۱۳۸۶-۰۷-۲۸
رازهایی درباره زندگی
* ظاهرا یاهو اسم ایران رو از لیست کشورهایی که توی فرم ثبت نامش هست حذف کرده. برای اعتراض به این مورد دقیقا با کلید واژه Yahoo Mail به سایت Hello Yahoo لینک بدهید:
Yahoo Mail
* بیشترین اتفاقی که باعث میشه خیلی تحت تاثیر مشکلات زندگی مان باشیم یکباره بودن، ناگهانی بودن و دور از انتظار بودن اونهاست.
بعضی چیزها هستند که آدم خیلی براشون زحمت می کشه، وقت میذاره و تمام نیروهای مادی و حتی معنویش رو به کار میبره که اتفاق بیفتند. و حالا فرض کنین در همین حین اتفاق کاملا معکوسی رخ بده. چیزی که اصلا مورد انتظار و یا حق مون نبوده. اونوقته که شاید برای مدتی اون مشکل بر ما غلبه داشته باشه تا زمانی که موفق بشیم خودمون رو جمع کنیم…
اما واقعا چرا بعضی از مشکلات اینقدر تلخ و ناخواسته هستند؟ شده به این فکر کنین که بعضی از چیزهای خوبی رو که داریم اصلا براشون زحمتی نکشیدیم و فقط میتونیم بگیم لطف خدا بود و اون میخواست که اینطور بشه… ولی بعضی چیزام هستند که واقعا براشون مایه میذاریم. حتی از روح و روانمان. یعنی هم براشون زحمت می کشیم و هم بخش اعظمی از دعاهای معنوی ما اختصاص به اتفاق افتادن اونها داره. اما چرا واقعا رخ نمیدن؟ چرا اتفاق نامنتظره ای همه اونها رو برهم میزنه؟ مگه خدا بد ما رو میخواد؟ یعنی اینبار لطف نمی کنه؟
به نظر حقیقت اینه که اینبار هم اونها لطف خدا هستند منتها در زمان، مکان و شرایطی که ما هستیم درک اونها دشواره و مدام ته دلمان این جمله هست که: حقم نبود این بلا سر من بیاد. آخه چرا من؟
درست همون لحظه که درب و داغون هستیم شاید نفهمیم که اینهم لطفی بوده از طرف خدا که واقعا بدون زحمت بدستش آوردیم. ممکن بود اتفاقات خیلی بدتری بیفته. ممکن بود رخداد اون اتفاق چیزهای وحشتناکتری رو هم بدنبال داشت. اما بدون زحمتی معکوس شد… فهم اینها هم زمان میبره.
* این بالایی ها نظرات شخصی من در مورد مشکلات بود. ولی اینا به معنای این نیستن که از اینجور مشکلات خوشم بیاد. طبیعتا توی اینجور مواقع هی از خودمون می پرسیم آخه این چه حکمتی داشت؟ و ای کاش خدا حکمتش رو هم به من نشون میداد. یا در حالیکه همه چیز خوبه و منم تلاشمو کردم آخه این دیگه چی بود؟
برای اینجور مواقع توصیه می کنم کتاب رازهایی درباره زندگی نوشته دکتر باربارا دی آنجلس رو بخونین. من البته فقط از فصل ۴ این کتاب خوشم اومد و فقط اونجا رو خوندم و توضیحات پاراگراف اولم برای این بود که شاید خیلی با رازهای دیگه اش موافق نبودم. البته شاید تیترشان قشنگ بود ولی خوب بیان نشده بودند.
اگه الان مشکلی دارید که فکر می کنین حقتان نبوده این بلا سرتون بیاد و یا دارید با مصیبتی دست و پا میزنین من توصیه می کنم حتما بخش ۴ این کتاب رو بخونین. این کتاب چاپ انتشارات نسل نواندیش هست…
* البته من یه فرمول شخصی که الته تجربی هست برای این موضوع دارم که تکمیلش می کنم و توی پست بعدی می نویسم.
* متن کامل مذاکرات محرمانه پوتین و احمدی نژاد در اجلاس تهران!
محمود: با سلام خدمت آقای پوتین! موضوع گفتگوی ما در مورد تقسیم آب خزر و انرژی ه….!
ولادیمیر: اهه! اهه! بعله من هم موافقم… موضوع خزر خیلی مهمه!
محمود: بله! اما ما باید در مورد تعهدات روسیه در خصوص نیروگاه هست…!
ولادیمیر: آتشوم! (عطسه) بله! ما باید در مورد تقسیم آب خزر هر چه زودتر به نتیجه برسیم!!
محمود: درسته! ولی این قضیه هه خیلی واسه من حیثیتیه! منظورم موضوع هسته…!
ولادیمیر: اااووواااوو! (آروغ با صدای بلند) بله بله … این آب خزر بد چیزیه! باید سریعا تعیین تکلیف بشه!
محمود : (با استیصال!) باشه باشه! ولی پرونده هسته ا…!
ناگهان “صدایی مشکوف!” در اتاق می پیچد!!
ولادیمیر:سرگیی! پاشو! پاشو! بریم، اینجا هوا خرابه!
ولادیمیر بیرون می رود و محمود در حالیکه چپ چپ به منوچهر نگاه می کند! پرونده هسته ا…( صدای انفجار!)

