۱۳۸۶-۰۸-۲۱
مقایسه با دیگران صحیح است؟
* چرا همه عالم و آدم پینگ میشن الا من؟ ای کاش این باگ بلاگرولینگ هر چه سریعتر رفع بشه. آدم دلش میسوزه. سرویس خوبیه. بعید میدونم رقیب خاصی هم داشته باشه.
* هر وقت به مامانم میگم از شرایط فعلیم ناراضیم و احساس میکنم به هیچ جایی نرسیدم (یا اقلا جاهایی که دلم میخواست) میگه نه تو نباید ناشکری کنی. دختر فلانی رو ببین که چقدر از تو بدتره و یا فلان دوست دوران دبیرستانتو ببین اینا نصف تو هم نمیشن.
با اینکه شاید حرفای بالا به آدم اعتماد به نفس بده و باعث بشه آدم خدا رو شکرگزار باشه اما حقیقتش اینه که من فکر می کنم این مقایسه عمیقا صحیح نیست و حتی در دراز مدت باعث پس رفت آدم میشه. از طرف دیگه اگه همیشه خودمون رو با افراد بالاتر از خودمون مقایسه کنیم اینبار بیشتر ضربه میخوریم چون ممکنه اعتماد به نفس و یا حتی عزت نفسمون رو از دست بدیم
خوب حالا با توجه به شرایط بالا یعنی نباید با دیگران مقایسه بشیم؟ همیشه فقط خودمون رو با خودمون بسنجیم؟ راستش به نظر من اینهم غلطه. چون به هر حال ما در اجتماع بین همکارانمون و همکلاسی هامون هستیم و گاها ناچار و ناخواسته در معرض قضاوت دیگران هستیم و از اون مهمتر اینکه در اجتماع شرایطی پیش میاد که باید گاها از بین چند نفر بهترینها رو انتخاب کنن و توی اینجور مواقع هست که واسه اینکه بهمون ثابت بشه بهمان ظلم نشده ناچاریم خودمون رو با دیگران مقایسه کنیم. منظور از اجتماع در اینجا یک اجتماع منصف هست و نه جاهایی مثل برخی از سیستم های ارزیابی در ایران که معیارهاشون بیشتر حول محور روابط هستش!!!
پس همیشه این فرض وجود داره که مورد مقایسه، مقایسه کننده، شرایط مقایسه و … به هرحال یکی از اینها منصفانه نباشه. در اینصورت یعنی نباید مقایسه بشیم؟
نظر شخصی من اینه که باید بشیم. به نظرم این مورد یک نوع trade off هست. یعنی یکسری مزایا داره و یکسری معایب و بسته به نتیجه ارزیابی خودتون از نقاط منفی یا مثبتش باید تصمیم بگیرین که میخواین در معرض چنین ارزیابی هایی قرار بگیرین یا نه؟ به نظر من اگه میخواین از نظر شخصی و شخصیتی رشد کنین حتما جواب مثبت بدین. منظورم از رشد شخصی رشد تحصیلی و کاری و اینجور چیزاست و رشد شخصیتی یعنی رشد اجتماعی (اعتماد به نفس، مورد اعتماد بودن و …). اگر در مورد خودتان شناخت کافی و منطقی و واقع گرا داشته باشید حتی اگر در این مقایسه ها پیروز نشید بازم به رشد خودتون کمک کردین البته به شرطی که به خودتون و زحماتی که کشیدین ایمان کامل داشته باشید. برای مثال اون دانش آموزی که تو یه خونه محقر روستایی و یا کمترین امکانات زندگی کرده و پدر و مادرش سواد ندارند و کشاورز هستند اگه توی دانشگاه استان محل سکونتش قبول بشه نباید خیلی خودش رو دست کم بگیره که چرا نفر اول کنکور نشده یا چه میدونم فلان دانشگاه در تهران قبول نشده. حقیقت اینه که شرایط مقایسه در این حالت صحیح نیست. یعنی در حقیقت نیازی نیست این آدم خیلی خودش رو دست کم بگیره. و یا اگه فردی هستید که علیرغم همه شایستگی هاتون سمتی که در فلان اداره دولتی دارید بسیار سطح پائینه ولی فلان فرد فقط به خاطر اینکه ننه و باباش کاره ای بودن در سن ۱۴ سالگی شده کارمند رسمی وزارتخونه بازم نباید از دست خودتون ناراحت باشید. واقعیت اینه که در این حالت مقایسه کننده فرد منصفی نبوده و اصلا سیستم ارزیابی غلطه
مسئله بعدی نیاز مداوم به اثبات شدگی هست! به نظر من واقعا خیلی لازم نیست فرد مداوما در تلاش باشه که خودش رو اثبات کنه. باور داشته باشیم که اونی باید و برحقه و قدر اینها رو میدونه خودش می فهمه. اونی هم که نباید و یا نمیتونه و نمیخواد بفهمه اگه خودمون رو به درو دیوار هم بزنیم کارساز نخواهد بود. پس بهتره خودمون باشیم و با ارزشهای خوب خودمون زندگی کنیم.
از وبلاگ سماموس: * از من به تو نصیحت: لذت بردن از زندگی را جزو TODOهایت قرار نده
//TODO: Please implement it right now
public void EnjoyYourLife()
{
}
