سفر به قم و جمکران

* خوب یه چند ساعتی میشه که ما از شهر مقدس قم برگشتیم! اینو گفتیم که حواستون باشه با کی طرفید . همچین بگی نگی ما هم مقدس شدیم و هاله های نورانی از اطراف خودمان و وبلاگمان متصاعد میشه.Idea
ما اول رفتیم حرم و بعدش هم مسحد جمکران. جمعه شب تا صبح مسجد جمکران بودیم. البته قصد داشتیم شب زنده داری کنیم ولی خوب ساعت ۲ و خورده ای خوابمون برد

* یه چیزی هم برای من البته یه خورده عجیب بود و اونهم زنها و حتی دخترای جوانی که می اومدن محراب مسجد رو بغل می کردن و می بوسیدن و باهاش راز و نیاز می کردن. حالا واقعا نمیدونم طبیعتا مسجد باید یک محراب داشته باشه. محراب مسجد جمکران در سمت خانومها وجود داره؟ منظورم محراب اصلی هست؟

* فکر میکنم همه اونهایی که جمکران میرن حتما سری هم به چاه عریضه میزنن. عریضه یه برگه ای هست که قیمتش فکر میکنم ۲۵ تومان بود و مردم روش دردلهاشون رو می نویسن و توی چاه عریضه میندازن. با توجه به حجم عریضه ها من تعجب می کنم که تا به حال این چاه پر نشده؟ و یا اگه بشه چی میشه؟
اونجایی که من و مامان وایستاده بودیم یه خانواده ای از یکی از روستاهای اصفهان اومده بودند که مادر و دختر خانواده بی سواد بودن و از من خواهش کردن که عریضه هاشونو بنویسن. حقیقتش وقتی داشتم مشکلات دختر خانواده رو مینوشتم خودم روم نمیشد که گوش کنم اما دختره با چه امید و شعفی داشت به من می گفت که روی کاغذ بنویسمشون. کاغذ اولی پر شد و دو تای دیگه هم داد و اصرار داشت که بالای اونها اسمش رو بنویسم. بعدشم تازه وقتی من و مامان دور شدیم یه دونه دیگه آورد که یادش اومده بود یه مشکل دیگه هم داره. آخرش بهش گفتم که دختر جان همینطوری هم اگه حرفاتو به امام زمان بزنی اون میشنوه. همه جا حضور داره ولی گوشش بدهکار نبود… همین فقط کلی میگم که ۲۸ ساله بود و تنها دختر اون روستا بود که مجرد مونده بود قالی می بافت و اونها رو به یه نفر میفروخت. پول همون کارو جمع کرده بود که به همراه خانواده اش بیان جمکران. از امام زمان میخواست که صاحب کارش قالیها رو گرونتر ازش بخره چون خیلی زحمت می کشید در ثانی صاحبکاره ۱۰ برابر پولی که بهش میداد قالیها رو می فروخت. میخواست کمک خرج خونه شون باشه. بعدشم می گفت که دیگه روش نمیشه توی روستا قدم بزنه. اکثرا فکر می کنن که اون مشکلی داره که تا حالا ازدواج نکرده. یه بار کسی پیدا شده و به محض اینکه دل بسته اون بدون دلیل رفته و با کسی دیگه ازدواج کرده. فقط بهش گفته بوده که این کار به نفع هر دومونه!!! از امام زمان میخواست که شده ظرف یک ماه آینده یه مورد خوب برای ازدواج واسش پیدا بشه تا با اون پاشه بیاد جمکران… حتی حاضره یک سال خادم افتخاری امام زمان باشه.
راستش اونقدر دختر صاف و ساده ای بود که من اگه پسر بودما حتما می گرفتمش. قسم میخورم. نمیدونم چرا دیگه برای پسرای این دوره و زمونه این چیزها ارزشی نداره و متاسفانه معیارهاشون اینقدر مادی شده! یعنی دختر به این خوبی کجا دیگه پیداش میشه. به مامانم گفتم که برای داداش علی بگیریمش ولی مامانم گفت ممکنه ناراحت بشه که تو درددلهاشو گوش دادی! گفتم آخه خودش گفت من نوشتم! مامانم اصرار میکرد که نه چون تو سواد داشتی خواست بهت بگه که بنویسی دنبال راه حل از طرف تو نبود

* قبل از اینکه تشریف ببرین قم اکیدا توصیه می کنم که حتما با خودتون چادر ببرید. چون اگه نبرین واقعا خودتون خیلی اذیت میشین! یعنی من موندما این مردای قمی خارج از قم مگه نمیرن؟ بعدشم اینکه حتما خانوادگی برین. من و مامانم تنها رفتیم بسی اذیت شدیم!
دقت کردین که توی قم اکثر چیزا و جاها زنونه مردونه است؟  مثلا کافی نت الوند مخصوص بانوان و یا فلان چیز فقط برای بانوان…
یه کشف خاله زنکی هم داشتیم: پر واضحه در قم تعداد روحانیون خیلی زیاده. اما نکته جالب اینجاست که بلا استثناء همه شون زنهایی دارن که خیلی کم سن و سالن و خیلیم خوشگل و سفید و تپل. باور نمی کنین؟ کافیه برین قم و مثل من با دید خاله زنکی همه چیز رو نگاه کنید

* “ای خدا٬ من چندان که به عزم با خود گفتم و خویش را مهیا و آماده طاعتت ساختم و در پیشگاه تو به نماز ایستادم٬ آن هنگام مرا به خواب انداختی و حال راز و نیاز از من گاه مناجات باز گرفتی…
ای خدا چه شد که هرچه با خود عهد کرده و گفتم که از این پس سریرتم نیکو خواهد شد و به مجامع اهل توبه و مقام توابین نزدیک می شوم بلیه و حادثه ای پیش آمد که به عهد خود ثابت قدم نماندم…
شاید تو از درگاه لطفت مرا رانده ای و از خدمت بندگی ات دورم ساخته ای
یا شاید دیدی من حق بندگیت را خفیف شمردم بدین جهت مرا از درگاهت دور کردی!
یا آن که دیدی من از تو روی گردانم بدین سبب بر من غضب فرمودی!
یا آن که در مقام دروغگویانم یافتی لذا از نظر عنایتت دور افکندی!
یا آن که دیدی من شکرگذاری از نعمت هایت نمی کنم مرا محروم ساختی!
یا شاید در مجالس اهل علم نیافتی به خواری و خذلانم انداختی!
یا شاید مرا در میان اهل غفلت یافتی بدین جرم از رحمتت نومیدم کردی!
یا شاید دیدی در مجالس اهل باطل الفت گرفته ام مرا میان آنها واگذاشتی!
یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی از درگاهت دورم کردی…”
دعای ابوحمزه ثمالی

۲۲ نظر

  1. نی نی ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۱:۲۶ ب.ظ

    اولا که زیارت قبول
    من خودم قمی ام این چیزایی که گفتی قبول دارم
    با اینکه خودم چادری ام از نوع خفن اما با این تفکیک جنسیتی زیاد موافق نیستم گرچه با این تفکیک خانوم ها خیلی راحتترن و در خیلی از موارد خیلی خوبه مثل همین کافی نت ( پیشنهاد میکنم یه سر به دانشگاه ازاد ما بزنی فکر کنم برات خیلی جالب باشه به خصوص معماریش یه سال طول میکشه تا ازش سر در بیاری) اما به محض خروج از شهر قم که دیگه این فضا وجود نداره ادم خیلی احساس ناراحتی می کنه به نظر من باید به جای اینکه زن و مرد را ازهم جدا کرد باید طرز رفتار را در یک محیط اجتماعی مختلط اموخت.
    در مورد روحانی ها هم راست میگی اکثرا خانوم هاشون خوشکلن و بچه هاشون شیک و باکلاسن و از لحاظ تکنولوزی روز ( موبایل و لپ تاب و …) خیلی اپدیت هستن

  2. زهرا ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۱:۴۲ ب.ظ

    به نی نی:
    مرسی نظر من هم تقریبا همینه. مثلا توی شهر قم خانومها رو محدود و مقید کردن ولی متاسفانه در مورد آقایان اینطور نیست و اونها (تا جایی که من فهمیدم) متاسفانه خیلیم هیز هستند. حتی مادرم با اینکه ۴۰ و خورده ای سال داره همش غر میزد که اینها چرا اینقدر بی حیان
    البته نمیخوام قانون کلی بگم ها میگم اکثر موارد برخلاف انتظار آدمه

  3. دلارام ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۳:۲۹ ب.ظ

    خیلی وقته که وبلاگت رو میخونم اما تا حالا برات کامنت نذاشتم (خوشحال شدی ؟همونجوری که کامنت دوست داری!)از نوشته هات و بسیاری از عقایدت خوشم میاد. در مورد قم هم باید بگم که خوب مردا خودشون خودشون رو خوب میشناسن برا همین زنها رو محدود میکنن.

  4. چغوک ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۴:۰۵ ب.ظ

    سلام
    زیارت قبول
    نمیدونم چه سریه طرف دور دنیا رو میچرخه یه صفحه خاطره نمینویسه اما تا گذرش به قم میفته حتی برای چند ساعت اندازه سفرنامه ابن بطوطه اراجیف سر هم میکنه قم یه شهر مثل همه شهرای ایرانه با تفاوتهای خاص خودش سعی نکنید اونو خاص نشون بدید
    بیشتر تحلیلهات هم از قم با عرض معذرت چرت بود

  5. کدئین ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۵:۴۶ ب.ظ

    عجب رویی دارید شما دخترا ! پسرا مادی شدن ؟ بابا بی خیال …

  6. سپیده ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۶:۳۲ ب.ظ

    من هم در قم زندگی میکنم …..شاید برات جالب باشه بدونی تو سینما هم مردونه زنونه داریم یعنی سالن سینما سمت راست آقایون وسمت چپ خانمها هستند…و یک قسمت خانوادگیه:دی
    اما در کل شهر خوبیه
    زن آخوندها هم کلی شیکن هاااا
    با تاریخچه پیتزا در ایتالیا آپم

  7. غریبه ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۸:۰۴ ب.ظ

    سلام زهرا خانم !

    یک سوال :

    شما و اون دختر خانم بی سواد اصفهانی فرقی با هم ندارید؟هر دوتون از خرافات پیروی می کنید !البته شما بخاطر سواد داشتنتون مقصرترید !

  8. محمد ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۹:۴۱ ب.ظ

    خب بچه های عزیز گزارشهای اردوتون رو پاکنویس کنین و تحویل بدین!

  9. علی زالی ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۱۱:۳۸ ب.ظ

    کاش قبلش گفته بودی تا می گفتم برایمان دعا کنی
    محتاج بودیم و هستیم

  10. مهم نیست ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۱۱:۴۲ ب.ظ

    زهرا خانم اگه چند بار در روزهای پنج شنبه به اون چاه سر بزنی …می بینی که بعد از ی مدتی با وسایل مکانیزه چاه را از خطر پر شدن نجات می دهند ….و حتی دخیلهایی که مردم در شبهای قبل بسته اند را با قرق کردن هرم با قیچی آهنبر می برند تا حرم آماده ی یک چهار شنبه ی دیگر شود ….
    ی ذره خواهشا در این موارد فکر کن…می خوای ۱۰۰ تا سئوال و نکته در مورد اعتقاداتت طرح کنم که تعجب کنی…
    به عنوان سئوال اول فکر کن که چرا قبر حضرت زینب(س)،در سوریه س..مگه حدیث نداریم که ایشون در چهلم امام حسین(ع)در کربلا بودند و بعد هم به مدینه برگشته اند…..و جالب آنکه تاریخ وفات ایشان تنها یکسال بعد از واقعه ی کربلاست….جالب انکه در مورد پرچم دار کربلا چنین ابهاماتی وجود دارد ….روی این مسئله فکر کن بعدا خودم جوابش رو بهت می دم …

  11. همشهری ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    زیارت قبول ! یا سیاحت؟!:)

  12. ابوذر ۱۳۸۶-۰۸-۶، ۱۲:۵۱ ق.ظ

    من فکر میکنم خدا خیلی دوست داشته که خوابت برده تا حالت راز و نیاز برات بمونه و در عریضه ها گم نشه و در میان های هوی منتظران موعودی که تنها به چاه حاجتشان اجابت میشه و تنها به مکان همراهشان می شود ، گم نشوی.

  13. سحر ۱۳۸۶-۰۸-۶، ۱۲:۵۴ ق.ظ

    سلام در مورد محراب و اعتقادات مردم باید بگم اون محل محراب دقیقا محل محراب قدیمی و اولیه مسجد قبل از ساخت وساز های اخیر هست که مردها از زیارت آن محروم هستند. کاش به ما افتخار میدادید به عنوان راهنما برای جاهای دیدنی دیگر قم مثل مسجد جامع و…. همراهیتان می کردیم.

  14. محمد ۱۳۸۶-۰۸-۶، ۱:۲۶ ب.ظ

    من فکر می کنم نکه شما میای تو وبلاگ قشنگ همه چی رو می نویسی اونقت بهمین خاطرم خدا واست خیلی چیزهای جالب و آموزنده رو پیش میاره…منظورم قضیه دخترست.بهرحال ممنون،خسته نباشی…

  15. فائزه ۱۳۸۶-۰۸-۶، ۳:۲۸ ب.ظ

    سلام زهرا جان.
    اولا که خیلی خوشحال شدم که وبلاگم را میخونی و ممنون که جوابم را دادی. منم تقریبا هر روز یک سری به وبلاگت میزنم.خوب من
    SQL Configuration Manger —> 2005Network Configuration SQL Server را رفتم ولی این گزینه آیتمی برای نمایش نداشت اما یک گزینه Configuration SQL Native Client بود که اون جا TCP/IP داشت و IP پیش فرضشم ۱۴۳۳ بود.

    میدونی زهرا جان ، من برای پروژه پایانیم که راجع به مبحث هوش تجاری(Business Intelligence) و OLAP و Data Mining است مجبورم با SQL Server 2005 کار کنم و الان تنها آشنایی که باهاش دارم اینه که نصبش کردم! و حالا دارم Tutorials اونا میخونم و مشکل پیدا کردم. مثلا موقع ساخت Data source نمیتونه کانکشن را برقرار کنه و میگه
    Test connection failed because of an error in initializing provider. [DBNETLIB][ConnectionOpen (Connect()).]SQL Server does not exist or access denied.

    و یا یک موقع میگه Could not open a connection to SQL Server . من نمیدونم چه مشکلی هست.
    و بعضی وقت هام میگه
    Test connection failed because of an error in initializing provider. An error has occurred while establishing a connection to the server. When connecting to SQL Server 2005, this failure may be caused by the fact that under the default settings SQL Server does not allow remote connections. (provider: Named Pipes Provider, error: 40 - Could not open a connection to SQL Server)

    میخواستم ببینم میتونی کمکم کنی؟ هیچ کسی را ندارم که ازش کمک بگیرم و استادمم کمکم نمیکنه:( حسابی گیر کردم.

  16. many ۱۳۸۶-۰۸-۸، ۵:۵۹ ب.ظ

    من چند سال قم بودم وهمه مشاهداتت را تایید می کنم .البته در مورد هر کدامش میشه کلی تفسیر وشرح نوشت.مثلا وضع حجاب و بازخورد ان.سخت گیری های متعصبانه که از بقایای فرهنگ گذشتگانمان است باعث حساسیت بیش از حد مردم روی جنسیت و در نتیجه کم شدن امنیت روانی شده واین وسط فقط زنها نیستند که ضرر می کنند …بماند….جمکران که هر چند پایه واساس علمی ندارد ولی به شخصه هر وقت به ان جا پناه بردم درهایی به رویم باز شد…روستاییان ساده دل که اوج سیاحت وتفریحشان در سال یک قم وجمکران رفتن است و… قم خیلی حرف های دیگر هم دارد و کلا پدیده جالبی برای مطالعه و تحقیق است.. مثلا خود اخوند ها وز ندگیشون یک کتاب مفصله .شاید یه فرصت دیگه بشه در موردش بحث کرد.

  17. بنده عاصی ۱۳۸۶-۰۸-۹، ۸:۲۹ ق.ظ

    سلام
    وبلاگ نسبتا جالبی دارید البته باید بیشتر احتیاط کرد درسته که در دیزی بازه اما باید مواظب باشی که گربه شاخت نزنه
    اگه روحانیون خانومهای خوشگل و خوشتیپ دارن بیشترین دلیلش اینه که نمیخوان (چون نوع آدمی زاد اینطوریه) با ناز و کرشمه دختران جوان و بعضا شیطونک از راه به در بشن . بهترین رو دارن تا چشم و گوششون پر باشه و راحت به وظیفشون برسن که نشه مثل چند تا دونه انگشت شمار از اونها که اگه اشتباهی مرتکب میشن بعد بشه نقل هر مجلسی که آخودها اینطوری و اونطورین
    موفق باشید

  18. zohreh ۱۳۸۶-۰۸-۱۰، ۸:۰۲ ق.ظ

    - I’m from qom. that is true that people are not used to gheire-chadori women.

    but it is better not to have chador than chadore posht o ro

    I hate what you as an educated girl say about Jamkaran. It is all fake. Even if it had a real historical background it does not make sense at all to go to a certain place and ask for your wishes,…

    I even hate more when you say Imam Zaman is everywhere. Weather he is alive or not, he is/was a real person. and as a physical body he is limited to a physical location. are you moshrek or what?

    Again, as an educated girl how you offer a marrige between two people with totaly diferent levels and background. I suppose you dadash Ali has a diploma at least.

  19. نیما ۱۳۸۶-۰۸-۱۲، ۱۱:۴۵ ب.ظ

    سلام
    زهرا خانوم خیلی جالب بود روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مُهرش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟؟؟
    به من سر بزنیدممنون

  20. dan ۱۳۸۶-۰۸-۱۸، ۳:۴۲ ق.ظ

    omydvaram hichvaght payetan be daneshgah azadash baz nashavad

  21. علیرضا ۱۳۸۶-۱۰-۲۰، ۸:۵۸ ق.ظ

    سلام . من از قم هستم . به نظرم هر کس در هر جائی که زندگی میکنه بیشتر از بقیه به محل سکونتش اشراف داره . اینکه مردای قمی هیز هستن باهاش مخالفتی ندارم اما نه همه بلکه عده معدودی . یه بار توی دانشگاه با یکی از هم کلاسی های خانم در مورد پروژه صحبت می کردیم یکی از مسئولان دانشگاه با صدای بلند و در مقابل چشمان صد ها دانشجو گفت آقای … شما مجوز دارین که با این خانم در حال صحبت کردن هستین . من میگم که اول باید رفتارهای احتماعی و نحوه معاشرت در اجتماع آموزش داده بشه بعد اینگونه تحریم و محدودیت ها رو به وجود بیارن . من به عنوان یه پسر از قم و به نمایندگی از پسرای قم اعلام میکنم که دختر های قمی از زرنگترین و در عین حال مرموزترین دخترای ایران هستند که در زیر حجاب مقدس چادر هر کاری دلشون بخاد میکنن ( با عرض معذرت از خانم های با شخصیت ) . ولی در کل فکر میکنم دخترای قمی توی این شهر احساس امنیت می کنند . با وجود صد ها قانون عصر حجری اماخوب جای بدی نیست برای زندگی . گرچه به شخصه از زندگی توی قم اصلا راضی نیستم .

  22. ستار ۱۳۸۶-۱۱-۱۲، ۶:۱۴ ب.ظ

    من خودم قم ساکنم قم از همه جای دنیا قشنگ تره تو فقط بعضی جاهاشو دیدی۰۹۳۵۸۸۳۶۸۶۶

نظر شما