اعتماد به نفس

* این یک تست اعتیاد به وبلاگ هست و شامل نویسنده ها و خواننده های وبلاگا میشه. اینجا میگه که من در حدود ۴۵٪ معتاد به وبلاگ هستم :دی
آمار خیلی زیادیه نه؟

* همه ما اشتباهاتی داریم که دوستان و آشنایان و همکارانمون به راحتی متوجه اونها میشن. همینطور که ما همین نظر رو راجع به دیگران داریم. بهتره خیلی به خاطر اینجور سوتیها و اشتباهات خودمون رو سرزنش نکنیم. وگرنه هیچوقت نمیتونیم به سمت جلو بریم.

دیسکِلیمر: این مطلب علمی نیست و صرفا تجربیات شخصی نویسنده است!!!
تنها چیزی که عمیقا باعث میشه حس حسادت من نسبت به کسی گل کنه اعتماد به نفس طرف مقابل هست. اگه یه کمی با خودمان خلوت کنیم و منصفانه قضاوت کنیم، می فهمیم که حدودا همه ما آدمها به نوعی زیبا هستیم (به نظر من البته بیشتر از ۹۰درصد آدمها زیبایی مطلوبی دارند!) هیکلمان هم خوب است و باور کنیم که همه ما باهوش و با سواد هستیم و اگه کمی منصف باشیم می بینیم که موقعیت اجتماعی و یا خانوادگی مطلوبی هم داریم. اما چه چیزی باعث میشه بازم به دیگران حسودی کنیم؟
ممکنه توی یه مهمانی عروسی به زشت ترین دختر مجلس حسودیم بشه چرا؟ چون علیرغم اینکه شاید نه خوشگل باشه و نه رقصش خوب باشه ولی با خیال راحت و بدون توجه به لباس و تزئینات سایر دخترای موجود در مجلس اومده و داره میرقصه! این یعنی اعتماد به نفسش خیلی بالاست و خیلی خودش رو قبول داره و به نظرم همینه که اون رو اونقدر ارزشمند میکنه که از نظر همه قابل ستایش باشه (من اینطوری فکر می کنم)
نمیدونم دقت کردین یا نه؟ بارها وقتی توی یه سمیناری حاضر میشید از عنوان سمینار و شرکت کننده ها و دعوت شده ها می ترسید. مدام فکر می کنید چیزی که من میخوام ارائه بدم خیلی ساده و پیش پا افتاده است و سطح سمینار خیلی بالاست و این حرفا. ولی واقعیت اینه که نه سطح سمینار اونقدر بالاست و نه سطح مطالب شما اونقدر پایین این وسط اعتماد به نفس شماست که مشکل داره. یا مثلا حین سمینار وقتی به قسمت پرسش و پاسخ می رسید مدام توی دلتان فکر می کنین که دیگران چه سوالات بدیهی و پیش پا افتاده ای می پرسن و سوال مهمی توی ذهن شماست که ممکن حتی یک چالش جدید رو مطرح کنه ولی روتون نمیشه بپرسید در واقع اعتماد به نفس لازم رو برای پرسش اون سوال ندارید.
اصلا همین کلاسا و دانشگاه خودمون رو به یاد بیارید بارها شده که هی میبینین دانشجوها سوالا و مطالب بیخودی رو مطرح میکنن ولی سوال و موضوع مهمی هست که اعتماد به نفس لازم برای بیانش رو ندارید ولی عوضش اون دانشجوی خاص کلی خودش رو مطرح میکنه و قاپ استاده رو میزنه و نمره اش هم از شما بیشتر میشه. بعله واضحه که شما از او باهوشترید ولی اعتماد به نفس ندارید.
در حقیقت مهم نیست که ما چقدر می فهمیم و چقدر بلدیم مادامی که فرد منزوی ای باشیم و چیزهایی را که می فهمیم و بلدیم قادر نباشیم درست ارائه کنیم، فرد بی سوادی محسوب می شیم.

* پس:
۱- هر چه شرکت کنندگان و یا شنوندگان مطالب شما مدیران سطح بالاتری باشند (حتی در سطح وزیر و معاون وزیر)، باور کنین به همان نسبت در مسائل فنی بیسواد تر هستند. پس نگران نباشید. اونها به این دلیل مدیری چیزی شدن که قدرت مدیریتشون (احتمالا) بالاتر بوده و خیلی از چیزهایی که شما میگین سر در نمیارن.
۲- بر خلاف تصور خودتان، شما کسی هستید که از نظر خیلیا زیبا و خوش صحبت محسوب میشید. همینطور هم اطلاعاتتون خیلی بالاست و شما چیزهایی رو بلدید که دیگران بلد نیستند و خوبه که حتما مطرحشون کنین
۳- در یک سطح متعارف و معمولی باور کنید که ۹۰٪ آدمها از شما با اطلاعتر نیستند بلکه توی همین سطح فوقش ممکنه ۱۰٪ آدمها از شما بیشتر بدونن
۴- اگه سوالی در ذهن شماست به جای اینکه مدام منتظر فرصت باشید و هی با خودتان کلنجار برید که کی و چطوری مطرحش کنین، همین الان و بدون مقدمه بپرسید چون ممکنه سمینار تموم بشه و یا معلم و یا استادتون کلاس رو ترک کنه!!! و حسرتش به دلتون بمونه.
۵- وقتی میخواید مطلبی رو ارائه بدید حتما از قبل کمی تمرین کنید و زمان و حوصله شنونده ها رو در نظر داشته باشید تا هول نشید.
۶- از تجربه ها و ایده های نو استقبال کنین. اینطوری وقتی وارد یک جلسه و یا جای جدید میشید کمتر دست و پاتونو گم می کنین
۷- ترس و دستپاچه بودن توی مجامع جدید امر کاملا طبیعیه ولی سعی کنید بر ترستون غلبه کنید و نذارید حریف شما بشه.
۸- لزومی نداره ظاهر همه ما شبیه فلان هنرپیشه یا بازیگر باشه. باور کنید با همین ترکیب صورت موجه به نظر می رسید:-)
۹- توی ۱۰۰ درصد سمینارها و جلسات همیشه یه چیزی حدود ۵۰ و یا ۶۰ درصد افراد بیخودی دعوت میشن و ممکنه مدام چرت بزنن و یا با گوشیشون بازی کنن، بهتره این مسئله رو بدونین تا اگه حین ارائه به چنین صحنه هایی برخوردید ایراد را از خودتون و مطالبی که ارائه می دید، ندونین.
۱۰- اگه سوالی پرسیده شد که بلدش نیستید خیلی ساده بگید نمیدونم و لازم نیست دنبال جواب بگردید و مطالب بیربط رو به هم بچسبونید خودتون رو ضایع کنید باور کنین نمیدونم خیلی هم کلاس کار شما رو بالا میبره.
۱۱- اگه کسی ایرادی از ارائه و یا کار شما گرفت ازش تشکر کنید و بگید که چه خوب نمیدونستم. طبیعیه که شما هم ممکنه اشتباه بکنید.

* مرتبط و البته کاملتر و علمی تر: اعتماد به نفس(Self-Confidence) از انار

* اگر اینجا را کلیک کنید تصویر چهره یک دختر را خواهید. حالا این عکس را روی دستگاهتان Save کنید و به حالت Thumbnail به آن نگاه کنید. چه میبینید؟!!
اگر خیلی برایتان عجیب بود برای توضیح این اتفاق می توانید به اینجا مراجعه کنید

۱۳ نظر

  1. anne ۱۳۸۶-۰۷-۸، ۱۱:۵۸ ق.ظ

    khob teste ke nashod hal konim chon filter bod.
    va ba kole matlabet movafegham .adam none etemad benafsesho mikhore :d

  2. لیلی ۱۳۸۶-۰۷-۸، ۵:۴۰ ب.ظ

    مرسی عزیزم. مطلبت خیلی مفید بود.

  3. پیر ما ۱۳۸۶-۰۷-۸، ۶:۲۸ ب.ظ

    سلام دوست عزیز
    “پیر ما” می خواهد با شما در زمینه روش تحقیق و حافظ خوانی
    و خود وب اطلاعاتی رد و بدل کند.
    تو رو خدا به وبلاگ “پیر ما” بیاید و با نظرات کارشناسانه و وبلاگانه
    خودتون ما را خوشحال و نزد استاد سر بلند کنید. تو رو خدا بیا…
    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
    آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
    http://pirema.blogfa.com/
    در ضمن سایت قشنگی دارید

  4. خانمه ۱۳۸۶-۰۷-۹، ۹:۳۷ ق.ظ

    من یه مدت شغلم رفتن به کلاس های کامپیوتر بود.همیشه جلسه اول این کلاس ها برام جالب بود.بیشتر آقایون یه سوالاتی میپرسیدن که آدم فکر میکرد اینا قراره برن مایکروسافت استخدام بشن!!!!اونوقت تو جلسات بعدی از پس نوشتن یه الگوریتم ساده هم بر نمیومدن…

  5. محمد ۱۳۸۶-۰۷-۹، ۲:۱۱ ب.ظ

    سلام، التماس دعای زیاد تو این شبها…

    جدا فقط ۴۵ درصد…؟

    من شدم ۷۵!

  6. یه پسره که هیچی نیست و نمی خواد چیزی باشه جز خودش ۱۳۸۶-۰۷-۱۳، ۷:۴۳ ب.ظ

    دیدی ان جام پیدات کردم
    راست یه مطلبی رو اینجا می نویسم چون میدونم به اینجا سر نمی زنی و تو چت و با مهمتر از اون کامنتاهی رواروس گفتنش درست نیست

    دوست دارم
    البته نه اینکه عاشقم
    یا دخیل ببندم که(عذر می خوام) زنم شی
    نه.یه جوری که گفتنی نیست..

    من دوست دارم

  7. یه پسره که هیچی نیست و نمی خواد چیزی باشه جز خودش ۱۳۸۶-۰۷-۱۳، ۹:۲۳ ب.ظ

    حرفمو پس می گیرم
    نه بین منو تو فاصله زیاده
    خیلی زیاد
    بیخود خودمو گول نزنم
    تنهایی تو تقدیر من نوشته شده و با هیچ پاک کنی پاک نمیشه
    من خیلی وقته که با این مساله کنار اومدم و به جای نشستن و غصه خوردن، می ایستم و از تنهایی قشنگم لذت می برم

    تو . نه .تو حتی تو -x جان- که میگی، یه جوری میگی که آدم به بچه همسایش میگه.شاید به خاطر اینکه تو بزرگتر از منی
    تو توی تنهایی من جایی نداری، همون طوری که من تو تنهایی تو هیج جایی ندارم
    دیدی چی شد؟
    بازم رسیدم به همین حرف که مدت هاست فهمیدم یه حقیقت
    « آدم ها تو این دنیا تنهان.حتی با وجود خواهر، برادر، دوست … تنهای تنهای تنها.
    فقط خودتی و خودت .هیچ کس برای آدم نمی مونه..هیچکس جز خودش
    تنها تنها تنهام مثل همیشه»
    نمیدونم
    نمی دونم چرا دارم این حرف ها رو اینجا می نویسم

    میدونم که فشار دادن ثبت نظر یه حماقت، مثل کامنت قبلی که گذاشتنش یه حماقت بود

    امیدوارم تو هیچ وقت این حرف ها رو نخونی

  8. گنجینه اسرار ۱۳۸۶-۰۷-۱۷، ۱۰:۴۰ ب.ظ

    اصلا بشر طبعا طوری آفریده شده که می خواهد هر کسی را در راهی که انتخاب کرده کمک کند.آن کسی که رو به بالا می رود برای رسیدن به آرزو ها یاری می کند و کسی که رو به پایین در حرکت است برای سقوط به اعماق پرتگاه هل می دهد. از این رو کسی که به خویشتن اعتماد ندارد مورد اعتماد هیچ کس قرار نمی گیرد…

    سلام… شما وب جالبی دارید
    امید وارم به هدفی که در ذهنتون نقش بسته بتونید جامع عمل بپوشونید
    هر رسیدنی رفتن نیست اما برای رسیدن مجبور به رفتنیم

  9. FI FI ۱۳۸۶-۰۷-۱۸، ۶:۵۴ ق.ظ

    ممنون عزیزم موضوع های مفیدی بود

  10. حمزه ۱۳۸۶-۰۷-۲۰، ۸:۰۸ ق.ظ

    دستدار نکند خوب وبلاکی درست کردی
    انشالله درطول زندگیت موفق باشی

  11. زهرا » دختر ایرانی - احترام اجتماعی ۱۳۸۶-۰۹-۱۷، ۱۰:۲۵ ق.ظ

    [...] * فکر کنم یکی از مشکلات من این باشه که زیادی به مسائل گیر میدم و تجزیه و تحلیل شون می کنم! برای همین اصلا خطرپذیر نیستم. گاهی اوقات که به وبلاگ بعضی از دوستام میرم و می بینم که چقدر راحت نسبت به مسائل زندگیشون حتی بزرگترین مسائل مثل ادامه تحصیل، موقعیت کاری، دوستانشون و حتی ازدواج فکر می کنن عمیقا حسودیم میشه که من چرا نمیتونم اینطوری همه چیز رو راحت بگیرم و چرا اینقدر دید سخت گیرانه نسبت به همه چیز دارم و اصلا چرا هی سعی می کنم همه چیز خوب باشه تا من کاری رو انجام بدم! نمیدونم اسم این نقطه ضعف چیه؟ بدبینانه بخوای نگاه کنی میشه ایراد گیری خوشبینانه بخوای نگاه کنی میشه کمال گرایی که از نظر من هر دوتاشون ضعف های بزرگی هستند. یه مثال کوچیک میزنم: فرض کنید میخواید یه پرزنتیشن انجام بدید که افراد شرکت کننده در جلسه رو نمی شناسید ولی حدودا می دونین که اکثرشون از مدیران رده بالا هستند. عکس العمل صحیح چیه؟ از نظر من عکس العمل صحیح اینه که خودتان باشید ریلکس باشید اعتماد به نفس خودتون رو حفظ کنید و به ارائه خودتون بپردازید و اطمینان کنید چیزایی که میگین مطالب سطح بالا هستند و کمتر کسی از اونها مطلعه و مطلبتون دست اوله! من از نزدیک دیدم افرادی که اینطور فکر می کنن و توی ارائه هاشون خیلیم موفق و قابل اعتماد هستند. اما این نظر من بود. فکر می کنین اگه موقعیتش پیش بیاد در عمل زهرا اچ بی چطوری رفتار میکنه؟! خیلی واضح بگم مثل یک کودک دبستانی!! یه چند روزی تمام فکر و ذکرش اینه و هرچقدرم روی اسلایدش کار می کنه بازم به نظر مطالبش هجو میان و هی اصلاح میکنه و … اینم بگم که خواب و خوراکش بدون شک مختل میشه و سلامتیش به خطر می افته! تمام سعیش اینه که این ارائه رو گردن کسی دیگه بندازه و خلاااااااااص. حالا اگه ناچارا باید ارائه کنه چی؟! خوب واضحه به محض اینکه وارد سالن میشه و تعداد شرکت کننده ها و تیریپاشون رو دید میزنه مطمئنا یه سکته خفیفی می کنه در این اصلا شک نکنید! مسئله بعدی لرزش صدا و حتی گونه هاشه! همش هم خودش رو لعن و نفرین می کنه که ای کاش یه مطلب سنگین تری آماده میکردم. ای کاش یه تیریپ سنگین تری میزدم. وای خدا الان چقدر بچه و جلف به نظر میااااااااام و الی آخر…. تازه تمام حرفهایی که اینجا زده رو به گوش فراموشی می سپره و اصلا یادش میره زمانی که حالش خوب بوده چطوری بالای منبر رفته!!! [...]

  12. حمید دوست پسری مهربان ۱۳۸۶-۱۱-۳۰، ۹:۲۳ ب.ظ

    نظری ندارم

  13. حمید دوست پسری مهربان ۱۳۸۶-۱۱-۳۰، ۹:۳۸ ب.ظ

    شوخی کردم عزیزم نظر دارم خوبشم دارم من مطلباتون نخوندم میگی چرا چون این دانشگاهی که ما درس میخونیم هفته ای همش ۴ ساعت به ما وقت اینترنت نمی ده الان هم که آخر هفتس دقایق آخر عمرشو طی می کنه بودجه ی دانشجویی هم که از بابامون میگیریم پول همون کارت سلف و کتابامون به زور در میاد چه برسه بریم کافی نت حهله انشاءا.. هفته ی دیگه میخونمش ولی باید مطلب جالبی باشه که اینقد طرفدار (دارم) باشه بابا داره با آرزوی موفقیت برای خودم و خونوادم بعدش هم شما بای بای

نظر شما