<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: درک ما + هزار خورشید درخشان</title>
	<atom:link href="http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 19:50:05 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.1</generator>
		<item>
		<title>با: نثار (افراسیاب)</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-12576</link>
		<dc:creator>نثار (افراسیاب)</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-12576</guid>
		<description>هزاران خورشید تابان فکر می کنم خیلی ضعیفتر از بادبادک باز بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هزاران خورشید تابان فکر می کنم خیلی ضعیفتر از بادبادک باز بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهنام</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6843</link>
		<dc:creator>بهنام</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6843</guid>
		<description>با تحیت و سلام 

من به سایت خبر درباره اون زن شوهر بدوی رفتم و دیدم منبع خبر رو نگفتن.  خوب در حالتی که خیلی از خبرهایی که با منبع نقل میشن حقیقی نیست چه انتظاری میشه داشت که این حقیقی باشه؟

من دوست ندارم با همون خصوصیات جسمی و روحی به دنیا میومدم. نقاط ضعفی رو در خودم سراغ دارم که اگه نبود بهتر بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با تحیت و سلام </p>
<p>من به سایت خبر درباره اون زن شوهر بدوی رفتم و دیدم منبع خبر رو نگفتن.  خوب در حالتی که خیلی از خبرهایی که با منبع نقل میشن حقیقی نیست چه انتظاری میشه داشت که این حقیقی باشه؟</p>
<p>من دوست ندارم با همون خصوصیات جسمی و روحی به دنیا میومدم. نقاط ضعفی رو در خودم سراغ دارم که اگه نبود بهتر بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Hossein</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6582</link>
		<dc:creator>Hossein</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6582</guid>
		<description>خاک ورچوک ! چه جسارتا ! کی گفته کسی حق داره صورت زنش رو ببینه ؟!
نوع بچه دار شدن این زوج عرب بدون شک از خنده دار ترین کمدی های روزگاره ! D:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خاک ورچوک ! چه جسارتا ! کی گفته کسی حق داره صورت زنش رو ببینه ؟!<br />
نوع بچه دار شدن این زوج عرب بدون شک از خنده دار ترین کمدی های روزگاره ! D:</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مامان میچکا</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6559</link>
		<dc:creator>مامان میچکا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6559</guid>
		<description>چقدر تو ماهی زهرا!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر تو ماهی زهرا!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: روژ</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6557</link>
		<dc:creator>روژ</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6557</guid>
		<description>کتاب هزار خورشید درخشان (یا تابان!) رو قبلاً خوندم و احساسمو راجع به اون تو یه پست نوشتم:
http://roojna.blogfa.com/post-57.aspx
یک جمله تلخ و به نظر من تاریخی داره که خیلی منو تحت تاثیر قرار داد:
"مثل عقره قطب نما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا می کند."
کتاب قشنگیه و البته خیلی تلخ. تا چند روز (و الان هم هر موقع به این داستان فکر می کنم) حالم بد (بد کلمه خوبی نیست، غمگین شاید بهتر باشه) می شه. یه جورایی منم با بادبادک باز راحت تر بودم.
راستی خانوم شرمنده که هنوز اوامرتون اجرا نشده. راستش من تو دنیا کامپیوتر و اینترنت زیاد بچه باسفاتی (!!) نیستم! بر ما بیسواتان ببخشایید!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب هزار خورشید درخشان (یا تابان!) رو قبلاً خوندم و احساسمو راجع به اون تو یه پست نوشتم:<br />
<a href="http://roojna.blogfa.com/post-57.aspx" rel="nofollow">http://roojna.blogfa.com/post-57.aspx</a><br />
یک جمله تلخ و به نظر من تاریخی داره که خیلی منو تحت تاثیر قرار داد:<br />
&#8220;مثل عقره قطب نما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا می کند.&#8221;<br />
کتاب قشنگیه و البته خیلی تلخ. تا چند روز (و الان هم هر موقع به این داستان فکر می کنم) حالم بد (بد کلمه خوبی نیست، غمگین شاید بهتر باشه) می شه. یه جورایی منم با بادبادک باز راحت تر بودم.<br />
راستی خانوم شرمنده که هنوز اوامرتون اجرا نشده. راستش من تو دنیا کامپیوتر و اینترنت زیاد بچه باسفاتی (!!) نیستم! بر ما بیسواتان ببخشایید!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یه مرد امیدوار</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6546</link>
		<dc:creator>یه مرد امیدوار</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6546</guid>
		<description>من با اون قسمتی که بولد کرده‌اید موافقم. ضمنا یه‌چیزی هم در مورد نظر ایلیا که برام هم محترمه: می‌گن خدا انسان‌های خوشحال رو دوست داره. آدمای خوشحال هم آدمای دارا نیستند. آدمای قانع و راضی هستن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من با اون قسمتی که بولد کرده‌اید موافقم. ضمنا یه‌چیزی هم در مورد نظر ایلیا که برام هم محترمه: می‌گن خدا انسان‌های خوشحال رو دوست داره. آدمای خوشحال هم آدمای دارا نیستند. آدمای قانع و راضی هستن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mohammad</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6494</link>
		<dc:creator>mohammad</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6494</guid>
		<description>سلام خوبی
زیبا و خوب نوشتی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خوبی<br />
زیبا و خوب نوشتی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6489</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6489</guid>
		<description>به زهرا،

اگه اشتباه نکرده باشم، شما می خواهین بگین که همین شخص با همین تجربیات دلش می خواست که در موقعیت بهتری باشه، خوب فکر کنم این روشن باشه، چون که من جای کس دیگه ای نیستم که بدونم اون شخص آیا از موقعیتش راضی هست یا نه! معمولن هم تو آرزوهامون اینجوری می گیم: دوست داشتم که باهوشتر از اینی که هستم باشم، یا پولدارتر، یا ... یعنی بالاخره "من" می فهمم که چی می خوام دیگه.

البته با ایلیا و رضا هم موافقم، همیشه امکان داشته که وضعیت ما از اینی که هست بدتر باشه، پس به هر حال باید شکرگذار باشیم.


... بالاخره همون لیلا و مریم داستان هم باید موقعیتی برای بهبود وضعشون داشته باشن دیگه، یعنی یه جایی باید یه چیزی نتیجه ی تلاششون بوده باشه، اگه اینجوری نیست و همش بدبختی هست، به نظرم اینجا خودکشی واقعا معنا پیدا می کنه، چون تنها انتخاب معنا دار این آدما می تونه باشه. اما فکر می کنم خدا اینقدر عادل هست که برای یکی همش جبر و بدبختی نخواد، چون بالاخره انسان خلق کرده، نه!

ببین پدیده ی طلاق از قضا دقیقا ناشی از محدودیت های انسان تو این دنیا هستش، بله نتیجه ی انتخاب نا آگاهانه هست، اما مگه چیزی به نام آگاهی کامل هم می تونه تو این دنیا اتفاق بیفته! همیشه آگاهیهای ما محدود هستش، در این که شک نداری؟!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به زهرا،</p>
<p>اگه اشتباه نکرده باشم، شما می خواهین بگین که همین شخص با همین تجربیات دلش می خواست که در موقعیت بهتری باشه، خوب فکر کنم این روشن باشه، چون که من جای کس دیگه ای نیستم که بدونم اون شخص آیا از موقعیتش راضی هست یا نه! معمولن هم تو آرزوهامون اینجوری می گیم: دوست داشتم که باهوشتر از اینی که هستم باشم، یا پولدارتر، یا &#8230; یعنی بالاخره &#8220;من&#8221; می فهمم که چی می خوام دیگه.</p>
<p>البته با ایلیا و رضا هم موافقم، همیشه امکان داشته که وضعیت ما از اینی که هست بدتر باشه، پس به هر حال باید شکرگذار باشیم.</p>
<p>&#8230; بالاخره همون لیلا و مریم داستان هم باید موقعیتی برای بهبود وضعشون داشته باشن دیگه، یعنی یه جایی باید یه چیزی نتیجه ی تلاششون بوده باشه، اگه اینجوری نیست و همش بدبختی هست، به نظرم اینجا خودکشی واقعا معنا پیدا می کنه، چون تنها انتخاب معنا دار این آدما می تونه باشه. اما فکر می کنم خدا اینقدر عادل هست که برای یکی همش جبر و بدبختی نخواد، چون بالاخره انسان خلق کرده، نه!</p>
<p>ببین پدیده ی طلاق از قضا دقیقا ناشی از محدودیت های انسان تو این دنیا هستش، بله نتیجه ی انتخاب نا آگاهانه هست، اما مگه چیزی به نام آگاهی کامل هم می تونه تو این دنیا اتفاق بیفته! همیشه آگاهیهای ما محدود هستش، در این که شک نداری؟!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مریم</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6488</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6488</guid>
		<description>راستش منم همیشه دوست دارم جای خودم باشم.با همه اتفاقات تلخ و شیرین گذشته.راستش حتی اگه اشتباهی هم بکنم سعی می کنم بهش خیلی فکر نکنم چون فقط عذابم میده.باهات موافقم که مشکلات برای همه وجود داره.به نظر ما دنیامونو خودمون میسازیم.فرق زندگی ها با هم سر تفاوت  زاویه دید به اون و اتفاقتشه.کاملا اینو درک کردم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستش منم همیشه دوست دارم جای خودم باشم.با همه اتفاقات تلخ و شیرین گذشته.راستش حتی اگه اشتباهی هم بکنم سعی می کنم بهش خیلی فکر نکنم چون فقط عذابم میده.باهات موافقم که مشکلات برای همه وجود داره.به نظر ما دنیامونو خودمون میسازیم.فرق زندگی ها با هم سر تفاوت  زاویه دید به اون و اتفاقتشه.کاملا اینو درک کردم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد تهرانی</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/10/10/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6486</link>
		<dc:creator>محمد تهرانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/31/underestanding-us-thousand-splendid-suns/#comment-6486</guid>
		<description>آخه یکی نیست به این مرد بگه چرا ندیده زن گرفتی که بعدش بخوای اینجوری با التماس و درخواست فقط چیزی که متعلق به ودته رو ببینی اونم بعد از 30 سال.

راستش فکر نمیکردم بیای به بلاگم ممنون ازین که اومدی و مطالب رو خوندی.
یه کم راهنمایی می خوام . درکل وبلاگم چطوره؟! نقد دوست دارم بکنی اگه لطف کنی.
چون من لنگه وبلاگ شما رو کم میبینم که منطقی مینویسی.
بازم ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آخه یکی نیست به این مرد بگه چرا ندیده زن گرفتی که بعدش بخوای اینجوری با التماس و درخواست فقط چیزی که متعلق به ودته رو ببینی اونم بعد از ۳۰ سال.</p>
<p>راستش فکر نمیکردم بیای به بلاگم ممنون ازین که اومدی و مطالب رو خوندی.<br />
یه کم راهنمایی می خوام . درکل وبلاگم چطوره؟! نقد دوست دارم بکنی اگه لطف کنی.<br />
چون من لنگه وبلاگ شما رو کم میبینم که منطقی مینویسی.<br />
بازم ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
