شیفته بانوی زرد

* این بار که شمال رفتم زیاد خوش نگذشت. چون وقتی داشتم هدیه روز پدر رو به بابام می دادم و اون موقع که سرشو خم کرد تا ببوسمش وقتی داشتم با دقت به صورتش نگاه میکردم تازه فهمیدم که چقدر شکسته شده. یه کمی از موهای کنار گوشش هم سفید شده بود و این موضوع باعث شد خیلی متاثر بشم. این چند روزه همش داشتم فکر میکردم که چی شده که ظرف دو ماه بابام اینقدر شکسته شده. چون من اردیبهش هم شمال بودم و اون موقع بابام هیچ تغییری نکرده بود.
عادت کرده بودم به موهای سیاه بابا… تصور اینکه بابام پیر بشه و یا اینکه موهاش سفید بشه خیلی برام سخته. خیلی…
خلاصه اینکه همه باباها باید بدونن علیرغم همه شکستگی هاشون، موهای سفیدشون، دستهای گاها پینه بسته شون، نگاه های غمگینشون، سخت گیریهاشون و … با همه این اوصاف واسه ما دخترا هنوزم بهترین مردای دنیا هستند و از صمیم قلب دوستشون داریم حتی اگه گاهی اوقات جوونی کنیم و قهر کنیم و یا حرفاشونو گوش نکنیم.
خانوم احمدنیا: امان از این زن‌ها که به عالم و آدم رحم نمی‌کنن و حق این آقایون ستمدیده‌ی دوران‌ها رو می‌خورن! این مردها حتی موقع کادو دادن هم که می‌شه تحت ستم و تبعیض اطرافیان قرار می‌گیرن و هدیه‌هایی که می‌گیرن اصلاً قابل مقایسه با هدیه‌ای که مامانا می‌گیرن نیست! بمیرم برای پدرای مظلوم تاریخ! اصلاً اینها از نظر حقوق و درآمد و دسترسی به امکانات مادی و رفاهی هم همیشه در تنگنا و عسرت و سختی قرار داشته و دارن! فکر کنم اکثرشون زیر خط فقر هم قرار دارن و باید یه فکر جدی به حالشون بشه! بابا! صد دفعه گفتیم این که فقط یه روز از سال رو بیاییم به اسم مردها بزنیم و بقیه‌ی سال اون‌ها رو به دست فراموشی بسپریم اصلاً کافی نیست و دردی رو از پدرها دوا نمی‌کنه! کاش فریادرسی بود…!

* حتما شمام از این ایمیلای سرکاری دریافت می کنین که فلان شاهزاده نیجریه ای (یا کشور دیگه ای از آفریقا) بخشی از ثروتش رو به شما بخشیده و برای دریافتش فلان کار و بکنین؟! این ایمیلا نوعی حقه است. چون در ادامه برای دریافت این ثروت باید وکیل بگیرید و فلان قدرم پول به فلان حساب پرداخت کنین و …
جالبیش به این بود که امروز واسم یه دونه ایمیل اومده بود که موضوعش این بود: your diploma is ready!!! و توی بدنه ایمیل نوشته شده بود که شما فارغ التحصیل شدین و گواهینامه تان آماده است و اگه میخواین دیپلمتان رو دریافت کنین به فلان حساب فلان قدر پول واریز کنین و آدرستون رو هم بدید تا واستون بفرستیمش!!!
ولی خودمونیم حالا نمیشد اینطوری فوق لیسانس بدن؟:دی

* شیفته بانوی زرد
سریال جواهری در قصر را نگاه نمی کنم، اما این باعث نمی شود از محبوبیت بانوی همه فن حریف قصر در میان مردم بی خبر باشم! چند وقتی هست که این بانوی زرد پوست، مردم را با خود همراه کرده، این را از تشعشعات زرد رنگ کیوسک های روزنامه فروشی هم می توان فهمید.
محبوبه میلیون یافته ای!
یکی از نزدیکانم تعریف می کرد در میان متخصصین یکی از بزرگ ترین مراکز علمی و صنعتی کشور نیز سلسله مباحث یانگوم شناسی با جدیت تمام دنبال می شود. حتی یکی از کارشناسان امر برای بقیه شرح می داده که در یک سرچ، دو میلیون یافته در مورد یانگوم بدست آمده. گویا جریان یانگوم کم کم دارد ابعاد تازه ای به خود می گیرد و برای بعضی ها مسئله خیلی جدی شده است.
یانگوم به روایت ضابطیان
برنامه ” مردم ایران سلام” گفتگوی زنده تلفنی برقرار کرده با منصور ضابطیان۴  در کره. گویا قرار است ضابطیان با عوامل پشت صحنه جواهری در قصر و شخص یانگوم مصاحبه کنند!
سعی می کنم باور نکنم، اما انکار فایده ای ندارد. ضابطیان و گروهش راستی راستی فقط برای تهیه گزارش از پشت صحنه این سریال به کره سفر کرده اند.
خرج و مخارج این سفر را حدودی تخمین می زنم و این سوال را از خود می پرسم که مصاحبه با ” جی او .. ” چه اولویت و ضرورتی دارد که شایسته این همه هزینه است؟!
صدا و سیمایی که تشعشعات زرد رنگ ساطع می کند هم حقیقتاً دیدنیست!
دنبال کردن یک سریال و لذت بردن از آن یک حرف است و پیرو زردیسم بودن حرف دیگر.
یانگوم و اوس محمود
نمایش زیر تیغ در خارج از ایران موفقیت آمیز بوده. آن همه اشک و آه گویا بر دل غیر ایرانی ها هم نشسته، حتی در ایتالیا جایزه بهترین بازیگر جشنواره برنامه های تلویزیونی را به پرویز پرستویی و جایزه بهترین کارگردان  سریال های بلند را هم به حمیدرضا هنرمند داده اند.
توی این فکرم که آنقدر که ما به یانگوم می پردازیم، ایتالیایی ها هم به پرویز پرستویی فکر می کنند؟!
و اصولاً چرا شبکه های تلویزیونی ایتالیا خبرنگار نمی فرستند برای مصاحبه با معتمد آریا؟!
چرا مجله های آنجا ته و توی زندگی پرویز پرستویی را در نمی آورند؟! یعنی آنها مجله زرد ندارند؟!
اس ام اس اوس محمود آیا در ایتالیا درآمده؟! آیا مهندسین ایتالیایی هم سرچ می کنند “پرویز پرستویی” و در محل کارشان در موردش صحبت می کنند؟!
آیا آنها هم در مورد زیر تیغ ما وبلاگ می نویسند؟! یا فقط این مائیم که شیفته می شویم؟
یانگوم ساری پوش
چشمان خود را ببندید و یانگوم را تصور کنید که ساری پوشیده! مسخره است، نه؟!
هندی ها هم همین مدلی اند، آشواریا، بازیگر زن هندی که به عنوان هالیوودی ترین بازیگر زن هند شناخته شده، هنوز که هنوز است ساری می پوشد و همچنان با آن احساس زیبایی می کند!
زحمت می شود اما لطفاً دوباره چشم های خود را ببندید و یک بانوی امروزی ایرانی را با لباس سنتی یکی از مناطق ایران تصور کنید. مسخره است، نه؟! در عوض تا دلتان بخواهد انواع و اقسام ساری و لباس سنتی پاکستانی و اخیراً حتی مانتوهای طرح کیمونو در ایران فروخته می شود.
طراحان لباس ایرانی سالهاست صدها نوع لباس ایرانی که شامل هزاران طرح و رنگ است را فراموش کرده اند.
مرغ همسایه تا چه حد غاز است؟!
آیا ما ایرانی ها انسان هایی شیفته هستیم؟!
آیا هر چیز صرفاً خارجی برای ما جذاب است؟!
آیا مرغ همسایه برای ما غاز آست؟!
آیا مقاومت ما در مقابل فرهنگ بیگانه زود در هم می شکند؟!
آیا ما، آن طرف آبها، برای خود قصرهای باشکوهی بنا کرده ایم و مردم غیر ایرانی را جواهری در قصر می بینیم؟!
علائم ” انسان های شیفته ” در ما دیده شده، مراقب باشید.

۲۹ نظر

  1. حامد ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۱:۴۶ ب.ظ

    زهرا خانم

    حتما برو دکتر ! حالت اصلا خوب نیست.

    راستی بازم برامون از “فرزاد حسنی بنویس”

    بای: حامد

  2. زهرا ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۱:۵۵ ب.ظ

    به حامد؟!!!!!!
    شما؟!!

  3. حامد ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۲:۱۸ ب.ظ

    زهرا خانم

    یک خبر جدید از مجری محبوبتون:

    کیهان : طرح امنیت اجتماعی را از مجری “کوله پشتی” آغاز می
    کردید !

    نواندیش- روزنامه کیهان در یادداشتی به قلم ایرج نظافتی نوشت: اگر نیروی انتظامی طالب اجرای همه جانبه طرح امنیت اجتماعی است این کار را می بایست از مجری برنامه کوله پشتی آغاز می کرد!

    در این یادداشت آمده است:

    در پی پخش برنامه «کوله پشتی» از شبکه ۳ سیما که در آن مجری برنامه عملکرد و فعالیت های نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی را به باد انتقاد گرفت، مردم نیز طی تماس های مکرر و متعدد با صدا و سیما و مطبوعات، به این برنامه واکنش نشان دادند که در این باره ذکر نکاتی لازم و ضروری به نظر می رسد:

    ۱- صدا و سیما به عنوان رسانه ای ملی بیش از ۷۰ میلیون ایرانی در داخل کشور را مخاطب خود دارد و باید آیینه تمام نمای هویت ایرانی- اسلامی ما باشد.

    با این حال حضور یک مجری مرد آنهم با ابروهای اصلاح شده! و قیافه و ادا و اطوارهای آنچنانی به هیچ عنوان زیبنده رسانه ای نیست که آن را محرم خانه های خود دانسته اند.

    ۲- اگر تا دیروز شبکه های ماهواره ای و رسانه های مخالف نظام در خارج از کشور علیه طرح امنیت اجتماعی و برخورد با اراذل و اوباش موضع می گرفتند اما در این برنامه و چند برنامه دیگر، رسانه ملی در برنامه ای زنده و مستقیم و در حضور فرمانده نیروی انتظامی این طرح را زیر سوال می برد!

    ۳- اگر یک قداره بند شناخته شده فقط یک کوچه یا محله را ناامن می کند، متاسفانه مجری این چنینی به راحتی ناامنی تمام جامعه ما را هدف گرفته است به راستی اگر قرار است سردار رادان این طرح را به صورت همه جانبه اجرا کنند، بد نبود ابتدا از همین مجری آغاز می کردند!

    ۴- امروز رسانه ملی نه فقط در این برنامه، که در بسیاری از مصاحبه های زنده با برخی افراد یا در سریال های تلویزیونی بسیاری از حریم های اخلاقی را در هم شکسته، به گونه ای که این شائبه ایجاد می شود که گویا گردانندگان این رسانه می خواهند ادبیاتی خاص را به جامعه حکمفرما کنند.

  4. شیخ حقگو ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۴:۰۳ ب.ظ

    من اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم ولی با نظر شما موافقم .
    من برای راضی کردن خودم یک قسمت از یانگوم رو دیدم و حالم ازش بهم خورد.
    و الان دلم می خواست برنامه کوله پشتی رو می دیدم.

  5. naser ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۶:۲۸ ب.ظ

    سلام
    در صورت مایل بودن به تبدل لینک به من خبر بده

  6. naser ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۶:۲۹ ب.ظ

    سلام
    در صورت مایل بودن به تبادل لینک به من خبر بده

  7. rojin ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۶:۵۲ ب.ظ

    ghabel e tavajooh Zahra

    در داخل مرجعی برای شکایت نمانده
    شکنجه دانشجویان در گفتگو با عبدالکریم لاهیجی - یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۶ [۲۰۰۷/۰۷/۲۹]

    خبرنامه امیرکبیر دیووز به نقل از یک منبع جزئیات تکان دهنده ای را از شرح شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از آنها فاش کرد. به نوشته این خبرنامه، بازجویان، حتی دانشجویان را به پشت روی زمین خوابانده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… مورد تهدید قرار داده اند. در اثر آزار و اذیت دانشجویان توسط تیم بازجویی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوین چند نفر دانشجویان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی (ناموفق) زده اند.

    دکتر عبدالکریم لاهیجی، رییس جامعه حقوق بشر ایران و نایب رییس فدراسیون بین المللی حقوق بشر درگفت وگویی با روز با ابراز نگرانی ازوضعیت دانشجویان زندانی شده گفته است که باتوجه به سوابق چنین پرونده هایی و بسته بودن فضای داخلی کشور، امکان رسیدگی به موارد نقض حقوق بشرتوسط افراد و سازمان های داخل کشوروجود ندارد.

  8. کاپیتان ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۱۰:۳۵ ب.ظ

    همون ابتدای پستت که راجع به پیری پدر نوشته بودی رو تونستم بخونم
    دیگه خودمو نتونستم کنترل کنم …
    این تنها نقطه ضعف من توی زندگیمه…

  9. نازی ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    سلام زهرا خانم
    ببین! ما شیفته تر از مردمان دیگه نیستیم.فقط دیگران برای هویت فرهنگی
    شون و شناسوندن اون به همه دنیا در حال تلاش و تکاپو هستند اونم
    با تمامی ابزارهای قدرتمند رسانه ایشون تا فرهنگ و پوشش و آدابشونو
    به بهترین و قابل احترام ترین شکل ممکن به همه بشناسونن ولی
    در مملکت ما عظیمترین کار در این حیطه کتک زدن دختران و زنان و تحقیر اوناست تا از همین ته مونده فرهنگ هم تهی وبیزار بشن . صحبت کردن
    و الگو گرفتن از هر تاریخی قبل از سی سال پیش تبدیل به جرم شده
    برای همین ما داریم تهی و بی ریشه میشیم….
    بیشتر بخون بیشتر فکر کن
    موفق باشی

  10. saman ۱۳۸۶-۰۵-۷، ۱۱:۳۷ ب.ظ

    ولی به نظر من بری دکتر بهتره !

  11. jigareto ۱۳۸۶-۰۵-۸، ۲:۴۸ ق.ظ

    CCزهرا جون ما ایرانیها آدم نمیشیم

  12. jigareto ۱۳۸۶-۰۵-۸، ۲:۵۰ ق.ظ

    راستی شوهر کردی یا نه؟

  13. jigareto ۱۳۸۶-۰۵-۸، ۲:۵۳ ق.ظ

    راستی دیگه از من انتظاری نداشته باش چون من زن گرفتم

  14. jigareto ۱۳۸۶-۰۵-۸، ۲:۵۶ ق.ظ

    زهرا جون گفتم شما ایرانی ها آدم نمیشید.

  15. شازده ۱۳۸۶-۰۵-۸، ۳:۴۶ ق.ظ

    سلام
    ببینید گاهی سریال ها و فیلم هم فراتر از فریم ها و … هستن. به نظر من سریال جواهری در قصر هم این طوریه! لایه های فساد و باند بازی های این سریال خیلی جذابه. در همه کشور ها این فساد به شکل های مختلف وجود داره.
    با نظر “نازی” هم موافقم!

    ضمنا چرا گیر می دی که حتما باید آدرس ایمیل رو بنویسیم؟

  16. سمیه ۱۳۸۶-۰۵-۸، ۹:۱۰ ق.ظ

    دوست ندارم تو عذاب بکشی

    دوست ندارم مثل من حسرت بخوری

    دوست داشتم پیشت بودم

  17. I'm Arash ۱۳۸۶-۰۵-۸، ۶:۱۸ ب.ظ

    سلام.از قدیم گفتند دختر ها بابایی میشن و پسر ها هیچکدوم.برای همینه که بابا ها برای دختراشون هر کاری که بتونن میکنن.یعنی به قول معروف لوسشون میکنن.

  18. فرهاد ۱۳۸۶-۰۵-۹، ۱:۳۳ ق.ظ

    salam omidvaram moafagh bashi web khobi darid ziba va latif age khastid be man sar bezanid

  19. از زندگی ۱۳۸۶-۰۵-۱۴، ۱۰:۳۹ ب.ظ

    سلام زهرای عزیز
    از لطف همیشگی تون به من و این که مرتب به من لینک دادین تشکر می کنم. امیدوارم پدر عزیزتون همیشه سلامت و شاد باشن در کنار شما و خانواده ی محترم.

  20. Travertine ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۹:۳۹ ق.ظ

    به نام حق
    ای دل تو به ادراک معما نرسی
    در نکته زیرکان دانا نرسی
    اینجا به مِی و جام بهشتی میساز
    کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
    خیام

  21. sharven ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۳۰ ب.ظ

    سلام مطالبت در مرد روز ÷در واقعا داغ دلم تازه کرد/ مطلب قشنگی بود/ولی مطلبت خیلی خشکن/یه با مزه ترشون کن/خوشحال میشم بیشتر با هم اشن شیم/دوستات شروین

  22. sharven ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۳۴ ب.ظ

    man sharven hastam lotfan maseegehaya khoodato ba emailam send kon/email man: jan_sharven@yahoo.com

  23. lind ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۱۲:۲۵ ق.ظ

    سلام خوب بود تشکر

  24. ئ ۱۳۸۶-۰۵-۲۳، ۷:۴۰ ب.ظ

    واقعا احمقانه است….

  25. رضا ۱۳۸۶-۱۲-۱۴، ۱۰:۵۵ ق.ظ

    حق با تو.برادر من در سئول زندگی میکنه.من هم سالی یک بار برای دیدنش میرم.جالب اینکه خانه ی برادرم درست رو به روی خانم لی یونگ ای هست.من هم چند بار باهاش به زبان المانی صحبت کردم اخه من زیاد انگلیسی بلد نیستم.همیشه از دهنش بوی ویسکی اسکاتلندی میاد.اون خیلی ویسکی میخورد.چند بارم بر اثر سنگکوب کردن با امبولانس به بیمارستان منتقل شد.اون حتی به من پیشنهاد رابطه نیز داد.

  26. رضا ۱۳۸۶-۱۲-۱۴، ۸:۰۴ ب.ظ

    یک روز باهم برای تماشای مسابقه سامسونگ وسوون بلووینگز رفته بودیم به شهر سوون که ۳۰ دقیقه از سئول فاصله داشت . وقتی داور بازی رو تمام کرد و با طرفداری از سوون باعث باخت سامسونگ شد لی یونگ ای یکی از بد ترین ناسزا های که تو عمرم شنیده بودم بیرون به روی داور گفت و داور رو زن و بچه فروش معرفی کرد.یونگ ای وقتی ناراحت بشه خیلی غیر قابل کنترول میشه و برای همه خطرناکه.یک بار با هم سر یک مثئله جزئی بحث کردیم از من عذر خواهی کرد و وقتی رفت قهوه بیاره مثل دیوونه ها با یک لوله اهنی به من حمله کرد محکم لوله رو به سرم کوبید.به طوری که بیهوش شدم.وقتی بهوش امدم برادران یونگ ای من رو بلند کرده و ازم معذرت خواستند.ولی من اون رو نبخشیدم و تو پارک ملی سئول که در حال قدم زدن بو دیم حسابی از خجالتش در اومدم با سیلی زدم تو گوشش که موجب شد ۱ سال با هم قهر شیم.اگر میخواهید در باره این افسونگر بیشتر بدونید با ایمیل خودم در ارتباطباشید و برام ایمیل بزنید.rezamahiar@ yahoo.comr

  27. رسول ۱۳۸۶-۱۲-۱۷، ۲:۰۵ ب.ظ

    وب خوبی داری واین که نظراتت زیاده یعنی اینکه بازدید کننده های خوبی داری کاری به انتقاد یا تعریف ندارم کاش وبلاگ من هم اینقدر نظر برای یک پست داشت.
    اگر مایل به تبادل لینک هستی لینک من را به عنوان جدید ترین آهنگها بذار وبعد به من خبر بده نا من هم بذارم
    فعلا خداحافظ

  28. رسول ۱۳۸۶-۱۲-۱۷، ۲:۰۶ ب.ظ

  29. رضا ۱۳۸۶-۱۲-۱۸، ۱۱:۵۳ ق.ظ

    حتما به وبلاگت سر میزنم رسول جون.

نظر شما