تهران = دودستان + مقایسه دانشجویان

سلام
بالاخره علیا حضرت زهرا اچ بی وارد تهران یا به قول داداشم دودستان شدند
یعنی جدی جدی نمیشه موقعیت های شغلی تهران رو برد توی شمال و یا اینکه آب و هوای شمال رو وارد تهران کرد؟!
جدا فکر می کنم ترکیب اینها واقعا عالی بشه…

* یه مطلب خیلی توپ با عنوان مقایسه‌ی دانشجویان کشورهای مختلف
ژاپن: بشدت مطالعه می‌کند و برای تفریح ربات می‌سازد 
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند  
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند! و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند 
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!  
اسـرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است!!! او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! مرگ بر اسرائیل!
گینه بی‌صاحاب: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند 
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد! و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید  
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می‌کشد!  
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می‌شود! ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می‌خوانند
ایران: عاشق تخم مرغ است! سر کلاس عمومی چرت می‌زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می‌نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی‌ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای ذکر شده‌ی بالا را دنبال می‌کند.
عاشق عبارت « خسته نباشید» است،… البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را می‌خورد و هر روز هم به غذای دانشگاه بد و بیراه می‌گوید
او سه سوته عاشق می‌شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می‌شود. جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می‌شود. ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه‌ها جان به عزرائیل می‌دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی‌دهند او چت می‌کند! خیابان متر می‌کند و در یک کلام عشق و حال می‌کند! نسل دانشجوی ایرانی درس‌خوان در خطر انقراض است

۱۱ نظر

  1. طیبه ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۹:۴۳ ق.ظ

    رسیدن بخیر/ یه خورده تخیلی میشه :)

  2. sahar ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۱۰:۳۰ ق.ظ

    یخمک :d

  3. طیبه ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۱۲:۵۸ ب.ظ

    چه با حال بود. از همه باحال تر دانشجو های ایران.

  4. nader ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۱:۴۰ ب.ظ

    مهاجرت باعث شده که شما و برادرتون به تهران بگوید دودستان!.در روزهای عید مهاجرینی که به شهرهای خودشون برمیگردند برای تعطیلات هوای تهران هم مثل شهر شما خیلی تمیز و قابل تنفس میشود.

  5. ننوس ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۱:۵۸ ب.ظ

    بار اولمه که اومدم اینجا ولی قول می دم تند تند بیام

  6. زهرا ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۲:۰۴ ب.ظ

    به نادر:
    یعنی فکر می کنین برای خود شمالی ها آب و هوای شمال بده؟ به نظر من غیر از مواقعی که یه ریز بارون میاد اونجا واقعا معرکه است.

  7. :) ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۲:۳۷ ب.ظ

    منظور اقا نادر این بود که مهاجرت بی رویه و شلوغی تهران باعث شدت آلودگی شده. و الا اگر بدونید در گذشته تهران به عنوان منطقه خوش آب و هوای نیمه کوهستانی مورد توجه بوده…. و از اول اصلا چنین آب و هوای غیر قابل تحملی نداشته…. نمی دونم چرا همچین برداشت سطحی از حرفشون کردید و جبهه گرفتید !

  8. زهرا ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۳:۱۷ ب.ظ

    به :)
    حق با شماست:)
    من یه کم شوت منگول بازی درآ.ردم
    الان که با دقت خوندم فهمیدم.
    مرسی از تذکرتان:-)

  9. mojgan ۱۳۸۶-۰۳-۱۹، ۷:۳۰ ب.ظ

    خیلی با حال بود بخصوص دانشجو ایرانیش!

  10. علی حسینی ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۲:۰۲ ب.ظ

    سلام
    علی هستم از افغانستان
    دبیر بخش ادب و هنر یه روزنامه نسبتا با کلاس

    حرف خاصی ندارم تنها اینکه به نظر من شما اگر کمی بیشتر در وادی
    طنز قدم بگذارید فرد موفقی خواهید بود.
    راستی از مطلب دانشجویی تان هم استفاده کردم .به نظرم بشود در ضمیمه روزنامه که به نام پوهنزی ،یا همان دانشکده خودمان که به زبان پشتو است، بنویسم .
    سرسبز باشید

  11. علی حسینی ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۲:۰۹ ب.ظ

    متشکرم ، مهربان ماندنی
    نمی دانم شاید دوباره یک روزی سرزدم
    میدانید که ، این دنیای مجازی خیلی وسیع تر و بی کرانه تر از فرصت ماست. اما به رسم خوبان هم که شده ، شاید ما از هزار وعده به یکی وفا کنیم .
    راستی قدر مملکت خودتون رو بدونید
    قدر همه چیزش
    همین که به خاطری آسوده یک وبلاگ دارید و یک دنیای رمانیتیک قشنگ
    بالاخص قدر معلم هارو . معلمان نازنین دوره ابتدایی را .
    ما که اینجا نداریم

نظر شما