زنده کردن علم در ذهن و اجتماع خودمان

* اولش این داستان رو از کلیکه و دمنه بخونین و در ذهن داشته باشید
در فیلم A Beautiful Mind که در سال ۲۰۰۱ درباره‌ی زندگی جان نش ساخته شد، یک قسمت داستان مربوط به وقتی است که نش و دوستانش در کافه نشسته‌بودند (وقتی در پرینستون دانشجوی دکترا بوده) و نش مشغول جزوه‌ها و یادداشت‌هایش بوده. پنج دختر وارد کافه می‌شوند، چهار نفرشان زیبائی متوسّطی داشته‌اند و یکی بلوند و زیباتر از بقیه بوده. رفقای نش (به روایت فیلم) شروع می‌کنند به نظربازی و نقشه کشیدن و هر کدام دوست داشته آن دختر بلوند را به رقص دعوت کند. نش با دوستانش مجموعاً چهار نفر بوده‌اند. نش در اینجا متوجّه نکته‌ای می‌شود و آن را با شور و شوق زیاد برای دوستانش توضیح می‌دهد: اگر هر چهار نفر ما به آن دختر بلوند پیشنهاد رقص بدهیم، چون نمی‌تواند به همه ما جواب مثبت بدهد، احتمالاً گروه ما را یک‌جا رد می‌کند. بعد ما ناچار به سراغ چهار دختر دیگر می‌رویم و آنها هم هر کدام با اکراه خواهندپذیرفت، چرا که هیچ کس دوست ندارد انتخاب دوّم دیگران باشد. امّا اگر از اوّل هر چهار تای ما به سراغ آن چهار دختر برویم، اگرچه هیچ کدام به دختر بلوند نمی‌رسیم، امّا آن چهار نفر ما را با گرمی خواهندپذیرفت. نش سپس نتیجه می‌گیرد که: آدام اسمیت در نظریه‌اش که به چنین حالاتی مربوط بوده، اشتباه می‌کرده. آدام اسمیت می‌گفته بهترین نتیجه هنگامی برای یک گروه به دست می‌آید که هر کس کاری را که برای خودش بهترین است انجام دهد (در این حالت، پیشنهاد رقص به دختر بلوند). در حالی که بهترین نتیجه برای گروه وقتی حاصل می‌شود که هر کس کاری را که برای خودش و برای گروه بهترین است، انجام دهد.
سپس نش ذوق‌زده از کشف خود، یادداشتهایش را جمع می‌کند، به طرف دختر بلوند می‌دود و از او تشکّر می‌کند و در حالی که او را بهت‌زده باقی گذاشته، از کافه بیرون می‌دود. جان نش به خاطر کارهایش در زمینه نظریه‌ی بازی، که احتمالاً بی‌ربط به این ماجرا هم نبوده‌اند، یکی از سه برنده‌ی جایزه‌ی نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۴ بود.
خوب، ایده‌ای که این قدر برای نش مهم بوده و او را به شوق آورده، چند هزار سال قبل در کلیله و دمنه بیان شده!
حالا چه کار کنیم؟ بیاییم بگوییم کشف او دست دوّم بوده و چند هزار سال قبل در ادبیات ما به آن اشاره شده؟ بعد صریحاً یا تلمیحاً نتیجه بگیریم که تمدّن ما در چندین قرن پیش از دستاوردهای اخیر غرب جلوتر بوده؟ این شیوه‌ی مرسوم خیلی از ما، از جمله صدا و سیمای مملکتمان است. این یعنی حرف مفت.
ادامه مطلب …
نتیجه گیری: بله. علوم و دانسته‌های زیادی در کتاب‌های قدیم و جدید هست، امّا تا وقتی آنها را در ذهن و اجتماع خودمان زنده نکنیم و نتوانیم برای زندگی روزانه و تنگناهای ذهنمان از آنها بهره بگیریم، نه تنها جای تفاخری بر میراث گذشتگان نداریم، که باید بابت کاهلی و مردگی خودمان شرمگین باشیم.

* عجب روز پرباری بود امروز!!! دقت کردید این نظامی ها چقدر به درجات و مافوقهای هم احترام میذارن؟! هنوز ۵ دقیقه از سوار شدن من نگذشته بود که ماشین ما تصادف کرد و نیم ساعتی اونجا معطل شدیم. تا آخرش افسره کلیه مدارک راننده مون رو گرفت و گذاشت که ما بریم! از طرفی راننده سرویس ما پلاکشو تعویض نکرده بود باور نمی کنید که از خونه تا محل کارم ۳ بار به سرویس ما ایست دادن. دو تای اولی رو راننده و آقایان سوار سرویس یه جوری دست به سر کردن اما سومی ظاهرا یک افسر وظیفه شناس بود. راننده به هر کلکی متوسل شد نتونست از دست این یکی در بره. یه چیزیم اولش بگم من اصلا از درجات نظامی سر در نمیارم بنابراین تشخیص درجات ممکنه اشتباه بوده باشه.
اوایل کار افسره: خسته نباشید شما پلاکتون رو تعویض نکردید. چاره ای نیست باید تشریف ببرید پارکینگ!!!
راننده: ای بابا جناب سروان من سرویس کارکنان … مال وزارتخونه ایکس هستم!!! میدونین که باید حتما اینها رو برسونم!!!
افسره: فرقی نمی کنه! اگه می گفتین سرویس دفتر ریاست جمهوری و یا نهاد مقام معظم رهبری هم هستید فرقی نمی کرد باید تشریف ببرید پارکینگ!!!
توی سرویس ما دو سه تا سرباز و نظامی دیگه هم سوار می شن. یکی از سربازای که یه پسره خیلی پررو هست در حالیکه سیگارشم روشن کرده بود خطاب به افسره: اگه شک دارین میتونین زنگ بزنین به فلان جا و بیسار جا استعلام بگیرید
افسره: آقا پسره اولا من مافوقتم تو باید به من احترام نظامی بذاری در ثانی موضوع به شما ارتباطی پیدا نمی کنه. ثالثا میتونم این موضوعو به همون جایی که میگی گزارش کنم پدرتو در بیارن!!!
در همین حین یکی دیگه از نظامی های سرویس که تا به حال ساکت بود بلند شد رفت پایین. افسره به سرعت یه احترام نظامی گذاشت (ظاهرا مافوقش بود) و پس از مذاکره کوتاه یواشکی اجازه داد که ما رد بشیم. بعدشم شانس آوردیم که تا ورودی اینجا دیگه پلیسی سر راهمون نبوددد

* یکی از گروههای موسیقی مورد علاقه من Evanescence هست. توی این وبلاگ اومده بیوگرافی این گروه و اسم آلبومهای مشهور اونها رو نوشته. من به شخصه دو تا از آهنگاشون رو به اسمای My Immortal و همین طور Imaginary رو خیلی دوست دارم. حتما سعی کنید کلیپهای اصلی این دو تا آهنگ رو ببینین. فوق العاده زیبا هستند.  اگه به آهنگای این گروه علاقه مندید توصیه می کنم حتما اون متن رو بخونید.

۱۶ نظر

  1. ناشناس ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۴:۰۱ ب.ظ

    این برای کامنت طولانیه، عذر می خوام، اگه خواستی نذارش!

    می گم ما که نفهمیدیم شما دختر خانوم هستی یا آقا پسر، یه مجهول دیگه هم به مجهولاتمون اضافه کردی، نکنه شما نظامی هستی!!!! آخه می گن الان دیگه خانوما هم می تونن نظامی باشن!!

    راستی من نمیدونم چرا تو ایران اینقدر علاقه به گوش دادن به موزیک خارجی زیاد شده!! (به خدا فقط دارم از فرصتی که ایجاد کردی استفاده می کنم، وگرنه منظورم شما نیستی، کلی دارم می گم، هر چند یادم میاد یه جا موقعی که خاطرات خابگاه رو می نوشتی با افتخار گفته بودی که آهنگ فارسی گوش نمی دی!!!!)، من چند تا دلیل حدس می زنم که می گم:

    ۱/ خوب مثل همیشه هر چیز خارجی کلاس داره!! این مهمترین دلیل نیست، اما فراگیره.
    ۲/ فرا گیری زبان انگلیسی باعث شده که قابل فهم بشه شعراش، (این در مورد زبان اسپانیایی درست نیست)
    ۳/ بعضی فکر می کنن شعراش کمتر عامیانه و کوچه بازاری هستش (فکر می کنم زهرا اینجوری باشه!!) در صورتی که واقعا خیلیاش مثل همین شعرای در پیتی آهنگای ماست، منتها چون به زبان مادری ما نیست، اون زشتی و چندش آوری رو نداره برامون.
    ۴/ تنوع موسیقیش خیلی بیشتر از آهنگای ایرانیه، خلاقیت هم توش بیشتره( مثلا من یونانی زیاد گوش می دم چون از آهنگاش خوشم میاد!! اما اصلا شعراشو نمی فهمم، مگه از یکی بپرسم)
    ۵/ بعضی از انواعش رو ما بصورت فراگیر در فارسی نداریم و یا مبتدی هستیم توش، مثل همین راک.
    ۶/ .. شما اضافه کنین!

    یکی می گفت یکی از نقاط قوت فارسی همین غنای شعریش هست، اما نمی دونم چرا ما اونو کمتر تو آهنگای فارسی می بینیم؟

  2. علی ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۴:۰۳ ب.ظ

    اسلام،
    ین برای کامنت طولانیه، عذر می خوام، اگه خواستی نذارش!

    می گم ما که نفهمیدیم شما دختر خانوم هستی یا آقا پسر، یه مجهول دیگه هم به مجهولاتمون اضافه کردی، نکنه شما نظامی هستی!!!! مثلا ستوان زهرا هچ.پی.آخه می گن الان دیگه خانوما هم می تونن نظامی بشن!!!! (شوخی)

    راستی من نمیدونم چرا تو ایران اینقدر علاقه به گوش دادن به موزیک خارجی زیاد شده!! (به خدا فقط دارم از فرصتی که ایجاد کردی استفاده می کنم، وگرنه منظورم شما نیستی، کلی دارم می گم، هر چند یادم میاد یه جا موقعی که خاطرات خابگاه رو می نوشتی با افتخار گفته بودی که آهنگ فارسی گوش نمی دی!!!!)، من چند تا دلیل حدس می زنم که می گم:

    ۱/ خوب مثل همیشه هر چیز خارجی کلاس داره!! این مهمترین دلیل نیست، اما فراگیره.
    ۲/ فرا گیری زبان انگلیسی باعث شده که قابل فهم بشه شعراش، (این در مورد زبان اسپانیایی درست نیست)
    ۳/ بعضی فکر می کنن شعراش کمتر عامیانه و کوچه بازاری هستش (فکر می کنم زهرا اینجوری باشه!!) در صورتی که واقعا خیلیاش مثل همین شعرای در پیتی آهنگای ماست، منتها چون به زبان مادری ما نیست، اون زشتی و چندش آوری رو نداره برامون.
    ۴/ تنوع موسیقیش خیلی بیشتر از آهنگای ایرانیه، خلاقیت هم توش بیشتره( مثلا من یونانی زیاد گوش می دم چون از آهنگاش خوشم میاد!! اما اصلا شعراشو نمی فهمم، مگه از یکی بپرسم)
    ۵/ بعضی از انواعش رو ما بصورت فراگیر در فارسی نداریم و یا مبتدی هستیم توش، مثل همین راک.
    ۶/ .. شما اضافه کنین!

    یکی می گفت یکی از نقاط قوت فارسی همین غنای شعریش هست، اما نمی دونم چرا ما اونو کمتر تو آهنگای فارسی می بینیم؟

  3. محمد ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۴:۱۰ ب.ظ

    من قبلا شمارو لینک کردم ولیکن شما جوابی ندادید ! در هر حال من به این وبلاگ علاقه خاصی دارم و همچنین در لیست بلاگرولینک من باقی خواهید ماند . . .
    * در مورد گروه Evanescence با این اسم درهمش ! گروه خوبیه و امیلی هم به عنوان یک زن توانایی بالایی رو در خوندن داره … .
    اما تا زمانی که Metallica یا SOAD هستن ، چرا Evanescence گوش بدیم ؟

    * البته هر شخصی ، طبع خاصی داره . ( یه وقت نزنید مارو !‌)

  4. maryam ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۴:۱۹ ب.ظ

    ها این evanescence رو یه بار دیگه هم گفته بودی.منم از طریق تو کشفش کردم.آهنگ ایمورتالش خیلی معرکه اس.ولی خدائیش قیافه اش وحشتناکه

  5. مهدی ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۶:۰۸ ب.ظ

    بابا وزارت اطلاعات

  6. Ali Karimi ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۷:۲۷ ب.ظ

    یکی از اون ادمایی که به نظر من خیلی به علم علاقه نشون می‌داد که من می‌خوام ازش یاد کنم و چند روز دیگه هم سالروز درگذشت اون هست، دوست محترم و گرامی هممون، ف. جعفری است. خدا روحش رو شاد کنه.
    من مطالب شما رو گاهاً می‌خونم ولی خوب باید بگم که جالبه و من وقتی شروع کنم که یک قسمت رو بخونم، تقریباً تا آخر مطلب + چند تا مطلب دیگه رو هم می‌خونم.
    امیدوارم که همیشه موفق باشین.
    خدانگهدارتون.

  7. baran ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۹:۰۸ ب.ظ

    سلام
    خسته نباشی وویجر با خاتمی به روز شد
    دیدار یار
    تشریف بیارین

  8. مصطفی ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۱۱:۲۶ ب.ظ

    سلام زهرا خانم.
    خوشحالم که به وبلاگم سر زدی و ممنونم که مطلبم رو نقل کردی.
    سالم و شاد باشی.

  9. سپیده ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۱۱:۵۹ ب.ظ

    خدا آدمو گیر این افسر ها نندازه
    ننه به وبلاگ منم بیا
    جون تو مطالب جالب زیاد دارم توش

  10. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۹:۱۵ ق.ظ

    به مهدی:
    نمیدونم چرا هر وقت راجع به کارم مینویسم ملت فکر می کنن وزارت اطلاعاته!
    نه بابا
    من یکی از دوستام تا کارت پرسنلی منو ندیده بود باورش نمیشد که اطلاعاتی در کار نیست
    :دی

  11. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۹:۱۸ ق.ظ

    به علی و ناشناس:
    من به شخصه بیشتر به این دلیل گوش میدم که حسی متوجه حال و هوام نشه! گوش دادن به شعر فارسی آدم رو تابلو می کنه:دی

    بعدشم مسئله زبانم هست مثلا اکثر مواقع سعی میکنم خودم همه لغاتش رو بفهمم و بعدا برم توی اینترنت سرچ کنم مطمئن شم.

    خیلی جالبه با اینکه تعدادی از هم دانشگاهی هام وبلاگ دارن و بهم لینک دادیم و اینجام نظر میدن (مثل همین مریم خانوم گل) شما هنوزم فکر می کنید من پسرم؟!!!!!!!!!!!!!!!

    بعدشم من نوشتم توی سرویس چند تا نظامی هست شما برداشت کردی که خودم نظامی ام:-)

    من البته از خدامه که سرهنگی چیزی باشم ملت ازم بترسن جدی میگم. اینطوری با این قد و وزن اندک کسی ما رو جدی نمیگیره باید چند تا درجه روی دوشم نصب کنم:دی

  12. shiva ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۱۲:۲۸ ب.ظ

    salam
    mamnoonam be khatere tamame neveshtehat
    ye soal??
    to ro khoda hatman javabamo bede
    to az nooshio joojehash khabar dari??
    az sale 84 dige chizi azash nadidam
    kojas??

  13. محمد رضا ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۱۲:۳۴ ب.ظ

    وب نوشت مفیدی دارید
    در پناه حق موفق باشید

  14. ارش ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۲:۲۰ ب.ظ

    سال ۷۹ ما یه استاد فارماکوتراپی داشتیم تو بیمارستان روزبه از ۱۵ سالگی رفته بود امریکا تخصص گرفته بود و با اینکه اونجا خیلی کارش تو بیمارستانهای روانی گرفته بود به همراه شوهرش برگشته بود که به کشورش خدمت کنه یه روز سر کلاس به ما گفت تو امریکا ما ایرونیهاخیلی خودمونو تحویل میگیریم و ادعا داریم iq بالا یی داریم ووو…
    ادعا داریم تمدنمون اصالتمون و خیلی چیزای دیگمون یک یکه منتها اونا هیچکدوم از ادعاهای مارو قبول ندارن چو در عمل چیزی تو چنتمون نیست
    میگفت یه روز تو یکی از بیمارستانهای ایالت شیکاگو که اونجا کار میکرده بخاطر استعداد وسواد بالاش و اینکه تو بین تمام همکارانش اونو خیلی از مریضها قبول داشتن در یه مراسم از رییس بیمارستان جایزه میگیره وقتی میره بالا تاجایزهرو دریافت کنه وچند کلمه ای صحبت کنه میگه ما ایرونی ها همه تا مدارج عالی رو طی میکنیم و اکثرمون که در این کشور هستیم کارمون درسته و از بقیه بالاتریمو از این حرفا خلاصه کلی تعریف میکنه از ایرانی ها (همونجور که صدا وسیماتعریف میکنه) بعدش رییس بیمارستان میره پشت تریبونو میگه همه اینا درسته منتها اگه شما خانم دکتر تو امریکا بزرگ نشده بودی و درس نمیخوندی هیچی نمیشدی این محیط اموزشی و فرهنگی امریکاس که تو و امثال ایرونی های مثل تو رو تااین مدارج بالا بار میاره وتربیت میکنه

  15. سیاوش ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۲:۴۲ ب.ظ

    سلام . از این که به بلاگم سر زدید ممنون . راستشو بخواهی من خودم دیوانه Evanescence هستم . و My Immortal ،Call Me When You’re Sober رو از اهنگ هاش دوست دارم . البته از وقتی که معتاد به موسیقی زیر زمینی شدم دیگهEvanescenc کمتر گوش می دم .
    بای

  16. حسین ۱۳۸۶-۱۰-۱۳، ۶:۱۰ ب.ظ

    ۰۹۱۷۳۷۶۶۲۷۲

نظر شما