شما در یک مهمانی یک دختر زیبا رو می بینین و…

* قانون بقای ماده و انرژی در بدن انسان:
به همان اندازه که فعالیت کنی و مواد اضافی بدنت آب بشن و بسوزن و از بین برن، به همان اندازه انرژی پیدا می کنی و روحت سرشار از انرژی میشه. یعنی به نظر من چیزی به اسم خستگی بعد از فعالیت های ورزشی اصلا معنا نداره مگر اینکه تغذیه تون سالم و کافی نباشه و یا اینکه خدای نکرده بیماری ای داشته باشید.
حالا امتحان کنین:-)

* فکر کنم یه بار دیگه هم گفته بودم که چقدر از وبلاگهای شاد و روزمره خوشم میاد. بیشتر وبلاگای دخترای هم سن و سال خودم. دلم میخواد بدونم اونها چطوری زندگی می کنن؟ به چی فکر می کنن؟ راجع به تجربیات جدیدشون بنویسن.. فقط اینکه تو رو خدااااا وبلاگاتونو تبدیل به جایی نکنین که توش فقط از شکستهای عشقی تون بنویسین و شعرای عاشقانه غمگین. اونام قشنگه ها ولی حدش مهمه!!! مثل اینکه من امروز صبح هر چی وبلاگ دختر خوندم اکثرشون اینطوری بودن. چرا؟!:-(

* این متن پائینی رو نصفه نیمه توی روزنامه اعتماد دیدم. ولی بعدش اومدم اینترنت سرچ کردم و متن کاملش رو بدین شرح پبدا کردم:
در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود
۱) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، به این میگن بازاریابی مستقیم
۲) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه: ” اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن”، به این می گن تبلیغات
۳) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین:”من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، به این میگن بازاریابی تلفنی
۴) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: ” در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟”، به این میگن روابط عمومی
۵) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: “شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟”، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
۶) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
۷) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
8) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
۹) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” ، همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
۱۳- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. سعی می کنید به ش کم محلی کنید تا از شما خوش اش بیاد، اون هم فمینیست از آب در می آد و برایِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو می گیره و با هم می رن سان فرانسیسکو. به این می گن اشتباهِ استراتژیک در بازاریابی.
۱۴- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و مؤدبانه یه یه شاخه گلِ سرخ به ش می دید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توی سرتون می زنه، چون شدیداً استقلالیه. به این می گن اشتباهِ تاکتیکی در بازاریابی.
۱۵- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ امّا اون پیشنهادِ شما رو قبول نمی کنه، چون که زندگیِ خوبی در کنارِ دوستِ دخترِ عزیزش داره! به این می گن حق همیشه با مشتری است.
۱۶- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ در همین لحظه ناگهان موبایلتون زنگ می زنه و شما تهدید به مرگ می شید شما هم دمتون رو میذارید روی کولتون و میرید به این میگن ناتوانی در ورود به بازار
۱۷- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.
۱۸- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.
۱۹- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید. به این میگن چشمچرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.
۲۰- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه، شما که بادیدن چهره ۶۰ ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار
۲۱- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. به جایِ این که جلو برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون می گید که با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره. به این می گن بازاریابی سنتی.
۲۲- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت می کنه و در موردِ شما توضیح می ده و شما با هردوی اونا ازدواج می کنید. به این می گن بازاریابی دهان به دهان!
۲۳- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، و می خوام کاری کنم که شما در مدتِ کوتاهی به آرزوهاتون برسید. سیستمِ کار به این شکله که شما با من ازدواج می کنید، بعد دوستان و آشنایانِ خودتون رو هم تشویق به این کار می کنید. به ازای هر سه نفر چپ، سه نفر راست که با من ازدواج کنن، شما می تونید … سهم بیشتری از ثروت من ببرین به این می گن «بازاریابی شبکه ای».
۲۴- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن با توجه به جریانات اخیر ما می تونیم n تا بچه داشته باشیم»؛ اونهم که شدیدا عاشق بچه است موافقت می کنه و با هم یک مهد کودک راه می اندازید. به این میگن توجه به علاقمندی های بازار
۲۵- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اون هم می پرسه اگر با تو ازدواج کنم چند تا بچه می خواهی؟ شما می گید هرچی بیشتر بهتر تازگی آزاد اعلام شده و تا ۵۰ میلیون جا داریم!!! اما طرف چشمهاش سیاهی می ره و روی زمین ولو میشه. به این میگن نقص در مدیریت رشد بازار.
۲۶- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه به شرط اینکه ازش بچه نخواهید. شما که عاشق بچه هستید آنهم بیشتر از دوتا بهتون بر می خوره و به توافق نمی رسید. به این میگن فقدان تفاهم در عرضه و تقاضا
۲۷- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه اما از شما بیش از دوبچه می خواهد. شما قادر به انجام این کار نبوده و مخالفت می کنید. به این میگن محدودیت تولید.
۲۸- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه اما به شما تذکر می ده که بیش از دو بچه دارد. شما هم جا خورده و پا پس می کشید. به این میگن استهلاک در مواد اولیه!
۲۹-شما در یک مهمانی، دو دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کنید بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم »؛ اون هم نگاهی به چشمهای شما میکنه و میگه اینجا که جز من دختر دیگه ای نیست! بعداش هم هیچی نشده سر من هوو می خوای بیاری!
به این میگن نقص کالا در بازار
۳۰- شما در یک مهمانی، دخترِهای بسیار زیبایِ فراوانی رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. سرگردان می شید که جلو کدوم برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

۹۱ نظر

  1. صبا و پرهام ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۹:۲۴ ق.ظ

    سلام زهرا جان

    مطلبت خیلی جالب بود

    موفق بویتی

  2. پژمان ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۹:۲۴ ق.ظ

    اما من فکر می کنم:
    * قانون بقای ماده و انرژی در بدن انسان:
    به همان اندازه که فعالیت کنی و مواد اضافی بدنت آب بشن و بسوزن و از بین برن، به همان اندازه بدنت به غذا احتیاج پیدا می کنی و هی می خوای بخوری…
    حالا امتحان کنین:-)

  3. آهو ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    می بینم که حسابی ورزشکار شدی. و مبلغ ورزش. من فکر می کردم کار ضایعی انجام میدم روزمره می نویسم! راستش خودم هم از این وبلاگها بیشتر خوشم میاد.

  4. نسیم ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۱:۱۴ ق.ظ

    سلام من ام اس دارم و روی ویلچر ارزو دارم دو سه سایز کم بشم

  5. علی ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۲:۵۰ ب.ظ

    سلام.

  6. ندا ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱:۵۰ ب.ظ

    من کلی با مباحث بازاریابی کاتلر مشکل داشتم. با این مثال کلا همه نوع بازاریابی رو فهمیدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱

  7. zahra ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۲:۱۴ ب.ظ

    salam kheyli bahali tarikhe updatetam irani koni bahaltaram mishi
    kheyli vaghte khanandatam faghat tahala sedam dar nemiumad
    bazam miam

  8. محسن ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۲:۵۰ ب.ظ

    اینهمه رو تایپ کردید؟! احسنت! P:
    مطلب جالبی بود.

  9. یک بازیگر ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۶:۲۴ ب.ظ

    زهرا به نظر من تو نباید مهندسی کامپیوتر میخوندی.با تجربه ای که من توی انتخاب رشته کنکور دارم اگه موقع انتخاب رشتت پیش من می اومدی روی رشته زیر واست مانور میدادم:
    ۱)مهندسی صنایع
    ۲)مدیریت(یا بازرگانی یا صنعتی)
    ۳)روانشناسی

  10. احسان ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۹:۰۸ ب.ظ

    سلام،
    این بازار یابی شبکه‌ای عجب سودی برای پیشنهاد دهنده داره. بیخود نیست این همه از این جور برنامه‌ها تو مملکتمون رواج پدا کرده

  11. maryam ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۰:۱۲ ب.ظ

    salam zahra jan.dar morede post ghablit ye chiz mikhastam begam.gheir az afradi ke kamelan moghrezane nazar midan va osulan hamashuno baham jam bezani mibini 1 2 nafar ham nemishan ,be nzare man age kasi chizi mige ghasdesh narahat kardanet ya tike endakhtan nist.bava kon kheily vaghta kheily ha be khatere inke to va weblogeto ro dust daran enteghad mikonan.albate ghabul daram ke tarz bayan ham moheme.

  12. احمد امانی ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۳:۵۳ ق.ظ

    سلام دوست عزیز

    مجالی و اشنایی اینترنتی…

    سپاس

  13. maryam ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۶:۰۶ ق.ظ

    vaaaaaaaaaaaaaaaaay che poste toolaniyiiiiiiiiiiiiiiiii

  14. الهام ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۸:۴۸ ق.ظ

    خیلی خیلی از این مطلب بازاریابی کیف کردم…دستت درد نکنه

  15. استعداد درک نشده ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۱۰:۲۹ ق.ظ

    خوبه که ایندفه کسی بهت گیر نداده …حداقل تا حالا !

  16. a-sh ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    salam… مطلب بازاریابی khili jaleb bood..

  17. یاسر ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۱:۵۴ ب.ظ

    سلام
    واقعاً که این استاد عجب شیوه باحالی داشته برای درس دادن.به این میگن یه تدریس خوب قابل فهم.
    یا حق.

  18. افروز اسلامی ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۸:۴۶ ب.ظ

    حکیمانه و جالب بود .حالا می فهمم چرا یک خانمی هفته ای یک مرتبه با محل کار ما تماس میگرفت و می گفت کپسول آتش نشانی برای ماشین و منزلتون نمی خواهید!؟

  19. sara ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۹:۰۷ ب.ظ

    واقعا این طوریه …منم واقعا لذت میبرم وبلاگ شما رو که فکر می کنم یه دختر هم سن و سال خودم هستی می خونم…حتی با اینکه شما رو نمیشناسم

  20. علی براتی ۱۳۸۶-۰۶-۱۵، ۲:۳۷ ب.ظ

    زهرا جان امید وارم درتمام مراحل زندگیت موفق باشی وبلاگ شماهم عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی بود قربان شما علی

  21. homayun ۱۳۸۶-۰۶-۱۶، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    chand vaght mishe ke weblogeto mikhunam vali alan nazar midam kheyli bahali!khasti be man ham sar bezan nakhasti ham ke …..

  22. بهرام ۱۳۸۶-۰۶-۱۶، ۱:۵۸ ق.ظ

    در آمریگا که ازدواج با بیش از یکنفر مجاز نیست. ثانیا هیچکس در اوایل آشنایی حرفی از ازدواج و بچه نمیزنه. اگر همون اول بگی میخوای باهاش ازدواج کنی طرف فکر میکنه شما خل هستین. درست یا غلط انتظار دارن همدیگر رو حسابی بشناسن قبل از اینکه این صحبتا بشه.

  23. حسن ۱۳۸۶-۰۶-۱۷، ۱۰:۴۶ ب.ظ

    واقعا تو عجوبه هستی ولی از من عجوبه تر نیستی بیا تو وبلاگم میفهمی

  24. مجید ۱۳۸۶-۰۶-۱۸، ۲:۰۳ ق.ظ

    ایا فقط باید در مهمانی دنبال عشقون باشیم؟

  25. آرش ۱۳۸۶-۰۶-۱۹، ۲:۵۲ ب.ظ

    کاش این اتفاق برا من می افتاد

  26. علیرضا ۱۳۸۶-۰۶-۲۰، ۸:۳۷ ق.ظ

    اگر یک دختر زیبا پیدا نکردیم چکار کنیم یا اگه دختره زشت بود

  27. mohammad ۱۳۸۶-۰۶-۲۱، ۷:۰۸ ب.ظ

    matni bud,bas kara baraye sahebane nazar!

  28. mohammad ۱۳۸۶-۰۶-۲۱، ۷:۰۹ ب.ظ

    ziba E mohemme vali mohem tarin parametr,adabe!

  29. زهیر ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۱۲:۳۳ ب.ظ

    حقیقت اینه که من از خیلی وقت (زمانی که وبلاگ داشتی) به وب شما سر نزدم تا امروز که داشتم صفحات وبی که قبلا ذخیره کرده بودم رو پاک می کردم تا به وب شما رسیدم ، خواستم تا ببینم الان چی شده که نتیجش این شد. خلاصه حداقل از ایت که مطلب بازاریابی رو خوندم کلی لذت بردم.
    اگرچه به این قبیل سایت ها کمتر سر میزنم ولی یه جورایی این نوع مطالب رو مفید برای روحیه وبگردان می دونم.

    موفق باشی

  30. ناشناس ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۲۶ ب.ظ

    فغل

  31. سیما ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۲۷ ب.ظ

    امیدوارم همیشه موفق باشید

  32. پری ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۳۴ ب.ظ

    امید آن دارم که همیشه مطالب خوب و خواندنی را برای بازدیدکنندگان
    ارائه کنید

  33. روح الله سا جد از بدخشان ۱۳۸۶-۰۶-۲۴، ۹:۴۵ ق.ظ

    سلام بهمه دوستان واقعت که بسیار عالی است زهرا جان موفق باشی ساجد ازافغانستان بدخشان شهدا

  34. محمدمسیح ۱۳۸۶-۰۶-۲۴، ۱۲:۵۶ ب.ظ

    بسم الله.
    معرکه بود کلی خندیدم فقط اون تیکه دوست دختر دختره منکراتی بود و بد آموزی داشت.

  35. سعید ۱۳۸۶-۰۶-۲۵، ۱۰:۳۸ ب.ظ

    خیلی خوب بود

  36. هادی ۱۳۸۶-۰۶-۲۵، ۱۰:۵۸ ب.ظ

    سلام من از دیار دریا می نویسم آنقدر غصه دارم آنقدر دلتنگم آنقدر تنهایم که به اندازه بزرگی دریا ؟ تو به من کمک می کنی؟

  37. سیاوش ۱۳۸۶-۰۶-۲۶، ۸:۳۱ ب.ظ

    خیلی خوبه

  38. psr_fzanvard ۱۳۸۶-۰۶-۲۷، ۹:۵۰ ق.ظ

    من_از_حرفات_خوشم_اومده_خیلی

    ازحرفات_فهمیدم_دختر_خوبی_هستی_با_من_چت_کن

  39. mohsen_kimark ۱۳۸۶-۰۶-۲۷، ۱۲:۲۷ ب.ظ

    از همه نوشته فهمیدم خیلی بیکار هستی زهرا جون

  40. مهدی ۱۳۸۶-۰۶-۲۷، ۹:۲۶ ب.ظ

    بسم الله
    سلام. جالب بود. کاش این مطلب رو ترم پیش می دیدم و به عنوان کار فوق برنامه می دادم استاد “اصول و مبانی مدیریت”مون! :)

  41. ارمین ۱۳۸۶-۰۶-۳۱، ۷:۳۴ ب.ظ

    جوانی در تنهایی عشق

  42. امید ۱۳۸۶-۰۶-۳۱، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    سلام
    یه سوال
    اگه ما پسر ثروتمندی نباشیم و مهمونی هم نیریم دختر زیبا هم پیدا نشه مشکل از کجاست؟
    الف) عرضه ب) تقاضا ج) خودم د) سوال اشتباه است
    در کل زیبا بود
    خسته نباشی

  43. زهرا » خاطرات مدرسه ۱۳۸۶-۰۷-۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

    [...] * من یکی از نوشته هامو پس میگیرم. (شما در یک مهمانی یک دختر زیبا را میبینید و…) همونی که توش نوشته بودم چرا بعضی از دخترای هم سن و سال خودمون همش توی وبلاگ غر میزنن و ناراحتن و مطالب غمگین مینویسن. واقعیتش اینه که به نظرم وبلاگ جای خوبیه برای تخلیه اون چیزی که توی دل آدمه. به خصوص اگه کسی نشناسدش. الان فکر میکنم حتی خوندن اینجور نوشته ها هم میتونه جالب باشه از این نظر که حس همدردی آدم رو شکوفا میکنه و حتی برای خود اون فرد. بارها توی این فیلما و کتابا دیدیم که یکی از روشهای تخلیه هیجانات نوشتن هست. حالا اگه این نوشته رو چند تا ناشناس بخونن که احیانن تجربه مشترکی هم داشته باشن و همدردی و راهنماییش کنن چه اشکالی داره؟ خیلی هم خوبه. [...]

  44. مهدی ۱۳۸۶-۰۷-۱۱، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    خیلی عالی***

  45. محمد ۱۳۸۶-۰۷-۱۶، ۷:۳۴ ب.ظ

    [hgf f,n

  46. narges ۱۳۸۶-۰۷-۱۷، ۷:۰۸ ق.ظ

    salam khanoomi khaste nabashi karet alie

  47. حسین ۱۳۸۶-۰۷-۱۷، ۱۰:۵۰ ق.ظ

    با با حرفات اساسی باحالن

  48. MOSLEM ۱۳۸۶-۰۷-۱۷، ۲:۲۳ ب.ظ

    SALAM ZIBA BOD
    TASHAKOR AZ SHOMA

  49. مم ۱۳۸۶-۰۷-۲۵، ۲:۰۶ ب.ظ

    سانسور شد

  50. Farvahar ۱۳۸۶-۰۷-۲۶، ۱۱:۴۶ ق.ظ

    بدون شناخت از ۳ عنصر کالا مشتری و رقیب نباید به مهمونی رفت.
    َّFARVAHAR

  51. سامان جون ۱۳۸۶-۰۷-۲۸، ۱:۲۴ ب.ظ

    دوستو ن دارم جوجوها

  52. مهذی ۱۳۸۶-۰۸-۲، ۲:۳۱ ب.ظ

    دختر درستو بخون

  53. بهنام ۱۳۸۶-۰۹-۱، ۳:۴۸ ب.ظ

    بابا ای ول
    نویسنده ی خیلی خوبی هستی من که لذت بردم
    باز هم از این کارها بکن…………..

  54. صث ۱۳۸۶-۰۹-۵، ۷:۴۲ ب.ظ

    یبزیبزیب

  55. شنگول ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۳:۰۳ ب.ظ

    چیز کسی بود

  56. سانسور شد ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۳:۰۸ ب.ظ

    سانسور شد

  57. محمود ۱۳۸۶-۰۹-۱۵، ۱۱:۰۲ ب.ظ

    متن جالبی بود ذهنت فوران میکنه؟ از بیکاری که نیست؟ قربونت جوون تنها

  58. محمود ۱۳۸۶-۰۹-۱۵، ۱۱:۰۴ ب.ظ

    ۰۹۱۲۲۸۸۴۸۰۸ جوون تنها دس مریض

  59. ایمان ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۵:۳۴ ب.ظ

    متن خیلی پر محتوایی نبود ممنون سلمان

  60. arezoo ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۹:۱۲ ق.ظ

    هیچ وقت قیا فه مهم نیست
    اخلاق وعشق و…..
    من عاشق ÷سری ام که زیا زیبا دنیست ولی بی نهایت دوستش دارم و اون هم همین طور

  61. محمد ۱۳۸۶-۰۹-۲۵، ۲:۱۶ ب.ظ

    من از کار شما خشم امد ولی یک سوال مگر این که تجربه داشتی ….حالا چند بچه داری ایا تو مایل به داشتن بیشتر از دو بچه داری ؟؟؟؟؟؟؟خوب معلوم است از حرفات

  62. ارباب ۱۳۸۶-۰۹-۲۷، ۱۱:۴۵ ق.ظ

    نظری نیست فقط بهتر است چند تا عکس هم داشته باشی

  63. اسماعیل ۱۳۸۶-۰۹-۲۹، ۵:۵۸ ب.ظ

    بهتر است عکس زیبانیز داشته باشد

  64. دودو ۱۳۸۶-۱۰-۲۳، ۴:۱۶ ب.ظ

    مال این حرفا نیستی مهندسی کامپیوتر برو غاز بچرون بچه

  65. mehdi d ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۴:۰۹ ب.ظ

    salam i dar morede in matalebe bala chizi nemidunam tojiham konid mer30

  66. اکی ۱۳۸۶-۱۰-۳۰، ۹:۰۵ ب.ظ

    خیلی باحاله فقط در مورد ازدواج موقت تبلیغ کن

  67. امیر عباس ۱۳۸۶-۱۱-۲۹، ۶:۳۳ ب.ظ

    مهسا جون جان مادرت اینقدر لاشی نباش.

  68. Ramin ۱۳۸۶-۱۲-۵، ۱۲:۱۴ ب.ظ

    سلام کسی هست با من دوست بشه چون دارم از تنهایی میمیرم

  69. امین ۱۳۸۶-۱۲-۱۹، ۴:۱۳ ب.ظ

    کوس مادرت

  70. مظفر ۱۳۸۶-۱۲-۱۹، ۴:۲۱ ب.ظ

    سلام زهرا خانم هموطن عزیز ایران زمین امیدوارم همیشه خوب خوش سالم باشی و برای ایران و ایرانی کمک کنی خیلی خوشحال می شوم که در جهت آگاهی و کمک به جوانان کشور خودت فعالیت می کنی من مظفر ۲۶ ساله از بندرعباس خیلی خوشحال شدم دستت درد نکند مطلب جالبی را پیدا نمودید

  71. ناشناس ۱۳۸۶-۱۲-۲۲، ۳:۰۰ ب.ظ

    از مطالب ارسالی که مفید واقع گردید دستتت درد نکند علی از بافق

  72. رها ۱۳۸۶-۱۲-۲۲، ۵:۴۷ ب.ظ

    عالی بود بهترین مطلبی بود که خوندم

  73. amirali ۱۳۸۶-۱۲-۲۴، ۱:۴۰ ب.ظ

    hala man ke adame be pole hastam bayed che kar konam

  74. حاجی ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۱:۳۱ ب.ظ

    زهرا جون دست مریزاد

  75. نیاز ۱۳۸۶-۱۲-۲۸، ۳:۳۴ ب.ظ

    عالی بود. دستت طلا

  76. reza ۱۳۸۷-۰۱-۶، ۱۲:۱۴ ق.ظ

    از رفتارت نشان از یک کوس بحال میده

  77. نوشین ۱۳۸۷-۰۱-۶، ۸:۰۳ ب.ظ

    زهرا ععععععععععععععععععععععععععععععععاااااااااااااااااااااالللللللللللللیییییییییییییییییییییییییی بوووووووووووددددددددددد
    مرسی گلم

  78. یحیی ۱۳۸۷-۰۱-۱۱، ۶:۴۵ ب.ظ

    خوب بود

  79. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۱۵، ۱۲:۲۳ ب.ظ

    امجخ

  80. آره ۱۳۸۷-۰۱-۲۱، ۵:۲۰ ب.ظ

    نه

  81. طاهر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۱۰ ب.ظ

    به به به به به به خیلی ممنون

  82. خیلی خوب بود ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۱:۵۳ ب.ظ

    خیلی عالی بود

  83. rahele joon yasha joon ۱۳۸۷-۰۲-۱۰، ۲:۱۹ ب.ظ

    man rahele ro dost daram az joon va dellllllllllllllllllll

  84. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۱۰، ۳:۴۳ ب.ظ

    خوب بود عزیزم ولی می تونست بهتر باشه

  85. hichkas ۱۳۸۷-۰۲-۱۲، ۱۲:۴۱ ق.ظ

    اگه خواستیم دوست دخترپیداکنیم بایدکیوببینیم

  86. flakat ۱۳۸۷-۰۲-۱۲، ۱۲:۴۸ ق.ظ

    خواهشن این شماره عاطفه روبرام پیداکنین من مصطفی ۱۷ساله ازشهر بی وفایان

  87. علی ۱۳۸۷-۰۲-۱۶، ۸:۳۹ ق.ظ

    mr30 khob bod

  88. Ali ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۱۲:۰۶ ق.ظ

    salam khooooooooooooooooooooooooooooob bod
    salam be dokhtara
    parandeye_zakhmi_3000@yahoo.com

  89. مرسل دلیر ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۵:۱۹ ب.ظ

    برای شما همکار گرامی ازصمیم قلب آرزوی موفقیت وتبریک میگم امیدوارم درآینده بتوانم
    شما را از نزدیک زیارت کنم

    شما:مرسل دلیر ازدیار سبلان درباره وبلاگت فقط میتونم بگم احسنت

  90. مرسل دلیر ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۵:۲۱ ب.ظ

    برای شما همکار گرامی ازصمیم قلب آرزوی موفقیت وتبریک میگم امیدوارم درآینده بتوانم
    شما را از نزدیک زیارت کنم

    :مرسل دلیر ازدیار سبلان درباره وبلاگت فقط میتونم بگم احسنت

  91. حسین ۱۳۸۷-۰۲-۲۷، ۵:۳۲ ب.ظ

    من نخوندم ولی قشنگ بود

نظر شما