانی متعدد داره و هیچ بنی بشری هم ممکن نیست ازش خوشش بیاد و خلاص….مجردی و تنهایی رو عشق است.

  51. قوقولی قوقو ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۱۹ ب.ظ

    نوشته هاتو خوندم کلا جالب بود . هرچند بعضی وقتها واسه خودت نوشابه باز کردی هــــــــــــــــااااااااااااااااااااااا . اونم که چه حالی می ده تو سرما .چی مثلا کجا ؟ خوب شد پرسیدی اونجایی که از زبون بابات حرف زدی / اونجایی که گفتی فلانی به من پیشنهاد داد و قبول نکردم / اونجایی که … خوبه یا باز بگم …
    موفق باشی

  52. داود ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    تو این سن همه شوق ازدواج دارن دختر وپسر هم نداره اما خب پسرا یه کم خیالشون راحت تره چون بالاخره استرس نیومدن خواستگار رو ندارن
    تبریک می گم مثل اینکه خبریه کم کم می گید که شوکه نشیم

  53. سعید ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۲۶ ق.ظ

    سلام:
    خیلی حرف دارم که بزنم اما این رو بگم که ما پسر ها هم به ازدواج فکر می کنیم اما………..
    با حرف های رضا عظیمی به شدت موافقم..خانوم ها همش دنبال رمانتیک بودن داستان هستن و هیچ کاری نمی خواد بکنن…
    ازدواج یک مسئولیت بزرگ داره واسه پسر ها…من هم از اونجایی که اصلا توانایی گردش زندگی خودم رو ندارم غلط می کنم بخوام یکی دیگه رو بدبخت کنم اما مشکل بزرگ مشکل عواطف و احساسات درونی من هستش که بعضی اوقات واقعا احساس می کنم به یک همدم نیاز دارم…..
    چه میشه کرد؟…سوخت و ساخت..!!
    با وجود این همه مشکل روانی که من هم دارم بعید می دونم کسی از من خوشش بیاد همونطور که تا الان کسی پیدا نشده…!!!
    این رو هم بگم که ازدواج دلیلی بر خوش به حال بودن نیست…!!!
    پس نگرانی نباید از مجرد بودن وجود داشته باشه..آدم اگر خودش باشه و خودش با همه مشکلات کنار بیاد (مخصوصا درد عاطفه و احساس) می تونه بدون غم و غصه زندگی کنه…سخته اما شدنیه..!!
    خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنی

  54. رضا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱:۳۲ ق.ظ

    بابا بی خیال! حوصله داری! نمی دونم که سنت چقدره!
    ولی به نظر من که ازدواج نیاز به خیلی فاکتور های خیلی زیادی دارد.که برای رسیدن به این فاکتورها نیاز به زمان زیادی هست.من به شخصه به عنوان یک پسر هیچ وقت حاضر نیستم که فقط به خاطر یه عشق تن به ازدواج بدم چون به نظرم دوره ی شیرین و فرهاد ها گذشته.و الان باید ادم عاقلانه فکر بکنه.این که بگیم فلانی چه زندگی خوبی داره چون ازدواج کرده ! نمی تونه خیلی حرف عاقلانه ای باشه! چون مطمئنآ زندگی زناشویی خیلی مکلات داره که تا واردش نشی نمی فهمی.بعدآ به همین زندگی مجردی حسرت می خوری.می دونی چرا این حرف رو می زنم؟ چون به نظرم ازدواج مثل دوران دانشجویی هست.تا قبل از اینکه وارد دانشکاه بشیم همش حسرت دانشکاه رو می خوردیم و هر روز به دم دانشگاهها می رفتیم و با حسرت به اسم دانشگاهها نگاه می کردیم.ولی الان که رفتم دانشگاه می فهمم که بابا خبری نیست! همش بدبختی و سختی و فشار درسی و استرس و….تازه علاوه بر زندگی خوابگاهی که خودش کلی مشکلات داره.به همین خاطر هم هست که می گم زندگی زناشویی بدتر از الان نباشه بهتر نیست! و روی این حرفم هم واقعآ اصرار می کنم.
    ببخشید که زیاده روی کردم
    در ضمن زهرا خانوم یه تقاضا داشتم.من به تازگی می خوام که دات کامی بشم ولی مشکلاتی در حین نصب برنامه وردپرس برایم پیش اومده که نمی دونم چطوری میشه رفعش کرد.از شما که تجربه ی استفاده از وردپرس.اورگ رو دارید می خوام که اگه می شه به وبلاگم بیایید و اونجا که مشکلاتم رو گفتم بیایید و نظاتتون رو بهم بگید.بلکه افاقه ای بشه!
    خداحافظ!

  55. علیرضا حسینی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۳:۱۹ ق.ظ

    نوشته بودید ممکنه حتی مشکلاتی باشه، اما یک سری دغدغه‌ها دیگه از بین میره. می‌خوام بگم که این ظاهراً برای دخترهاست که خیالشون از شوهر راحت میشه. آمار رو که می‌دونید: حتی اگر همه‌ی پسرها هم ازدواج کنن، باز هم خیلی از دخترها بی‌شوهر می‌مونن. چونکه تعداد دخترها بیشتره.

    پی‌نوشت: کاری هم به جنگ و شهادت و اینا نداره‌ها، پسر و دختری که الان ۲۵ سالشونه، اون موقع نمی‌تونستن برن جبهه یا شهید بشن.

    راه حل: یا اینکه باید پسر وارد کنیم، یا دختر صادر کنیم :)

  56. زهرا » عشق دلیل موجهی برای ازدواج نیست ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۸:۵۲ ق.ظ

    [...] * نتیجه گیری درباره پست قبلی یعنی: خوش به حال اونهایی که ازدواج کردن: ۱- پسرها بیشتر از دخترها به ازدواج فکر میکنن ولی تظاهر می کنن چنین نیست. اصلا هر وقت کسی به شدت و حدت چیزی رو انکار کرد مطمئن باشید قضیه برعکسه یعنی خیلیم ذهنشو مشغول کرده! منتها به دلایلی پسرا راحت نیستند در موردش صحبت کنن ۲- همونطوری که من فکر میکنم خیلی هاتون نوشتید ه صرف ازدواج مهم نیست بلکه مهمه با چه کسی ازدواج کردید؟ که منظور من وقتی داشتم این سه تا دلیل رو مینوشتم یک انتخاب آگاهانه بود و نه از روی هوی و هوس و توی خیابون ۳- یادش به خیر دبیر دینی مون همیشه میگفت: عاقلانه انتخاب کنید و بعدش عاشقانه ادامه بدید ۴- صرفا عشق دلیل موجهی برای ازدواج نیست! چون بدون شک بعد از مدتی که تکراری شد از بین خواهد رفت! مگراینکه عوامل و معیارهای دیگه ای هم برآورد شده باشند که عشق و دوستی رو تقویت کنند [...]

  57. مرتضی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    مسئلث جالب مطرح شد معلومه که خیلی ها نظر دارن.
    پسرا هم به این موضوع فکر میکنند . من که فکر میکنم اینقدر فکر کردم که به ۳۳ رسیدم اینقدر برام پیچیده شده و منطقی که احتمالش پایین اومده و نمیتونم موردی انتخاب کنم. جایی هم که عقلم گم میشه طرف قبول نمیکنه. خلاصه شده یه معضلی!
    به دنبال نیمه گمشده نگردین به نظرم درست نمیاد به دنبال یک همراه باشیم بهتره. راجع به تفاهم و درک چی نظری دارین به نظر میشه این خانوما آقایون و این آقایون خانومارو درک کنن. من که تا این زمان به این موضوع خیلی فکر کردم . گاهی میگم اگه اینها آدمند ماچی هستیم و اگر ما آدمیم اینها چی هستند( حتما فرشته) منظورم اینه که دوتا دنیای متفاوت و…
    با ازدواج یه سری از افکار ما جاشون رو به افکاری دیگه میدن و ازدواج دلیلی برای آسودگی خیال به صورت مطلق نیست.

    از اینه که بگذریم یکی از دوستا که ازدواج کرده و بچه داره هنوز با مواردی روبرو میشه که سر راهش سبز میشن و ….
    واین مسله ناراحتش میکنه
    یکی دیگه از دوستام هم تازه بعد از ۵ ساله شدن پسرش دنبال دوست دختر و … باور کن که بچه منفی نیست ولی آرامشی هم که منتظرش بوده نصیبش نشده.
    مسئله رشد بین زوج هم به نظرم خیلی مهمه نتنها رشدی که تازمان ازدواج از نظر اطلاعات و درک و فهم و آگاهیهیای چند گانه بلکه احتمال و جهت رشد در آینده هم از اهمیت برخورداره .
    حقیقتا نظر شما و بقیه دوستان قابل گفتگو بحثه ولی به نظر وبلاگی نمیاد
    موفقث باشید

  58. تقویم ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۲:۲۸ ب.ظ

    سلام…..عرض کنم خدمتتون که کاملا باهات موافقم….واما…………اون چیزی که قبل از ازدواج راجع به نیمه دوم زندگیت(تاهل)فکر میکنی کلی با بعد ازدواج فرق میکنه….شاید قبل از ازدواج یه معیارهایی تو ذهنت داشته باشی ولی بهت قول میدم
    ۹۹۹۹۹۹۹/۹۹% اون معیارا بدرد نمیخورن وبعد از ازدواجه که یه خصوصیاتی از طرف مقابلت میبینی که تا حالا بهش فکر نمیکردی….با خودت میگی عجب ما چی میخواستیم وچی شد (عسل شد…!!!!!)پس این حرفای فرمالیته که میگن معیارتون چیه ومعیارم چیه …همشون کشکه…..(مثل بچه ای که ازش میپرسن بزرگ شدی میخوای چی کاره بشی …میگه ارشیتکت…دکتر…..موقعش که میرسه….میبینه دوست داره راننده بشه یانویسنده)….اینم خواهرانه بهت میگم….فردیکه میخوای برای ازدواج انتخاب کنی کافیه ۳۰درصد خصوصیاتی که میخوای را داشته باشه…باور کن…ومطمئنا یکی از اون خصوصیات ضریب هوشیه…دومی عزت نفس….اگه طرف باهوش باشه اونطوری که بخوای میتونی تفییرش بدی وزود تو زندگی جا میافته …بعد یکی دوسال میشه همونی که میخواستی…واگه عزت نفس داشته باشه….هیچوقت کاری نمیکنه که تو وخانواده ات وخانواده خودش وخودش خراب بشن…..یه چیز دیگه را هم برات بگم…دوران نامزدی جدا با بعد ازدواج فرق میکنه….سعی کن دوران نامزدیتو طولانی کنی وازش لذت ببری…به حرف بقیه هم گوش نده که ای بابا زود عروسی کنید برید سر خونه وزندگیتون….که به قول اکبر عبدی تویکی از فیلما میگفت اگه لیلی میاومد خونه مجنون ویه روز براش قورمه سبزی درست کنه دیگه همه عشق وعاشقی ته میکشه….البته اینجوریا هم نیست …..ولی ….وقتی مسئولیت زندگی را به عهده بگیری ….یه جور دیگه عاشقی ….تعهد ومسئولیت عشق وعوض میکنن…..خیلی پر حرفی کردم…..ولی اینم بگم وبرم….اینی که میگن زندگی ۶ ماهه اولش خوبه بعدش بد میشه …اصلا باهاش موافق نیستم….من وهمسرم عاشق هم بودیم ….اتفاقا تو همین وبلاگ نویسی با هم اشنا شدیم…دو سه سالی من مینوشتم اون میخوند ونظر میداد واون مینوشت من میخوندم ونظر میدادم وبعدشم چت توی یاهو…ولی باور کن هیچوقت تو اون مدت نخواستم بهش زنگ بزنم یا قیافشو ببینم…همه چی نوشته بود همین…..اولش خوب هم دیگه رو شناختیم…بعدش دوست…بعد وابسته شدیم…وقتی بهم گفت دوستم داره.و…یه مدت تعطیل کردم رفتم…طاقت نیاوردم………..خلاصه اخرش…..عروسی کردیم…نامزدی…..ازدواج(اینا را میگم تا بدونی اروم اروم پیش اومدم)ولی جسابی عاشق بودم…بعدش چی شد ….یهویی ۶ ماه اول شد برام جهنم…..اونقدر که افسرده شده بودم….حساس شده بودم…عادت کرده بودم…دوستم داشته باشه بدون انتظار بدون مسئولیت………………….ولی الان ۱۵ ماه از ازدواجمون میگذره همه چی عالی شده…یعنی خودمون خواستیم که درست بشه….ادم بعد ازدواج بزرگ میشه…باور کن….

  59. تقویم ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۲:۲۹ ب.ظ

    راستی محل کارت دانشگاهه؟ پس همکاریم اااااااا:D

  60. مرتضی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۴:۱۴ ب.ظ

    یه لطیفه یادم اومد
    میدونی چرا میگن ازدواج موجب میشه خیلی از مشکلاتت حل بشه ؟
    نه به خاطر توکل یا رزق و روزی و یا هر چیز دیگه
    این به خاطره اینه که وقتی به همسرت نگاه میکنی بزرگترین مشکل زندگیت رو میبینی و بقیه مشکلات یادت میره.

    تجربه ندارم بگم حقیقت داره یا نه!.

  61. morteza ۱۳۸۶-۱۰-۲۸، ۱۲:۱۵ ق.ظ

    slam zahra khanoom.matalebet galeb bood.mishe maro link koni.link kardi khabar bede ma ham shoma ro link konim

  62. آرام ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۲:۰۵ ب.ظ

    سلام زهرا جان. خوبی؟
    اصلا فکر نکن که فکر کردن به ازدواج مساله بدی است. ازدواج یک نیاز طبیعی انسان است. کسی که به نیاز خودش بی تفاوت باشه چه طور می تواند مراقب خودش باشد؟ فکر کردن به ازدواج کاملا طبیعی است (چه پسر و چه دختر) اصلا شرم از چنین فکری معنایی ندارد.
    {می توانم از نظر مذهبی هم برایت شاهد بیاورم: پیامبر در مسجد سخنرانی می کرده یک زن بلند می شود و می گوید: من شوهر می خواهم! (به همین رک و پوست کندگی!) و پیامبر همانجا بلافاصله بر می گردد و به جمع می گوید چه کسی می خواهد با این زن ازدواج کند؟ پس بیان این نیاز هیچ ایرادی ندارد وگرنه از پیامبر که مسلمان تر نداریم!}

  63. ladan ۱۳۸۶-۱۰-۳۰، ۱۲:۱۲ ب.ظ

    زهرا جان
    با هم بودن و زوج بودن از نیازهای اولیه انسان و تمام موجودات زنده است! پس احتیاج به اثبات وجود این نیاز نیست.
    در جامعه ما اینقدر روابط و مسائل پیچیده شده که حتی در صورت پیدا کردن نیمه گمشده، شروع با هم بودن چندان ساده نیست.
    فرض کنید یک پسر رشته پزشکی بخواند و دختر مورد علاقه خود را بیابد با فرض ۷ سال دوران دانشجویی و دو سال طرح چگونه می تواند حتی به ازدواج فکر کند، اگر بخواهد تخصص هم بگیرد که دیگر هیچ! در اکثر کشورهای پیشرفته، تمام این مسائل مد نظر قرار گرفته است مثلا بعد از ۵ سال و شروع دوره انترنی درآمد کافی برای زندگی در اختیار فرد قرار می‌گیرد، البته نه برای یک زندگی مرفه اما برای شروع یک زندگی کافی است.
    یک پسر دیپلمه آیا می تواند بدون سرمایه و پشتوانه درآمد کافی برای تشکیل و ادامه زندگی داشته باشد! یک پسر لیسانسه آیا بعد از ۴ سال تحصیل و دو سال سربازی حتی با فرض خوش شانسی در یافتن شغل مناسب، آیا پس از دو سال کار می تواند پس انداز کافی برای یک شروع را داشته باشد؟
    من و همسرم با وجود آنکه هر دو تحصیلات عالی از دانشگاههای خوب کشور را داشتیم که مسلما یافتن کار را برای ما ساده تر می کرد و با وجود آنکه هر دو کم توقع بودیم وحتی بجای مراسم عروسی یک مهمانی کوچک گرفتیم ۴ سال بعد از فارغ التحصیلی توانستیم با هم باشیم!
    پس می فهمیم چرا تمایل به ازدواج برای جوانهایی که در یک خانواده متوسط به دنیا آمده‌اند نمی تواند تا سن خاصی وجود داشته باشد! بنظر من جاذبه با هم بودن در همان مدت شکوفا می شود در همان زمانهایی که بناچار از دست می رود.

  64. ساتین ۱۳۸۶-۱۱-۱، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    من تا وقتی مجرد بودم ابدا مثل شما فکر نمی کردم و بقولیمخالف ازدواج هم بودم و می تونستم یک ساعت بدون وقفه راجع به محسنات تجرد و مضرات تاهل داد سخن بدم.این واقعا نظر درونیم بود. بگریم که حالا بعد تاهل کاملا نظرم عوض شد اما از اون دخترهایی بودم که حرف ازدواج پیش می اومد ترش می کردم.

  65. مسیح ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۶:۴۶ ب.ظ

    من حاضر به ازدواجم

  66. سارا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۶:۱۷ ب.ظ

    زهرا خانم امیدوارم خوشبخت باشین

  67. علیرضا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    البته بعضی هاشون سیاه بخت شدن !

  68. hadi ۱۳۸۶-۱۱-۱۱، ۱۰:۱۳ ق.ظ

    چرا شما ایرانیا حتما باید تو زندگی تون ازدواج کنین.بعضیا میتونن ازدواج نکنن

  69. حسین ۱۳۸۶-۱۱-۱۴، ۱۲:۵۰ ق.ظ

    سلام
    من پسر هستم . متولد نیمه اول ۱۳۶۲
    از ۱۷ سالگی به عشق . دوست داشتن . یک یار و دلبر فکر میکردم .
    آری . از ۱۷ سالگی به دنبال نیمه گمشده ام بودم . آن زمان درکی
    چندان پخته از این موضوع نداشتم . اما امروز که نزدیک ۲۵ سال از عمر گرانم رفته است نگرشی واقع بینانه تر پیدا کرده ام .
    هنوز مجرد هستم . هنوز به دنبال نیمه گمشده ام اما با ذهنی پخته و واقعی .
    من کاری به بقیه پسر ها ندارم . من خودم ازدواج رو یک امر شگفت انگیز میدونم ! البته شرط داره ! اگه هر دو عاشق باشن و شعور زندگی مشترک رو داشته باشن و بازی های یک زندگی عاشقانه رو
    بلد باشن زندگی اونا سرشار از خوشی های غیر قابل وصفی خواهد بود که اینک در مخیله شما هم نخواهد گنجید !
    میدونم حتما با این نظری که من میدم ممکنه جوابهای تند و محکوم کننده ای رو بشنوم . به این خاطر من همین جا به اون نظرات که میتونم حدس بزنم چیه پاسخ میدم : حتما میخای بگی هنوز بچه هستی که به ازدواج اینجوری نگاه میکنی و هنوز همون ذهن ۱۷ سالگی رو داری …. / پاسخ : نه … عزیزم ! زندگی مشترک بلدیت میخواهد قدر شناسی میخاد یه چیزایی لازم داره …….آره …انکار نمیکنم که یک سری مشکلات در زندگی پیش خواهد امد که طبیعی است اما این مشکلات منافاتی با خوب و عاشقانه زیستن نداره ..
    اگه قانع نشدی من حاضرم شرط ببندم که تو خیلی خوب نمیدونی که زندگی متاهلی ایده ال چطوریه …// ممکنه یکی دیگه بگه بشین بابا !
    کدوم مرد یا زنی رو پیدا کردی که بگن ازدواجشون شگفت انگیز بوده ؟
    / تو راست میگی کسی نگفته …. من متاسفم برای کسانی که زندگیشون شگفت انگیز نیست .
    من یک نگرش خیلی خاص به ازدواج دارم که هیچ کس نداره …
    بگذریم .
    یا حق.

  70. lkj ۱۳۸۶-۱۱-۱۴، ۱۲:۵۲ ق.ظ

    ldfffffffffffffffffff

  71. الف ۱۳۸۶-۱۱-۱۷، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    همش حرفه
    اینده قابل پیش بینی نیست

  72. کهعغلخعقفبهعقثیسعفق ۱۳۸۶-۱۱-۲۲، ۱۲:۲۹ ب.ظ

    …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………زندگی سرشار از نقطه است

  73. حنانه ۱۳۸۶-۱۱-۲۲، ۸:۱۷ ب.ظ

    هی گفتی! منم شوهر میخوااام میگم بیا توروزنامه آگهی بدیم بگیم:جهیزیه کامل ماشین وکار مناسب ودرآمد توپ تنها به شرط ازدواج با دختری ترشیده واستخونهاش داره میپوسه دندون ریخته و…..

  74. محمد ۱۳۸۶-۱۱-۲۹، ۳:۵۷ ب.ظ

     سانسور شد

  75. مونا ۱۳۸۶-۱۲-۴، ۵:۴۳ ب.ظ

    آخه زهرا جون دلم برات سوخت امیدوارم زودتر عروس بشی ما رو هم دعوت کن تا بیایم یادت نره ها

  76. سلمان ۱۳۸۶-۱۲-۲۳، ۶:۵۷ ب.ظ

    اگه راست میگی من شوهر، Emailمن رو هم داری برام پیغام بزار یعنی جواب من رو بده. یک پسر خوشتیپ هستم وقت ندارم وگر نه برات عکس هم میفرستادم.شوخی کردم فقط خواستم بگم شما دخترا همیشه دنبال خوشتیپی هستید ، بزرگ ترین ایراد شما همینه (((((((( این پیغام رو برای همه ای دخترها میزارم)))))))) هر کی شوهر خواست من براش پیدا می کنم البته اگه واقعا دختر خوبی باشید این هم Email:salman1360@gmail.com البته فکر نکنین این کار رو به خاطر صدقه سر انجام میدم دست مزدش هم ۱۰۰ صلواته. حرف زیاده دنبلش رو بعدا میگم .

  77. سلمان ۱۳۸۶-۱۲-۲۳، ۷:۰۱ ب.ظ

    دایره زندگی مربعی است چهار گوش که سه ضلع دارد عشق و محبت

  78. باوفا ۱۳۸۶-۱۲-۲۴، ۵:۴۱ ب.ظ

    باسلام
    من یک پسرم و به ازدواج هم فکر می کنم مشکل من اینه که به هیچ کدوم از این دخترای این دورو زمونه اطمینان ندارم من دخترهایی رو می شناسم که با دروغ و فریب دادن شوهرشون با اونا ازدواج کردن می ترسم یکی از اونا گیر من بیفته لطفا منو راهنمایی کنید

  79. حسین ۱۳۸۷-۰۱-۱۱، ۱۲:۵۲ ب.ظ

    فکر کنم مجردها هم دل داشته باشن

  80. مهرداد ۱۳۸۷-۰۱-۱۲، ۷:۲۲ ب.ظ

    ازدواج یه امری هست که نصف دین رو کامل میکنه ولی نه ازدواج توو این دوره(منظورم همه نیست) چون اصلانمیشه به دخترهاوپسرهای این دوره اطمینان کرد چون دختر خودش شوهر داره بعد که شوهر پشتش رو را میکنه دختره با ده نفره دیگه دوسته وهمچنین پسرها هم همین طور هستن به نظر من ما ایرانی ها به خاطر اینه که جنبه نداریم ما ایرانی ها ندیده هستیم ( ان شاالله شوهر خوبی هم توو پست شما بخوره امیدوارم دفعه بعد نظرتون در مورد شوهردار شدنتون باشه)

  81. فاطیما ۱۳۸۷-۰۲-۱۶، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    سلااااااااااام
    حالتون خوبه؟؟
    من دنبال لیلا یورت خانی میگردم.کسی نمیشناستش؟؟؟؟
    باید پیداش کنم .ولی نمیدونم چه جوری…….
    اگه هر کی پیداش کرد به میلم پیغام بده.خونشونم تو قیام دشت بود.

  82. ناصر ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۹:۵۸ ق.ظ

    نمیخوام بگم که هدف از ازدواج فقط رابطه‌ی جنسیه. ولی باور کنید تحمل این همه فشار جنسی خیلی سخته. نمیدونم از دست خدا به کی پناه ببرم!!؟؟

  83. سارا ۱۳۸۷-۰۵-۱۳، ۲:۱۵ ب.ظ

    سلام باهات موافقم اما نه صد در صد چون ازدواجی که بخواد بد فرجام باشه یا بعدش بچه آدم بمیره به درد نمی خوره اون موقع آدم آرزو می کنه ایکاش اصلا ازدواج نمی کرد اما واقعا ته دلم آرزو میکنم کاش کسی که من دوستش داشتم بامن ازدواج می کرد و همیشه این و ته دلم می گم که خوش به حال دختری که اون باهاش ازدواج کرد سه ساله که من دارم در حسرتش می سوزم همه دوستام ازدواج کردن یا دارن می کنن و من هنوزم دلم راضی به ازدواج با دیگری نیست همیشه به خودم می گم خوش به حال زنش

  84. رسول ۱۳۸۷-۰۵-۱۶، ۹:۰۰ ق.ظ

    اصلا من تمومش میکنم ادرس خونتونو بده تا بیام خواستگاریت که دیگه از تنهایی در بیایی .
    ولی شوخی نمیکنما شماره ام اینه ۰۹۳۶۵۱۵۵۹۲۴
    اگه موافقی یه زنگ به من بزن
    منتظرم
    خداحافظ

  85. سعید ۱۳۸۷-۰۵-۲۰، ۳:۰۰ ق.ظ

    سلام.افرین برشما واقعا حرفها یی رو مطرح کردین که کمتر پیدا میشه.من خودم شرایط ازدواج رو داشتم ودختری که ازش خواستگاری کردم از وظعیتم مطلع بود.جواب رد داد. واقعا براش متاسفم.چنین مو جود مغروری حقشه که مجرد بمونه و بره بمیره.

  86. amir ۱۳۸۷-۰۵-۲۶، ۱۰:۴۶ ق.ظ

    سلام زهرا جان

    حرفای قشنگی نوشتی معلومه که واقعا تو دیگه یک زن خوب برا زندگی هستی. دوس دارم باهات آشنا بشم این شمارمه ۰۹۱۸۸۳۴۵۸۳۲ منتظر تماستم. خدا حافظ

  87. بهزاد ۱۳۸۷-۰۶-۲۱، ۷:۵۷ ب.ظ

    فقط میتونم بگم قبل ازازدواج چشماتون راحسابی بازکنین وبعد ازازدواج اونهاراکاملا روی هم بزارین

  88. نسرین ۱۳۸۷-۰۶-۲۸، ۱۱:۲۳ ق.ظ

    منم دوست دارم ازدواج کنم ولی نمیدونم خواسته هام از طرف مقابلم چیه.

  89. فرهاد ۱۳۸۷-۰۶-۲۸، ۳:۱۷ ب.ظ

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام به شما دوست عزیز

    دوست داشتم بدون هیچ تنگ نظری فواید و مضرات دوستی با پسر ها رو برای شما بنویسم

    فواید رابطه با پسر ها:
    ۱/هدف از رابطه پیدا کردن مرد زندگی و آشنایی و انتخاب
    ۲/تجربه وپختگی روابط اجتماعی و رفتاری برای روابط اصلی آینده

    حالا بیا بهتر نگاه کنیم!

    هدف از رابطه پیدا کردن مرد زندگی و آشنایی و انتخاب(!)

    اگر شما مواظب گرفتار نشدن دل خودتون باشید دل اون پسر رو گرفتار میکنید
    حال اگر پسر دلش گرفتار محبت به شما شده باشد و شما به او نه ! بگویید چگونه لطمه روحی او رو میتوانید جواب گو باشید!
    همه می دونیم چوب این نامردی رو تو همین دنیا خواهیم خورد و به آخرت نخواهد رسید!
    خودتون رو بگذارید جای اون پسر و ببینید: چقدر دل شکسته می شوید اگر پسری این جوری سر کارتون بگذاره !
    از اون بدتر حس ترحم که اینجا به سراغ شما می آید و به شما میگوید نباید نامردی کرد مرا دوست داره! و شما تو این مرحله از روی ترحم به اازدواج تحمیلی تن میدهید.و بعد از یکی دو سال که جاذبه های فیزیکی از بین رفت خودتون حدث میزنید که چه میشود.!

    سوال میکنید حالا هر جوری که هست به همدیگر علاقه مند میشویم چه عیبی دارد؟
    واقعیت این است که جوان ها آرمان گرا اند هر چی پسر به شما بگه شما قبول میکنید و بلعکس خودمونیش در خیالات سیر میکنند. پس اگر به حرف های پدر و مادران دلسوز و دنیا دیده خود گوش کنند جسته اند و گرنه گرفتار شده اند.

    اما اکثرا پسر ها دختر ها در بین راه رابطه رها میکنند می دونید چرا؟

    دلیل نزدیک شدن دختر ها به جنس مخالف لطافت رفتاری و نگاه اونهاست مثل(حس مادری دخترها و تکیه گاه خواهی و هوس داشتن مرد زندگی و حس دیر شدن وقت ازدواج و هوس خواستگاری)است شاید بشه گفت دختر ها یک گوله عاطفه پاک وهمراه با کمی شیطنت دخترانه تو آرایش و لباس پوشیدن اند. اما پسر ها عصیانگر و هوس باز و عشق بازاند و کمتر مسایل عاطفی برای او مطرح است وبیشتر به دنبال روابط زناشویی اند.به همین خاطر اکثرا شیطنت ظاهری شما هوس او را دامن میزند و سوء استفاده از صفای باطن شما کرده لذت خویش را میبرند وبه سراغ دختر دیگری میروند ..
    حالا شما چه دارید:دلی شکسته و قلبی مجروح از مردها و باور کنید که همسر خود در آینده رابطه خوبی هم نخواهید داشت
    زیرا که شرطی شده اید که مردها چنین و چنان اند .

    تجربه وپختگی روابط اجتماعی و رفتاری برای روابط اصلی آینده(!)
    پختگی مرد شما یعنی: دیده شدن دریدگی خاص هوس لذت در چشمان مردتون به جای ناشی گری های دوست داشتنی و محبت آمیز همسرتون اول زندگی مشترک.
    نا پختگی مرد شما یعنی: مخفی ماندن و کم رنگ ماندن عدم تناسب ها در هوای سادگی و کم تجربه بودن شما دو نفر..
    چه حسی خواهید داشت اگر مردتون بگه من قبل از دواج با تو با کسی رابطه نداشتم و اون رو خودتون با اینکه بگوید من با چند نفر رابطه داشتم مقایسه کنید؟
    از ضرر های دیگر این جور روابط:کم شدن توان برای تحصیل و کارهای مهم دیگر در زندگی است.

    یه حرف خودمونی:
    تا حالا اگر رابطه با پسری داشتید و احساس گناه مانع ارتباط شما با خدا شده بدونید خدا شما رو خیلی دوست داره !شما با نماز خوندن عشق خودتون رو به یار دلنواز و رب خود نشان بدید و نگذارید حس گناه نماز رو از شما جدا کنه.بقیه تو این عالم مدعی عشق اند ولی خدا اول آخر اون کسی است که میشه عاشقش بود.

    درمان آشفتگی فکری و دلبستگی نابجا:
    ۱/خیال تو ما آدم ها مثل کبوتری است که اگر آزادش بگذارید هر جا میره!نگه داشتن خیال راه اصلی درمان آشفتگی است.ما باید برای خودمون لیست سیاه آدم هایی که نباید تو خیال با اونها همراه شویم داشته باشیم.اگر دل شما به فرمان عقل در ترک خیال افراد درون لیست سیاه تن در نداد باید نفس رو ادب کرد تا ما رو به هلاکت نکشاند.هر جوری که بلد هستید مثلا یک روز کمتر غذا بخورید یا کمتر بخوابید یا روزه ای بگیرید تا بفهمه شما شوخی با اون ندارید و باید در فرمان عقل در بیاید.
    ۲/از نشستن تو جمع های که یادآور بعضی چیزهاست باید اجتناب کرد و فکر خود را با تحصیل و ورزش و فعالیت سالم پر کرد.

نظر شما