۱۳۸۶-۰۵-۲۳
غصه خور مردم
* ظاهرا من باید یه دور دیگه توی بلاگرولینگ لاگین کنم و وبلاگهای پرشین بلاگ رو به .ir تغییر بدم. اما مسئله فیلتر بودن بلاگرولینگ هستش و من نمیدونم چیکار کنم؟ واقعا شرمنده همه دوستان من حتی خودم لینکهای این بغل رو نمیبینم. البته شمال که بودم فیلتر نبود اما اینجا فیلتر هستش! حالا خدا میدونه شمالیها چه مزایایی دارن که اونجا برخی سایتا فیلتر نیست:-)
* یکی از خواصی که من دارم اینه که وقتی توی جمعی هستم افراد توی درددل کردن با من راحت هستن. حتی شده آدمهایی که خیلی با من فرق دارن راحت میان نزدیک و با من درددل می کنن. حالا نمیدونم این خاصیت بده یا خوب؟ مثلا توی مترو یا اتوبوس شده بارها که اولین باره یه نفر رو میبینم ولی صادقانه میاد با من حرفاشو میزنه و یا مشکلاتش رو میگه. حالا هر وقت توی خونه به مامانم یا خواهرم میگم که امروز یه خانومه رو دیدم که …بر میگردن میگن بس کن زهرا تو هم شدی غصه خور مردم!!:-) البته من به شخصه از این خصلت استقبال میکنم. نه اینکه به خاطر اینکه خوشحال بشم که دخترای هم سن و سال من غم و غصه دارن ها به خاطر اینکه این کار گاها باعث میشه آدم فکر کنه چقدر مشکلات خودش کوچیک هستن و چقدر باید خدا رو شکر کنه و سعی کنه به جای افکار منفی به دیگران هم فکر کنه و بهشون کمک کنه.
* این بار که داشتم میرفتم شمال توی اتوبوس یه دختر خانومی کنار من نشسته بود که ۲۸ ساله بود و مجرد. این بابا با اینکه دیپلمه بود ولی با پارتی باباش داشت توی شعبه مرکزی بانک سپه کار میکرد! جالب اینجاست که بدونین این دختر خانوم موفق شده بود کلی از بانکشون وام و حقوق بگیره و ۴ سال پیش یه خونه ۶۹ میلیونی بگیره!!! بعدش یه زانتیا هم واسه خودش خریده بود! بعید میدونم که دروغ بگه چون از اولش معلوم شد که همکلاسی دختر عمه ام بوده و هنوزم با دختر عمه ام رابطه داره.
خدا وکیلی کلی حسودیم شد و برای هزارمین بار بهم ثابت شد که توی این مملکت درس خوندن هیچ ارزشی نداره!!! مثلا فکرشو بکنین من و شما (حالا من که هیچی شماهایی که فوق لیسانس و دکترا دارید!!!) چند ساله دیگه که هم سن این خانوم شدیم عمرا اگه بتونم یه زانتیا واسه خودم بخریم چه برسه به یه خونه ۶۹ میلیونی! تازه اونم چند سال پیش خریده و احتمالا اگه به پول الان حساب بشه بالای ۱۰۰ میلیون قیمتش هست… از همه جالبتر دلیلش واسه ازدواج نکردن تا این سن بود! این دختر خانوم محترم معتقد بودن که چون تا حالا یه خواستگار پولدار واسش نیومده ازدواج نکرده و اصلا دلش نمیخواد بعد از ازدواج توی فقر و اینا باشه!!! حالا من نمیدونم ایشون با اینکه توی شعبه مرکزی بانک سپه کار می کنن و واسه خودشون زانتیا و خونه هم دارن دیگه چه نوع فقری ممکنه بگیرن؟!!!
حالا شمارشم بهم داد که اگه مورد خوبی پیدا کردم حتما بهش معرفی کنم!!! خوب بنده از همین تریبون اعلام می کنم که اگه یه آقا پسر پولدار هستید بنده شماره این بانوی محترم رو به شما بدم!!! بعدشم بنده هیچ مسئولیتی قبول نمی کنماااااااااا بابا پول دوستی هم حدی داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااره!!!
* خم شد و از کف حمام آنچه را که به نظر می رسید یک تار موی بلند طلایی باشد برداشت.با حرکتی مختصر آن را در سطل آشغال انداخت و گفت:”نمی دونم فایده ی این همه معلومات و هوش و سواد وقتی که شاد و خوشبختت نکنه چیه.”
پ.ن: این یکی از سوالاتیه که من اغلب از خودم می پرسم…
* جالبه توی کامنتای پست قبلی فقط دو نفر نوشتن که از چه ادیتورهایی استفاده می کنن. بازم خوبه دو نفر با دقت اینجا رو میخونن:-)
