مجلات زرد

* ماه رمضان مبارک. ما امروز برای به اصطلاح پیشواز رفتیم روزه گرفتیم که وسطای ظهر فهمیدیم نه جدی جدی پنج شنبه اولین روز ماه رمضان هست:-) خوشحالم که تنبلی نکردیم و همه مون روزه گرفتیم:-)

* حیف که عجله دارم وگرنه میخواستم یه بحث مفصل راجع به اینکه چرا حتی برخی از خانومای تحصیل کرده می چسبن به این مجلات به اصطلاح زرد راه بیندازم. نه اینکه این چیزا به طور کلی بده ها! ولی افراط در استفاده و قیف دادن در دانستن این اخبار چیزیه که به صورت کلی فکر کنم فقط در ایران افتخار باشه!!! و آدم گاهی اوقات بسیار متعجب میشه!!!!

* یکی از چیزهای بسیار مهمی که توی مهمونی های (الخصوص) دخترونه و به طور کلی دور جمع شدن های برخی از دخترا مهمه دانستن اخبار خصوصی مربوط به هنرپیشه ها و فوتبالیستا و خواننده ها و به طور کلی آدمای معروفه (مگه پاریس هیلتون در هیچ یک از این دسته ها قرار می گیره؟!)
برای همین وقتی یه جمع دخترونه تشکیل میشه و میخوای توش کم نیاری لازمه برخی از این اخبار و شایعات رو بلت باشی و بگی و اگه بلت نباشی باید مثل دختر عمه من قادر باشی به صورت آنلاین از خودت شایعات در وکنی :-) مثلا پریشب که بین خودمون داشتیم یه سری از دخترای فامیل رو به خاطر چسبیدن به اینجور اخبار و شایعات مسخره می کردیم شروع کردیم به ساختن داستانهای جعلی از عشق اینا و همه شون متعجب شده بودن و چون میدونستن که ما از اینترنت استفاده می کنیم لابد مطمئن بودن که اخبارمون به روزه:-)
حالا کلا این چند روزه که انواع و اقسام مهمونیا رفتیم چی آموختیم؟! اهم خوب لیست می کنیم که شما هم فیض ببرین و وقتی میرین توی مهمونی کم نیارین:
۱- شایعاتی مبنی بر جدایی براد پیت و آنجلینا جولی به گوش میرسه!!!!
۲- ویکتوریا بکهام داره برای چهارمین بار حامله میشه!!! این دو تا فکر کنم میخوان کارخونه جوجه کشی راه بندازن وگرنه این خارجی ها اصولا از بچه خوششون نمیاد آخه!!!
۳- شکیرا بازم چسبیده به همون دوست پسر سابق فاسدش یعنی پسر رییس جمهور منفور آرژانتین
۴- فیلم عروسی جنیفر لوپز و مارک آنتونی لو ورفته
۵- اینبار لیندسی لوهان اعتیادش سنگین شده و رفته مرکز بازپروری! توی هالیوود ظاهرا یه مثلث عشقی بین بریتنی اسپیرز و لیندسی لوهان و پاریس هیلتون وجود داره! هرزچندگاهی یکی از این سه تا اعتیارش سنگین میشه و یه شاهکار می آفرینه و میره مرکز بازپروری! خوش به حال سران این مرکز!!! چه پولی در میارن!!!
۶- و ا آن قبیل اخبار مفیدی که دیگه قابل ذکر نیستتتتت
جالب اینجاست که بدونین اینا اکثرا از اینترنت استفاده نمی کنن و منابعشون بیشتر همین مجلات داخلی خودمونه!!! حالا من جدی جدی موندم کدومیک از مجلات داخلی چنین اخباری رو با چنین جزئیاتی درج می کنه؟ من همیشه فکر میکردم توی ایران اینجون اخبار سانسور میشه!!!

۲۳ نظر

  1. ماکان ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۳۱ ب.ظ

    ولله از شما دخترا هر کاری بر میاد!

  2. علی زالی ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۳۴ ب.ظ

    خاله زنک بازی که میگویند یعنی همین :))

  3. ناشناس ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۸:۱۵ ب.ظ

    you think u r soo cool, but u r soo damn closed minded….

  4. دیوونه ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۱۱:۱۱ ب.ظ

    تو ایران هیچی عجیب و دور از انتظار نیست :))

  5. sara ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    برای اکثر ما خیلی جالبه که از زندگی بقیه سر در بیاریم… به خاطر همین مجلات زرد اینقدر فروش دارن… اگه حتی خیلی ساده به اطرافت نگاه کنی و کنجکاوی شدید مردم رو در مورد هر واقعه که برای هر کس اتفاق میوفته ( شخصش مهم نیست بقال سر کوچه تا جنیفر لوپز فرق نداره) ببینی دیگه از فروش مجلات زرد تعجب نمی کنی

  6. وهاب ۱۳۸۶-۰۶-۲۳، ۱:۱۷ ق.ظ

    ۱- پس فقط من نیستم که با پاریس هیلتون مشکل دارم!
    ۲- مجله زرد خوبه، واسه داستانهای واقعیش: من زن دوم بودم! کوچه جوانمردان! و داستانهای بامزه و دوست داشتنی…. مثل داستانهای خواستگاری و طلاق!
    D:
    اما واسه وقتایی که آدم خسته است و عملاً مغزش هیچ توانایی واسه فکرکردن نداره، واسه زنگ تفریح خوبه. من گاهی وقتا، شبای پنجشنبه یکی از اینا میگیرم که جمعه تو وقتایی که احساس کردم بیکارم بخونمش. و البته تو قطار! وقتی همسفرهای شانسی آدم، اهل صحبت کردن و معاشرت نباشن، دو سه تا از اینا واسه صرف سه چهار ساعت زمان خیلی خوبه!

  7. بهرام ۱۳۸۶-۰۶-۲۳، ۵:۲۱ ق.ظ

    سلام دوست من
    من یک شاعرم وداشتم دنبال وبهای ادبی میگشتم نمیدونم چی شد به وب شما برخوردم
    باور کنید وب شما بیشتر از همه وبهای دیگه منو به خودش مشغول کرد
    کارتم فکر کنم به زودی تموم بشه
    من به شما تبریک میگم به خاطر این مطالب مفید و البته سرگرم کننده
    تست هوشتان خیلی جالب بود و البته بهم ثابت شد که آدم تقریبا خنگی هستم
    ضمنا اگه اهل شعر و اینا هستید یه سر به وب من بزنید
    من وبتان را لینک میکنم

  8. maryam ۱۳۸۶-۰۶-۲۳، ۱:۲۲ ب.ظ

    سلام.شماره ۵ خیلی خنده دار بود…..در ضمن مجلات داخلی این مطالبو می نویسن یه طرف،اینکه این مجلات مخاطب زیاد دارن یه طرف دیگه. مثلا یه مجله معروف ایرانی اگه داره از بریتنی یا پاریس هیلتون مطلب چاپ میکنه لابد خواننده هاش این افراد رو میشناسن….آدم به تناقض میرسه بین این همه سانسور و ماهواره جمع کنی و چاپ این مطالب!

  9. علی ۱۳۸۶-۰۶-۲۳، ۴:۰۰ ب.ظ

    چون ما اینجا بیکار زیاد داریم طبیعتا طرفدار اینجور نشریات هم زیاده.این اصطلاح زرد واسه سایت یا وبلاگ هم استفاده میشه؟

  10. همتا ۱۳۸۶-۰۶-۲۳، ۴:۱۴ ب.ظ

    باورم نمی شد . عجب نکته بینی کرده بودی . قشنگ بود تا آخرش رو خوندم . سانسور خوب نیست .. حالا چه سانسور مجله های زرد باشه چه هر چیز دیگه ای … میشه به وبلاگت لینک بدم؟ …

  11. ویولت ۱۳۸۶-۰۶-۲۳، ۶:۳۲ ب.ظ

    نماز و روزه هات قبول خانم
    ممنون از تبریک تولدی که بهم گفتی بووس

  12. ابوذر ۱۳۸۶-۰۶-۲۴، ۴:۲۰ ب.ظ

    سلام، اگه بدونی آیات الله ها منتظری و صانعی جمعه رو روز اول ماه رمضان اعلام کردن و یا سیستانی و تعدادی دیگر از علمای عراق هم جمعه را روز اول ماه مبارک در عراق دانستن، چی می گی؟

  13. ما با هم برابریم /شبنم احمدی ۱۳۸۶-۰۶-۲۴، ۱۰:۳۳ ب.ظ

    با سلام و درود به شما فعالین زنان
    من شبنم احمدی یکی از اعضای انجمن”ما با هم برابریم”و همچنین خبرنگار نشریه امون به اسم”علیه تعبیض”هستم.
    مدت کوتاهی است که من مسئولیت فعالیت در شهر کرج و قزوین رو به عهده گرفتم و در پی ارتباط با فعالین زنان دراین شهرها بودم و تا حدودی که شناخت داشتم و توانستم به وبلاگها ویا سایتهایتان سر زدم و یکی از شیوه هایی که به نظرم رسید میتوانم با شما ارتباط برقرار کنم و از تجربیات و نظرات شما در راستای ارتقای کارمان استفاده کنم همین نوشتن این نامه بود
    در ضمن بگویم که ما انجمنی مستقل هستیم و در راستای برابری زنان و احقاق حقوقشان,اقدام به فعالیت کردیم و ما میدانیم که فقط با همکاری همدیگر میتوانیم به نتایجی برسیم
    خیلی مشتاق و مایل هستم که نظر شما را بدانم و با شما ارتباط داشته باشم,لطفا اگر این میل مرا دریافت کردید و اگر میتوانید مرا در این زمینه بیشتر راهنمایی کنید

  14. همشهری ۱۳۸۶-۰۶-۲۵، ۱۰:۴۲ ق.ظ

    سلام.
    امیدووارم نماز روزه های شما هم مورد قبول حق باشه.

  15. حمید ۱۳۸۶-۰۶-۲۶، ۵:۵۱ ق.ظ

    بارک الله دختر خوب

  16. ناشناس ۱۳۸۶-۰۶-۲۸، ۱۲:۵۱ ق.ظ

    bebakhshida vali adam bayad kheili khaz javat bashe ke tu mehmooniash raje be ye hamchin masaeli harf bezane,ya inke zire diplom bashan ke dombale in harfa beran,valla ma dar hafte 2-3 joor mehmooni darim ke omran paye injoor harfaye cheep va maskhare mioon biad!!!

  17. Maryam ۱۳۸۶-۰۶-۲۸، ۱۲:۵۲ ق.ظ

    bebakhshida vali adam bayad kheili khaz javat bashe ke tu mehmooniash raje be ye hamchin masaeli harf bezane,ya inke zire diplom bashan ke dombale in harfa beran,valla ma dar hafte 2-3 joor mehmooni darim ke omran paye injoor harfaye cheep va maskhare mioon biad!!!

  18. بهرام ۱۳۸۶-۰۶-۲۹، ۵:۰۴ ق.ظ

    سلام عزیز وب مفیدی داری
    با تبادل لینک نظرت چیه؟
    به کلبه شعر من یه سر بزن

  19. علی ۱۳۸۶-۰۷-۱۰، ۴:۴۳ ق.ظ

    اگه بگم تمامی مراجع جمعه روز اول ماه رمضان را اعلام کرده اند و فقط آیت الله خامنه ای و نوری همدانی پنجشنبه را اول ماه رمضان اعلام کردند چی می گی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  20. علی ۱۳۸۶-۰۸-۵، ۱۲:۳۳ ق.ظ

    مگه من بی کارم که این وقت شب مطتلب بنویسم

  21. زهرا » خیانت و دنیای مجازی ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۳:۰۷ ب.ظ

    [...] * بعضی از این مجلات زردو (به اسم خانواده سبز و زرد و کانون و این چیزا) که آدم میخونه دیوونه میشه! مخصوصا بخشی هست که مثلا یه مشاور خانوم یا شایدم روانشناس حضور داره و بقیه نامه می نویسن!!! اکثر نامه هاشونم اینطوری شروع میشه سنگ صبورم یا عزیز ناشناس من!!!: ۱- دختری هستم ۱۶ ساله که از ۵ سال پیش عاشق پسری شدم!!! (۵ سال پیش؟ یعنی طرف از ۱۱ سالگی شروع کرده! خدا میدونه چند سال دیگه تبدیل به چی میشه؟) با او در یک مهمانی آشنا شدم اما بعدا فهمیدم که او عاشق دختر دیگری هست!!! ۲- دختری هستم ۲۴ ساله مدتی پیش شخصی مزاحم تلفنی ما بود.اوایل رابطه مان کم بود اما بعد از مدتی عاشق صدایش شدم و رابطه تلفنی ما بیشتر شد طوریکه به هم وابسته شدیم اما بعد از دیدنش از ظاهرش خوشم نیامد!!! (تو رو خدا می بینین؟! دختر ۲۴ ساله با مزاحم تلفنی ارتباط برقرار کرده و بعدشم عاشق صداش شده و فکر کرده لابد طرف شاهزاده سوار بر اسب رویاهاشه!!!) ۳- پسری هستم ۲۴ ساله. ۲ سال پیش با دختری آشنا شدم که در راه دبیرستانش هر روز همدیگر را می دیدیم. (ایشون جلوی دبیرستان کشیک می دادن) دو ماه فهمیدم که این دختر با یکی از دوستان من قرار ازدواج گذاشته و به زودی ازدواج می کنن. حالا من افسرده شده ام!!! حالا من عین نامه ها رو یادم نیست و حدودی اونها رو نوشتم ولی مضمون همینها بود! جدا آدم حرصش میگیره بعضی از هم سن و سالای ما چقققدر بی فکر و از همه بدتر بیکارن! یعنی اونقدر بیکارنا که احمقانه ترین کارا رو در حق خودشون و زندگی شون می کنن و بعدشم اونقدر افسرده میشن که دنبال یه جا برای درددل می گردن و این مجلات زردم از همین فرصت سوء استفاده می کنن! حالا من وقت ندارم جوابای مفتکی و ناکارشناسانه (!!!) اون مشاوره رو هم اینجا بنویسم. انتظارم ندارین که این مجلات به یه مشاور واقعی پول بدن که بیاد جواب نامه هاشون رو بده؟! آدم واقعا دلش می سوزه که چرا بعضی از دخترا و پسرا از این سن کم وارد وادی های عجیب و غریبی میشن که گاها متاسفانه تا آخر عمر و یا در دراز مدت روی زندگی و انتخاباشون تاثیر منفی میذاره! مرتبط مجلات زرد [...]

  22. مکت ۱۳۸۶-۰۹-۲۴، ۱۰:۵۱ ب.ظ

    سانسور شد

  23. Alleen ۱۳۸۷-۰۱-۲۰، ۵:۵۸ ب.ظ

    Alleen…

    The more you are willing to accept responsibility for your actions, the more credibility you will have….

نظر شما