<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: پینگ الکی</title>
	<atom:link href="http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<pubDate>Sun, 20 Jul 2008 13:58:07 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>با: Snowboard jackets.</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-13298</link>
		<dc:creator>Snowboard jackets.</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-13298</guid>
		<description>&lt;strong&gt;Snowboard jackets....&lt;/strong&gt;

Snowboard bindings. Snowboard helmets. Snowboard beanies....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>Snowboard jackets&#8230;.</strong></p>
<p>Snowboard bindings. Snowboard helmets. Snowboard beanies&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Snowboard gear.</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-13114</link>
		<dc:creator>Snowboard gear.</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-13114</guid>
		<description>&lt;strong&gt;Snowboard gear....&lt;/strong&gt;

Snowboard bags. Snowboard. Snowboard jackets. Northwave topaz snowboard boots. Snowboard wax. Beatles yellow submarine snowboard. Snowboard pants....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>Snowboard gear&#8230;.</strong></p>
<p>Snowboard bags. Snowboard. Snowboard jackets. Northwave topaz snowboard boots. Snowboard wax. Beatles yellow submarine snowboard. Snowboard pants&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مسعود</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-8590</link>
		<dc:creator>مسعود</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-8590</guid>
		<description>خیلیییییییییییییییییییییییییی با حالی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟چون همشهری منییییییییییییییییییییییییییییی.........ایول به وبلاگ منیه سری بزنی ..................منتظرم نظر یادت نره ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلیییییییییییییییییییییییییی با حالی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br />
چرا؟چون همشهری منییییییییییییییییییییییییییییی&#8230;&#8230;&#8230;ایول به وبلاگ منیه سری بزنی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;منتظرم نظر یادت نره ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد رضا</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-6905</link>
		<dc:creator>محمد رضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-6905</guid>
		<description>جیگرمی عسلمی قوربونت برم اللهی حالا بهتره از جلوی اینه برم کنار</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جیگرمی عسلمی قوربونت برم اللهی حالا بهتره از جلوی اینه برم کنار</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ASAL</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-3540</link>
		<dc:creator>ASAL</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-3540</guid>
		<description>سلام خسته نباشی .از مطالبت خیلی خوشم اومد .دلم نیومد بهت نگم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خسته نباشی .از مطالبت خیلی خوشم اومد .دلم نیومد بهت نگم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میلاد بی سانسور</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-3441</link>
		<dc:creator>میلاد بی سانسور</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-3441</guid>
		<description>اول از همه چیز علیک سلام ( یادتون رفته به بزرگترتون سلام کنین بی تربیتا!!! اگه به بابا مامانتون نگفتم که جواب سلام بزرگترتون رو نمیدین و بجای یه قل دوقل بازی کردن تو کوچه های خاکی میرین کافی نت و فحش های بد بد واسه زهرا مینویسین!!! البته منظورم از کلمه ی بزرگتر سنم نیستا منظورم عقل و شعورمه که از همه تون بیشتره وگرنه اگه بزرگی به سن باشه که همه ی شماها قد خر خانی سن دارین و ناسلامتی جای بابابزرگ مامان بزرگ من هستین!!!) . چشم و دل هوادارای زهرا روشن . میبینم که بد جوری تو سکوت فرو رفتن و حسابی خفه شدن و حرفی واسه گفتن ندارن انگار که گرد مرده ریختن روشون!!! گل بود و به سبزه نیز اراسته گشت!!! من هرچی صبر کردم ببینم که بالاخره از بین شما انشتین ها صدای اعتراض از گلوی چه کسی خارج میشه نشد که نشد و دیدم که همتون طبل تو خالی هستین و صدا از این دیوار بلند میشه از شماها بلند نمیشه . اینه که بالاخره خودم دیدم اگه من چیزی نگم شماها که لال مونی گرفتین و چیزی نمیگین ( بازم گلی به جمال خودم والا شماها که همتون مردین و انگار نون نخوردین و حرفی ندارین که بزنین عقب مونده های ذهنی!!! ) . اینه که تصمیم گرفتم استینهامو بزنم  بالا و دست بکار بشم  و شروع کنم به نوشتن . فکر نکنم تا حالا هیچ کدووم از طرفدارای زهرا جرات کرده باشه درباره ی این اعترافات تکان دهنده ی زهرا حرفی بر زبان جاری کنه . اصلا" یه طوری رفتار میکنن انگار که نه انگار اصلا" این مطلب رو دیدن و خوندن و کلوهوم خودشون رو زدن به بی خیالی . انگار که نسیمی بود و از بغل گوششون گذشت ( بهتره واسه روشن شدن قضیه خودتون یه سری به کامنتهای مطلب قبلی بزنید و ببینید که چه کامنتهای فدایت شومی در کمال پررویی واسش فرستادن بی وجدانها ) . بهر حال چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است . بهتره یه باره دیگه همگی با هم این مطلب رو که خود زهرا نوشته و بر گناهانش اعتراف کرده  مرور کنیم و بر سر تابوت انسانیت زار زار گریه کنیم . ولی در اخر این ضرب المثل معروف رو که حسابی گویای حال و روز زهراست رو بگم که زمستون رفت و روسیاهیش به ذغال موند ( تابستون رفت و روسیاهیش به طرفدارای زهرا موند که حسابی سنگش رو به سینه و پستانهاشون میزدند!!!) . اهای ملت همیشه در خواب ایران ( ملت همیشه در صحنه!!! دارم از این جمله ی مضحک از خنده روده بر میشم ) ببینید و بشنوید که چه کسایی امروز بر ملت شما حکومت میکنن . بهتره از زبون خودشون که حسابی عذاب وجدان گرفتن بشنوید که خودش گویای همه ی مسائل پشت پرده ست . در پس پرده ی ریاکاری چه میگذرد ؟ زهرا میگوید :

الان داداشهای من همه شون ابروهاشون رو گرفتن. جالبه که اون داداشم که امسال پیش دانشگاهی داشت جلوی موهاشو هم رنگ میکنه اما مدیرشون وقتی ازش پرسیده و داداشم گفته رنگ طبیعی خودشه مدیره قبول کرده!!!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شیخ مست و میر مست و شحنه مست/ مملکت رفته ز دست!!!

احتمالا" این اقا مدیره مثل این طرفدارای ابله زهرا بدجوری گول ظاهر سازی های  برادر زهرا رو خورده . ماشاالله به این مملکت ما که چقد خر داره . بعدم میگن چرا خر از لبنان میارن!!!

فکر کنم شماها همگیتون این داستان اقا دزده رو شنیدین که وقتی تو تاریکی شب واسه دزدی اومده بود خونه ی مردم تا دید اوضاع حسابی خیط و طرف فهمیده دزد اومد تو خونش خودشم با صدای صاحب خونه هم صدا شد و فریاد ای دزد ای دزدش برای اینکه مردم نفهمن خودشم دزده به اسمون رفت . حالا میخوام بدونم شماها از این فرا فکنی اقا دزده به چه نتیجه ی اخلاقی درباره ی زهرا میرسین؟  میدونم که این مساله یه مقدار براتون سخت و پیچیده شده  پس یه راهنمایی تون میکنم : قضیه ی فرزاد حسنی که یادتون هست که زهرا چه هووچی گری براه انداخت  و که چه کولی گری مثل این زنهای روسپی براه انداخت  و چه پیرهن عثمانی از زیر ابروهای فرزاد حسنی درست کرد که.........................!!!؟ ( اگه زهرا نتونست پست بنویسه بجاش من نوشتم و کارش  رو راحت کردم . حالا همگی میتونین درباره ی این موضوع نظر بدین مگه نه ؟) . البته احتمالا" زهرا این مطلب رو پای منقل در حال کشیدن گرد نخود نوشته چون بد جوری به راستگویی افتاده . شایدم خواسته این دم مرگی به گناهانش اعتراف کنه و از این حرفا . نمیدونم والا ادم سر از کار این دنیا در نمیاره . قربون خدا برم که اینقدر هوای  بنده هاش رو  داره و نمیذاره تو اون دنیا با روسیاهی قدم بذارن و تو این دنیا کاری میکنه که خودشون به گناهانشون اعتراف کنن و اون دنیا جلوی چشم خلق الله خجالت زده نشن . ادم واس بدونه که یه روزی از کجا اومده و کجا میخواد بره . اینو بگم و مطلبم رو همین جا خاتمه اش بدم . خواهش میکنم که یکم درست و حسابی  سر این مطلب فکر کنین چون خیلی بدرد اینده تون و اینده گانتون میخوره و باعث میشه که ادم بیشتر از گذشته  به گذشتش فکر کنه که چکار کرده  و به اینده ش که چکار میخواد بکنه و بیخودی برای سر پوش گذاشتن بر سر عیبهای خودش دنبال عیبهای دیگران نگرده . ظریفی که از کنار وبلاگ زهرا میگذشت به زهرا و دوستانش نصیحت کرد که :(( چون پرده در اوفتد نه تو مانی و نه من)) .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اول از همه چیز علیک سلام ( یادتون رفته به بزرگترتون سلام کنین بی تربیتا!!! اگه به بابا مامانتون نگفتم که جواب سلام بزرگترتون رو نمیدین و بجای یه قل دوقل بازی کردن تو کوچه های خاکی میرین کافی نت و فحش های بد بد واسه زهرا مینویسین!!! البته منظورم از کلمه ی بزرگتر سنم نیستا منظورم عقل و شعورمه که از همه تون بیشتره وگرنه اگه بزرگی به سن باشه که همه ی شماها قد خر خانی سن دارین و ناسلامتی جای بابابزرگ مامان بزرگ من هستین!!!) . چشم و دل هوادارای زهرا روشن . میبینم که بد جوری تو سکوت فرو رفتن و حسابی خفه شدن و حرفی واسه گفتن ندارن انگار که گرد مرده ریختن روشون!!! گل بود و به سبزه نیز اراسته گشت!!! من هرچی صبر کردم ببینم که بالاخره از بین شما انشتین ها صدای اعتراض از گلوی چه کسی خارج میشه نشد که نشد و دیدم که همتون طبل تو خالی هستین و صدا از این دیوار بلند میشه از شماها بلند نمیشه . اینه که بالاخره خودم دیدم اگه من چیزی نگم شماها که لال مونی گرفتین و چیزی نمیگین ( بازم گلی به جمال خودم والا شماها که همتون مردین و انگار نون نخوردین و حرفی ندارین که بزنین عقب مونده های ذهنی!!! ) . اینه که تصمیم گرفتم استینهامو بزنم  بالا و دست بکار بشم  و شروع کنم به نوشتن . فکر نکنم تا حالا هیچ کدووم از طرفدارای زهرا جرات کرده باشه درباره ی این اعترافات تکان دهنده ی زهرا حرفی بر زبان جاری کنه . اصلا&#8221; یه طوری رفتار میکنن انگار که نه انگار اصلا&#8221; این مطلب رو دیدن و خوندن و کلوهوم خودشون رو زدن به بی خیالی . انگار که نسیمی بود و از بغل گوششون گذشت ( بهتره واسه روشن شدن قضیه خودتون یه سری به کامنتهای مطلب قبلی بزنید و ببینید که چه کامنتهای فدایت شومی در کمال پررویی واسش فرستادن بی وجدانها ) . بهر حال چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است . بهتره یه باره دیگه همگی با هم این مطلب رو که خود زهرا نوشته و بر گناهانش اعتراف کرده  مرور کنیم و بر سر تابوت انسانیت زار زار گریه کنیم . ولی در اخر این ضرب المثل معروف رو که حسابی گویای حال و روز زهراست رو بگم که زمستون رفت و روسیاهیش به ذغال موند ( تابستون رفت و روسیاهیش به طرفدارای زهرا موند که حسابی سنگش رو به سینه و پستانهاشون میزدند!!!) . اهای ملت همیشه در خواب ایران ( ملت همیشه در صحنه!!! دارم از این جمله ی مضحک از خنده روده بر میشم ) ببینید و بشنوید که چه کسایی امروز بر ملت شما حکومت میکنن . بهتره از زبون خودشون که حسابی عذاب وجدان گرفتن بشنوید که خودش گویای همه ی مسائل پشت پرده ست . در پس پرده ی ریاکاری چه میگذرد ؟ زهرا میگوید :</p>
<p>الان داداشهای من همه شون ابروهاشون رو گرفتن. جالبه که اون داداشم که امسال پیش دانشگاهی داشت جلوی موهاشو هم رنگ میکنه اما مدیرشون وقتی ازش پرسیده و داداشم گفته رنگ طبیعی خودشه مدیره قبول کرده!!!</p>
<p>!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!</p>
<p>شیخ مست و میر مست و شحنه مست/ مملکت رفته ز دست!!!</p>
<p>احتمالا&#8221; این اقا مدیره مثل این طرفدارای ابله زهرا بدجوری گول ظاهر سازی های  برادر زهرا رو خورده . ماشاالله به این مملکت ما که چقد خر داره . بعدم میگن چرا خر از لبنان میارن!!!</p>
<p>فکر کنم شماها همگیتون این داستان اقا دزده رو شنیدین که وقتی تو تاریکی شب واسه دزدی اومده بود خونه ی مردم تا دید اوضاع حسابی خیط و طرف فهمیده دزد اومد تو خونش خودشم با صدای صاحب خونه هم صدا شد و فریاد ای دزد ای دزدش برای اینکه مردم نفهمن خودشم دزده به اسمون رفت . حالا میخوام بدونم شماها از این فرا فکنی اقا دزده به چه نتیجه ی اخلاقی درباره ی زهرا میرسین؟  میدونم که این مساله یه مقدار براتون سخت و پیچیده شده  پس یه راهنمایی تون میکنم : قضیه ی فرزاد حسنی که یادتون هست که زهرا چه هووچی گری براه انداخت  و که چه کولی گری مثل این زنهای روسپی براه انداخت  و چه پیرهن عثمانی از زیر ابروهای فرزاد حسنی درست کرد که&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.!!!؟ ( اگه زهرا نتونست پست بنویسه بجاش من نوشتم و کارش  رو راحت کردم . حالا همگی میتونین درباره ی این موضوع نظر بدین مگه نه ؟) . البته احتمالا&#8221; زهرا این مطلب رو پای منقل در حال کشیدن گرد نخود نوشته چون بد جوری به راستگویی افتاده . شایدم خواسته این دم مرگی به گناهانش اعتراف کنه و از این حرفا . نمیدونم والا ادم سر از کار این دنیا در نمیاره . قربون خدا برم که اینقدر هوای  بنده هاش رو  داره و نمیذاره تو اون دنیا با روسیاهی قدم بذارن و تو این دنیا کاری میکنه که خودشون به گناهانشون اعتراف کنن و اون دنیا جلوی چشم خلق الله خجالت زده نشن . ادم واس بدونه که یه روزی از کجا اومده و کجا میخواد بره . اینو بگم و مطلبم رو همین جا خاتمه اش بدم . خواهش میکنم که یکم درست و حسابی  سر این مطلب فکر کنین چون خیلی بدرد اینده تون و اینده گانتون میخوره و باعث میشه که ادم بیشتر از گذشته  به گذشتش فکر کنه که چکار کرده  و به اینده ش که چکار میخواد بکنه و بیخودی برای سر پوش گذاشتن بر سر عیبهای خودش دنبال عیبهای دیگران نگرده . ظریفی که از کنار وبلاگ زهرا میگذشت به زهرا و دوستانش نصیحت کرد که :(( چون پرده در اوفتد نه تو مانی و نه من)) .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یاسمن(چند قدم نزدیک تر به خدا)</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-3437</link>
		<dc:creator>یاسمن(چند قدم نزدیک تر به خدا)</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-3437</guid>
		<description>برعکس من که هر کار کردم پریروز نمیشد پینگ کنم. راستی من شما رو لینک کردم دلتون خواست لینکم کنید نخواستید هم که خوب زور زور ی که نمیشه رفت تو طاقچه خونه مردم نشست میشه؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برعکس من که هر کار کردم پریروز نمیشد پینگ کنم. راستی من شما رو لینک کردم دلتون خواست لینکم کنید نخواستید هم که خوب زور زور ی که نمیشه رفت تو طاقچه خونه مردم نشست میشه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Icar</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-3436</link>
		<dc:creator>Icar</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-3436</guid>
		<description>قضیه این ایمیله چیه؟
رفتین تو کار شرکت های هرمی؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قضیه این ایمیله چیه؟<br />
رفتین تو کار شرکت های هرمی؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرهاد - یک هموطن</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-3435</link>
		<dc:creator>فرهاد - یک هموطن</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-3435</guid>
		<description>سلام زهرا خانم. خوبید؟ وبلاگم مدتی چراغش خاموش بود. میشه لطفا لینک منو به آدرس جدید بالا عوض کنید. متشکرم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام زهرا خانم. خوبید؟ وبلاگم مدتی چراغش خاموش بود. میشه لطفا لینک منو به آدرس جدید بالا عوض کنید. متشکرم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://www.zahra-hb.com/1386/07/02/gratuitous-ping/#comment-3431</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/24/gratuitous-ping/#comment-3431</guid>
		<description>سلام سایت تمیزی داری به من هم سر بزن 
زهرا جان دوست دارم با هات بیشتر آشنا بشم 
من مهدی هستم از زاهدان 19 سالمه 
لظفا سن خودت را هم برام بفرست ممنون مهدی زاهدانی 
راستی من زاهدانی هم هستم 
شما کجایی هستی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام سایت تمیزی داری به من هم سر بزن<br />
زهرا جان دوست دارم با هات بیشتر آشنا بشم<br />
من مهدی هستم از زاهدان ۱۹ سالمه<br />
لظفا سن خودت را هم برام بفرست ممنون مهدی زاهدانی<br />
راستی من زاهدانی هم هستم<br />
شما کجایی هستی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
