زندگی دگمه Undo رو کم داره

* هر چقدر بنویسی آب، باران نخواهد بارید…

* زندگی به شدت هر چه تمام یک دگمه Undo کم دارد مواقعی هست که آدم دلش میخواد ای کاش این دگمه وجود داشت و با کلیک روی اون به چند هفته، چند ماه و یا چند سال پیش بر می گشت. در اون صورت در مورد اتفاقی که می افتاد عاقلانه تر تصمیم می گرفت. شرایط بهتری داشت و بهتر برنامه ریزی می کرد. حیف که آدم باید کلی مصیبت بکشه تا تازه بفهمه که اشتباه کرده. ای کاش میشد مواقعی که آدم اشتباهی کرده حالا هر چند کوچک که باعث میشه یک عمر خودش را سرزنش کنه می تونست حافظه اش رو پاک کنه.  شاید اون دگمه Undo می تونست این کارو بکنه. اینطوری زندگی خیلی سختتره. آدم همش فکر می کنه دنیا دار مکافاته و حالا حالاها باید به خاطر اشتباهاتی که توی یه برهه از زندگیش کرده در برهه های دیگر عذاب های سختی بکشه.

* به نظر من اگه این دگمه وجود داشت من یکی بیشتر از این نارحت می شدم که چرا زیادی و بی جهت به بعضی از آدمها محبت کردم. و بدون شک سعی میکردم این بخش رو Undo کنم. آدمهایی که اصلا ارزشش رو نداشتن که اینهمه انرژی صرف آموزش اونها بشه. یعنی بیشتر از اینکه از ظلم کردن ناراحت باشم چون اهلش نیستم از محبت کردن زیادی ناراحت میشم. مواقعی هست که آدم برخی از آدمها رو پرورش میده شخصیتشون رو هدایت می کنه و بعدش یه روزی همونها اعتماد به نفس کذایی پیدا می کنن و علیه خودش قیام می کنن. وه که چقدرم پررو و پر مدعا. انگار که یادشون رفته تا همین چند وقت پیش چقدر جلوی تو عجزو ناله میکردن.
فکر کنم یه بار دیگه هم گفته بودم که از آدمهای تازه به دوران رسیده و نوکیسه خیلی بدم میاد. خیلی…

* حیف که آدم فقط میتونه با یادآوری این چیزا فقط خودش رو عذاب بده. من ایمان دارم که فقط تعداد کمی از آدمهای قدرنشناس هستند که خدا بهشان فرصت دوباره میده و اجازه میده برگردن. باقی غرق دنیای خودشون میشن… یادمون نره گاهی خدا به ما فرصت میده نعمت میده و موقعیت میده فقط برای اینکه ما رو امتحان کنه که آیا لیاقت شرایط بهتر رو داریم یا نه؟ نحوه استفاده اش به خودمون بر میگرده. اصلا هیچی ولش کن. حتی نوشتن اینها هم ذره ای از عمق ناراحتی آدم نمی کاهه! گفتم که 
هر چقدر بنویسی آب، باران نخواهد بارید… Worried

۹ نظر

  1. خانمه ۱۳۸۶-۰۸-۱، ۳:۳۷ ب.ظ

    موافقم…باران که نمیبارد هیچ…دلت ابری میشه بی باران

  2. یک هموطن ۱۳۸۶-۰۸-۱، ۴:۳۵ ب.ظ

    سلام. لطفا آدرس وبلاگ منو در بلاگ رولینگتون عوض کنید.
    آدرس جدیدم هست:

    http://www.gorgani.com/pblog

    بسیار متشکرم.

    “یک هموطن”

  3. دوست ۱۳۸۶-۰۸-۱، ۵:۵۵ ب.ظ

    سلام رفیق
    بابا مگه تو نبودی که تو پست قبلی می گفتی تونیکی می کن و در دجله انداز……..البته من با این نظر دومیت خیلی موافقم……..بهترین راه برای اینکه چنین حالتی پیش نیاد اینه که کمک ترجیحا عمومی باشه اگر می خوای خصوصی باشه با مطالعه و تحقیق باشه تا ببینی طرف شایستگی و ظرفیت کمک رو داره یا نه نهایتا اینکه کمک مخفیانه باشه که ضمن اجر معنوی باعث میشه چنین مشکلاتی پیش نیاد و آخر این که بی طرف و بی چشم داشت باشه یعنی از همون اول انتظار متقابلی از طرف نداشته باشی که اگر این طور باشه بهش می گن توافق و قرارداد نه کمک ، البته اینها همه نظر منه… تا نظر شما چی باشه…..
    امیدوارم موفق باشی

  4. زهرا ۱۳۸۶-۰۸-۱، ۵:۵۶ ب.ظ

    هموطن جان بلاگرولینگ فیلتره
    اگه آنت فیلتری پیدا کردم که خودش فیلتر نشده باشه چشم حتمن

  5. آرش ۱۳۸۶-۰۸-۱، ۹:۱۸ ب.ظ

    من با نظر شما مخالفم
    یه مثال:
    فکر کنید معلم ادبیات از شما امتحان دیکته بگیره اونم ۱۰۰۰۰ لغت و
    شما چندتا غلط املایی خیلی جزئی دارید بعد امتحان به اشتباهات
    خودتون پی می برید. شما حاظر می شدین تا دوباره اون امتحان رو
    بدین یا اینکه سعی می کردین در امتحانان دیگه اون اشتباهات رو نکنید
    من فکر می کنم دوباره دادن اون امتجان یه جور طلف کردن وقت و انرژی هست

    زندگی هم مثل یه امتحان اگر قرار باشه تمام عمر رو برای Undo کردن
    مشکلات صرف کنیم زندگی معنی نداشت

    شاد باشید

  6. سپیده ۱۳۸۶-۰۸-۱، ۱۱:۲۹ ب.ظ

    من هم از محبت زیادی خودم به دیگران همیشه ضربه میخورم…
    چه کنیم؟فکر میکنم پدر و مادر مون اینو یادمون دادند که با همه مهربان باشیم……

  7. منصور ۱۳۸۶-۰۸-۲، ۹:۴۱ ق.ظ

    سلام. نظر آرش جدید و جالبه. واقعا زندگی یه دیکته دهها هزار لغتیه که خدا هم فرصت های زیادی برای جبران توش گذاشته . وقتی با این تمثیل به زندگی نگاه کردم امیدوارتر شدم. خیلی.
    زهرا خانم حتما شما بهتر از من میدونی که در قران حتی امکان تبدیل سیئات (بدی ها) به حسنات (خوبی ها )هم آمده . این از undo بالاتر نیست؟

  8. ابوذر ۱۳۸۶-۰۸-۲، ۹:۴۶ ق.ظ

    طرح زندگی
    آدمی هرگز از آنچه باید بخواهد، آگاهی ندارد، زیرا زندگی یکبار بیش نیست و نمی توان آن را با زندگیهای گذشته مقایسه کرد و یا در آینده تصحیح نمود… هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه ای امکان پذیر نیست. در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم. مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه شود. اما اگر اولین تمرین زندگی، خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی می توان قائل شد؟ این است که زندگی همیشه به یک «طرح» شباهت دارد. اما حتی طرح هم کلمه درستی نیست، زیرا طرح همیشه زمینه سازی برای آماده کردن یک تصویر است، اما طرحی که زندگی ماست طرح هیچ چیز نیست، طرحی بدون تصویر است… فقط یکبار زندگی کردن مانند هر گز زندگی نکردن است.
    ‘بار هستی’ از میلان کوندرا.
    http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=raheeno.persianblog.ir&postid=5972064

  9. همشهری ۱۳۸۶-۰۸-۴، ۱۲:۴۱ ب.ظ

    یادمه یکی یجایی نوشته بود تو نیکی میکن و در دجله انداز . که ایزد در بیابانت دهد آب.
    محبت کردن از بهترین کارهاست، حالا شاید کسایی قدرشو ندونند مهم نیست مهم اینه که تو چه حسی از انجام این کار داری.

نظر شما