۱۳۸۶-۰۸-۹
زیارت امام رضا
* خوب به سلامتی اگه اتفاقی نیفته، زنده باشیم و توفیق هم داشته باشیم امشب قراره بریم مشهد
البته این سفر کوتاهه. ولی خوب زیارت امام رضا همون یکی دو روزش هم ارزشمنده. قول میدم از طرف شماهام زیارت کنم و همه شما رو دعا کنم. پس بشتابید و نیت کنید و آرزو… امیدوارم این سفر کمک کنه کمی سبک بشم. فکر می کنم در زمان بسیار خوبی طلبیده…
* چقدر حیف قیصر امین پور درگذشت. این شعری که این پایینه اسمش هست: درد نام دیگر من است… من خیلی اسم این شعرو رو دوست دارم و اغلب با خودم زمزمه می کنم.
دردهای من، جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
