بازگشت از مشهد

* زهرا خانوم از مشهد برگشتن. این زهراشو اول نوشتم که جلوش مشدی و مشتی و پشتی و این چیزا اضافه نکنین.
خوب شد اینو نوشنم من واقعا حرصم میگیره از اینکه کسی بهم بگه مشتی زهرا و یا حاج خانوم! این دومیش از اولیش بدتره. قم که رفته بودیم وقتی کسی میخواست اجازه بگیره که رد شه و میگفت ببخشید حاج خانوم همش به مامانم غر میزدم که به قیافه من میاد شبیه حاج خانوما باشم؟ مامانمم همش می خندید و می گفت اینا چون میدونن بهت نمیاد و مطمئنا بهت برمیخوره اینطوری می گن.
یه بار یادمه با یکسری از بچه های دانشگاه رفته بودیم امامزاده داوود. توی جمع ما رییس بسیج دانشگاه تهران هم بود که یه آقای جوونی حدودا ۲۹ ساله بود. خانومشم جوون بود و حدودا ۲۵ سال داشت و خیلی خوش برخورد بودن. در تمام طول مسیر هر وقت پسره میخواست خانومشو صدا کنه توی جمع با صدای بلند می گفت حاج خانوم!!! اونوقت من قیافم همش این شکلی می شد. تا اینکه از خانومش پرسیدم بابا تو جوونی بهت برنمیخورده شووورت اینطوری صدات می کنه؟ برگشت گفت عادت کردم از روز اول گفت و من مقاومت نشون دادم و مخالفت کردم اونم نقطه ضعف من اومد دستشو هی سر به سرم گذاشت تا شدم این که دیگه واسم عادی شده. بعدشم بهم توصیه کرد که در آینده هر وقت ازدواج کردی اگه از چیزی کفری میشی اصلا به روی شووورت نیار چون مطمئنا هر وقت میخواد حرصتو درآره از هون طریق وارد میشه :دی
حالا منم دعا می کنم شووور آینده ام عمرا ازخوانندگان وبلاگم نباشه. الهی آآآآآاااااااامین

* از کشفیات من در مورد مشهد آن بود که به نسبت تهران مشهد واقعا شهر ارزانی هست. منظورم کلیه موارد به غیر از زعفرانش هست.
یکی دیگه هم که خیلی بهم چسبید این بود که بر خلاف خیلیا که دوست دارن برن از نزدیک ضریح رو بگیرن من اصلا تمایلی به این کار نداشتم و یه کشف جدید کردم. اینکه شب حمعه در حالیکه باد خنکی هم می وزه و دعای کمیل داره پخش میشه کنار اون سقاخونه بشینی و از دور به گنبد طلایی امام رضا خیره بشی. باور کنین اینکار آرامش و مزه اش خیلی بیشتر از اون همه هول و تکون داده و از همه بدتر بوی عرق بدنای ملت (من یه این یکی خیلی حساسم) نزدیک ضریح هست.

* زمان: امروز صبح. مکان: تاکسی خطی … به سمت… (جدا که چقدر اطلاعات دادم الان دیگه کامل فهمیدین مکان کجاست) موقعیت: یک خودروی پراید من جلو نشستم و دو تا دختر و یه پیرزن هم عقب. راننده تاکسی هم یه پیرمرد مشتی که یه آهنگ بندری هم گذاشته اول صبحی و داره با سرعت نور میرونه.
فرض کنین حدودا یه ربعی از حرکتمون گذشته. پیرزنه انگار که تازه از خواب پریده باشه: اهه از دارقوزآباد که رد شدیم (اسم مکانی که میخواست پیاده شه رو یادم رفته)
راننده: بعله خوب رد شدیم!
پ: وااا! مگه موقع سوار شدن بهت نگفتم دارقوزآباد منو پیاده کن
ر: نه خانوم! شما اصلا با من حرفی نزدید (بعدش خطاب به باقی مسافران) ایشون به من چیزی گفتن؟
پ: بعله که گفتم. همون اول گفتم دارقوزآباد که رسیدیم منو پیاده کن.
ر: نه مادر جان تو اینها رو توی خواب دیدی. خواب موندی خواب دیدی
پ (با لحن عصبانی تر شده): من خواب موندم یا خودت خوابی که رد شدیم
ر: بعله که خواب موندی مادر
پ: درست حرف بزن پیره مرد. من مادر تو ام؟ من سنم میخوره دخترت باشم همه موهات سفیده (در این لحظه من به بهانه آینه نگاه کردن ارم سعی می کنم دید بزنم پیرزنه رو ) من خواب موندم؟ خوبه منم بهت بگم مستی؟ اگه من خواب بودم پس تو هم مستی
ر (با لحن بی خیالی): بعله مادر جان من هم مستم و هم خمارم.
پ: وا میخوام کلمو بکوبم به دیوارا  باز که بهم گفتی مادر. از اون موهای سفیدت خجالت بکش.
ر: نه پس بگم دخترم؟ با اون سنت؟ تو هم چادرت رو بزن کنار تا ببینیم موهای کی سفیدتره. شما خانوما شانس آوردین تو ایران حجابه همه موهای سفید و چین و چروکتون رو اون تو قایم می کنین.
پ: مردک بی حیا. به من میگی چادرتو کنار بزن؟ مگه اومدی خواستگاریم که قیافه مو میخوای ببینی. حیا نمی کنی؟ از این جوونا خجالت بکش. اینا جای نوه هاتن
(در این لحظه من و اون دو تا دختر دیگه  )
و این گفتگو تا آخر مسیر همچنان ادامه داشت…

* راستی من اسمایلی های این مطلب رو از اینجا برداشتم. این یکی سایت هم لیست کاملی از اسمایلی های خوشگل داره.

۲۳ نظر

  1. منتظر ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۱۲:۴۲ ب.ظ

    سلام. با عرض شرمندگی فقط اومدم بگم دعا می کنم شووور آینده تون از خوانندگان وبلاگتون باشه. الهی آمین! حالا ببینیم در آینده دعای کی مستجاب میشه!!!

  2. سحر ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۱:۲۲ ب.ظ

    زیارت قبول ببخشید. یه سوال داشتم رفتی مشهد زهرا خانوم شدی یا قبل از رفتن هم زهرا خانوم بودی…………..

  3. زهرا ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۱:۴۱ ب.ظ

    سحر جان هیچکدوم
    ما گفتیم اگه خودمون به خودمون نگیم خانوم خوب خیلی ضایع میشیم :دی

  4. سپیده ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۳:۳۰ ب.ظ

    زیارت قبول
    ما رو هم دعا کردی؟؟
    وای که چه جریان بامزه ای بود مردم از خنده…
    من هم آپیدمااا

  5. کیوان ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۵:۰۱ ب.ظ

    سلام خانم خانما
    دوست دارم که جواب سوالم را بدی
    واقعا دعا می کنی که به قول خودت شووووورت خواننده وبلاگت نباشه
    شاید یکی از خوانندگانت عاشقت باشه انوقت تکلیف چیه
    راستی یادم رفت بهت بگم [زیارت قبول]

  6. محمد ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۵:۵۵ ب.ظ

    دل من که اونجاست کلا…
    زیارتتون قبول…

  7. maakaan ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۸:۴۶ ب.ظ

    سلام خوبی ! زیارت قبول!

  8. ارش ۱۳۸۶-۰۸-۱۳، ۱۰:۲۵ ب.ظ

    زهرا خانم زیارت شما قبول باشه ایشالله که ما رو هم دعا کردی

  9. علی ۱۳۸۶-۰۸-۱۴، ۲:۲۶ ق.ظ

    سلام

    زیارت قبول، امیدوارم که حاجت روا شده باشین، البته نمی دونم که برای کسب حاجت خونه خدا می رین یا …

    تا اونجا که من میدونم شمالی ها می گن مشت … مثل مشت زهرا! (البته به اسم شما هم خیلی می یادا!!)
    همونطوری که برای آقایون هم اضافه می کردند، منظورم اینه که مساله ربطی خیلی به اینکه بعضی آقایون روشون نمی شه خانمشون رو به اسم صدا کنن نداشته!!!
    راستی حالا که سفر رفتناتونم زیاد شده، بد نیست اگه عکسی چیزی هم می گیرین اینجا بذارین بیشتر استفاده کنیم.

  10. سجاد موسوی ۱۳۸۶-۰۸-۱۴، ۲:۳۳ ق.ظ

    زیارت قبول حاج خانوم

  11. مریم ۱۳۸۶-۰۸-۱۴، ۱۰:۲۸ ق.ظ

    اسمایلی هات خیلی جالبن

  12. همشهری ۱۳۸۶-۰۸-۱۴، ۱۰:۳۵ ق.ظ

    سلام. زیارت قبول.
    من نمیدونم شما این یکی دو روزه چطور هم رفتین زیارت و هم خرید!:)
    در مورد وضعیت در حرم، منم همینطور بودم!

  13. میثم ۱۳۸۶-۰۸-۱۴، ۱:۳۵ ب.ظ

    سانسور شد

  14. میثم ۱۳۸۶-۰۸-۱۴، ۳:۴۴ ب.ظ

    سانسور شد

  15. ali ۱۳۸۶-۰۸-۱۴، ۴:۳۲ ب.ظ

    زیارت قبول حاجیه خانم!!
    مشهدی زهرا
    قمی زاهرا

    ..
    .

  16. Mahi ۱۳۸۶-۰۸-۱۵، ۶:۵۹ ق.ظ

    delet ro khosh nakon azizam be inke shohar peyda koni! age fekr mikoni hey ba shohar shohar neveshtan to webloget kasi miyad khastegarit, azizam koor khondi! dige momy jonet bayad barat koozeh bekhare , torshit bendaze! HAHAHAHAH

  17. memol ۱۳۸۶-۰۸-۱۵، ۸:۳۹ ق.ظ

    سلام و آی گفتی . سقاخونه . پنجره فولاد . گنبد طلا . وای که بیهوشم کردی . کاش ما رو هم … اما حیف منو که نمیشناسی .

  18. علیرضا ۱۳۸۶-۰۸-۱۵، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    امان از دست مردم…

  19. میلاد ۱۳۸۶-۰۸-۱۶، ۱:۱۱ ق.ظ

    سلام ، زیارت قبول باشه ، واقعا شما رو باید سردمدار تاکسی نویسی دونست تاکسی ۲/۰ اسم خوبی میتونه واسش باشه، این همه دقت و حافظه هنر میخواد واقعا، مدت هاست مشتری اینجام اما این اولین باری است که کامنت میدم بارهای قبل هم که قسمت نمی شد اما این بار واجب بود زیارت قبول بگیم:) راستی وقت کردید به محله ما هم سربزنید خوشحال میشیم:)

  20. متین ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۴:۵۵ ب.ظ

    سلام وقت بخیر من هم توی شهر قم زندگی می کنم و از آشنایی با شما خوشحالم سعی میکنم گاهی اوقات به سایت شما هم سری زنم فرقی نمی کنه که شما دختر باشی یا پسر مهم اینه که آقا امام رضا علیه السلام شما رو طلبیده . طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک چو درد در تو نبیند که را دوا بکند. من ایمیل شما رو ندارم اگر داشتم چندتا عکس از حرم آقا امام رضا و بی بی حضرت معصومه براتون ارسال می کردم البته اگه مایل بودید. موفق باشی شما انسان با نشاطی هستی این خیلی عالیه. ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

  21. matin ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۵:۰۰ ب.ظ

    salam doste aziz man dar jevare hazrateh masomeh hastam fargy ne mykoneh ke shoma dokhtar hasty ya pesar mohem mohabateh emam rezast ke toy del shomast baram doa kon khoshbehalet ke agha talabidet delam havay harame agha kardeh valy laighat nadaram aziz dost daram ghereh konam to mano bordy too harame agha.

  22. matin ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۵:۰۴ ب.ظ

    agar az haram aks dary baram ersal kon mamnon misham manam chanta aks az roz ashora haram byby hazrat masomeh ke khodam gerftam ersal mikonam mamnon az mohabate shoma khoda negahdar.

  23. matin ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۵:۳۶ ب.ظ

نظر شما